بزرگترین موزه جهان؛ موازنه شرق و غرب را بر هم زد و اما درود بر جهان عرب!
یادداشتی از محسن عباسیفرد در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ افتتاح پرهیاهو و جنجالی بزرگترین موزه جهان در مصر، آه و حسرت بسیاری از ایرانیان را برانگیخت. قدکشیدن یکی از تمدنهای کهن جهان در موزهای میهنی بهراستی غرورآفرین بود.
بزرگترین موزه جهان؛ این همان خواسته و مطالبه بحقی بود که مردمان ایران با پیشینه کهن تمدنی چندینهزارساله از مسئولان و مدیران ارشد این مملکت داشتند و دارند. جهان عرب اما با این افتتاحیه توانست موازنه جهان غرب و شرق را به هم بزند.
درحالیکه جامعه بینالمللی از دزدی چنددقیقهای جواهرات ناپلئون در موزه لوور فرانسه، آنهم با یک نردبان و اسکوتر، متحیر بود، عربها در تدارک راهاندازی یکی از حیرتانگیزترین موزههای مدرن جهان بودند.
بهنظر من، مهمترین پیام این افتتاحیه به دنیا این بود که جریان مسلط غرب به شرق بر هم خورده و برای ایجاد موازنه قدرت نیاز به صنایع نظامی نیست، بلکه با اهمیتدادن به داشتههای فرهنگی، طبیعی، تمدنی و سرمایهگذاری روی آنهاست که بازیهای قدیمی قدرت را میتوان بر هم زد.
نگاه به دور از نژادپرستی و خودبزرگپنداری به ما هشدار میدهد واقعگرایانه به رویدادها بپردازیم. بررسی برخی از سایتهای خبری به من نشان داد برخی چنان برآشفته از این افتتاحیه باشکوه هستند که با آوردن گزارههایی همچون اینکه ساخت این موزه ۲۰ سال طول کشیده و افتتاحش بارها به تأخیر افتاده، تلاش میکنند اهمیت و ارزشمندی این این دستاورد را تقلیل دهند و تحقیر کنند.
در حالیکه سرمایهگذاریهایی که در چندین دهه گذشته جهان عرب روی پتانسیلهای میراثی و گردشگری و محیطزیست خود گذاشته، نشان از دریافت دگرگونه آنها از واقعیات منطقهای و بینالمللی و تحول در حکمرانی دارد.
برگزاری جامجهانی ۲۰۲۲ در قطر، اکسپو ۲۰۲۰ دبی، نمایشگاه گردشگری بینالمللی دبی ۲۰۲۵ و… باعث شده بیشتر کشورهای عربی جزو ۲۰ رکورددار گردشگری جهان شوند.
همه میدانند در چند دهه اخیر، دیگر خبری از کرسیهای ایرانشناسی در دانشگاههای معتبر بینالمللی نیست، درعوض کرسیهای عربشناسی جای آن را گرفتهاند.
بیشک بحث درآمدهای کلان نفتی و اعمال تغییرات از بالا به پایین در برخی از کشورهای عرب، بهویژه عربستان سعودی، را نمیتوان نادیده گرفت، اما وقتی وزارت خارجه ایران به باستانشناسان، کارشناسان محیطزیست و متخصصان فناوری مطرح جهان برای شرکت در نشستها و همایشهای علمی ویزا نمیدهد، بهتر است دست از تکبر بردارد و با چشم باز ببیند چگونه همین باستانشناسان برای کاوش به سایتهای تمدنی عراق میروند و چه استقبال گرمی از آنها میشود.
بله! باید پذیرفت افتتاحیه موزه مصر نگاهها را از موزههای لوور، موزه بریتانیا، متروپولیتن بهسمت جهان عرب برگرداند و این نتیجه تلاشهای حکمرانی و مردم با هم بوده است.
درحالیکه سالهاست باستانشناسان و کارشناسان میراثفرهنگی ایران فریاد میزنند موزه ملی ایران دیگر فضای کافی ندارد. واقعیت تلخ و تکاندهنده که امروز جهان باید بداند، این است که بسیاری از آثار موزهای ما در فضاهای افتضاح و حقیرانه نگهداری میشوند.
بسیاری از گنجینههای ما در انبارهای نمور و کارتنهای شیرینی و جعبههای پوسیده قرار دارند و نوبت نابودیشان را انتظار میکشند.
موزههای شهرستانهای ایران نه استاندارد است و نه شکل و شمایل دارد و نه حتی هویت! آثار چشمگیر چگاسفلای پنجهزارساله و سند زندگی ایرانیان در حاشیه خلیجفارس زیر فاضلاب چند خانوار روستایی و خوشنشین دارد میپوسد.
چشم مصنوعی شهرسوخته که جهان را متحیر کرده بهدلیل بیتوجهیها دارد از بین میرود. آثار کنارصندل جیرفت همه به غارت رفته است.
آثار عیلامی بهبهان و تابوتهای نادر آن به افتضاحترین حالت ممکن به تاراج میروند. هر روز باید نگران حریم محوطه جهانی تختجمشید، پایتخت هخامنشیان در فارس، باشیم که بهخاطر منابع شخصی این و آن مورد تجاوز قرار نگیرد.
ما حتی به مکانهای مقدسمان هم رحم نکردیم. مهمترین مساجد ایران پر از میخ و تابلواند و گرفتار فرونشست.
اگر بخواهیم یکییکی از فجایع نادیده گرفتن تاریخ و فرهنگمان بگوییم، مثنوی هفتاد من میشود.
واقعیت این است که ما در حفاظت از تمدن و تاریخ و فرهنگ ایران باختهایم! و باید با صدای رسا و بلند بگوییم درود بر جهان عرب!

