شاه‌دژ؛ روایت ناتمام اسماعیلیان پیش از الموت | گفت‌وگو با علی شجاعی اصفهانی

کد خبر: 65448

آیا روایت اسماعیلیان تنها از الموت آغاز می‌شود؟ ثبت جهانی قلعه‌های اسماعیلی با محوریت الموت، این پرسش را پررنگ‌تر کرده است. در جنوب اصفهان و بر فراز کوه صفه، شاه‌دژ نشان می‌دهد که ریشه‌های این جنبش پیش از الموت در اصفهان شکل گرفته بود؛ محوطه‌ای ۵۰ هکتاری با لایه‌های تاریخی متعدد که به گفته علی شجاعی اصفهانی، باستان‌شناس دانشگاه هنر اصفهان، هنوز نه به‌درستی شناخته شده و نه به‌شایستگی حفاظت شده است.

شاه‌دژ؛ روایت ناتمام اسماعیلیان پیش از الموت | گفت‌وگو با علی شجاعی اصفهانی

اسمعیل عباسی‌فرد خبرنگار پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز در گفت‌وگو با علی شجاعی اصفهانی، عضو هیئت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه هنر اصفهان؛ ثبت جهانی مجموعه قلعه‌های اسماعیلی ایران با محوریت الموت، اگرچه نقطه عطفی در میراث فرهنگی کشور است، اما روایت اسماعیلیان را کامل نمی‌کند.

پیش از آنکه حسن صباح در الموت مستقر شود، در جنوب اصفهان و بر فراز کوه صفه، شاه‌دژ به یکی از کانون‌های سازمان‌دهی این جنبش تبدیل شده بود؛ قلعه‌ای که امروز برخلاف الموت، کمتر شناخته شده و در سایه شهرت آن قرار گرفته است.

شاه‌دژ تنها یک استحکام نظامی دوره سلجوقی نیست؛ مجموعه‌ای گسترده به وسعت دست‌کم ۵۰ هکتار با لایه‌های تاریخی از پیش از اسلام تا دوره‌های سلجوقی، صفوی و قاجار که می‌تواند چکیده‌ای از تاریخ اصفهان را روایت کند.

با این حال، کمبود مستندنگاری جامع، مداخلات عمرانی و گردشگری بدون پیوست باستان‌شناسی، و نبود برنامه مدیریتی منسجم، این محوطه را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

در گفت‌وگو با علی شجاعی اصفهانی، عضو هیئت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه هنر اصفهان، به بررسی جایگاه شاه‌دژ در تاریخ اسماعیلیان، نسبت آن با الموت، وضعیت کاوش‌های باستان‌شناسی، آسیب‌های حفاظتی و ظرفیت‌های کمتر شناخته‌شده این محوطه پرداخته‌ایم.

 

شاه‌دژ؛ روایت ناتمام اسماعیلیان پیش از الموت

ثبت جهانی مجموعه قلعه‌های اسماعیلی ایران با محوریت الموت، بار دیگر نام یکی از مهم‌ترین دژهای تاریخی کشور را در کانون توجه پژوهشگران و افکار عمومی قرار داد؛

رویدادی که فراتر از یک موفقیت در عرصه میراث فرهنگی، فرصتی برای بازخوانی جغرافیای قدرت

و شبکه استحکامات اسماعیلیان در ایران است.

با این حال، این پرسش نیز هم‌زمان پررنگ‌تر شده است:

آیا روایت این میراث تاریخی تنها به الموت محدود می‌شود یا در دیگر نقاط ایران نیز دژهایی وجود دارند که در شکل‌گیری این تاریخ نقشی بنیادین داشته‌اند، اما در سایه شهرت الموت کمتر دیده شده‌اند؟

در جنوب اصفهان و بر فراز کوه صفه، شاه‌دژ همچنان یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این روایت تاریخی است؛ محوطه‌ای که اهمیت آن تنها به بقایای یک استحکام نظامی و آن هم فقط دوره اسماعیلی محدود نمی‌شود و بررسی آن می‌تواند ابعاد تازه‌ای از تاریخ سیاسی، مذهبی و نظامی ایران در قبل و بعد از اسلام را آشکار کند.

در روزهایی که ثبت جهانی الموت نگاه‌ها را دوباره به میراث اسماعیلیان معطوف کرده است،

با علی شجاعی اصفهانی، عضو هیئت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه هنر اصفهان،

درباره جایگاه شاه‌دژ در این روایت تاریخی، وضعیت پژوهش‌های باستان‌شناسی،

چالش‌های حفاظت و ظرفیت‌های کمتر شناخته‌شده این محوطه گفت‌وگو کرده‌ایم.

شاه‌دژ؛ روایت ناتمام اسماعیلیان پیش از الموت در یک نگاه

شاه‌دژ تنها یک قلعه نیست؛ مجموعه‌ای تاریخی به وسعت دست‌کم ۵۰ هکتار در پهنه کوه صفه است.

شواهد استقرار پیش از اسلام تا دوره‌های سلجوقی، صفوی و قاجار در این محوطه دیده می‌شود.

سازمان‌یافته‌ترین بخش‌هایی از جنبش اسماعیلیان پیش از استقرار حسن صباح در الموت،

در اصفهان و با محوریت شاه‌دژ شکل گرفت.

محاصره شاه‌دژ در سال ۵۰۰ هجری قمری، نقطه عطفی در تقابل سلجوقیان و اسماعیلیان بود.

کمبود مستندنگاری جامع، مداخلات عمرانی و گردشگری بدون پیوست باستان‌شناسی،

از مهم‌ترین چالش‌های شاه‌دژ است.

شاه‌دژ برای ثبت جهانی نیازمند برنامه بلندمدت پژوهشی، حفاظتی و مدیریتی است.

 

شاه‌دژ چه ویژگی‌هایی دارد که آن را از یک قلعه نظامی صرف متمایز می‌کند؟

آنچه امروز با نام شاه‌دژ یا شاه‌دز شناخته می‌شود، تنها یک قلعه محدود نیست؛

بلکه مجموعه‌ای گسترده از آثار معماری و استقرارهای تاریخی است که در پهنه‌ای دست‌کم

به وسعت ۵۰ هکتار در بخش‌های مختلف کوه صفه پراکنده شده‌اند.

هسته اصلی قلعه بر یکی از بلندترین ارتفاعات قرار دارد، اما شواهد معماری در بخش‌های دیگر کوه نیز به‌خوبی قابل مشاهده است. همین موضوع نشان می‌دهد با مجموعه‌ای وسیع و

پیچیده با کارکردهای مختلف روبه‌رو هستیم، نه صرفاً یک استحکام نظامی کوچک.

از منظر باستان‌شناسی، اهمیت شاه‌دژ تنها به دوره سلجوقی محدود نمی‌شود.

شواهد قابل توجهی از استقرارهای پیش از اسلام در این محوطه وجود دارد و

همین موضوع آن را به یکی از معدود محوطه‌هایی تبدیل کرده است که می‌تواند

بخشی از تاریخ کمتر شناخته‌شده اصفهان پیش از اسلام را روایت کند.

در کنار این پیشینه، دوره‌های مختلف تاریخ ایران در دوران اسلامی — از آغاز تا روی کار آمدن سلجوقیان، از سلجوقی تا صفوی و قاجار — نیز در این پهنه ردپای خود را بر جای گذاشته‌اند.

به همین دلیل، شاه‌دژ را می‌توان یکی از کامل‌ترین محوطه‌های تاریخی اصفهان از منظر تداوم استقرار دانست.

مطالعات باستان‌شناسی و مستندنگاری شاه‌دژ تا چه اندازه با وسعت و اهمیت این محوطه تناسب دارد؟

متأسفانه یکی از بزرگ‌ترین مشکلات شاه‌دژ، کمبود مطالعات پایه است.

ما هنوز نقشه‌ای جامع و دقیق از پراکندگی آثار این محوطه در اختیار نداریم؛

در حالی که درباره یکی از مهم‌ترین محوطه‌های تاریخی اصفهان سخن می‌گوییم.

سال‌ها پیش توسط کارو میناسیان مطالعات ارزشمندی درباره شاه‌دژ انجام شد و

حتی نقشه‌ای مقدماتی از پراکندگی آثار ارائه شد.

اما آنچه امروز به آن نیاز داریم، مستندنگاری دقیق کل مجموعه است؛ کاری که باید

پیش از هرگونه توسعه گردشگری و اجرای پروژه‌های عمرانی انجام می‌شد.

این خلأ همچنان وجود دارد و نبود چنین مستنداتی باعث شده است تصویر روشنی

از گستره واقعی آثار معماری، فضاهای استقراری و ارتباط اجزای مختلف این مجموعه

در اختیار نداشته باشیم.

برآوردهای اولیه نشان می‌دهد آثار مرتبط با شاه‌دژ در کنار دیگر آثار تاریخی در گستره‌ای

وسیع بالغ بر ۵۰ هکتار از کوه صفه پراکنده هستند؛ از بخش اصلی قلعه گرفته تا فضاهایی

که بعدها با عنوان سربازخانه معرفی شدند و همچنین بخش‌های متعدد دیگر پراکنده در کوه

که هنوز به‌صورت جامع شناسایی یا مستندسازی نشده‌اند.

این در حالی است که شناخت دقیق چنین مجموعه‌ای، پیش‌نیاز هرگونه برنامه حفاظتی،

مرمتی یا گردشگری است.بسیاری شاه‌دژ را صرفاً به دلیل حضور اسماعیلیان می‌شناسند.

 

جایگاه واقعی این قلعه در تاریخ سیاسی ایران چیست؟

اهمیت شاه‌دژ در تاریخ ایران بسیار فراتر از یک قلعه نظامی است.

در منابع تاریخی می‌دانیم که اسماعیلیان در دوره سلجوقی موفق شدند در قلب قلمرو سلجوقیان، درست در نزدیکی پایتخت آنان، برای یک دوره دوازده ساله پایگاهی راهبردی ایجاد کنند.

همین موضوع نشان‌دهنده جایگاه استثنایی شاه‌دژ است.

اما نکته‌ای که کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که شکل‌گیری سازمان‌یافته جنبش اسماعیلیان پیش از آنکه حسن صباح در الموت مستقر شود، در اصفهان و با محوریت

افرادی چون عطاش و احمد بن عطاش آغاز شد.

آنان توانستند شاه‌دژ و تعدادی از قلعه‌ها و روستاهای پیرامون اصفهان را در اختیار بگیرند

و شبکه‌ای از استقرارهای وابسته به خود ایجاد کنند.

این موضوع قطعاً برای نظامی که حسن صباح در الموت اجرا کرد، تأثیر گذاشته است.

از این منظر، شاه‌دژ صرفاً یکی از قلعه‌های اسماعیلی نیست؛ بلکه نقطه‌ای است که

بخش مهمی از سازمان‌دهی سیاسی و نظامی این جریان از آن آغاز شد.

به همین دلیل، اگر بخواهیم تاریخ جنبش اسماعیلیان را به‌صورت پیوسته مطالعه کنیم،

روایت آن تنها از الموت آغاز نمی‌شود؛ شاه‌دژ حلقه‌ای اساسی در این زنجیره تاریخی به شمار می‌آید.

شاه‌دژ علاوه بر اهمیت سیاسی، صحنه یکی از مهم‌ترین رخدادهای دوره سلجوقی نیز بوده است.

این واقعه چه جایگاهی در تاریخ ایران دارد؟

یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ شاه‌دژ، محاصره این قلعه در سال ۵۰۰ هجری قمری است؛ رویدادی که سرانجام به سقوط قلعه و پایان حضور اسماعیلیان در این منطقه انجامید.

این واقعه تنها یک نبرد نظامی نبود، بلکه نقطه عطفی در تقابل سلجوقیان و اسماعیلیان

محسوب می‌شود.

در جریان این محاصره، احمد بن عطاش دستگیر و کشته شد و روایت‌های تاریخی از

مقاومت مدافعان قلعه، به‌ویژه روایت مربوط به همسر احمد بن عطاش که برای نیفتادن

به دست سپاهیان سلجوقی خود را از فراز کوه به پایین افکند، از جمله بخش‌های تأثیرگذار

این رویداد تاریخی است.

چنین روایت‌هایی نشان می‌دهد شاه‌دژ نه‌تنها از منظر معماری و باستان‌شناسی،

بلکه از منظر تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران نیز جایگاهی ممتاز دارد؛

جایگاهی که هنوز آن‌گونه که شایسته است در حافظه تاریخی کشور شناخته نشده است.

تاکنون چه کاوش‌های باستان‌شناسی در شاه‌دژ انجام شده و این کاوش‌ها چه دستاوردهایی داشته‌اند؟

تاکنون دو فصل کاوش باستان‌شناسی تنها در بخش مرکزی شاه‌دژ انجام شده است.

نتایج منتشرشده این کاوش‌ها اهمیت محوطه را از منظر پیش از اسلام و دوران اسلامی

بیش از گذشته روشن کرده است.

بقایای معماری، دیوارها، فضاهای استقراری و مجموعه‌ای از یافته‌های منقول، از جمله شواهد رنگدانه‌ها و اشیای فرهنگی منقول و غیرمنقول، نشان می‌دهد این محوطه تنها به دوره سلجوقی تعلق ندارد و لایه‌های متعددی از تاریخ اصفهان را در خود جای داده است.

با این حال، مسئله اصلی این است که این کاوش‌ها بیش از آنکه با هدف شناخت علمی محوطه انجام شوند، در عمل مقدمه‌ای برای اجرای طرح‌های گردشگری بودند.

قبل از آنکه شناخت کامل از محوطه به دست آید، عرصه و حریم آن مشخص شود، نقشه‌های دقیق تهیه شود و سپس درباره هرگونه مداخله و چگونگی ورود گردشگر تصمیم‌گیری شود، طرح‌های گردشگری اجرا شده است.

در شاه‌دژ این روند به درستی طی نشد و همین موضوع بخشی از مشکلات امروز را رقم زده است.

آسیب‌های ناشی از توسعه گردشگری در کوه صفه چه بوده است؟

اصل توسعه گردشگری، اگر بر پایه شناخت علمی و حفاظت از میراث فرهنگی و در یک کلام پیوست جدی و کاربردی باستان‌شناسی باشد، اقدامی ارزشمند است.

اما زمانی که مطالعات باستان‌شناسی در حاشیه قرار گیرد و تنها توجیهی برای هرگونه اقدام باشد، نتیجه به تخریب بخشی از شواهد تاریخی منجر می‌شود.

در شاه‌دژ نمونه‌های متعددی از این وضعیت را مشاهده می‌کنیم. احداث برخی زیرساخت‌ها بدون توجه کافی به داده‌های باستان‌شناسی انجام شد.

برای مثال، در جانمایی برخی پایه‌های تله‌کابین، به دیوارهای تاریخی محوطه که در نوع خود منحصربه‌فرد است، توجه لازم صورت نگرفت؛ دیواری که از منظر معماری دفاعی،

از شاخص‌ترین عناصر این مجموعه به شمار می‌رود.

همچنین افزایش رفت‌وآمد گردشگران در بخش‌هایی از محوطه، موجب جابه‌جایی،

تخریب و محو آثار منقول و فرسایش بقایای معماری شده است.

افزون بر این، در برخی ساخت‌وسازهای گذشته، از سنگ‌های بقایای تاریخی استفاده شده است. حضور توده گردشگران بدون آنکه اولویت‌های باستان‌شناسی لحاظ شود و پیش از آنکه مستندنگاری کاملی از وضعیت آثار انجام شده باشد، باعث از بین رفتن داده‌ها شده است.

چنین مداخلاتی اگرچه ممکن است در زمان اجرا چندان محسوس نباشد، اما در بلندمدت

بخشی از اطلاعات باستان‌شناختی را برای همیشه از میان می‌برد.

در کنار همه این‌ها، گردشگران هیچ‌گونه اطلاعاتی از بناهای کوه صفه و تاریخ آن به دست نمی‌آورند که خود نکته بسیار حائز اهمیتی است.

آیا اهمیت شاه‌دژ و کوه صفه تنها به دوره سلجوقیان و اسماعیلیان محدود می‌شود؟

به هیچ وجه. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شاه‌دژ این است که نمی‌توان آن را صرفاً در چارچوب یک دوره تاریخی تحلیل کرد.

این محوطه پیش از اسلام شواهد ارزشمندی دارد، در قیام‌های صدر اسلام نقش داشته و

در دوره سلجوقی به اوج اهمیت سیاسی و نظامی خود می‌رسد و پس از آن نیز در دوره‌های

صفوی و قاجار همچنان مورد استفاده و توجه بوده است.

در دامنه‌های کوه صفه، آثار مرتبط با دوره صفوی، از جمله بقایای یکی از کاخ‌های آن دوره،

قابل شناسایی است و روایت‌های تاریخی متعددی نیز از حضور مردم در این منطقه در

دوره قاجار وجود دارد.

به همین دلیل همواره گفته‌ام اگر بخواهیم چکیده‌ای از تاریخ اصفهان را در یک محوطه

تاریخی مشاهده کنیم، کوه صفه و شاه‌دژ یکی از بهترین نمونه‌هاست؛

زیرا تقریباً همه دوره‌های مهم تاریخی در آن قابل مطالعه است.

پس از ثبت جهانی قلعه الموت، آیا شاه‌دژ نیز می‌تواند در آینده چنین ظرفیتی داشته باشد؟

مقایسه شاه‌دژ و الموت با هدف تعیین برتری یکی بر دیگری، رویکرد درستی نیست؛

زیرا هر دو در جایگاه خود ارزش‌های برجسته‌ای دارند.

اما اگر بخواهیم از منظر تاریخی به موضوع نگاه کنیم، شاه‌دژ یک ویژگی ممتاز دارد و آن،

تقدم زمانی در شکل‌گیری سازمان‌یافته جنبش اسماعیلیان است.

آنچه امروز الموت را در سطح جهانی شناسانده، حضور حسن صباح و تبدیل آن به مرکز

رهبری اسماعیلیان است.

اما اگر به ریشه‌های این جریان بازگردیم، می‌بینیم که سازمان‌دهی نخستین مقاومت‌های

جدی اسماعیلیان علیه سلجوقیان در اصفهان و شاه‌دژ شکل گرفته است.

از این منظر، شاه‌دژ را می‌توان نقطه آغاز این روایت تاریخی دانست.

از سوی دیگر، همان‌گونه که الموت بخشی از یک شبکه دفاعی از قلعه‌های اسماعیلی بود،

شاه‌دژ نیز در کنار مجموعه‌ای از قلعه‌های پیرامون اصفهان عمل می‌کرد و بر مسیرهای ارتباطی، روستاها و قلمرو پیرامون نظارت داشت.

بنابراین، هر دو محوطه در قالب شبکه‌ای از استحکامات دفاعی معنا پیدا می‌کنند،

نه صرفاً به‌عنوان یک قلعه منفرد.

چرا شاه‌دژ تاکنون در مسیر ثبت جهانی قرار نگرفته است؟

ثبت جهانی صرفاً به اهمیت تاریخی یک اثر وابسته نیست.

حفاظت، اصالت، یکپارچگی، کیفیت مرمت، میزان مداخلات معاصر و مستندسازی علمی،

همگی در این فرایند نقش تعیین‌کننده دارند.

واقعیت این است که مداخلاتی که طی سال‌های گذشته در شاه‌دژ انجام شده،

بخشی از این مسیر را دشوار کرده است.

البته این به معنای از دست رفتن ظرفیت‌های محوطه نیست، اما نشان می‌دهد برای رسیدن به استانداردهای ثبت جهانی، باید برنامه‌ای دقیق، بلندمدت و مبتنی بر مطالعات علمی تدوین شود.

واقعیت این است که ما هنوز نتوانسته‌ایم این شواهد مهم را به مردم شهر اصفهان نشان دهیم؛ چه برسد به اینکه بخواهیم آن را جهانی کنیم.

نمونه موفق آن را در الموت مشاهده کردیم؛ جایی که سال‌ها پژوهش، مستندسازی، حفاظت و مدیریت مستمر انجام شد تا در نهایت شرایط ثبت جهانی فراهم شود.

شاه‌دژ نیز اگر قرار باشد روزی در چنین مسیری قرار گیرد، به همین میزان برنامه‌ریزی، استمرار و سرمایه‌گذاری علمی نیاز خواهد داشت.

چرا شاه‌دژ همچنان برای افکار عمومی و حتی بخشی از جامعه علمی کمتر شناخته شده است؟

یکی از دلایل این مسئله، تعدد آثار تاریخی در اصفهان است. این شهر آن‌قدر آثار شاخص دارد

که برخی محوطه‌های بسیار مهم، مانند شاه‌دژ، در سایه دیگر آثار قرار گرفته‌اند.

از سوی دیگر، شاه‌دژ تاکنون فاقد یک برنامه منسجم پژوهشی و مدیریتی بوده است.

همان‌طور که گفتم، گردشگران و کوهنوردان هیچ شناختی از این آثار و اهمیت آن‌ها

به دست نیاورده‌اند.

هنوز بخش‌های ناشناخته‌ای در این محوطه وجود دارد و حتی امروز نیز در برخی نقاط آن

می‌توان شواهد تازه‌ای از استقرارهای تاریخی مشاهده کرد.

این نشان می‌دهد ظرفیت پژوهشی شاه‌دژ همچنان بسیار بالاست و هنوز همه داشته‌های

آن شناخته نشده است.

به اعتقاد من، آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، تدوین یک برنامه جامع مبتنی بر رویکرد باستان‌شناسی برای کل پهنه کوه صفه است؛ برنامه‌ای که بتواند ضمن حفاظت از آثار، شناخت علمی این مجموعه را نیز تکمیل کند و زمینه معرفی شایسته یکی از مهم‌ترین محوطه‌های

تاریخی اصفهان را فراهم آورد.

شاه‌دژ کجاست؟

شاه‌دژ یا شاه‌دز در جنوب اصفهان و بر فراز کوه صفه قرار دارد.

چرا شاه‌دژ برای تاریخ اسماعیلیان مهم است؟

زیرا بخش مهمی از سازمان‌دهی نخستین جنبش اسماعیلیان پیش از الموت،

در اصفهان و با محوریت شاه‌دژ شکل گرفت.

آیا شاه‌دژ ثبت جهانی شده است؟

خیر. تاکنون مجموعه قلعه‌های اسماعیلی با محوریت الموت ثبت جهانی شده است.

شاه‌دژ برای قرار گرفتن در این مسیر به مستندسازی، حفاظت و مدیریت علمی بلندمدت نیاز دارد.

مهم‌ترین آسیب‌های شاه‌دژ چیست؟

کمبود مطالعات پایه، نبود نقشه جامع، مداخلات عمرانی و گردشگری بدون پیوست باستان‌شناسی، فرسایش بقایای معماری و از بین رفتن داده‌های تاریخی از مهم‌ترین آسیب‌هاست.

شاه‌دژ فقط به دوره سلجوقی تعلق دارد؟

نه. شواهد پیش از اسلام، دوره‌های آغازین اسلامی، سلجوقی، صفوی و قاجار نیز در این محوطه قابل مطالعه است.

شاه‌دژ زیر سایه الموت؛ تاریخ ناگفته اصفهان

شاه‌دژ را باید فراتر از یک قلعه اسماعیلی دید؛ محوطه‌ای تاریخی در کوه صفه اصفهان که می‌تواند روایتی پیوسته از تاریخ پیش از اسلام تا دوره قاجار را ارائه دهد.

با ثبت جهانی الموت، فرصت مناسبی فراهم شده است تا پژوهشگران، مدیران میراث فرهنگی و افکار عمومی بار دیگر به حلقه‌های کمتر شناخته‌شده این تاریخ، از جمله شاه‌دژ، توجه کنند.

اما این توجه بدون مستندنگاری جامع، حفاظت علمی، مدیریت گردشگری مبتنی بر باستان‌شناسی و برنامه‌ریزی بلندمدت، نمی‌تواند به نتیجه پایدار برسد. شاه‌دژ هنوز روایتی ناتمام است؛ روایتی که آغاز آن پیش از الموت شکل گرفت و تکمیل آن نیازمند اراده علمی و فرهنگی است.

شاه‌دژ؛ روایتی که پیش از الموت آغاز شد و هنوز ناتمام است

ثبت جهانی الموت، پایان روایت اسماعیلیان نیست؛ آغاز پرسش‌های تازه است.

شاه‌دژ نشان می‌دهد که این روایت پیش از الموت و در اصفهان شکل گرفته بود؛

قلعه‌ای که امروز بر فراز کوه صفه، نه به اندازه الموت شناخته شده و نه به اندازه

اهمیتش حفاظت شده است.

اگر شاه‌دژ بخواهد روزی در مسیر ثبت جهانی قرار گیرد، باید از نقطه‌ای شروع کند

که سال‌ها پیش باید آغاز می‌شد: مستندنگاری جامع، حفاظت علمی، مدیریت گردشگری

مبتنی بر باستان‌شناسی و برنامه‌ای بلندمدت.

شاه‌دژ تنها یک قلعه نیست؛ حافظه ناتمام اصفهان و ایران است.

حافظه‌ای که هنوز فرصت روایت شدن دارد.

از کوه صفه تا الموت؛ روایت ناتمام اسماعیلیان

شاه‌دژ؛ روایت ناتمام اسماعیلیان پیش از الموت | گفت‌وگو با علی شجاعی اصفهانی

شاه‌دژ؛ روایت ناتمام اسماعیلیان پیش از الموت | گفت‌وگو با علی شجاعی اصفهانی

شاه‌دژ؛ روایت ناتمام اسماعیلیان پیش از الموت | گفت‌وگو با علی شجاعی اصفهانی

 

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *