«حافظیه» و «سعدیه» در پیچ هیأت امنا؛ ابهامها و نگرانیهای فعالان میراث فرهنگی
محسن عباسیفرد گزارشگر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ واگذاری مدیریت دو آرامگاه پر آوازه به هیأت امنا، با انتقاد ۵۸ انجمن میراث فرهنگی و فعالان این حوزه روبهرو شده است.
ابهام در مبنای قانونی، ترکیب اعضا، حدود اختیارات و نظارت بر تصمیمها، مهمترین دغدغههای مطرحشده است.
چرا مدیریت «حافظیه» و «سعدیه» به هیأت امنا واگذار میشود؟
در روزهای اخیر، خبر واگذاری مدیریت دو مجموعه فرهنگی‑تاریخی «حافظیه» و «سعدیه» در شیراز به هیأت امنا، واکنشهای گستردهای را در میان فعالان و سازمانهای مردمنهاد میراث فرهنگی برانگیخته است.
۵۸ انجمن میراث فرهنگی طی بیانیهای خطاب به وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، نسبت به این تصمیم اعتراض کرده و خواستار شفافسازی شدهاند.
نبود شفافیت درباره سازوکار اجرایی، احتمال حضور نهادهای غیرتخصصی در هیأت امنا، و انتخاب این دو مجموعه پربازدید بهعنوان پایلوت، از محورهای اصلی نگرانیهاست.
ابهام در مبنا و سازوکار طرح
مهران محمدی، رئیس «انجمن دوستداران حافظ»، در گفتوگو با پیام ما میگوید:
«نخستین پرسش این است که این تصمیم بر اساس چه مواد، مقررات و ضوابطی گرفته شده است؟
وقتی مبنای یک تصمیم و جزئیات آن روشن نباشد، طبیعی است که برای انجمنها و سازمانهای مردمنهاد حساسیت ایجاد کند.»
وی به چند سؤال کلیدی اشاره میکند:
اعضای هیأت امنا چه کسانی هستند؟
چارچوب رفتاری و حدود اختیارات آنها چیست؟
چه نهادی بر عملکرد آنها نظارت دارد؟
در صورت بروز اشتباه یا آسیب به آثار، جبران توسط چه کسی انجام میشود؟
محمدی تأکید دارد که تا زمانی که پاسخ این پرسشها مشخص نشود، نمیتوان درباره مدل جدید مدیریتی قضاوت دقیقی داشت.
چرا حافظیه و سعدیه بهعنوان پایلوت انتخاب شدند؟
یکی دیگر از انتقادهای جدی، انتخاب «حافظیه» و «سعدیه» بهعنوان محل اجرای آزمایشی این طرح است.
محمدی میگوید:
«آرامگاه حافظ، پربازدیدترین بنای تاریخی ایران است و نگاه مردم به آن با بسیاری از آثار تاریخی دیگر تفاوت دارد. حافظ جایگاهی ویژه در میان مردم دارد و این مجموعه تنها یک بنای تاریخی نیست، بلکه مخاطبان گستردهای در سراسر کشور دارد.»
او پیشنهاد میکند که اجرای پایلوت باید ابتدا در مکانهایی با حساسیت کمتر انجام شود تا ایرادها شناسایی و برطرف گردند، سپس در مجموعههای مهمتر پیادهسازی شود.
فقدان تجربهٔ مشابه در کشور
امین طباطبایی، کنشگر میراث فرهنگی، به نبود سابقهٔ اجرایی هیأت امنایی برای آثار تاریخی اشاره میکند:
«هیچ تجربه مشخصی از هیأت امنایی شدن آثار تاریخی در کشور نداریم.
تنها نمونههای محدود مانند بخشهایی از بازار تبریز وجود دارد که با این اماکن قابلقیاس نیست.»
او بر لزوم آغاز طرح از مکانهای کمحساسیتتر و ایجاد سازوکار شفاف نظارتی تأکید دارد و میپرسد:
«اگر هیأت امنا تصمیم اشتباهی بگیرد که به اثر تاریخی آسیب بزند، چه کسی میتواند آن را لغو یا جبران کند؟ جایگاه حقوقی این مسئله اصلاً مشخص نیست.»
نگرانی از حضور نهادهای غیرمتخصص در هیأت امنا
طباطبایی به ماهیت تخصصی حفاظت از آثار تاریخی اشاره میکند و هشدار میدهد:
«تصمیمگیری دربارهٔ مسائل فنی و محتوایی باید توسط متخصصان انجام شود. اگر ترکیب هیأت امنا شامل افرادی باشد که تخصص لازم را ندارند یا حتی سابقهٔ تخریب آثار داشتهاند، احتمال آسیب به مراتب افزایش مییابد.»
وی همچنین از دور زدن فرآیند طبیعی استانی ابراز تعجب میکند:
«موضوع بدون اطلاع ادارهٔ کل میراث فرهنگی استان فارس و بدون شفافیت، یکباره در سطح ملی مطرح شده است. چرا مدیریت استان در این تصمیمگیری دخیل نبوده؟»
موافقان: اصلاح ساختار مدیریتی ضروری است
در مقابل، مسعود منیعاتی، مدیر «انجمن دوستداران میراث فرهنگی»، با اصل هیأت امنایی شدن موافق است، اما نه به شکل فعلی.
او میگوید:
«بودجهریزی قطرهچکانی کنونی با شأن مجموعههایی مانند حافظیه، تختجمشید و سعدیه تناسب ندارد. این اماکن نیازمند منابع پایدار و مدیریت کارآمد هستند.»
او پیشنهاد میدهد:
که این اماکن همچنان زیر نظر وزارت میراث فرهنگی باقی بمانند، اما بتوانند درآمدهای خود را مستقیماً برای حفظ و نگهداری هزینه کنند.
منیعاتی تأکید میکند:
«با مدل انتصابی و غیرشفاف مخالفم. باید گفتوگویی کارشناسی شکل بگیرد تا بهترین مدل مدیریتی، بهویژه از نظر حفاظت، رقم بخورد.»
او همچنین واگذاری به شهرداریها را رد میکند و ساختار کنونی شوراهای شهر را برای چنین مسئولیتی مناسب نمیداند.
نیاز به شفافیت و مشارکت کارشناسی
گزارش حاضر نشان میدهد که طرح هیأت امنایی شدن «حافظیه» و «سعدیه» با وجود پتانسیل مثبت برای تأمین منابع و بهبود مدیریت، به دلیل ابهامات حقوقی، ترکیب نامشخص اعضا، نبود تجربهٔ مشابه و انتخاب نامناسب پایلوت، با انتقاد شدید فعالان میراث فرهنگی روبهرو شده است.
به نظر میرسد پیش از هر اقدامی، لازم است:
مبنای قانونی و آییننامهٔ اجرایی بهطور کامل شفاف شود.
ترکیب هیأت امنا با حضور متخصصان و نهادهای نظارتی تعیین گردد.
سازوکار نظارت و مسئولیتپذیری حقوقی تدوین شود.
اجرای پایلوت در مکانهای با حساسیت کمتر آغاز گردد.
فرآیند تصمیمگیری با مشارکت استانی و کارشناسی همراه باشد.
تنها در سایهٔ شفافیت و گفتوگوی فراگیر، میتوان از این تغییر مدیریتی به نفع حفظ میراث گرانبهای فرهنگی کشور بهره برد.
«حافظیه» و «سعدیه» در پیچ هیأت امنا؛ ابهامها و نگرانیهای فعالان میراث فرهنگی