یادداشتی از اشکان در پایگاه تحلیل خبری دُرسا نیوز: وقتی خیابان، پناه آخر میشود.هر شهر، پیش از آنکه با ساختمانهای بلند، خیابانهای عریض یا پروژههای عمرانی شناخته شود، با حال و روز مردمانی که در آن زندگی میکنند، قضاوت میشود. اگر در گوشه و کنار شهر، کودکانی را ببینیم که میان زبالهها به دنبال لقمهای نان میگردند یا افرادی را که ساعتها در چهارراهها چشمانتظار کمک رهگذران هستند، باید از خود بپرسیم چه اتفاقی افتاده که خیابان، به آخرین پناهگاه برخی شهروندان تبدیل شده است؟
این روزها حضور زبالهگردها و متکدیان در برخی معابر کرمانشاه بیش از گذشته به چشم میآید. این تصاویر، تنها چهره شهر را تحت تأثیر قرار نمیدهند؛ بلکه زنگ هشداری برای افزایش آسیبهای اجتماعی هستند. هر رهگذری ممکن است از کنار این صحنهها عبور کند، اما هیچ مدیری نباید به سادگی از کنار آنها بگذرد.
البته نباید همه افرادی را که در خیابانها دیده میشوند، در یک گروه قرار داد. برخی از آنان واقعاً با فقر، بیکاری یا مشکلات خانوادگی دستوپنجه نرم میکنند. در مقابل، گزارشهای رسمی و هشدارهای نهادهای مسئول نیز بارها از فعالیت شبکههای سازمانیافته تکدیگری در برخی شهرها خبر دادهاند. همین واقعیت نشان میدهد که این مسئله، راهحلی ساده و یکبعدی ندارد.
با این حال، مردم حق دارند انتظار داشته باشند که دستگاههای مسئول، برای مدیریت این وضعیت برنامهای منسجم ارائه کنند. کرمانشاه با پیشینه تاریخی، ظرفیتهای گردشگری و جایگاه فرهنگی خود، شایسته آن نیست که چهارراهها، پارکها و معابر اصلی آن به محلی دائمی برای زبالهگردی یا تکدیگری تبدیل شوند.
مقابله با این آسیب اجتماعی، تنها با جمعآوری مقطعی افراد از سطح شهر نتیجه نخواهد داد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که تا زمانی که ریشههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این پدیده بررسی نشود، این چرخه همچنان ادامه خواهد داشت. از سوی دیگر، اگر شبکههای سودجو از تکدیگری کسب درآمد میکنند، برخورد با آنها نیز باید قاطع، قانونی و مستمر باشد.
در کنار این اقدامات، خانوادههای نیازمند، کودکان در معرض آسیب و افرادی که به دلیل مشکلات معیشتی به خیابان پناه آوردهاند، نباید فراموش شوند. حمایت هدفمند، ایجاد فرصتهای شغلی، توانمندسازی خانوادهها و تقویت خدمات اجتماعی، میتواند بسیاری از این افراد را از چرخه آسیب خارج کند. برخورد صرفاً انتظامی، بدون برنامههای حمایتی، راهحل پایداری نخواهد بود.
از سوی دیگر، شهروندان نیز در برابر این مسئله مسئولیت دارند. کمکهای احساسی و پراکنده، اگر بدون شناخت انجام شود، گاهی ناخواسته به تداوم تکدیگری سازمانیافته کمک میکند. حمایت از افراد نیازمند، زمانی اثربخش خواهد بود که از مسیر نهادهای حمایتی و خیریههای معتبر انجام شود تا کمکها به دست کسانی برسد که واقعاً به آن نیاز دارند.
کرمانشاه، شهری با پیشینهای ارزشمند و مردمانی مهربان است. زیبایی این شهر تنها به پروژههای عمرانی و آسفالت خیابانها وابسته نیست. شهری زیباست که در آن، هیچ کودکی برای یافتن غذا ناچار به جستوجو در میان زبالهها نباشد و هیچ انسانی از سر ناچاری، خیابان را محل تأمین معاش خود نداند.
اگر امروز خیابان برای برخی به آخرین پناه تبدیل شده است، مسئولان باید پیش از هر چیز به این پرسش پاسخ دهند که چرا سازوکارهای حمایت اجتماعی نتوانستهاند از رسیدن افراد به این نقطه جلوگیری کنند. حل این مسئله، تنها با پاک کردن صورت مسئله ممکن نیست. کرمانشاه زمانی چهرهای درخور شأن شهروندانش خواهد داشت که خیابان، دوباره فقط محل عبور باشد، نه آخرین پناه زندگی.