کاخ آرزوهای صدام، هدف عملیات ویژه تیپ ۶۶ هوابرد قرار گرفت

کد خبر: 65657

کتاب «کاخ» نوشته علی حمیدی، روایتگر مأموریت سری تیپ ۶۶ ویژه هوابرد در کوهستان‌های صعب‌العبور شمال عراق و مسیر دشوار این نیروها برای نفوذ به عمق خاک دشمن است.

“`html

روایت یک عملیات سری در کتاب «کاخ»

به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، جنگ تنها در خط مقدم و پشت خاکریزها روی نمی‌دهد. گاهی اوقات گروهی از نیروها باید صدها کیلومتر دورتر از مرزها، در دل کوهستان‌های سرد و دشوار حرکت کنند؛ بدون آنکه دشمن از حضورشان مطلع شود. کتاب «کاخ؛ ماجرای یک عملیات سری به روایت سردار علی سرلک» نوشته علی حمیدی، داستان یکی از این مأموریت‌های کمتر شناخته‌شده را روایت می‌کند؛ عملیاتی که در زمستان سال ۱۳۶۶ و در عمق خاک عراق انجام شد و رزمندگان تیپ ۶۶ ویژه هوابرد را به یکی از سخت‌ترین مسیرهای جنگ کشاند.

این کتاب که به همت واحد ادبیات پایداری انتشارات کتاب جمکران و با همکاری کنگره ملی شهدای استان قم منتشر شده، بر اساس خاطرات سردار علی سرلک، یکی از اعضا و بنیان‌گذاران تیپ ۶۶ ویژه هوابرد و فرمانده گردان مالک‌اشتر، شکل گرفته است. حمیدی در این اثر تلاش کرده است با تکیه بر روایت‌های واقعی، جزئیات یک مأموریت سری را از مرحله تصمیم‌گیری و آماده‌سازی تا نفوذ در خاک دشمن و بازگشت نیروها به تصویر بکشد. مأموریتی که قرار نبود کسی از آن باخبر شود.

چالش‌های عملیات در شرایط دشوار

«کاخ» از مأموریتی می‌گوید که اجرای آن تنها به شجاعت در میدان نبرد نیاز نداشت؛ نیروها باید از مسیرهایی عبور می‌کردند که سرمای شدید، کوهستان‌های صعب‌العبور و حضور گروه‌های مسلح، هر لحظه می‌توانست عملیات را با شکست مواجه کند. ماجرا در زمستان ۱۳۶۶ می‌گذرد؛ زمانی که تیپ ۶۶ ویژه هوابرد در چارچوب برنامه‌های قرارگاه رمضان، مأموریت‌هایی را در غرب کشور و شمال عراق انجام می‌داد. هدف از این عملیات‌های نامنظم و چریکی، ایجاد فشار بر نیروهای دشمن و کاهش تمرکز ارتش بعث در جبهه‌های دیگر بود.

در چنین شرایطی، گردان مالک‌اشتر به فرماندهی علی سرلک برای مأموریتی ویژه آماده می‌شود؛ مأموریتی که مسیر آن از نقده و اشنویه و مناطق مرزی می‌گذرد و در نهایت نیروها را به عمق کوهستان‌های شمال عراق می‌رساند. ۵۰۰ کیلومتر راه در سرمای استخوان‌سوز، سختی عملیات تنها در لحظه درگیری خلاصه نمی‌شد. بخش مهمی از خطر، پیش از رسیدن به منطقه عملیات آغاز شده بود. مسیرهای کوهستانی، گذرگاه‌های مال‌رو، سرمای شدید و احتمال مواجهه با نیروهای کومله، منافقین و ارتش بعث، شرایطی را ایجاد کرده بود که کوچک‌ترین اشتباه می‌توانست جان نیروها را به خطر بیندازد.

تصمیم‌گیری در لحظه‌های حساس

علی سرلک با وجود هشدارهایی که درباره سرمای کشنده و دشواری مسیر دریافت می‌کند، مسئولیت مأموریت را می‌پذیرد. او پیش از حرکت، به قم می‌رود و با خانواده خداحافظی می‌کند و سپس راهی پایگاه‌های عملیاتی می‌شود. روایت کتاب در همین مسیر، تنها به شرح عملیات محدود نمی‌ماند و فضای پیش از مأموریت را نیز دنبال می‌کند؛ از دیدارها و تصمیم‌گیری‌ها گرفته تا آماده‌سازی نیروها و تجهیزات. همین جزئیات، تصویری از شرایطی ارائه می‌دهد که در آن یک عملیات نظامی، بسیار پیش‌تر از شروع درگیری و در اتاق‌های تصمیم‌گیری و پادگان‌های پشتیبانی شکل می‌گیرد.

یکی از نکات قابل توجه در روایت «کاخ»، سن پایین بخشی از نیروهای حاضر در عملیات است. رزمندگانی که در این مأموریت حضور دارند، بسیاری در سنین نوجوانی‌اند و با وجود سن کم، باید آموزش‌های چریکی و دشواری‌های یک مأموریت برون‌مرزی را پشت سر بگذارند. این مسئله در کنار مسئولیت علی سرلک، بخش دیگری از فضای روایت را شکل می‌دهد. فرمانده جوان باید گردان را در مسیری هدایت کند که یک خطای کوچک در آن می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری داشته باشد.

خطرات پس از ورود به خاک دشمن

کتاب در این بخش، جنگ را نه فقط از زاویه تجهیزات و نقشه‌های نظامی، بلکه از منظر آدم‌هایی روایت می‌کند که باید در شرایطی ناشناخته، تصمیم بگیرند و مسئولیت تصمیم خود را نیز بپذیرند. وقتی هر صدایی می‌تواند عملیات را لو بدهد، پس از ورود نیروها به خاک عراق، شکل دیگری از خطر آغاز می‌شود. دیگر مسئله فقط عبور از کوهستان نیست؛ نیروها باید تا حد امکان دیده و شنیده نشوند و حضورشان برای دشمن آشکار نشود. پنهان‌کاری، شناخت مسیر، انتخاب محل استقرار و هماهنگی میان نیروها، بخشی از مأموریتی است که موفقیت آن به حفظ همین جزئیات وابسته است.

عملیات‌های چریکی برخلاف نبردهای کلاسیک، بیش از هر چیز به غافلگیری، تحرک و شناخت محیط وابسته‌اند و «کاخ» تلاش می‌کند همین فضای متفاوت را از خلال خاطرات علی سرلک به مخاطب منتقل کند. در بخشی از کتاب، یک رویارویی ناگهانی، همین فضای پرتنش را به تصویر می‌کشد. سرلک و نیروهایش با گروهی از نیروهای مقابل مواجه می‌شوند؛ گروهی که به محض دیدن آنها دست به سلاح می‌برند و آماده درگیری می‌شوند. چند ثانیه تأخیر می‌تواند وضعیت را تغییر دهد و فرمانده باید در لحظه تصمیم بگیرد که چگونه بدون تبدیل شدن این رویارویی به یک درگیری گسترده، شرایط را کنترل کند.

تصمیمات سرنوشت‌ساز در لحظات بحرانی

در یکی از صحنه‌های کتاب، سرلک از پشت درخت بیرون می‌آید و با گروه مقابل روبه‌رو می‌شود. طرف مقابل نیز دست به اسلحه دارد و نیروهایش آماده شلیک‌اند. تعداد نیروهای ایرانی بیشتر است، اما سرلک می‌داند که آغاز درگیری می‌تواند وضعیت مأموریت را بحرانی کند. همین موقعیت، یکی از ویژگی‌های روایت «کاخ» را نشان می‌دهد؛ اینکه عملیات فقط مجموعه‌ای از درگیری‌ها نیست و گاهی مهم‌ترین تصمیم، تصمیمی است که مانع آغاز درگیری می‌شود. در چنین لحظه‌هایی، تجربه، شناخت موقعیت و توانایی کنترل شرایط، به اندازه قدرت نظامی اهمیت پیدا می‌کند.

کتاب از همین جزئیات برای نشان دادن فضای واقعی مأموریت استفاده می‌کند؛ فضایی که در آن فاصله میان موفقیت و شکست، گاهی به اندازه چند ثانیه است. «کاخ» در کنار روایت یک عملیات مشخص، تصویری از فعالیت‌های تیپ ۶۶ ویژه هوابرد و قرارگاه رمضان نیز ارائه می‌دهد. تشکیل این تیپ با هدف انجام عملیات‌های ویژه و نامنظم در مناطق غربی کشور و شمال عراق، بخشی از پاسخ به شرایط جنگ و نیاز به ایجاد فشار بر مواضع دشمن در جبهه‌های دیگر بود. عملیات‌هایی مانند کرکوک و مجموعه عملیات‌های فتح، از فعالیت‌هایی هستند که در روایت‌های مربوط به این نیروها مطرح شده‌اند.

نکات انسانی در کنار عملیات نظامی

حضور نیروهای ایرانی در عمق خاک عراق، ارتش بعث را وادار می‌کرد بخشی از توان خود را برای مقابله با این عملیات‌ها در مناطق غربی مستقر کند. اهمیت «کاخ» نیز در همین بخش از روایت است؛ کتاب سراغ بخشی از تاریخ دفاع مقدس رفته که نسبت به عملیات‌های بزرگ و شناخته‌شده جبهه جنوب، کمتر در معرض روایت عمومی قرار گرفته است. در کنار مسیرهای کوهستانی و درگیری‌های پنهان، کتاب به فضای انسانی جنگ نیز نزدیک می‌شود. پیش از آغاز مأموریت، دیدار کوتاه فرمانده با خانواده‌اش یادآور این نکته است که هر رزمنده‌ای که راهی جبهه می‌شود، خانواده‌ای را نیز پشت سر می‌گذارد.

در روایت‌های مربوط به عملیات‌های مخفی، خانواده‌ها معمولاً از جزئیات مأموریت خبر ندارند و همین بی‌خبری، بخشی از اضطراب روزهای جنگ را شکل می‌دهد. «کاخ» با قرار دادن این لحظه‌ها در کنار روایت عملیات، فاصله میان میدان جنگ و خانه را کمتر می‌کند. علی حمیدی در «کاخ» تلاش کرده است یک مأموریت نظامی را از سطح یک روایت کلی فراتر ببرد و جزئیات آن را از نگاه فرمانده عملیات دنبال کند؛ از تصمیم برای پذیرفتن مأموریت و حرکت از قم و نقده تا عبور از مناطق مرزی، ورود به خاک عراق، مواجهه با نیروهای مقابل و بازگشت.

تصویری از شیوه جنگیدن در شرایط خاص

همین جزئیات باعث می‌شود کتاب صرفاً روایتی از یک عملیات نباشد، بلکه تصویری از بخشی از شیوه جنگیدن نیروهای ایرانی در مناطق کوهستانی و پشت خطوط دشمن ارائه کند؛ جنگی که گاهی نه با صدای انفجار، بلکه با سکوت، حرکت مخفیانه و تصمیم‌گیری در چند ثانیه پیش می‌رفت. هدف این عملیات زدن کاخی بود که صدام پزش را می‌داد و حیات خلوت او و تمام فرماندهان ارشدش بود. در این عملیات اما آبرویی از صدام رفت که باید زودتر از این‌ها به این ماجرا پرداخته می‌شد.

کتاب «کاخ» ماحصل ساعت‌ها گفت‌وگو با تک‌تک افرادی بوده است که در این عملیات نقش مهم و تأثیرگذاری داشته‌اند. «کاخ؛ ماجرای یک عملیات سری به روایت سردار علی سرلک» در ۲۴۷ صفحه توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر شده و در حوزه ادبیات پایداری و مستندنگاری دفاع مقدس قرار می‌گیرد. این کتاب برای مخاطبانی که به روایت‌های مستند جنگ، عملیات‌های نامنظم و چریکی، فعالیت‌های تیپ ۶۶ ویژه هوابرد و تجربه رزمندگان در مناطق کوهستانی علاقه دارند، تصویری از بخشی کمتر روایت‌شده از جنگ هشت‌ساله ارائه می‌کند؛ روایتی که در آن، فاصله میان یک مأموریت موفق و یک شکست، گاهی فقط به اندازه یک تصمیم درست در دل تاریکی و سرمای کوهستان است.

“`

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *