“`html
نقش رسانهها در روایت مسئله فلسطین پس از عملیات طوفان الاقصی
به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، هفتم اکتبر و عملیات «طوفان الاقصی» به عنوان یکی از نقاط عطف در روایت رسانهای مسئله فلسطین شناخته میشود. این رویداد نه تنها معادلات میدانی منطقه را تحت تأثیر قرار داد، بلکه نحوه بازنمایی مسئله فلسطین در رسانهها و افکار عمومی جهانی را نیز دستخوش تغییر کرد. در سالهای پیش از این عملیات، مسئله فلسطین اگرچه در سطح بینالمللی مطرح بود، اما برای بخش قابلتوجهی از افکار عمومی جهان به موضوعی دور و کمتر ملموس تبدیل شده بود. پس از طوفان الاقصی، حجم و گستره روایتهای رسانهای درباره فلسطین به طرز چشمگیری افزایش یافت و تصاویر و روایتهای منتشرشده از تحولات غزه، این مسئله را دوباره به یکی از موضوعات مهم افکار عمومی جهان تبدیل کرد.
شبکههای اجتماعی نیز در این میان نقش مهمی در عبور روایتها از چارچوب رسانههای رسمی و رساندن مستقیم تصاویر و روایتهای فلسطینیان به مخاطبان سراسر جهان ایفا کردند. به مناسبت سالگرد عملیات طوفان الاقصی، گفتوگویی با امیرحسین فیضی، فعال رسانهای، درباره ابعاد رسانهای این عملیات و تغییرات ایجادشده در نحوه روایت مسئله فلسطین انجام شد.
تأثیر هفتم اکتبر بر افکار عمومی جهانی
با توجه به اینکه هفتم اکتبر با وجود ماهیت یک عملیات نظامی، به نقطهای مهم برای جلب توجه افکار عمومی جهان به مسئله فلسطین تبدیل شد، به نظر شما چه مؤلفهای در این واقعه وجود داشت که باعث شد روایت آن فراتر از یک درگیری نظامی برود؟ امیرحسین فیضی در این زمینه بیان کرد که هفتم اکتبر به گفته بسیاری از ناظران، زمینهساز توجه و بیداری بخشهایی از جوامع، ملتها و بهویژه جوانان در نقاط مختلف جهان نسبت به مسئله فلسطین شد. این واقعه، با وجود قرابت گفتمانی و فکری با آرمان فلسطین، همچنان به عنوان «حمله هفتم اکتبر» یاد میشود، در حالی که از منظر روایت طرفهای درگیر، میتوان آن را به عنوان یک عملیات آفندی و تهاجمی از سوی حماس تعریف کرد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که در نظر بگیریم چنین واقعهای، از منظر منطق رسانهای، میتوانست به فرصتی برای تقویت روایت اسرائیل تبدیل شود. با این حال، آنچه در عرصه افکار عمومی جهانی پس از هفتم اکتبر رخ داد، نشان داد که این روایت تنها روایت موجود نبود. در بسیاری از نقاط جهان، توجه عمومی به مسئله فلسطین و ابعاد درگیری افزایش یافت و تصاویر و گزارشهای مربوط به وضعیت غزه به شکل گستردهای در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی بازتاب پیدا کرد.
تفاوت روایتها در بحرانها و جنگها
نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد، تفاوتی است که در نحوه روایت این واقعه با بسیاری از بحرانها و جنگهای دیگر وجود داشت. در اینجا روایتگر صرفاً خبرنگاری نبود که از بیرون به یک میدان جنگ نگاه کند. بخش مهمی از روایت جنگ غزه را خبرنگاران و فعالان رسانهای حاضر در خود این منطقه بر عهده داشتند؛ افرادی که خودشان بخشی از واقعیت جنگ بودند و زندگی و امنیتشان مستقیماً تحت تأثیر این وقایع قرار داشت.
نسلهای جدید، به ویژه نسلی که با عنوان «نسل زد» شناخته میشود، زیست رسانهای متفاوتی دارند و به همین دلیل، ما با روایتگرانی مواجه بودیم که صرفاً ناظر بیرونی نبودند، بلکه خودشان در دل این بحران زندگی میکردند. نتیجه این وضعیت نیز شهادت شمار قابل توجهی از خبرنگاران و فعالان رسانهای در جریان جنگ غزه بود. به نظر میرسد که هفتم اکتبر و عملیات «طوفان الاقصی» صرفاً یک عملیات نظامی نبود، بلکه واجد یک طراحی رسانهای نیز بود.
تأثیر روایتهای فردمحور بر نسل جوان
با توجه به ظرفیت رسانهای و روایی طوفان الاقصی و نقشی که «انسانرسانهها» و فضای مجازی در رساندن روایت غزه به افکار عمومی جهان داشتند، آیا جبهه مقاومت و رسانههای همسو توانستند از این ظرفیت بهدرستی استفاده کنند؟ به نظر میرسد که دو دلیل اصلی برای برتری شیوه روایت فردمحور و «انسانرسانهها» نسبت به سنتهای گذشته روایت جنگ وجود دارد. دلیل نخست به تغییر الگوی مصرف رسانهای نسل جدید بازمیگردد. نسلهای جدید به فضای مجازی مراجعه میکنند و به دنبال روایتهای متنوع از یک واقعه هستند.
دلیل دوم به تفاوت ماهوی رسانه رسمی با «انسانرسانه» و میکرورسانههای انسانی بازمیگردد. مخاطب در رسانههای فردمحور فقط یک خبر را دنبال نمیکند، بلکه احساس و تجربه را نیز از طریق راوی دریافت میکند. این تنوع راویان و تجربههای انسانی میتواند دامنه انتشار و اثرگذاری یک روایت را افزایش دهد.
“`