ایران؛ مالِ هزاران سال تاریخ و فرهنگ است.
یادداشتی از سمانه امیری در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ در سالهای اخیر، جایگزینی واژهٔ «درود» به جای «سلام» در گفتار روزمرهٔ بخشی از جامعهٔ ایران به پدیدهای قابل تأمل تبدیل شده است. این تغییر زبانی، که ابتداً در فضای مجازی و محافل جوانان دیده شد، اکنون به خیابانها و تعاملات اجتماعی نیز راه یافته است.
در نگاه نخست، این کنش شاید تنها یک ترجیح زبانی ساده به نظر برسد، اما از منظر جامعهشناسی سیاسی، این پدیده بیانگر اعتراضی خاموش و نمادین به ساختار قدرت در ایران است.
زبان به مثابه سلاح مقاومت در جوامعی که طرح مساله با مانع و فضای اعتراض با انسداد مواجه میشود، زبان به ابزاری برای مقاومت تبدیل میگردد. شاهدیم در میان مردم، واژه «درود» جایگزین کلمه «سلام»، این شکل از کنش حاوی دو پیام میباشد:
الف- فاصلهگیری از گفتمان حکومتی؛ حکومت جمهوری اسلامی هویت خود را با اسلام شیعه و زبان عربی گره زده است. استفاده از واژههای غیرعربی و پیشااسلامی، شکلی از طرد نمادین این گفتمان است.
ب – اعتراض به اسلامی سازی اجباری؛ این تغییر، واکنشی است به تحمیل سبک زندگی دینی توسط نهادهای حاکم، از حجاب اجباری تا قوانین شرعی.
به قول یک استاد جامعهشناس: «این کنش، شبیه به بازیِ “قایم باشک” است؛ مردم در سایهٔ محدودیتها، با نمادها بازی میکنند تا نارضایتی خود را فریاد بزنند.»
بازخوانی تاریخ برای ساختن هویت جدیدواژهٔ «درود» تنها یک جایگزین زبانی نیست، بلکه پرچمی نمادین برای بازسازی هویتی است که حکومت کنونی آن را به حاشیه رانده است:
۱- پیوند با ایران پیشااسلامی: این واژه یادآور امپراتوریهای باستانی ایران است که در تقابل با هویت اسلامیِ تبلیغ شده توسط حکومت قرار میگیرد.
۲- اسطوره سازی برای فردا: جوانان با احیای این واژهها، در پی تعریف هویتی متکثرند که در آن ملیت و مذهب لزوماً در تقابل نیستند، اما حکومت دینی جایی ندارد. به عبارتی این نسل میخواهد بگوید ایران فقط مال روحانیون نیست؛ مالِ هزاران سال تاریخ و فرهنگ است.
از ترکیه تا ایران: مقاومت زبانی در جهاناین پدیده منحصر به ایران نیست. نمونههای مشابه در دیگر جوامع نیز دیده میشود: در ترکیه، برخی گروهها به جای واژههای عربی، از معادلهای ترکی عثمانی استفاده میکنند تا بر هویت سکولار تأکید کنند.
در کشورهای عربی، جوانان با جایگزین کردن «مرحبا» به جای «السلامعلیکم»، از هنجارهای سنتی فاصله میگیرند. این مقایسه نشان میدهد که زبان همواره میدان نبردِ هویتها بوده است.
آیا این تغییر، طرد دین است؟ بهنظر میرسد این کنش نشانهٔ سکولاریسم افراطی باشد، اما واقعیت پیچیدهتر است:
۱- در یک پژوهش ضمنی ملاحظه میشود بسیاری از کاربران «درود»، خود را مذهبی میدانند، اما مخالف نظام حاکم هستند.
۲- این پدیده بیشتر معطوف به جدایی دین از سیاست است، نه طرد کامل اعتقادات شخصی. دانشجویی میگفت: «من نماز میخوانم، اما نمیخواهم عقیدهام ابزار حکومت کردنِ عدهای خاص باشد.»
آیندهٔ این مقاومت نمادین تکثیر این کنش زبانی در آینده ممکن است به عرصههای دیگر فرهنگ، از پوشش تا هنر، گسترش یابد.
با این حال، پرسشهای جدی وجود دارد:
۱- آیا حکومت این نمادها را به مثابه تهدید میبیند و با سختگیری پاسخ خواهد داد؟
۲- آیا این حرکت میتواند به جنبشی فراگیر برای بازتعریف رابطهٔ ملیت، مذهب، و حکومت تبدیل شود؟
جایگزینی «درود» به جای «سلام» تنها یک تغییر واژگانی نیست، بلکه نشان دهندهٔ زخمهای عمیقتر در پیکرهٔ جامعهٔ ایران است:
زخمهای ناشی از شکاف روزافزون بین مردم و حکومت، از آرزوهای بر باد رفتهٔ یک نسل، و از خواستِ تغییری که صدایش اجازهٔ بروز ندارد.
در چنین فضایی، زبان به بازتاب دهندهٔ خشم و امید تبدیل میشود؛ خشم از حال و امید به فردایی متفاوت. قبل از نتیجهگیری لازم است خاطرنشان کنم تنظیم این مطلب را نباید یک کنش سیاسی قلمداد کرد، بلکه تحلیلی جامعهشناختی سیاسی با محوریت بررسی رابطه قدرت و جامعه میباشد.
