راما دوجی؛ نخستین عضو نسل Z در نقش بانوی اول نیویورک که همسرش، زهران ممدانی؛ جوانترین شهردار تاریخ نیویورک.
به گزارش پایگاه تحلیلی- خبری «درسانیوز»؛ راما دوجی برای همسرش، زهران ممدانی؛ جوانترین شهردار تاریخ نیویورک تبلیغ انتخاباتی نکرده است. در هیچ برنامهی تلویزیونی مشترکی ظاهر نشده و هیچ مصاحبهی پرزرقوبرقی برای مجلهها انجام نداده است. اما چرا؟
راما دوجی، زنی در سایه بانوی اول شهر بیدار که چگونه این زن نسل زدی توانست جوانترین شهردار تاریخ نیویورک را به موفقیت برساند؟
راما دوجی همسر شهردار نیویورک در صفحهی اینستاگرامش، که در آن آثار هنریاش را دربارهی زنان خاورمیانه و وضعیت فلسطینیها منتشر میکند، تقریباً هیچ نشانهای از ارتباطش با ممدانی دیده نمیشود؛ جز یک پست در روز انتخابات مقدماتی حزب دموکرات.
در آن پست، راما دوجی زیر عکسی از خودش و ممدانی، تصویری از رأی دادن خودش، و عکسی از ممدانی در کودکی نوشته بود: «نمیتوانستم بیش از این به او افتخار کنم.»
حالا راما دوجی بانوی اول شهر نیویورک است، زنی از نسل زد که در سایه همسرش را بر کرسی شهرداری بزرگترین شهر آمریکا نشاند. اما راما دواجی کیست؟
زهران ممدانی در انتخابات سهشنبه پیروز شد و بهعنوان اولین شهردار مسلمان نیویورک و جوانترین شهردار این شهر در یک قرن اخیر برگزیده شود، راما دوجی نیز در موقعیتی تاریخی قرار گرفت: نخستین عضو نسل Z در نقش بانوی اول نیویورک، در سن ۲۸ سالگی وارد عمارت گریسی میشود؛ اقامتگاهی زیر نورافکن بزرگترین شهر آمریکا.
خلاصه این گزارش را میتوانید همراه با عکسها در نوشتهها زیر ببینید:
گرچه راما دوجی در برنامههای سنتی کارزار انتخاباتی شرکت نکرده، اما در لحظات کلیدی حضور داشته و پشتصحنه، در زمینه شبکههای اجتماعی و طراحی گرافیکی کارزار مشاوره داده است.
راما دوجی هنگام رأیدادن زودهنگام ممدانی در انتخابات مقدماتی در کنارش بود، زمانی که بسیاری از ناظران هنوز فکر میکردند شانس شکست دادن اندرو کومو، فرماندار پیشین، را ندارد.
راما دوجی همان شب نیز در کنار ممدانی روی صحنه رفت، زمانی که وی سخنرانی پیروزیاش را ایراد کرد.
دوجی در حضور ممدانی در برنامهی «دیلی شو» نیز همراهش بود. همچنین در گردهمایی بزرگ کارزار در ورزشگاه فارست هیلز کویینز، در میان بیش از ۱۰هزار نفر، در حالی که الکساندریا اوکازیو کورتز و برنی سندرز نیز حضور داشتند، در جمع تماشاگران دیده شد.
هنوز مشخص نیست حالا با پیروزی ممدانی، دواجی چه نقش رسمی (اگر اصلاً نقشی داشته باشد) برعهده خواهد داشت. راما دوجی در طول کارزار انتخاباتی حاضر به انجام هیچ مصاحبهای نشد.
راما دواجی، که اصالتاً سوری است، در هیوستون به دنیا آمد و تا ۹ سالگی در تگزاس زندگی کرد، سپس خانوادهاش به دوبی نقل مکان کردند.
راما دوجی مدتی در دانشکدهی هنرهای دانشگاه ویرجینیا کامنولث در قطر تحصیل کرد و سپس برای پایان تحصیل به پردیس ریچموند در آمریکا منتقل شد.
بعدتر، مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتهی «تصویرسازی بهعنوان جستار بصری» از مدرسهی هنرهای تجسمی نیویورک دریافت کرد. آثار راما دوجی در نشریاتی چون The Cut، BBC، Vogue و The New Yorker منتشر شده است.
دوجی و ممدانی در سال ۲۰۲۱ از طریق اپلیکیشن دوستیابی «هینگ» با هم آشنا شدند. در آن زمان، ممدانی بهتازگی به عضویت مجلس ایالتی نیویورک انتخاب شده بود — موضوعی که دواجی اطلاع چندانی از آن نداشت.
اولین قرار آنها، مانند تجربه بسیاری از جوانان حامی ممدانی، ساده بود: صرف غذا در کافیشاپ یمنی در بروکلین و سپس قدمزدن در پارک! در قرار دوم، ممدانی دوجی را به بازدید از حوزه انتخابیهاش در آستوریا، کویینز برد.
زندگی شیرین میشود
آنها چند سال بعد، در اکتبر ۲۰۲۴ نامزد شدند. چند روز پس از اعلام نامزدی در اینستاگرام، ممدانی رسماً کارزار انتخاباتی خود برای شهرداری را آغاز کرد.
جشن نامزدیشان در دسامبر همان سال در دوبی برگزار شد و ازدواج رسمیشان در فوریه امسال در دفتر ثبت ازدواج در منهتن پایین انجام گرفت. عکسهایی از آن مراسم (بر روی مبلهای سبزرنگ سالن ازدواج، در برابر تصویری از ساختمان شهرداری نیویورک) منتشر شد.
چند ماه پیش از ازدواج، آن دو دربارهی پیامدهای احتمالی نامزدی ممدانی برای شهرداری گفتوگو کردند؛ ازجمله محدود شدن حریم خصوصی و توجه شدید رسانهها به دواجی.
پس از آغاز کارزار و انتشار شایعاتی دربارهی ازدواجشان، از جمله تیتر روزنامه نیویورک پست که نوشته بود: «نامزد سوسیالیست شهرداری نیویورک، زهران ممدانی، به طور مخفیانه در مراسمی مجلل در دوبی ازدواج کرد»، ممدانی عکسهای ازدواج مدنیشان را در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت: «راما فقط همسر من نیست؛ او هنرمندی فوقالعاده است که باید بر اساس استعداد خودش شناخته شود.»
زنی که از سایه بیرون میآید
به گفته یکی از نزدیکان این زوج، دوجی از همان ابتدا میدانست وارد چه مسیری میشود. در طول یک سال گذشته که ممدانی درگیر کارزار شهرداری بوده، راما دوجی منبع اصلی حمایت روحیاش بوده است؛ حتی وقتی که همسرش پس از خستگی روزانه روی مبل خوابش میبرد و فیلمهای «ماموریت غیرممکن» را در بازههای ۱۵ تا ۳۰ دقیقهای تماشا میکنند!
دوجی در طراحی هویت بصری نهایی کارزار نقش مهمی داشت. راما دوجی فونت و رنگبندی شعارها را طراحی کرد که ترکیبی آشنا برای نیویورکیهاست: زرد ـ نارنجی کارت مترو، آبی تیم متس برای سایهها و پسزمینه و قرمز آتشنشانی برای تأکیدها؛ یادآور تابلوهای جسور مغازههای کوچک
ممدانی، که بخش عمده موفقیت کارزارش را مدیون استفاده از شبکههای اجتماعی است، به دوجی برای ارتقای جلوه دیجیتال کمپینش اعتبار میدهد.
در نشستهای خبری، گاهی از او درباره ازدواجش یا برنامههای آیندهشان سؤال میشود. در یکی از این نشستها، وقتی درباره احتمال بچهدار شدن پرسیدند، او با خنده پاسخ داد: «احساس میکنم دارم با مادرم صحبت میکنم!» و افزود که فعلاً تمرکزش روی رقابت انتخاباتی است.
یک بانوی اول متفاوت
در حالی که همسران سیاستمداران معمولاً در موقعیتهای رسمی به شکلی حمایتی ظاهر میشوند، رویدادها برگزار میکنند و از مسائلی حمایت میکنند که با دستور کار همسرشان هماهنگ است، دوجی بیشتر تمایل دارد صدای خود را از طریق هنر و دغدغههای شخصیاش (بهویژه درباره فلسطین و زنان خاورمیانه) بیان کند، نه از طریق نقش سنتی «بانوی اول».
ناظران سیاسی معتقدند حالا که ممدانی پیروز انتخابات شده، راما دوجی ممکن است چهره جدیدی از نقش بانوی اول نیویورک را به نمایش بگذارد؛ نه در قالب فردی که صرفاً همراه شوهرش در مراسم حضور دارد، بلکه به عنوان هنرمندی که از جایگاه خود برای گفتوگو درباره هویت، مهاجرت، و عدالت اجتماعی بهره میبرد.
به تعبیر یکی از تحلیلگران نیویورکی: «راما دوجی شاید ساکت باشد، اما سکوتش آگاهانه است. انتخابی برای شکل دادن به نقش جدیدی که پیش از او وجود نداشته است.»
در حالیکه نام زهران ممدانی، سیاستمدار مسلمان و نامزد شهرداری نیویورک، این روزها بهطور گسترده در رسانههای آمریکا مطرح است، راما دوجی (Rama Duwaji)، هنرمند سوریتبار و همسر او، مسیری کمهیاهو اما اثرگذار را در دنیای هنر و کنشگری فرهنگی دنبال میکند.
راما دوجی با تمرکز بر تصویرسازی، سفالگری و روایتهای مرتبط با هویت خاورمیانهای، توانسته جایگاه ویژهای در فضای هنری نیویورک پیدا کند و به یکی از چهرههای الهامبخش نسل جدید هنرمندان مهاجر تبدیل شود.
خاستگاه و مسیر تحصیلی راما دوجی
رسانه آمریکایی سیانان درباره او نوشته راما دوجی هنرمند و سفالگر ۲۸ ساله سوریتبار و همسر زهران ممدانی، سیاستمدار و نامزد شهرداری نیویورک است.
راما دوجی در هیوستون، تگزاس به دنیا آمد و تا ۹ سالگی در آمریکا زندگی کرد، سپس همراه خانوادهاش به دبی رفت.
تحصیلات خود را در دانشگاه ویرجینیا کامنولث در قطر آغاز کرد و در ریچموند به پایان رساند. راما بعدها کارشناسی ارشد تصویرسازی را از مدرسه هنرهای بصری نیویورک دریافت کرد.
راما دوجی اکنون در نیویورک زندگی میکند و بیشتر در شبکههای اجتماعی آثار هنری و انیمیشنهای خود را به اشتراک میگذارد.
تصویرگری راما دوجی
آثار هنری او که در مجلاتی، چون Vogue، BBC، The Cut و The New Yorker منتشر شدهاند، بر موضوعاتی، چون زنان خاورمیانه، بحران غزه و رنج فلسطینیان تمرکز دارند.
عشق در دنیای دیجیتال و سیاست
بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی، راما و زهران ممدانی در سال ۲۰۲۱ از طریق یک اپلیکیشن دوستیابی به نام Hinge با یکدیگر آشنا شدند، در اکتبر ۲۰۲۴ نامزد و در فوریه ۲۰۲۵ در نیویورک ازدواج کردند. او در کنار فعالیت هنری، در طراحی هویت بصری و شبکههای اجتماعی کمپین انتخاباتی همسرش نیز نقش داشته است.
راما دوجی و زهران ممدانی
راما دوجی با وجود پرهیز از حضور رسانهای، به عنوان هنرمندی متعهد به عدالت اجتماعی و صدای زنان و مردم فلسطین شناخته میشود و در صورت پیروزی ممدانی، نخستین بانوی اول نسل Z در تاریخ نیویورک خواهد بود.
هر چند راما ترجیح میدهد از هیاهوی رسانهای دور بماند، اما حضورش در عرصه هنر و جامعه پررنگ است. او با تلفیق هنر و کنشگری اجتماعی، صدایی آرام اما تاثیرگذار از نسل جدید هنرمندان خاورمیانه است، نسلی که نشان میدهد برای اثرگذاری، همیشه نیازی به فریاد نیست.
راما دوجی و زهران ممدانی
رسانه دیگری به نام آیریش استار طی ارائه گزارشی درباره ازدواج ممدانی و دوجی نوشته است: چند سال پیش از ازدواج و پیش از آن که زهران ممدانی ۳۴ ساله به یکی از چهرههای اصلی سیاست نیویورک تبدیل شود، او و راما دوجی با یکدیگر آشنا شدند. ممدانی بعدها در یک پادکست گفت: «هنوز هم میشود در این برنامهها عشق واقعی پیدا کرد!»
راما دوجی و زهران ممدانی
در آوریل گذشته، او اثری با عنوان «هنر در زمان بحران» منتشر کرد و نوشت: «هنر ذاتا سیاسی است؛ هم در شیوه خلق، هم در نحوه تامین مالی و هم در چگونگی به اشتراکگذاری آن».
جالب است که بدانید او در حالیکه همسرش در مناظره انتخاباتی با رقبایش از جمله اندرو کومو حضور داشت، در یک کارگاه آموزشی سفالگری در محله مدرن ایست ویلیامزبرگ بروکلین به تدریس طراحی کاشیهای دمشقی پرداخت.
تصویرگری راما دوجی
تصویرگری راما دوجی
این کارگاه دو ساعته که با قیمت ۹۵ دلار برای هر شرکتکننده برگزار شد، بخشی از مجموعهای هنری بود که هنرمندان مختلف در آن به آموزش طراحی و ساخت کاشیهای دستساز میپرداختند.
راما دوجی علاوه بر تدریس، آثار تصویرگری خود را در نشریاتی، چون New York Magazine منتشر کرده و به عنوان هنرمندی مستقل و فرهنگی در جامعه هنری نیویورک شناخته میشود.
در شبی که آسمان بروکلین با صدای غرش جمعیت و ریتمهای دیوانهوار موسیقی الکترونیک میلرزید، زهران ممدانی، پسر والدینی مهاجر از دل اوگاندا و هند، بر تخت شهرداری نیویورک تکیه زد. این بمب خبری، ساعت ۹:۳۰ شب در معبد فراماسونهای بروکلین ترکید: زهران، آن جوان ۳۴ ساله با چشمان پرتلاطم و لبخندی که انگار از پس تلخی و از دل جنبشهای خیابانی برآمده، با بیش از ۵۰ درصد آرا و کسب بیش از ۱.۰۳ میلیون رأی، رقبای سرسختش، اندرو کومو و کورتیس اسلیوا را درهم کوبید.
جمعیت، از جوانان تتوکرده با تیشرتهای «جوانان برای زهران» تا پیرمردان مهاجر با چشمان اشکبارشان، به رقص و شادی و پایکوبی پرداختند.
این نه فقط پیروزی یک نامزد بلکه زلزلهای بود که دیوارهای سرمایهداری نیویورک را لرزاند و نوید یک شهر دلسوزتر و عادلانهتر داد، شهری که دیگر فقط برای ثروتمندان نفس نمیکشد.
اما این پایان قصه نیست؛ آغازش است. زهران ممدانی، نماد یک نسل خسته از وعدههای توخالی سیاستمداران، از دل کوچههای شلوغ کوئینز و بروکلین برخاست.
تصور کنید کودکی را که در آپارتمانهای تنگ نیویورک، زیر سایه داستانهای تلخ والدینش از مهاجرت و تبعیض، بزرگ میشود. پدرش، مهندس اوگاندایی و مادرش، معلمی هندی، او را با شعار «رویای آمریکایی» بزرگ کردند اما زهران زود فهمید که این رویا برای همه یکسان نیست.
در ۳۳سالگی، وقتی در ژوئن ۲۰۲۵ در انتخابات مقدماتی دموکراتها با ۵۶درصد آرا کومو را که بدون شک یک چهره و غول سیاسی در اردوگاه آبیها به حساب میآمد، به زانو درآورد، جهان سیاست به خود لرزید.
دونالد ترامپ، از کاخ سفید، او را «کابوسی کمونیستی» خواند و تهدید کرد که «نیویورک را از دست دموکراتهای دیوانه و مارکسیست نجات میدهد».
اما زهران، با اتکا بر حامیان خود و با ویدیوهای خلاقانه در تیکتاک و اینستاگرام، قلب جوانان را تسخیر کرد.
او از یک نماینده مجلس ایالتی ساده به ستارهای ملی تبدیل شد. حالا با ائتلافی از «کریدور کمونیستی»، آن نوار باریک بروکلین و بوشویک که در انتخابات مقدماتی برایش آرای کافی جهت غلبه بر رقیبش جمعآوری کرد، به کاخ گرِیاستون و شهر یهودیها قدم گذاشت.
ریشههای یک شورشی: از تبعید تا تریبون
زهران ممدانی نه از خاندانهای سیاسی بلکه از دل مردم عادی و نادیده گرفته شده برآمد. متولد کامپالا، پایتخت اوگاندا، در خانوادهای شیعه و مسلمان با ریشههای هندی. او در کودکی به نیویورک آمد، شهری که وعده «زمین فرصتها» میداد اما برایش سایه تبعیض و فقر افکند.
در دانشگاه بوروکلین کالج، جایی که اقتصاد خواند، با جنبشهای ضدجنگ عراق و اشغال والاستریت آشنا شد و در آنجا درک کرد که چطور والدینش با مدارک عالی دانشگاهی، در مشاغل پست و سطح پایین کار میکنند، در حالی که ثروتمندان بیسواد و لمپن نیویورکی مانند دونالد ترامپ، آسمانخراشها روی آسمانخراش میگذارند.
این تصویر منتج به خشم شد و آن خشم نیز در نهایت به سوخت کمپین بیبدیل و موفق او تبدیل شد.
البته او شهردار شدن را تمرین کرده بود. در ۲۰۲۰، با حمایت گروه سوسیالیستهای دموکراتیک آمریکا، به مجلس ایالتی راه یافت و فرصتی پیدا کرد تا طرحهای جسورانهای مثل حملونقل رایگان اتوبوس را پیش ببرد.
آزمایش کوچکش در بروکلین نهتنها خشونت علیه رانندگان را ۳۰ درصد کاهش داد، بلکه هزاران کمدرآمد را به شغل و آموزش رساند.
فروشگاه ممدانی نیز از همین رویه تأثیر پذیرفته است. در این فروشگاه افراد اقلام غذایی اصلی را با قیمت پایینتری نسبت به بازار آزاد میخرند. این اختلاف قیمت با پول مالیاتی که از ثروتمندان ستانده شده، پر میشود.
از سوی دیگر، پشت این مرد، زنی ایستاده که داستانش را کامل میکند: رما دوواجی، هنرمند سوریتبار با قلممویی که عدالت خاورمیانه را نقاشی میکند.
آنها در اوایل ۲۰۲۵، از طریق اپلیکیشن دوستیابی، همدیگر را یافتند؛ همانند داستانی مدرن از عشق در شهر طیفها و تنوع. ازدواج سادهشان در نیویورک و سپس مراسمی در دوبی، نمادی از پیوند فرهنگها شد.
رما، با آثاری که از غزه تا تبعیض نژادی میکشد، نهتنها همسر زهران که نقش استراتژیست و سخنگوی کمپین او را برعهده دارد.
به شهادت زهران ممدانی، در لحظات تهدید و خطر، از ایمیلهای نژادپرستانه گرفته تا هشدارهای امنیتی، او زهران را استوار و سرزنده نگه داشت.
از این روست که رما درباره همسرش میگوید «او قلب من است و من قلمش.» این زوج، ترکیبی جسورانه و نو از هنر و سیاست هستند که الهامبخش بسیاری شدهاند و بیشک در آینده عرصه سیاست آمریکا، میتوان آثار ظهور و درخشش آنها را دید و رهگیری کرد.
شهری برای همه
کمپین زهران، نه با شعارهای توخالی که با نقشهای دقیق برای نجات شهر پیش رفت. نیویورکی را تصور کنید که یکچهارم ساکنانش زیر خط فقرند، ۵۰۰ هزار کودک گرسنه به خواب میروند و اجارهها مثل هیولایی خانهها را میبلعند.
زهران، با نگاهی که دیگران ناشی از رگههای سوسیالیستی او میخوانندش و و دوستانش آن را نتیجه مستقیم «عقل سلیم و قلب رئوف» میدانند، اعلام کرد در نیویورک او شاهد حداقل دستمزد ۳۰ دلار در ساعت، مالیات بر ثروتمندان و شرکتهای بزرگ برای جمعآوری ۱۰ میلیارد دلار سالانه، اتوبوسهای رایگان برای همه، مهدکودکهای دولتی و افزایش ساخت مسکن مقرونبهصرفه برای جوانان و افراد بی سرپناه خواهیم بود.
اما جسورانهترین اقدام او، فریز اجارهبها برای دو میلیون مستاجر نیویورکی و تثبیت قیمت مواد غذایی اصلی در فروشگاههای تحت کنترل شهرداری خواهد بود.
برخی این طرحها را خیالی میدانند اما باید گفت این وعدهها، ریشه در واقعیت دارند. زهران میگوید هزینه تمام اینها را از لغو بخشودگی مالیاتی افرادی مانند ایلان ماسک تأمین خواهد کرد.
سایههای تهدید: از ترامپ تا تلآویو
اما این پیروزی، بدون زخم نبود. زهران، به عنوان اولین شهردار مسلمان نیویورک و البته جوانترین فرد در بیش از یک قرن گذشته، هدف تیررس دشمنانش شد.
دونالدترامپ، در تروث سوشال از ممدانی به عنوان «حامی حماس» یاد کرد و در ادامه، آمیخای چیکلی، وزیر دیاسپورای رژیم جنایتکار اسرائیل، توییت زد: «شهر آزادی به حامی حماس سپرده شد» و یهودیان نیویورک را به مهاجرت به اسرائیل فراخواند.
این مواضع، نتیجه حمایتهای زهران از فلسطین و انتقاد از «رژیم آپارتاید» اسرائیل است. البته برای برخی جوامع یهودی ضد اسرائیلی، شجاعت زهران که ماهها از جانب یهودیان تهدید میشد و بدون هیچ محافظی در منهتن قدم میزد، الهامبخش بود و سبب شد در نهایت از او حمایت کنند.
ثابت شد، همانطور که زهران تأکید میکرد : «ترس، سلاح آنهاست؛ همبستگی، سپر ما.»














