قنات ایران فراموش شد، آموناس پرو سیاستگذاری شد | Heritage Adapts و سازگاری اقلیمی
اسماعیل عباسیفرد گزارشگر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ در سرزمینی که خشکی، بخشی از هویت آن است، آب هرگز تنها یک منبع نبود؛ یک دانش بود، یک معماری بود، یک میراث.
قناتها، آبانبارها و باغهای ایرانی، هزاران سال پیش از آنکه «سازگاری اقلیمی» به دغدغهای جهانی تبدیل شود، پاسخ ایرانیان به زیست در اقلیم خشک بودند.
اما امروز همان سرزمین با بحران آب، فرونشست و سیلاب دستبهگریبان است و
بخش بزرگی از این دانش بومی در سیاستگذاریها جایی ندارد.
از آموناس تا قنات: دو سرنوشت متفاوت
در سوی دیگر جهان، کمپین بینالمللی Heritage Adapts در حال تغییر این معادله است:
میراث فرهنگی نه قربانی تغییر اقلیم، بلکه ابزار سازگاری با آن.
پرو در این مسیر با احیای «آموناس»، سیستم ۱۴۰۰ ساله مدیریت آب، ۸۷ کیلومتر کانال
تاریخی را بازسازی کرده و سالانه حدود ۱۴ میلیون مترمکعب آب را به آبخوانها بازمیگرداند.
قنات ایرانی، شبیهترین سیستم به آموناس، اما در ایران فراموش شده است.
دانش بومی؛ فراموشی در ایران، سیاست در پرو
این گزارش روایت یک دانش مشترک و دو سرنوشت متفاوت است؛
از پرو که دانش اجدادی
را به سیاست کلان آب تبدیل کرد، تا ایران که هنوز در حسرت احیای قناتهاست.
۷۳ درصد از آثار میراث جهانی در معرض خطرات مرتبط با آب قرار دارند و ۲۷ اثر ثبتشده
ایران در یونسکو، از تختجمشید تا چهلستون، در پهنههای فرونشستی تهدید میشوند.
پرسش اصلی این است:
چرا کشوری که دانش بومی قنات را در اختیار دارد، از تبدیل آن به راهحل سازگاری اقلیمی بازمانده است؟
قنات در ایران فراموش شد، آموناس در پرو سیاستگذاری شد یک دانش، دو سرنوشت
با شکلگیری کمپین بینالمللی Heritage Adapts، میراث فرهنگی از قربانی تغییر اقلیم
به ابزار سازگاری با آن بدل میشود.
مسیری که پرو با بازسازی آموناس آغاز کرده و ایران در آن از ظرفیت قنات غافل مانده است.
قنات، باغ ایرانی، سازههای آبی شوشتر، روستای صخرهای میمند، شهر تاریخی یزد،
منطقه هورامان و دهها مصداق دیگر از مهندسی و معماری بومی ایران، هزاران سال پیش
از آنکه مفهو «سازگاری اقلیمی» به دغدغهای جهانی تبدیل شود، تجلی همین مفهوم بودند.
ایران از کشورهایی است که بخشی از میراث جهانیاش نهتنها ارزش فرهنگی دارد،
بلکه از منظر سازگاری با اقلیم نیز اهمیت دارد. اما شواهد نشان میدهد این دانش
در قرن معاصر جایگاهی در سیاستگذاریها نداشته است.
با تشدید بحران اقلیم، توجه نهادهای بینالمللی به تأثیر این بحران بر میراث فرهنگی
بیشتر شده و جهان به دنبال راهحلی برای مقابله با آن است.
کمپین «Heritage Adapts» پاسخی به همین نیاز است؛ کمپینی که به دنبال بهرهمندی
از دانش بومی برای سازگاری با اقلیم و نجات میراث تاریخی و طبیعی کشورهاست.
شاید این کمپین برای ایران تلنگری باشد تا بازنگری جدی در توجه به دانش اجدادی داشته باشد.
Heritage Adapts چیست و چه هدفی دارد؟
۷۳ درصد از آثار میراث جهانی در معرض خطرات مرتبط با آب، شامل خشکسالی،
فرونشست، سیلاب و بالا آمدن سطح آب هستند.
این را یونسکو در گزارشی که با همکاری مؤسسه منابع جهانی تهیه کرده، آورده و در آن
خواستار ادغام فوری برنامههای سازگاری با تغییر اقلیم در نظام مدیریت میراث جهانی شده است.
مسئله تغییر اقلیم و تأثیر آن بر آثار تاریخی و باستانی کشورها در یک دهه گذشته به دغدغهای جدی در محافل میراث فرهنگی دنیا تبدیل شده است؛
دغدغهای که با تلاش و رایزنی نهادهای بینالمللی فعال در این حوزه، منجر به شکلگیری
کمپین «Heritage Adapts! 3000 x 2030» شده که در چهارم ژوئن امسال به طور رسمی رونمایی شد.
این کمپین به دنبال فراهم کردن زمینه اجرای اقدامات سازگاری اقلیمی در دستکم ۳ هزار
محوطه میراثی، منظر فرهنگی، آیین سنتی و عنصر میراث ناملموس تا سال ۲۰۳۰ است.
طراحان این کمپین بر این باورند که میتوان میراث فرهنگی را از فهرست قربانیان تغییرات آبوهوایی خارج کرد و با اتکا به دانش تاریخی و بومی جوامع، آن را به عنوان بخشی از
راهحل معرفی کرد.
یک دانش، دو سرنوشت
اخباری که با کلیدواژههای مشترک میراث و تغییر اقلیم منتشر میشود،
همواره از تخریب میراث فرهنگی و طبیعی بر اثر مخاطرات اقلیمی، از جمله سیلاب،
گرمای شدید، خشکسالی، آتشسوزی، طوفان، گردباد و بالا آمدن سطح آب حکایت دارد.
Heritage Adapts اما میخواهد با تغییر یک رویکرد، میراث فرهنگی را از قربانی تبعات
تغییر اقلیم، به راهحلی برای کاهش اثرات این بحران تبدیل کند.
این کمپین دانش و معماری بومی، شیوههای سنتی مدیریت آب، کشاورزی سنتی و
حافظه تاریخی کشورها را ابزارهای افزایش تابآوری اقلیمی میداند.
طراحان آن معتقدند در این کمپین، برای نخستینبار در ۳۳ سال تاریخ UNFCCC،
فرهنگ و میراث بهطور عملیاتی در سیاستهای اقلیمی بینالمللی دیده شده است؛
چراکه میراث فرهنگی تا سالها در سیاستهای اقلیمی و بودجههای سازگاری با تغییر
اقلیم جایی نداشت.
قنات ایران فراموش شد، آموناس پرو سیاستگذاری شد | Heritage Adapts و سازگاری اقلیمی
کمپین Heritage Adapts برای پر کردن همین خلأ شکل گرفته است.
ایده اولیه آن در جریان COP30 که در برزیل برگزار شد، به طور رسمی مطرح و در گزارش نهایی دستورکار اقدام اقلیمی COP30 ثبت شد.
نهادهایی از جمله شورای بینالمللی بناها و محوطههای تاریخی، ایکوموس، شبکه میراث اقلیمی، صندوق جهانی آثار تاریخی و دهها نهاد دیگر در تشکیل این کمپین و جلب توجه افکار عمومی جهان به مسئله تأثیر تغییر اقلیم بر میراث فرهنگی سهیم بودهاند.
سایت رسمی کمپین اعلام کرده برای هر سایت میراثی، یک برنامه سهساله طراحی شده است؛
از آموزش مدیران محلی و ارزیابی ریسک اقلیمی تا طراحی و اجرای راهحلهای بومی.
در این کمپین تأکید شده که روایتهای شفاهی مردم درباره تغییر فصلها و تجربه تاریخی مواجهه با خشکسالی و سیل، میتواند در شاخصهای سازگاری با اقلیم اثرگذار باشد؛
همان موضوعی که در ایران هم بارها مطرح شده و در حد طرح و ایده باقی مانده است.
اما به نظر میرسد این نگاه میتواند آینده متفاوتی برای میراث فرهنگی و طبیعی کشورها رقم بزند.
ایران؛ سرزمین مردمان سازگار با اقلیم، درگیر بحرانهای اقلیمی
«ایران پس از چین و آمریکا از نظر وسعت پهنههای فرونشستی در رتبه سوم جهان قرار دارد
و حدود نیمی از بافتهای تاریخی آن در زونهای فرونشستی واقع شدهاند.»
این رتبهبندی جهانی را آبان سال گذشته «علی بیتاللهی»، رئیس بخش زلزلهشناسی و
خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی اعلام کرد.
او پیش از آن هم اعلام کرده بود ۲۷ اثر تاریخی ایران که در فهرست میراث جهانی یونسکو
به ثبت رسیدهاند، از جمله تختجمشید، نقشرستم، نقشجهان، کاخ گلستان و چهلستون،
در پهنههای فرونشستی قرار دارند و در معرض تهدید جدی هستند.
ایران به واسطه شرایط جغرافیایی خود، همواره با مسئله اقلیم دستبهگریبان بوده است.
هرچند مفهوم سازگاری اقلیمی هنوز جایگاه پررنگی در سیاستهای کلان کشور پیدا نکرده،
اما این کمپین جهانی میتواند دستکم در فضای میراث فرهنگی، مقدمهای برای گفتن از
این تهدید و فکر کردن به راهکار آن باشد.
سؤال اینجاست که چرا کشوری که دانش بومی قنات و آبانبار را دارد، حالا با بحران آب روبهروست
و از مدیریت سیلابهایش ناتوان مانده است؟
کشوری که با تخریب آبانبارهایی که گذشتگان در مسیر سیلابها میساختند تا تهدید را به فرصت ذخیره آب تبدیل کنند، امروز با سیلابهایی روبهروست که میراث تاریخی صدها ساله
آن را تخریب میکند.
فرونشست سالهاست میراث ایران را تهدید میکند، اما ارگانهای متولی هرگز در این زمینه،
پا را فراتر از طرح مسئله و هشدار به یکدیگر نگذاشتهاند.
نتیجه این بیعملی را میتوان در همه جا دید: قناتها یکی پس از دیگری خشک میشوند
و باغ ایرانی میزبان انواع آفات ناشی از خشکسالی و فرونشست شده است؛
آثار تاریخی در معرض تهدید جدی فرونشست قرار دارند و همزمان سیلابها و پدیدههای
حدی آنها را تخریب میکنند.
قرنها دانش بومی اجداد ما، زیست در سرزمین خشک ایران را ممکن و حتی به تجربهای
دلپذیر تبدیل میکرد.
اما همین سرزمین امروز با تنش آبی و فرونشستی دستبهگریبان است که زیست امروز
و میراث گذشتگان را تهدید میکند.
این وضعیت را میتوان، در کنار عوامل متعدد، حاصل ناتوانی در مدیریت منابع و بیتوجهی
به دانش بومی و معماری سازگار با اقلیم در دهههای اخیر دانست.
اما سؤال این است که آیا واقعاً راهی برای نجات قناتها نبود؟
پرو چگونه به سراغ فناوری اجدادی رفت؟
پرو در سالهای اخیر تجربه منحصربهفردی داشته که همسو با رویکرد کمپین Heritage Adapts است و در عین حال میتواند برای ایران هم الهامبخش باشد.
این کشور به سراغ یکی از کهنترین فناوریهای بومی خود در زمینه مدیریت منابع آب رفته است: «Amunas» یا «آموناس»، سیستم مدیریت آب با بیش از ۱۴۰۰ سال قدمت که ریشه در تمدن «واری»، از تمدنهای پیشاکلمبی منطقه آند، دارد.
آموناس در زبان کچوا به معنای «نگهداری» است.
آموناس سیستمی متشکل از کانالهای سنگی است که بومیان آند برای مدیریت آب میساختند.
در فصل بارندگی، آب به جای آنکه مستقیماً از کوهستان پایین بیاید و از دسترس خارج شود،
از طریق این کانالها به بخشهای نفوذپذیر هدایت میشد، در دل کوه ذخیره میماند و
سفرههای زیرزمینی را تغذیه میکرد.
ماهها بعد، در فصل خشک، این آب به صورت چشمه و جریانهای پایدار دوباره ظاهر میشد.
پرو در سال ۲۰۲۰ پروژهای برای احیای آموناس در استان هواروچیری آغاز کرد.
طبق گزارش مجری پروژه، ۸۷ کیلومتر از کانالهای تاریخی آموناس بازسازی شد.
آمار موجود در سایت آکوافاندو، مجری پروژه احیای آموناس، نشان میدهد که این سیستم
سالانه حدود ۱۴ میلیون مترمکعب آب را وارد آبخوانها میکند و میزان آسیبپذیری هفت
روستا با احیای این سیستم در برابر تغییر اقلیم کاهش پیدا کرده است.
پرو صرفاً از یک میراث تاریخی حفاظت نکرده، بلکه آن را احیا و بهروزرسانی کرده است.
گزارش آکوافاندو میگوید:
بسیاری از این سازهها یا تخریب شده بودند یا فقط نشانههایی از آنها باقی مانده بود.
تیمهای محلی به جستوجوی مسیرهای قدیمی پرداختند و بازسازی را آغاز کردند.
به مرور، این پروژه از یک تجربه محلی به یک برنامه بزرگتر تبدیل شد.
مطالعات هیدرولوژیک، میزان واقعی تأثیر آموناس بر تغذیه آبخوانها را اندازهگیری کرد.
در نتیجه، بازگشت به دانش بومی برای مدیریت منابع آب، از یک بحث فرهنگی برای حفاظت
از یک میراث، به بخشی از سیاست کلان مدیریت آب تبدیل شد.
قنات ایرانی؛ شبیهترین سیستم به آموناس که فراموش شد
شاید بتوان گفت شبیهترین سیستم به آموناس، قنات ایرانی است؛ سیستمی کهن که
آب را در شبکهای ساختارمند مدیریت میکند. در ایران، بخش بزرگی از قناتها بر اثر برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی، افزایش بیرویه چاههای عمیق، تغییر الگوهای مدیریت آب و عوامل بسیار دیگر از بین رفته است.
ما تاوان این بیتوجهی را در مواجهه با فرونشست گسترده و تنش آبی در سراسر کشور میپردازیم.
قنات ایران فراموش شد، آموناس پرو سیاستگذاری شد
روایت آکوافاندو میگوید:
پرو ادعا نمیکند یک فناوری هزارساله بهتنهایی بحران آب کشور را حل کرده است.
پیام اصلی این تجربه این است که دانش بومی زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که
با پژوهش علمی، پایش هیدرولوژیک، سرمایهگذاری و مشارکت جوامع محلی ترکیب شود.
آنها معتقدند آموناس نمونه موفقی از این است که دانش اجدادی و دانش مدرن میتوانند
در کنار هم، برای افزایش امنیت آبی و تابآوری اقلیمی کار کنند.
درس پرو برای ایران: دانش بومی + علم مدرن
کمپین Heritage Adapts هم بهتنهایی قرار نیست بحران اقلیم یا بحران میراث را حل کند،
اما گام اول برای یک تغییر مهم در نگاه نهادهای بینالمللی و سیاستگذاران کشورهاست؛
تغییری که میراث فرهنگی را از موضوعی در معرض خطر، به منبعی برای سازگاری با تغییر
اقلیم تبدیل میکند.
برای کشوری مانند ایران که بخش مهمی از میراث آن بر پایه مدیریت هوشمندانه آب
و سازگاری با اقلیم شکل گرفته، این رویکرد بیش از آنکه ایدهای جدید باشد، یادآور دانشی است
که سالها از آن دور شده است.
قنات ایرانی، اگر با پژوهش علمی، پایش، سرمایهگذاری و مشارکت محلی همراه شود،
میتواند همان نقشی را ایفا کند که آموناس در پرو ایفا کرده است: تبدیل میراث به راهحل.
میراثی که میتواند نجاتبخش باشد؛ از فراموشی قنات تا سیاست آموناس
کمپین Heritage Adapts بهتنهایی بحران اقلیم یا بحران میراث را حل نمیکند؛
اما پنجرهای گشوده است تا سیاستگذاران، میراث فرهنگی را نه فقط موضوعی در معرض خطر، بلکه منبعی برای تابآوری اقلیمی ببینند.
تجربه پرو نشان میدهد آموناس زمانی ارزش راهبردی یافت که دانش بومی با پژوهش هیدرولوژیک، پایش، سرمایهگذاری و مشارکت جوامع محلی ترکیب شد.
قنات ایرانی، بهعنوان شبیهترین سیستم به آموناس، همان ظرفیت را دارد؛ اما تا زمانی که در سیاستهای آب و اقلیم کشور جایگاهی نیابد، خشکشدن قناتها، فرونشست و تخریب
میراث جهانی ادامه خواهد یافت.
ایران اگر بخواهد از قربانی تغییر اقلیم به بازیگر سازگاری با آن تبدیل شود، باید از هشدار
و طرح مسئله عبور کند و احیای قنات را به برنامهای ملی، علمی و مشارکتی بدل کند.
میراثی که روزگاری زیست در خشکی را ممکن کرد، هنوز میتواند راهحل باشد؛
به شرط آنکه فراموش نشود.
قنات ایران فراموش شد، آموناس پرو سیاستگذاری شد
