توافق ترامپ و پوتین ممکن است به نتایج معکوس منجر شود

کد خبر: 66132

آمریکا از تولید بالای نفت و ظرفیت گسترده پالایش برخوردار است، اما احتمال محدود کردن صادرات سوخت از سوی دولت دونالد ترامپ می‌تواند بازار را پیچیده‌تر کند. افزایش قیمت گازوئیل در آمریکا و فشارهای اقتصادی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ممکن است واشنگتن را به سمت اولویت دادن به مصرف داخلی و محدود کردن صادرات سوق دهد.

“`html

افزایش قیمت گازوئیل و تأثیرات آن بر زنجیره تأمین جهانی

به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، با افزایش چشمگیر قیمت گازوئیل به دنبال اختلالات در تنگه هرمز، جنگ اوکراین و حملات این کشور به پالایشگاه‌های روسیه، زنجیره تأمین سوخت جهانی تحت فشار زیادی قرار گرفته است. در این شرایط، بحران کنونی دونالد ترامپ را به سمت توافق با ولادیمیر پوتین برای افزایش عرضه گازوئیل روسیه به بازارهای آمریکا و جهان سوق داده است.

طبق گزارش رویترز، ترامپ اعلام کرده که در مرحله اول بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل از سوی روسیه عرضه خواهد شد و محموله‌های بیشتری نیز در ماه‌های آینده برنامه‌ریزی شده است. همچنین، دولت آمریکا به‌طور موقت محدودیت‌های مربوط به واردات گازوئیل روسیه را تسهیل کرده است.

کامرون عبادی، معاون سردبیر فارن پالیسی، در گفت‌وگویی با آدام توز، مدیر مؤسسه اروپایی دانشگاه کلمبیا در وبسایت این نشریه نوشت: این اقدامات با انتقاد اوکراین مواجه شده و همچنین تردیدهایی درباره توان مسکو برای افزایش پایدار عرضه، به دلیل آسیب‌دیدن پالایشگاه‌های روسیه در حملات اوکراین، ایجاد کرده است.

افزایش دو برابری قیمت گازوئیل

قیمت گازوئیل، سوختی که تراکتورها، قطارها و کشتی‌های سراسر جهان را به حرکت درمی‌آورد، در دو سال گذشته تقریباً دو برابر شده است. این افزایش قیمت ناشی از مجموعه‌ای از عوامل، از جنگ ایران و اوکراین تا تصمیم‌های سیاستی در اروپا و آسیا است. پیامدهای بحران به مصرف‌کنندگان سوخت دیزل محدود نمی‌شود و می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، تولید مواد غذایی و قیمت کالاهای مصرفی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

اهمیت گازوئیل برای اقتصاد جهانی

گازوئیل یکی از فرآورده‌های حاصل از پالایش نفت خام است. در این فرایند، نفت حرارت داده می‌شود و اجزای مختلف آن بر اساس ویژگی‌های شیمیایی و دمای تبخیر، از یکدیگر جدا می‌شوند. گازوئیل در میانه طیف فرآورده‌های پالایشی قرار دارد و از ترکیبات هیدروکربنی نسبتاً سنگینی تشکیل شده است که قابلیت احتراق دارند. تفاوت اصلی موتورهای دیزلی با موتورهای بنزینی در شیوه احتراق سوخت است. در موتورهای بنزینی، مخلوط هوا و سوخت با جرقه شمع مشتعل می‌شود؛ اما در موتورهای دیزلی، هوا ابتدا فشرده و داغ می‌شود و سپس تزریق گازوئیل موجب احتراق خودبه‌خودی آن می‌شود.

این سازوکار امکان ساخت موتورهای بسیار بزرگ و کارآمد را فراهم می‌کند؛ از موتور کامیون‌ها و ماشین‌آلات سنگین گرفته تا موتورهای عظیم کشتی‌ها. اهمیت گازوئیل از همین کاربرد گسترده ناشی می‌شود. این سوخت یکی از پایه‌های اصلی لجستیک اقتصاد جهانی است و در حمل‌ونقل کالا، کشاورزی و فعالیت‌های صنعتی نقشی اساسی دارد. به همین دلیل، افزایش قیمت یا کمبود آن می‌تواند به‌سرعت از بخش انرژی فراتر برود و بر هزینه‌های زندگی خانوارها تأثیر بگذارد.

وابستگی اروپا به گازوئیل

وابستگی بالای اروپا به گازوئیل نتیجه تصمیم‌های صنعتی و سیاست‌گذاری‌هایی است که از اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی شکل گرفتند. در اواخر دهه ۱۹۸۰، تنها حدود ۱۰ تا ۱۱ درصد خودروهای سواری اروپا دیزلی بودند؛ اما این سهم تا اوایل دهه ۲۰۱۰ به بیش از ۵۰ درصد رسید. سه عامل اصلی در این تحول نقش داشتند: پیشرفت فناوری موتورهای دیزلی در صنعت خودروسازی اروپا، حمایت سیاست‌گذاران از موتورهای احتراق داخلی کم‌مصرف و منافع پالایشگاه‌هایی که به دنبال بازار مناسبی برای فرآورده‌های میانی نفت بودند.

خودروسازان اروپایی با توسعه فناوری‌هایی مانند توربوشارژر و سامانه‌های دقیق تزریق سوخت، موتورهای دیزلی کم‌مصرفی تولید کردند که حتی برای خودروهای کوچک نیز مناسب بودند. این پیشرفت به یکی از مزیت‌های فناورانه صنعت خودروسازی اروپا تبدیل شد. کمیسیون اروپا در آن زمان خودروهای برقی را گزینه‌ای فراگیر نمی‌دید و افزایش بهره‌وری موتورهای احتراق داخلی را راهی برای کاهش مصرف سوخت و بهبود عملکرد زیست‌محیطی خودروها می‌دانست.

مشکلات محیط زیستی و چالش‌ها

این راهبرد پیامدهای منفی نیز داشت. رسوایی «دیزل‌گیت» فولکس‌واگن، که در آن نتایج آزمون‌های آلایندگی خودروها دست‌کاری شد، آسیب‌های زیست‌محیطی و محدودیت‌های این مسیر را آشکار کرد. با این حال، اروپا در دهه ۲۰۱۰ چنان بر مزیت موتورهای دیزلی تمرکز کرد که اهمیت خودروهای برقی مبتنی بر باتری را دست‌کم گرفت؛ موضوعی که در ادامه برای صنعت خودروسازی این قاره به چالشی جدی تبدیل شد.

ایجاد بحران گازوئیل؛ از جنگ ایران تا اوکراین

دو تحول جهانی بحران کنونی گازوئیل را ایجاد کردند؛ نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اختلال در تنگه هرمز که به عرضه جهانی انرژی و ظرفیت پالایش در منطقه خلیج فارس ضربه زد. این منطقه تنها مرکز تولید نفت و گاز نیست، بلکه بخش مهمی از صنایع پالایش و پتروشیمی جهان نیز در آن متمرکز شده است. نکته تعیین‌کننده این است که کمبود فرآورده‌های پالایش‌شده الزاما به معنای کمبود نفت خام نیست، چرا که نفت خام را می‌توان از منابع مختلف تهیه کرد و با نفتکش به بازارهای دیگر انتقال داد، اما ساخت پالایشگاه به سرمایه‌گذاری چندمیلیارددلاری و سال‌ها زمان نیاز دارد.

عامل دوم، افزایش توان اوکراین در اجرای حملات پهپادی دوربرد علیه زیرساخت‌های روسیه، به‌ویژه پالایشگاه‌هاست. در چنین شرایطی، اوکراین دریافته که حمله به ظرفیت پالایش گازوئیل روسیه می‌تواند فشار اقتصادی مؤثری ایجاد کند و به این کشور اهرم بیشتری برای جلب توجه قدرت‌های دیگر به هزینه‌های جنگ بدهد. کاهش تدریجی ذخایر و محدود شدن امکان تغییر مسیر زنجیره‌های تأمین نیز بر شدت بحران افزوده است.

کاهش دسترسی اروپا به منابع گازوئیل

اروپا با وجود برخورداری از پالایشگاه‌های متعدد، تمام گازوئیل مورد نیاز خود را تولید نمی‌کند و ممکن است بیش از نیاز داخلی خود بنزین تولید کند. این عدم توازن، نتیجه همان ساختار صنعتی و الگوی مصرفی است که طی چند دهه شکل گرفته است. پیش از جنگ اوکراین، روسیه یکی از منابع مهم تأمین گازوئیل اروپا بود. پس از اعمال تحریم‌ها بر صادرات فرآورده‌های نفتی روسیه در سال ۲۰۲۳، کشورهای اروپایی ناچار شدند منابع وارداتی خود را تغییر دهند.

بریتانیا وابستگی بیشتری به واردات گازوئیل از آمریکا پیدا کرد، درحالی‌که اتحادیه اروپا بخش مهمی از نیاز خود را از خاورمیانه و هند تأمین کرد. حال با اختلال در تنگه هرمز، دسترسی اروپا به بخشی از منابع جایگزین خاورمیانه نیز محدود شده است. این وضعیت نشان می‌دهد که وابستگی به نفت خام با وابستگی به فرآورده‌های نفتی یکسان نیست.

موقعیت کشورها در بحران کنونی

اروپا در بحران کنونی موقعیت آسیب‌پذیرتری دارد، زیرا با کسری قابل‌توجه گازوئیل مواجه است. در مقابل، کشورهایی که ظرفیت پالایش گسترده دارند، از اهرم اقتصادی بیشتری برخوردارند؛ حتی اگر تولیدکنندگان بزرگ نفت خام نباشند. در بازار کنونی، اهمیت اصلی با توانایی تبدیل نفت به محصولی است که مصرف‌کنندگان واقعاً به آن نیاز دارند. هند و کره جنوبی، به دلیل برخورداری از پالایشگاه‌های بزرگ، مدرن و انعطاف‌پذیر، در موقعیت مناسبی قرار گرفته‌اند.

هند همچنین به یکی از مسیرهای مهم انتقال نفت خام روسیه به بازارهای جهانی تبدیل شده است: پالایشگاه‌های هندی نفت روسیه را با تخفیف ناشی از تحریم‌ها خریداری می‌کنند و سپس فرآورده‌هایی مانند گازوئیل را به اروپا و دیگر بازارها می‌فروشند. در این سازوکار، اروپا به‌جای واردات مستقیم نفت خام روسیه، فرآورده پالایش‌شده‌ای را دریافت می‌کند که در هند تولید شده است. چین نیز به‌واسطه ظرفیت پالایش گسترده، ذخایر قابل‌توجه نفت و توانایی دولت برای مدیریت صادرات، از موقعیت نسبتاً قدرتمندی برخوردار است.

پیامدهای محدودیت صادرات آمریکا

آمریکا از تولید بالای نفت و ظرفیت گسترده پالایش برخوردار است، اما احتمال محدود کردن صادرات سوخت از سوی دولت دونالد ترامپ می‌تواند بازار را پیچیده‌تر کند. افزایش قیمت گازوئیل در آمریکا و فشارهای اقتصادی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ممکن است واشنگتن را به سمت اولویت دادن به مصرف داخلی و محدود کردن صادرات سوق دهد. بااین‌حال، پالایشگاه‌های آمریکایی بر پایه تولید مستمر و فروش سریع فرآورده‌ها در بازارهای داخلی و خارجی فعالیت می‌کنند.

این کشور ظرفیت ذخیره‌سازی نامحدودی برای گازوئیل ندارد و در صورت توقف صادرات، ذخایر داخلی می‌تواند به‌سرعت پر شود. در چنین شرایطی، پالایشگاه‌ها ممکن است ناچار شوند تا کل فرایند تولید را کاهش دهند؛ زیرا گازوئیل تنها بخشی از محصولات حاصل از پالایش نفت خام است و حدود ۲۵ درصد از فرآورده‌های یک بشکه نفت را تشکیل می‌دهد. اگر امکان ذخیره یا فروش این بخش محدود شود، تولید سایر فرآورده‌ها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

پیچیدگی اقتصاد جهانی

این مسئله نمونه‌ای از پیچیدگی اقتصاد جهانی است: مداخله در یک بخش از شبکه تأمین می‌تواند پیامدهایی فراتر از هدف اولیه ایجاد کند. بحران کنونی در نهایت نشان می‌دهد که قدرت در بازار انرژی تنها از منابع طبیعی ناشی نمی‌شود. ظرفیت پالایش، ذخیره‌سازی، دسترسی به بازارهای جهانی و انعطاف‌پذیری زنجیره‌های تأمین نیز در تعیین موقعیت کشورها نقش دارند. جنگ‌ها می‌توانند زیرساخت‌های حیاتی را از مدار خارج کنند و تصمیم‌های صنعتی چند دهه قبل نیز بر میزان آسیب‌پذیری اقتصادها در بحران‌های امروز اثر بگذارند. افزایش قیمت گازوئیل از همین مسیر، به هزینه حمل‌ونقل، تولید مواد غذایی و قیمت کالاهای مصرفی منتقل می‌شود.

“`

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *