گردشگری ایران در صفر مطلق؛ ۲ سال تا بهبود
محسن عباسیفرد عضو فدراسیونهای بینالمللی و جهانی IFJ)، AIPS، FISU)، سردبیر پایگاه تحلیلی-خبری درسانیوز؛وضعیت کنونی صنعت گردشگری ایران را جز با واژه «تعطیلی کامل» نمیتوان توصیف کرد.
گردشگری ایران در بنبست رانت و تحریم
از خرداد سال گذشته تا امروز، درآمد بسیاری از فعالان این حوزه نه تنها به صفر رسیده، بلکه برای بسیاری منفی شده است. گروهی برای حفظ نیروهای متخصص خود، هزینههای حقوق و بیمه را پرداخت کردهاند،
بیآنکه عایدی داشته باشند و همین مسئله زیان آنان را دوچندان کرده است.
شمار زیادی از کارکنان ماهر تعدیل شدهاند و شماری از فعالان صنعت، ناچار به ترک حرفه یا حتی مهاجرت از کشور شدهاند. شرایط به گونهای پیش رفته که به برخی همکاران توصیه کردهام برای گذران زندگی، بهطور موقت به مشاغل دیگر روی آورند.
این بحران، زاییدهی صرف جنگ، تحریم یا نابسامانی سیاسی نیست.
مجموعهای از عوامل ساختاری – از جمله زیرساختهای ناکارآمد حملونقل، بیثباتی اقتصادی، مدیریت سنتی،
فقدان ارتباط علمی با جهان و نبود برنامهای مدون برای بازجذب گردشگران – چنان مانعی ایجاد کرده که
حتی در صورت حصول توافق سیاسی نیز بهسرعت برطرف نخواهد شد.
حملونقل؛ گرهگاه اصلی توسعه گردشگری
در مقاصد موفق گردشگری، توسعه حملونقل معمولاً از نیاز شهروندان محلی زاده میشود و گردشگران بعدها از آن بهره میبرند؛
پس از رونق گردشگری، سرمایهگذاری برای توسعه مقصد، شبکه حملونقل را نیز متناسب با نیاز مسافران گسترش میدهد.
متروی پاریس نمونهای از این الگوست؛ هرچند برخی خطوط آن متناسب با جریان گردشگری طراحی شدهاند.
در ایران، اما مشکلات حملونقل به مانعی جدی تبدیل شده است. رزرو بلیت قطار – به دلیل محدودیت ظرفیت،
دشواری ثبتنام گروهی و نبود سامانه کارآمد – عملاً از دسترس خارج شده است.
لغو پروازها به دلایل جنگی برای ایمنی مسافران ضروریست، اما کنسلیها و تأخیرهای ناشی از ضعف زیرساخت یا برنامهریزیهای لحظهآخر، حتی سفرهای داخلی را نیز مختل کرده است.
در چنین فضایی، سخن از توسعه گردشگری بیمعناست.
سالهاست که در مقاطعی خاص، با صدور بخشنامه، ناوگان اتوبوسرانی به سمت مرزها گسیل میشود.
نخستین سال اجرای این طرح با فصل پرفروش تورهای خارجی همزمان شد و بدون اطلاع قبلی،
رزرو اتوبوسهای فعالان گردشگری لغو گردید؛ آنان نتوانستند به تعهدات خود در برابر مسافران بینالمللی عمل کنند.
از آن پس، بسیاری از فعالان ترجیح دادند در آن بازه زمانی از بازاریابی و فروش تور صرفنظر کنند.
بیثباتی اقتصادی و فلج شدن قیمتگذاری
نبود قطعیت مالی، امکان فعالیت حرفهای را از بین برده است. وقتی نرخ ارز در دو روز جهشی غیرمنتظره میکند
و قیمتها لحظهای تغییر مییابند، تعیین نرخ نهایی تورهای خارجی ناممکن میشود.
حال آنکه تصمیم به سفر به مقصدی خاص، فرآیندی بلندمدت است و گاه تورگردانان و مسافران یک یا دو سال پیشتر
برای رزرو اقدام میکنند. چشمانداز آینده نیز چندان روشن نیست.
پساجنگ و بازگشت گردشگری؛ آیا ایران مستثناست؟
پژوهشها نشان میدهد که بهطور میانگین، شش ماه تا یک سال پس از تثبیت شرایط سیاسی و امنیتی،
جریان گردشگری – در صورت برنامهریزی مناسب – بازمیگردد.
اما وضعیت ایران متفاوت است. پیش از بحرانهای اخیر نیز جایگاه گردشگری ایران در خاورمیانه چندان بالا نبود.
اعتبار بینالمللی کشور آسیب دیده و برنامه منسجمی برای بازجذب گردشگران وجود ندارد.
از این رو، حتی در خوشبینانهترین حالت، شاید دستکم دو سال زمان نیاز باشد تا نشانههای بهبود دیده شود.
رفع تحریم؛ تهدید یا فرصت؟
برداشته شدن تحریمها لزوماً به نجات بخش خصوصی فعلی گردشگری ایران نخواهد انجامید.
شرکتهای بزرگ فراملیتی با سرمایه، فناوری و تجربهی گسترده وارد بازار میشوند و نمایندگیها و سهم بازار
را در اختیار میگیرند.
بخش خصوصی سنتی ایران برای رقابت با این غولها آماده نیست و اگر بهسرعت خود را بهروز نکند، از صحنه حذف خواهد شد.
ریشههای تاریخی؛ از کاروانسرا تا مهماننوازی دیجیتال
بخشی از مشکلات گردشگری ایران ریشه در ذهنیت سنتی مدیران و فعالان این صنعت دارد؛
نگرشی مبتنی بر مدیریت کاروانهای راه ابریشم، نه مهماننوازی مدرن در عصر فناوری.
نبود استراتژی نوین و درک نکردن تحولات جهانی، از معضلات اساسی این حوزه است.
سالها انزوا، بهروزرسانی دانش را دشوار کرده و تعاملات بینالمللی را به حداقل رسانده است.
بسیاری از مفاهیم نوظهور گردشگری هنوز برای فعالان ایرانی، واژگانی بیگانهاند.
حتی پس از برقراری ثبات در ایران و منطقه، بازسازی این صنعت نیازمند کار گستردهای خواهد بود.
راهبرد آینده؛ تغییر یا زوال
فعالان گردشگری باید بهجای اصرار بر شیوههای سنتی، به طراحی محصولات جدید بیندیشند.
این هدف، نیازمند آموزش، دسترسی به دانش روز و بهرهگیری از مشاوران بینالمللی درحوزه مدیریت مقصد و گردشگریست. مدل قدیمی صنعت گردشگری در ایران دیگر کارایی ندارد و تغییر، اجتنابناپذیر است.
گردشگری ایران در صفر مطلق؛ ۲ سال تا بهبود
