دوستیابی یا حفظ دوستی؛ کدام یک چالش‌برانگیزتر است؟

کد خبر: 66414

کتاب«موش مرده‌ خیس» با روایت تلاش چند دانش‌آموز برای پیدا کردن دوست برای هم‌کلاسی‌شان، با توجه به حکمت نهج البلاغه به این موضوع می‌پردازد که پیدا کردن دوست آسان‌تر است یا حفاظت از آن؟

کتاب «موش مرده‌ی خیس» منتشر شد

به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، کتاب «موش مرده‌ی خیس» اثر زهرا شاهی که توسط انتشارات مهرستان به چاپ رسیده، دومین جلد از مجموعه سه‌جلدی «گروه موسیقی پشه‌بند» به شمار می‌آید. این داستان طنز و ماجراجویانه درباره سه دانش‌آموز است که تصمیم می‌گیرند برای هم‌کلاسی خود دوست پیدا کنند.

ماجرا از زمانی آغاز می‌شود که اراد، هم‌کلاسی بچه‌های گروه پشه‌بند، به آن‌ها مراجعه کرده و می‌گوید که هیچ‌کس تمایلی به دوستی با او ندارد. پرهام، شایان و هادی که از وضعیت اراد ناراحت هستند، در ابتدا تصمیم می‌گیرند او را به گروه خود اضافه کنند؛ اما به زودی متوجه می‌شوند که نه تنها نام اراد با ترکیب گروه سازگار نیست، بلکه صدای آرام او نیز به گروه موسیقی پشه‌بند نمی‌خورد.

بچه‌ها به جای کنار گذاشتن اراد، تصمیم جدیدی می‌گیرند: راه‌اندازی گروهی برای کمک به پیدا کردن دوستان. این گروه قرار است افرادی را که نمی‌توانند دوست پیدا کنند، به یکدیگر معرفی کند. نام این گروه نیز به سادگی انتخاب نمی‌شود و در نهایت عنوان «گروه کمک و لامصب اصل کمک‌رسانی» را برمی‌گزینند که مخفف آن «کولاک» است تا به عملیات خود جنبه‌ای رازآلود ببخشد.

اعضای گروه کولاک برای آغاز کار، فرمی طراحی کرده و به سراغ دانش‌آموزان می‌روند تا ببینند چه کسی به دنبال دوست می‌گردد. آن‌ها قرار می‌گذارند که اگر فرد مناسبی پیدا شد، او را به اراد معرفی کنند؛ اما مشکل این است که هیچ‌کس تمایلی به دوستی با اراد نشان نمی‌دهد. بچه‌ها که نمی‌خواهند مأموریتشان شکست بخورد، یکی‌یکی نقشه‌های جدیدی طراحی می‌کنند.

اولین گزینه ایلیا است؛ پسری که به خوراکی‌ها علاقه‌مند است. گروه پشه‌بند تصمیم می‌گیرد از این علاقه استفاده کرده و ایلیا را با وعده خوراکی به دوستی با اراد ترغیب کند. دوستی شکل می‌گیرد، اما مشکلات جدیدی به زودی نمایان می‌شود. اراد مدام از خانواده، سفرها و امکاناتش صحبت می‌کند و حتی از ایلیا می‌خواهد برخی کارهایش را انجام دهد. این رفتارها باعث می‌شود ایلیا نتواند این رفاقت را ادامه دهد.

پس از اینکه دلسوزی نیز نتیجه‌ای نداشت، گروه کولاک برای جلوگیری از شکست، نقشه دیگری می‌کشد. این بار آن‌ها به ارتین می‌گویند که مادر اراد بیمار است و او به کسی نیاز دارد که در کنارش باشد. ارتین که پدربزرگش با بیماری سرطان دست‌وپنجه نرم می‌کند، احساس می‌کند می‌تواند شرایط اراد را درک کند و با او دوست شود. اما این دوستی نیز دوام نمی‌آورد. رفتار و غرور اراد باعث می‌شود که ارتین نیز نتواند رفاقتش را ادامه دهد.

در این میان، گروه پشه‌بند برای شکل‌دادن این دوستی‌ها حتی به دروغ متوسل شده و حالا خودشان نیز با پیامد تصمیم‌هایشان روبه‌رو می‌شوند. دوستی را نمی‌توان برای کسی سفارش داد. پس از شکست چند نقشه، اعضای گروه به این نتیجه می‌رسند که نمی‌توانند برای اراد دوست پیدا کنند. مشکل تنها نبود یک دوست نیست؛ خود اراد نیز باید در رفتار و برخوردش با دیگران تغییر ایجاد کند.

پرهام که از رفتار طلبکارانه اراد و انتظاراتش از گروه ناراحت شده، دیگر حاضر نیست برای او دنبال دوست بگردد. در نهایت، گروه کولاک تصمیم می‌گیرد مأموریتش را در مورد اراد متوقف کرده و به سراغ دانش‌آموزان دیگری برود که واقعاً به کمک برای پیدا کردن دوست نیاز دارند. به این ترتیب، گروه پشه‌بند کار خود را ادامه می‌دهد؛ این‌بار نه با تلاش برای تغییر اراد، بلکه با پیدا کردن افرادی که می‌توانند دوستان مناسبی برای یکدیگر باشند.

موضوع دوست‌یابی در «موش مرده‌ی خیس»

یکی از محورهای اصلی کتاب «موش مرده‌ خیس»، موضوع دوست‌یابی و حفظ دوستی است؛ مسئله‌ای که در داستان از یک درخواست ساده آغاز می‌شود اما به تدریج نشان می‌دهد که داشتن دوست تنها به پیدا کردن یک نفر برای همراهی محدود نمی‌شود. در بخشی از کتاب، این موضوع با یکی از حکمت‌های نهج‌البلاغه پیوند می‌خورد؛ اینکه توانایی در به‌دست‌آوردن دوستان، خود یک مهارت است و از آن مهم‌تر، حفظ دوستانی است که در زندگی پیدا کرده‌ایم.

در این نگاه، رابطه دوستی چیزی نیست که صرفاً با کنار هم قرار گرفتن دو نفر شکل بگیرد؛ رفتار، گفت‌وگو، توجه به دیگری و نوع برخورد با دوست نیز در ماندگارشدن آن نقش دارد. همین نکته در ماجرای اراد اهمیت پیدا می‌کند. اعضای گروه پشه‌بند تصور می‌کنند مشکل او تنها نداشتن دوست است و اگر فرد مناسبی را پیدا کنند، مسئله حل می‌شود. برای همین چند بار تلاش می‌کنند او را با دانش‌آموزان دیگر آشنا کنند؛ حتی برای این کار از روش‌هایی استفاده می‌کنند که گاهی نتیجه‌ای برخلاف انتظارشان دارد.

اما هر بار که یک دوستی شکل می‌گیرد، رفتار اراد باعث می‌شود رابطه ادامه پیدا نکند. او از دوستش انتظار دارد کارهایش را انجام دهد، درباره خودش و امکانات خانواده‌اش زیاد صحبت می‌کند و در برخورد با دیگران گاهی حالت طلبکارانه دارد. گروه پشه‌بند در جریان همین تجربه‌ها متوجه می‌شود که نمی‌توان برای کسی به زور دوست ساخت؛ اگر خود فرد نتواند رابطه‌ای متقابل و سالم برقرار کند، صرف پیدا کردن یک دوست مشکل را حل نمی‌کند.

حکمت نهج‌البلاغه در اینجا از یک توصیه اخلاقی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای در زندگی روزمره شخصیت‌های داستان تبدیل می‌شود. پرهام و دوستانش در ابتدا فقط به بخش اول ماجرا فکر می‌کنند؛ اینکه برای اراد دوست پیدا کنند، اما در ادامه با بخش مهم‌تر آن روبه‌رو می‌شوند: اینکه هر فرد باید توانایی حفظ دوستی و درست رفتار کردن با دوستانش را نیز داشته باشد.

به این ترتیب، «موش مرده‌ خیس» مفهوم دوستی را از یک رابطه ساده میان چند دانش‌آموز فراتر می‌برد و آن را به مهارتی قابل یادگیری تبدیل می‌کند؛ مهارتی که هم در انتخاب و پیدا کردن دوست معنا دارد و هم در رفتاری که باعث می‌شود یک رفاقت ادامه پیدا کند. این کتاب در ۹۲ صفحه منتشر شده و به عنوان دومین جلد از مجموعه «گروه موسیقی پشه‌بند» به قلم زهرا شاهی شناخته می‌شود.

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *