تورم این روزها فشار زیادی بر معیشت بازنشستگان وارد کرده است.
یادداشتی از دکتر حیدر عظمایی در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ تورم در ایران فشار زیادی بر معیشت بازنشستگان وارد میکند. با توجه به افزایش قیمتها و کاهش ارزش پول ملی، حقوق بازنشستگان به اندازه کافی برای تأمین هزینههای زندگی کافی نیست. این موضوع باعث کاهش قدرت خرید و افت کیفیت زندگی بازنشستگان شده است.
اثرات تورم بر بازنشستگان:
کاهش قدرت خرید:
تورم باعث میشود که حقوق بازنشستگان با وجود افزایشهای اندک، ارزش خود را از دست بدهد و قدرت خرید آنها کاهش یابد.
افزایش هزینههای زندگی:
قیمت کالاها و خدمات به طور مداوم در حال افزایش است و این موضوع فشار زیادی بر بازنشستگان وارد میکند.
کاهش کیفیت زندگی:
با توجه به کاهش قدرت خرید و افزایش هزینهها، بازنشستگان مجبورند از بسیاری از نیازهای خود صرف نظر کنند که این امر باعث افت کیفیت زندگی آنها میشود.
افزایش مشکلات روحی و روانی:
فشار اقتصادی ناشی از تورم میتواند منجر به افزایش اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات روحی و روانی در بازنشستگان شود.
کاهش مشارکت اجتماعی:
برخی از بازنشستگان به دلیل مشکلات مالی، از شرکت در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی خودداری میکنند.
هرچند که رفاه مقدمه رضایت از زندگی است اما شواهد متعدد و شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی هشدار میدهند که شرایط بهزیستی اجتماعی کشور رو به وخامت گذاشته است و تورم سهمگین و گرانی بیسابقه به اندام جامعه فشار میآورد و ستون و بنیاد خانوادههای فرودست که هرگز برای چنین فشاری طراحی نشده است در حال فرو پاشی است.
در حالی که در همه کشورهای توسعهیافته به باز نشستگان نوید زندگی بهتر و آرام را میدهند، تورم شدید یک زنجیره بازخورد فاجعهبار برای بازنشستگان کشور ایجاد نموده است.
به نظر میرسد در میان گروهای اجتماعی، قشر بازنشستگان کمترین توانایی را در سازگاری با این معضل از خود نشان داده است، زیرا زیربناهایی که پایداری و انعطاف در برابر افزایش سرسامآور قیمتها و هزینههای دارو و درمان در سالمندی را تقویت نماید دیگر وجود ندارند و تنگناهای اقتصادی امانشان را بریده است و به قول فردوسی
«مبادا که در دهر دیر ایستی
مصیبت بود پیری و نیستی»
امروزه انسان مدرن با ولع سیری ناپذیری بدنبال دیر ایستادن در دهر است. سالمندی بر اساس تعریف امروزی از ۶۰ الی ۶۵ سال شروع میشود و تقریباً ۲۰ الی ۳۰ سال طول میکشد که از همه دوران زندگی، کودکی، نوجوانی، جوانی و میانسالی طولانیتر است. از این رو به نظر میرسد فشارها بر زیست جهان بازنشستگان کشور جدی است و انتظار میرود که افزایش نیز یابد.
از این رو آثار تورم سهمگین و گرانیهای کمرشکن بر محیط اجتماعی سبب رنج شدید، خشم سرد (خشم بدون امید که یک احساس مخرب است)، نارضایتی و کاهش کنترل مدیریت احساسات گروههای کم برخوردار و آسیبپذیر مانند بازنشستگان شده است.
برای درک عمق این شرایط سخت و بغرنج در زبان فرانسه واژهای است به نام «Letasin» به معنای حجم زیادی از غم و اندوه، در حدی که مغز پاسخ منطقی برای کنترل شرایط ندارد و قلب از شدت اندوه زیاد، احساسات درستی را ارائه نمیدهد لذا به نظر میرسد بحران بهزیستی اجتماعی کشور یک مشکل چند وجهی است که پیامدهای قریب الوقوع آن میتواند منجر به تحولات غافلگیر کننده سیاسی و اجتماعی مخرب شود.
از اینرو در شرایطی که مسئولان و رسانههای حکومتی که درک درستی از فشار و رنج آنها از تورم شدید و تنگناهای اقتصادی، اجتماعی، درمان و بهداشت و شرایط بهداشت روانی این قشر ندارند و دائم توصیه به تحمل بیشتر و مقاومت میکنند نیز خود میتواند حتی شتاب دهنده خشم اجتماعی این گروه نسبت به شرایط حاکم شود.
تجربه کشورهای شکست خورده در برنامههای رفاهی از نهادهای ضعیف و سطوح بالای فساد حکایت دارد که با مقاومت و تحمل مردم مشکلی حل نخواهد شد.
لذا اگر مسئولان نظام تلاش نکنند تا با یک توافق اجتماعی جدید، جامعه را از نقطه ناامیدی دور کنند، شرایط وخیم برای توده مردم اغلب منجر به تحرکات تودهای و گاه جنبشهای اجتماعی شده است.
راهکارها:
افزایش حقوق و مستمریها:
دولت باید با افزایش حقوق و مستمری بازنشستگان، قدرت خرید آنها را جبران کند.
کنترل تورم:
دولت باید با اتخاذ سیاستهای مناسب، تورم را کنترل کند تا از کاهش ارزش پول ملی جلوگیری شود.
تأمین معیشت سالمندان:
با توجه به آسیبپذیری این قشر، باید برنامههای حمایتی ویژهای برای آنها در نظر گرفته شود.
نظارت بر بازار:
دولت باید بر بازار نظارت داشته باشد تا از گرانفروشی و احتکار جلوگیری شود.
فرهنگسازی:
با فرهنگسازی مناسب، میتوان ارزش و جایگاه بازنشستگان را در جامعه ارتقا داد.