والیبال کرمانشاه؛ سوختن در آتشِ بی‌کفایتی

کد خبر: 64332

والیبال کرمانشاه؛ سوختن در آتشِ بی‌کفایتی محسن عباسی‌فرد عضو فدراسیون‌های بین‌المللی و جهانی IFJ، AIPS، FISU)) سردبیر پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ به تماشای والیبال کرمانشاه که می‌نشینی، دلت می‌گیرد؛ نه از باختِ تیمی در میدان، که از نابودیِ تدریجیِ نسلی که می‌توانست قله‌ها را فتح کند. اگر باور ندارید، سری به سالن شهید هادیان بزنید؛ […]

والیبال کرمانشاه؛ سوختن در آتشِ بی‌کفایتی

محسن عباسی‌فرد عضو فدراسیون‌های بین‌المللی و جهانی IFJ، AIPS، FISU)) سردبیر پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ به تماشای والیبال کرمانشاه که می‌نشینی، دلت می‌گیرد؛

نه از باختِ تیمی در میدان، که از نابودیِ تدریجیِ نسلی که می‌توانست قله‌ها را فتح کند.

اگر باور ندارید، سری به سالن شهید هادیان بزنید؛ همان جایی که روزگاری خاکِ زمینش با عرقِ قهرمانانِ نامی آمیخته بود و امروز، همچون غرفه‌ای در یک بازارِ شلوغ، وقت و زمانش را می‌فروشند

تا تایم‌های آموزشیِ بی‌نتیجهای پر شود و بودجهای ناچیز جذب!

مسئولان کجایند، والیبال کجا؟

کیست که نداند والیبالِ کرمانشاه، روزگاری اسم و رسمی داشت؟

تیم‌هایی که در لیگ می‌درخشیدند، بازیکنانی که به تیمِ ملی راه می‌یافتند، و مربیانی که حرفی برای گفتن داشتند.

اما امروز، چه بر سرِ این رشتهٔ عزیز آمده است؟

مسئولانی که با شعارِ «لیگ برتر» و «اسپانسرِ میلیاردی» بر مسندِ هیات نشستند،

حالا پس از دو سال و نیم، نه تیمی به میدان فرستاده‌اند و نه سکه‌ای بر سفرهٔ والیبالِ استان ریخته‌اند. وعده‌هایی که فقط برایِ گرفتنِ رأی بودند، نه برایِ آبادانیِ این رشته.

۹ ستاره در آستانهٔ تیم ملی؛ چه شدند؟

بشنوید و تعجب کنید: چهار نوجوانِ کرمانشاهی در اردویِ نهاییِ تیمِ ملیِ نوجوانان،

پنج جوان در اردویِ نهاییِ تیمِ ملیِ جوانان. ۹ استعدادِ ناب، ۹ امیدِ درخشان.

این، یعنی ظرفیتِ والیبالِ کرمانشاه کم نیست، بلکه مدیریتش فلج است!

امروز از آن ۹ نفر، خبری نیست؛ برخی راهِ خود را از والیبال جدا کرده‌اند،

برخی در حسرتِ یک تمرینِ منظم، در خانه نشسته‌اند و برخی، هر روز انگیزه‌شان کمتر می‌شود.

چرا؟

چون کسی برایشان برنامه ندارد، کسی برایشان سالنِ تمرین اختصاص نمی‌دهد،

کسی برایشان مربیِ مجرب نمی‌گذارد، و کسی برایشان بودجه‌ای در نظر نمی‌گیرد.

استعداد، در سایهٔ بی‌تفاوتی، می‌پوسد و هیچکس پاسخگو نیست.

سالن شهید هادیان؛ قداستِ قهرمانی یا بازارِ درآمدزایی؟

صریح و بی‌پرده می‌گوییم: سالنِ شهید هادیان، روزگاری پناهگاهِ قهرمانان بود.

امروز اما، وقتش را به هر کسی که پولِ تایم بدهد، می‌فروشند و قهرمانانِ واقعی، پشت در می‌مانند. این یعنی چه؟ یعنی اولویت، توسعهٔ قهرمانی نیست، اولویت، پر کردنِ حسابِ بانکیِ هیات است!

اگر ورزشِ قهرمانی را از تمرینِ مستمر جدا کنید، جز تضعیفِ استعدادها، هیچ بهره‌ای نخواهید برد. کرمانشاه اگر امروز از این غفلت بیدار نشود، فردا سالنی خواهد داشت پر از درآمد، اما خالی از قهرمان.

مسابقات بی‌نظم، تقویمِ بی‌اعتبار، دلِ بی‌انگیزه

آخرین باری که یک مسابقهٔ استاندارد در کرمانشاه برگزار شد، کی بود؟

چه کسی از نظمِ داوری، زمان‌بندی، و اطلاع‌رسانیِ مسابقات راضی است؟

باشگاه‌ها از بی‌برنامگی خسته شده‌اند، مربیان از نبودِ تقویمِ مشخص، و بازیکنان از این که نمی‌دانند فردا باید در کدام مسابقه شرکت کنند.

نتیجه؟

انگیزه‌ای در کار نیست؛ خانواده‌ها دیگر حاضر نیستند هزینه کنند و وقت بگذارند، چون می‌بینند هیچ آینده‌ای برایِ فرزندانشان ترسیم نشده است.

پاسخگویی شفاف، یک رویای دست‌نیافتنی

جامعهٔ والیبالِ کرمانشاه، حق دارد بداند پولِ هیات از کجا می‌آید و به کجا می‌رود.

حق دارد بداند چرا تیمی در لیگ نداریم. حق دارد بداند برنامهٔ توسعهٔ پایه چیست.

اما متأسفانه، به جای پاسخِ شفاف، سکوت، طفره‌روی و بی‌توجهی را شاهدیم.

این سکوتِ سنگین، بیش از هر چیز، اعتمادِ مردم را می‌کشد و والیبال را در انزوا فرو می‌برد.

پیشکسوتان؛ سرمایه‌هایِ به گورسپرده‌شده

بسیاری از مربیانِ مجرب، پیشکسوتانِ با تجربه، و قهرمانانِ سال‌هایِ گذشته،

امروز از والیبالِ استان دور نگه داشته می‌شوند یا به حاشیه رانده می‌شوند.

در حالی که این عزیزان، گنجینه‌ای از دانش و تجربه هستند که می‌توانند نقشِ کلیدی در اصلاحِ روندها داشته باشند.

چرا از این سرمایهٔ انسانی غافلیم؟

آیا ترس از رقابتِ عقیده‌ها یا ناتوانی در مدیریتِ خرد جمعی، باعث شده تا درِ باشگاه‌ها را به رویِ این بزرگان ببندیم؟

کرمانشاه، شایستهٔ این سقوط نیست

والیبالِ کرمانشاه، با همهٔ ضعف‌ها و ناکارآمدی‌ها، هنوز استعدادِ نجات دارد.

کرمانشاه، مردمانی والیبال‌دوست و غیرتمند دارد که اگر ببینند ارادهای برای تغییر هست،

از هیچ حمایتی دریغ نخواهند کرد. اما این اراده، باید از بالا، از سویِ مسئولان، شکل بگیرد.

حرفِ آخر؛ فریادی که نباید خاموش شود

من به عنوانِ یک دغدغه‌مندِ والیبال، از این نقد، هدفی جز بیداری ندارم.

نه به دنبالِ تخریبِ شخصی هستم و نه در پیِ حاشیه‌سازی.

دلم برایِ روزگاری تنگ شده که نامِ کرمانشاه در والیبالِ ایران می‌درخشید.

دلم برایِ جوانانی می‌سوزد که استعداد دارند، اما کسی نیست قدرشان را بداند و راهِ روشنی به آنها نشان دهد.

مسئولانِ ورزشِ استان، هوشيار باشيد! این فریادهایِ پیشکسوتان، هشداریِ آخر است.

اگر امروز به فکرِ چاره نباشید، فردا که والیبالِ کرمانشاه به نقطهٔ صفر رسید، هیچ کس از شما نخواهد پرسید، چرا که آنقدر رشته ضعیف شده که حتی سوالی باقی نمی‌ماند.

فردا، کرمانشاه را به عنوانِ یک استانِ کم‌استعداد در والیبال می‌شناسند؛ در حالی که مشکل، نبودِ استعداد نیست، مشکل، نبودِ مدیرِ تواناست.

اگر والیبالِ کرمانشاه را دوست دارید، امروز به پا خیزید و این خوابِ گران را بشکنید؛

وگرنه، باز هم کرمانشاه، در میانِ وعده‌های پوچ و بیتوجهی‌ها، خواهد سوخت و ما،

در حسرتِ روزهایِ اوج، تنها نظاره‌گر خواهیم بود.

والیبال کرمانشاه؛ سوختن در آتشِ بی‌کفایتی

والیبال کرمانشاه؛ سوختن در آتشِ بی‌کفایتی

 

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *