جامعه‌ی مدرن روی دیگر سکه‌اش را نشان می‌دهد: هم فرصت می‌دهد، هم فشار

کد خبر: 53042

حضور دائمی در دنیای آنلاین یک نوع فشار هم ایجاد کرده است. مقایسه‌ی بی‌پایان با دیگران، ترس از عقب‌ماندن و وسواس دیده شدن باعث می‌شود بخشی از جوان‌ها مدام در مرز اضطراب و افسردگی زندگی کنند.

جامعه‌ی مدرن روی دیگر سکه‌اش را نشان می‌دهد: هم فرصت می‌دهد، هم فشار و اما نسلی میان دو جهان: آزادیِ بی‌مرز و اضطرابِ بی‌پایان.

یادداشتی از مسعود رنجبر در پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ جوان بودن امروز، بیش از آن‌که به شناسنامه ربط داشته باشد، به «سبک زیست» گره خورده است.

جامعه‌ی مدرن هر روز هویت‌های تازه می‌سازد و اولین کسانی که با این هویت‌ها بازی می‌کنند، نسل جوان است.

برای همین، جوانی یک میدان آزمایش دائمی است: امتحان کردن لباس‌های تازه، زبان تازه، ایده‌های تازه و حتی شکل تازه‌ای از زیستن.

شبکه‌های اجتماعی تبدیل به صحنه‌ی اصلی این نمایش شده‌اند. استوری، توییت، ویدیو یا پُست دیگر فقط ابزار سرگرمی نیستند؛ نوعی سرمایه‌ی اجتماعی‌اند.

کسی که محتوای خلاقانه تولید می‌کند یا صدایی متفاوت دارد، می‌تواند از دل یک گوشی تلفن همراه به مرجع فرهنگی یا حتی سیاسی بدل شود.

این یعنی جوان‌ها دارند قدرتی را تجربه می‌کنند که نسل‌های قبلی فقط در خیابان یا دانشگاه می‌دیدند.

در عین حال، این حضور دائمی در دنیای آنلاین یک نوع فشار هم ایجاد کرده است.

مقایسه‌ی بی‌پایان با دیگران، ترس از عقب‌ماندن و وسواس دیده شدن باعث می‌شود بخشی از جوان‌ها مدام در مرز اضطراب و افسردگی زندگی کنند.

اینجاست که جامعه‌ی مدرن روی دیگر سکه‌اش را نشان می‌دهد: هم فرصت می‌دهد، هم فشار.

این وضعیت را می‌توان «قدرت و آسیب توأمان» نامید. همان ابزاری که امکان اعتراض، شبکه‌سازی و بیان آزاد فراهم می‌کند، همزمان عامل خستگی، بیقراری و بحران هویت هم هست.

جوان امروز در معرض این تضاد دائمی است: هم به دنبال تغییر است و هم اسیر الگوریتم‌ها و ساختارهای پنهان.

با این حال، این تضاد فقط ضعف نیست؛ نوعی نیروی محرک هم محسوب می‌شود.

جوانی که یاد می‌گیرد در میان این فشارها برای خودش معنا بسازد، عملاً مهارت زندگی در جهان مدرن را به‌دست می‌آورد.

او دیگر فقط مصرف‌کننده نیست، بلکه تبدیل به تولیدکننده‌ی فرهنگ و حتی منتقد آن می‌شود.

از همین زاویه، جوان‌ها موتور اصلی تحولات فرهنگی‌اند. ترندها، اغلب با ابتکار آن‌ها شکل می‌گیرند.

اگر جامعه‌ای بخواهد آینده‌ی خودش را بفهمد، باید دقیقاً به همین انرژی‌های متناقض جوانی نگاه کند.

اما خطر بزرگ اینجاست که جامعه یا سیاست‌گذاران، این انرژی را جدی نگیرند. وقتی نسل جوان احساس کند فقط مصرف‌کننده‌ی تصمیمات است، نه بازیگر اصلی، میل به مهاجرت، انزوا یا بی‌تفاوتی در او رشد می‌کند.

این یعنی سرمایه‌ی اجتماعی که می‌توانست سازنده باشد، به خاموشی و فرسایش کشیده می‌شود.

جوان امروز را می‌توان موجودی میان دو قطب دانست: آزادی و اضطراب. او هر روز میان میل به ساختن جهانی تازه و فشارهای ساختارهای قدیمی دست‌ و پا می‌زند.

همین کشاکش است که هویت نسل جوان را تعریف می‌کند؛ نسلی که نه می‌خواهد در چارچوب‌های گذشته گیر کند و نه دوست دارد بازیچه‌ی الگوریتم‌ها باشد. فهمیدن او، مهم‌ترین وظیفه‌ی جامعه است.

 

جامعه‌ی مدرن روی دیگر سکه‌اش

 

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *