تحلیل رفتارهای نفوذیها در جامعه
کورش علیانی، فعال فرهنگی، در یادداشتی به بررسی یکی از اخبار اخیر پرداخته است که به بازداشت زنی مرتبط با سازمانهای مسلح برانداز اشاره دارد. این فرد در حالی که خود را انقلابی معرفی میکرد، به سازماندهی تجمعات علیه مسئولان و نیروهای مسلح پرداخته و اهداف خود را تحت عنوان خونخواهی از رهبر شهید دنبال میکرد. در این میان، بحثهایی درباره همدستی و فریبخوردگی افرادی که با او در ارتباط بودند، به وجود آمده است. برخی افراد یکدیگر را متهم میکنند و متهمان نیز از خود دفاع میکنند. اما آنچه برای مردم عادی مهمتر است، شناخت روشهای اجرایی این نفوذیهاست.
در این زمینه و موارد مشابه، نفوذیها معمولاً از رفتارهایی استفاده میکنند که به اصطلاح جذب فرقهای نامیده میشود. آشنایی با ویژگیهای رفتار فرقهای میتواند به ما کمک کند تا از افتادن به دام آنها جلوگیری کنیم. اولین ویژگی بارز یک فرقه، وجود یک رهبر است که اعضا به هیچ وجه اجازه نقد او را ندارند. رهبر نیز به گونهای عمل میکند که گویی هیچ کس حق ندارد او را مورد انتقاد قرار دهد یا درباره مسئولیتهایش صحبت کند.
علاوه بر این، فرقهها معمولاً به گونهای رفتار میکنند که گویی تمام هشت میلیارد انسان روی زمین نادان هستند و تنها اعضای آن فرقه به حقیقت دست یافتهاند. این حقیقت نیز از طریق ارشادات و تعلیمات رهبر به اعضا منتقل میشود و اعضا به تنهایی قادر به دستیابی به آن نیستند. در ساختار فرقه، قدرت به صورت متمرکز در دست رهبر قرار دارد و همه چیز حول محور او سازماندهی میشود، در حالی که اعضا هیچ مشارکت واقعی در تصمیمگیریها ندارند.
این ساختار غیرشفاف و متمرکز، فرقهها را به تقسیم جهان به دو دسته جاهل و پلید و خودی و غیرخودی سوق میدهد. هر کسی که در فرقه نیست، از نظر آنها یا نادان است یا خبیث، یا هر دو. فرقهها دسترسی اعضای خود به دانش و آگاهی را محدود میکنند و رسانههای مجاز تنها شامل فرمانده و سلسله مراتب خود فرقه میشود. در واقع، فرقهها به دنبال ایجاد یک ساختار آگاهی پادگانی هستند.
علاوه بر این، فرقهها به جزئیات زندگی خصوصی اعضای خود نیز دخالت میکنند. این دخالتها ممکن است گاهی به صورت محبت و در ظاهر حل مشکلات باشد و گاهی به شکل خشونت و شکنجه. فرقهها در انزوا رشد میکنند و از اعضای خود میخواهند که از دیگران دوری کنند. آنها با محبتها، خشمها و تنبیهها، روح و روان اعضا را دستکاری میکنند و وابستگی به فرقه را ایجاد میکنند. هر عضو فرقه به عنوان منبعی برای پول، قدرت و کار محسوب میشود و فرقه این منابع را به شدت استخراج میکند.
در نهایت، یکی از مهمترین ویژگیهای فرقه این است که ترک آن با شدیدترین تنبیهها و از جمله طرد اجتماعی مواجه میشود.