میانکاله؛ بحران حفاظت، آتش‌سوزی و راهکارهای پیشگیری از نابودی تالاب

کد خبر: 64762

آتش‌سوزی‌های مکرر، تهدید پتروشیمی، گردشگری بی‌برنامه و غفلت از جوامع محلی، میانکاله را در معرض نابودی قرار داده است.

میانکاله؛ بحران حفاظت، آتش‌سوزی و راهکارهای پیشگیری از نابودی تالاب و اما میانکاله؛ سرمایه‌ای در معرض فرسایش

محسن عباسی‌فرد عضو فدراسیون‌های بین‌المللی و جهانی IFJ)، AIPS، FISU) سردبیر پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ هر بار که میانکاله می‌سوزد، تنها علف‌ها و بوته‌ها خاکستر نمی‌شوند.

آتش در این زیست‌بوم به معنای نابودی غذا، پناهگاه و مکان تولیدمثل برای ده‌ها گونه جانوری و پرندگان مهاجر است. بنابراین، وقتی اعلام می‌شود «صد هکتار پوشش گیاهی سوخت»، نباید فقط به صد هکتار علف و بوته فکر کرد؛

این صد هکتار، زیستگاه صدها موجود زنده است که وابستگی عمیقی به این تالاب بین‌المللی دارند.

میانکاله یکی از ارزشمندترین زیست‌بوم‌های ایران و مقصد اصلی شمار زیادی از پرندگان مهاجر و گونه‌های نادر جانوری است. اما حفاظت از آن، فراتر از حراست از آب، خاک، پوشش گیاهی و حیات‌وحش است.

یکی از مهم‌ترین ارکان حفاظت که اغلب نادیده گرفته می‌شود، جوامع محلی هستند.

جوامع محلی؛ حلقه گمشده حفاظت از میانکاله

مردمی که پیرامون این تالاب زندگی می‌کنند، از معادله حفاظت قابل حذف نیستند.

کشاورزی، دامداری، صیادی، بهره‌برداری از محصولات طبیعی، گردشگری و دیگر فعالیت‌های اقتصادی،

بخش جدایی‌ناپذیر از واقعیت اجتماعی منطقه هستند.

اگر حفاظت از طبیعت بدون توجه به معیشت این جوامع انجام شود، احتمال شکل‌گیری تعارض افزایش می‌یابد.

از سوی دیگر، اگر منافع کوتاه‌مدت اقتصادی به قیمت تخریب زیست‌بوم به دست آید، در نهایت خود همین جوامع محلی نخستین قربانیان خواهند بود.

حفاظت واقعی زمانی محقق می‌شود که مردم محلی نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان بخشی از راه‌حل دیده شوند.

ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار در زمینه‌های زیر می‌تواند این راه‌حل را عملی کند:

گردشگری مسئولانه و طبیعت‌گردی

پرنده‌نگری و راهنمایی تورهای زیست‌محیطی

صنایع دستی و تولید محصولات بومی

فعالیت‌های سازگار با ظرفیت اکولوژیک منطقه

گردشگری؛ فرصتی با دو چهره

میانکاله ظرفیت بالایی برای طبیعت‌گردی دارد، اما گردشگری در چنین منطقه حساسی اگر بدون برنامه‌ریزی علمی انجام شود، خود به عاملی برای افزایش فشار بر زیست‌بوم تبدیل می‌شود.

حضور کنترل‌نشده گردشگران و خودروها، تولید زباله، روشن کردن آتش، ورود به مناطق ممنوعه،

ایجاد مزاحمت برای پرندگان و افزایش رفت‌وآمد در زیستگاه‌ها، همگی فشار مضاعفی بر تالاب وارد می‌کنند.

اما گردشگری می‌تواند روی دیگر سکه باشد؛ اگر بر اساس ظرفیت برد اکولوژیک، آموزش گردشگران،

مشارکت جامعه محلی و نظارت علمی طراحی شود، به‌جای مصرف طبیعت، به اقتصاد حفاظت کمک خواهد کرد.

میانکاله نباید تنها مقصدی باشد که گردشگر برای تماشا به آن پول می‌پردازد؛ حضور او باید به حفاظت از این سرمایه طبیعی نیز بینجامد.

میانکاله در میانه توسعه و حفاظت

ماجرای میانکاله تنها به آتش‌سوزی محدود نمی‌شود. این تالاب در سال‌های اخیر با بحث‌های داغی درباره توسعه صنعتی، زیرساخت‌های جدید و به‌ویژه احداث پروژه پتروشیمی روبه‌رو بوده است.

سازمان حفاظت محیط‌زیست در سال ۱۴۰۴ اعلام کرد که پروژه موسوم به «پتروشیمی میانکاله» فاقد مجوز قانونی زیست‌محیطی است و اقدامات انجام‌شده برای احداث آن نیز بدون مجوزهای لازم صورت گرفته است.

اهمیت این موضوع از آنجاست که میانکاله را نباید مجموعه‌ای از پرونده‌های جداگانه دید. آتش‌سوزی،

کاهش کیفیت زیستگاه، فشار گردشگری، تغییرات اقلیمی، تغییر کاربری زمین، توسعه صنعتی و تعارض‌های اجتماعی،

هرچند مستقل به نظر می‌رسند، در واقع حلقه‌های یک زنجیره به‌هم‌پیوسته هستند.

وقتی ظرفیت تحمل یک زیست‌بوم کاهش می‌یابد، هر فشار جدید می‌تواند اثر فشارهای پیشین را چند برابر کند.

ما با یک تالاب منفرد سر و کار نداریم؛ میانکاله سیستمی زنده است که آب، خاک، پوشش گیاهی، پرندگان مهاجر، ماهیان، خلیج گرگان، دریای خزر و جوامع انسانی اطراف را در شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته جای داده است.

آسیب به هر بخش از این شبکه، بر سایر بخش‌ها نیز اثر می‌گذارد.

به همین دلیل، آتش میانکاله فقط مسئله محیط‌بانانی نیست که باید در میدان با شعله‌ها بجنگند.

حفاظت از این زیست‌بوم به همکاری وزراتخانه‌ها، سازمان حفاظت محیط‌زیست، مدیریت بحران،

دستگاه قضایی، مدیریت محلی، دانشگاه‌ها، گردشگران و جوامع محلی نیاز دارد.

پیشگیری؛ مهم‌تر از اطفای حریق

یکی از درس‌های مهم آتش‌سوزی‌های اخیر این است که حفاظت از میانکاله نباید صرفاً به عملیات اطفای حریق محدود شود.

پس از وقوع حریق، خاموش‌کردن آتش ضروری است، اما پیشگیری از شکل‌گیری و گسترش آتش باید در اولویت نخست قرار گیرد.

میانکاله به مجموعه‌ای از اقدامات پیشگیرانه نیاز دارد که عبارتند از:

سامانه پایش دائمی و دیده‌بانی هوشمند

دوربین‌های حرارتی و تجهیزات مدرن اطفای حریق

ایجاد مسیرهای دسترسی اضطراری

آموزش جوامع محلی و گردشگران

سازوکار روشن برای شناسایی عوامل ایجاد حریق و برخورد قانونی با متخلفان

در کنار این اقدامات، بررسی الگوی مکانی و زمانی حریق‌ها ضروری است.

محل وقوع آتش، ساعت شروع، شرایط باد و رطوبت، نزدیکی به مسیرهای دسترسی و تکرار آتش‌سوزی

در نقاط مشخص، داده‌هایی هستند که می‌توانند الگوی واقعی حریق‌های سریالی را آشکار کنند.

چنین داده‌هایی گاه از ده‌ها گزارش خبری ارزشمندترند و می‌توانند مبنای برنامه‌ریزی برای پیشگیری

از حوادث آینده باشند.

مسئله‌ای فراتر از خاموش‌کردن آتش

میانکاله امروز بیش از هر زمان دیگری به نگاهی زیست‌بومی و یکپارچه نیاز دارد. نمی‌توان از نجات تالاب سخن گفت

و عوامل مؤثر بر خشکی و تخریب آن را جداگانه بررسی کرد.

نمی‌توان درباره پرندگان مهاجر حرف زد، اما کیفیت زیستگاه آن‌ها را نادیده گرفت.

نمی‌توان از توسعه گردشگری گفت، اما ظرفیت برد اکولوژیک را فراموش کرد.

اما نمی‌توان از اشتغال و معیشت جوامع محلی سخن گفت، اما آن‌ها را از تصمیم‌گیری‌های مربوط به سرزمین خود کنار گذاشت.

همچنین نمی‌توان درباره تغییرات اقلیمی هشدار داد، اما زیست‌بوم‌های طبیعی را همچنان در برابر فشارهای انسانی تضعیف کرد.

میانکاله بیش از آنکه به شعاری تازه نیاز داشته باشد، به مدیریت یکپارچه، تصمیم‌گیری علمی و اقدام مداوم نیاز دارد. هر بار که این منطقه می‌سوزد، بخشی از یک زیست‌بوم ارزشمند از بین می‌رود، اما مهم‌تر از خاکستر باقی‌مانده، پیامی است که آتش با خود دارد:

یک زیست‌بوم، حتی اگر عنوان «پناهگاه حیات‌وحش»، «تالاب بین‌المللی» و «ذخیره‌گاه زیست‌کره» را یدک بکشد،

بدون حفاظت مؤثر همچنان آسیب‌پذیر است.

میانکاله برای پرندگان مهاجر فقط یک توقفگاه نیست؛ برای بسیاری از آن‌ها بخشی از مسیر زندگی است.

برای ماهیان دریای خزر تنها یک پهنه آبی نیست، بلکه بخشی از چرخه زیستی آن‌هاست.

برای مردم محلی فقط یک منطقه حفاظت‌شده نیست؛ بخشی از سرزمین، اقتصاد و فرهنگ آن‌هاست.

و برای ایران، یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های طبیعی کشور به شمار می‌رود.

پس از هر آتش‌سوزی، اعلام مساحت سوخته کافی نیست. باید میزان زیستگاه‌های ازدست‌رفته، گونه‌های آسیب‌دیده و خسارت واردشده به سرمایه طبیعی نسل‌های آینده نیز ارزیابی شود.

ادامه این روند نه تنها میانکاله را می‌سوزاند، بلکه بخشی از توان سرزمین ایران را برای ادامه زندگی به خاکستر تبدیل می‌کند.

میانکاله؛ بحران حفاظت، آتش‌سوزی و راهکارهای پیشگیری از نابودی تالاب

 

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *