شهرهای بزرگ ایران این روزها درگیر پدیده اقلیمیاند و جولان توفان، گرد و غبار؛ ضعف دیپلماسی بینالمللی است.
یادداشتی از قاسم عباسیفرد در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ شهرهای بزرگ ایران این روزها درگیر پدیده اقلیمی هستند که بازیگر اصلی بحران زیستمحیطی در فصول گرم سال است واکنون میتوان گفت که گستره سرزمینی این مخاطره اقلیمی چنان توسعه یافته که حتی شهرهایی را درگیر کرده است که تا چندی پیش، تصوروقوع چنین پدیدهای در آنها وجود نداشت.
شاخصهای نمایش داده شده توسط شرکتهای کنترل کیفیت هوامستقر در کلانشهرهای ایران و همچنین شهرهای غرب و جنوبغرب، گویای وضع هشدار و بحرانی از کیفیت هوا هستند که به جولانگاه گردو غبار تبدیل شده است.
البته در این یادداشت قصد نداریم که به معرفی عوامل شکلگیری این پدیده بپردازیم؛ چه بسا این رخداد به قدری آشناست که حتی مردم کوچه و بازار هم با ویژگیها، عوامل و علل شکلگیری و حتی روشهای مقابله با توفان گرد و غبار آشنایند.
بودجههایی که تاکنون برای مقابله با توفانهای گرد و غباری صرف شده واقداماتی که به بدین منظور صورت گرفته است هم مشخصاً نتیجه بخش نبوده و کیفیت هوای به طور مثال پایتخت در این روزها دروضعی است که حاجتی به توضیح و توجیه آن نیست.
در این بین عملاً سازمان محیطزیست به عنوان نهاد اصلی مقابله با این پدیده به تنهایی از پس این بحران بر نیامده است؛ چه در قامت قانونگذاری و چه در هیبت نظارت بر اجرای قانون؛ در گزارشی که روزهای گذشته در خبرگزاری خانه ملت منتشر شد مشخصاً کارشناسان امر از ترک فعلهای ارگانهای مسئول در این زمینه یاد کردهاند. وقوع جنگ ۱۲ روزه هم مزید برعلت شده است تا این مهم ازنظر اولویت اقدام وعمل رتبه نازلتری پیدا کند.
نکته مهم این است که صرفاً در وقوع این رخداد و بحران، مردم هیچ نقشی ندارند و اتفاقا قربانیان اصلی ماجرا هستند.
ضعف اول در تشدید بحران و عدم توانایی دولتها در مقابله با این پدیده مخرب قطعاً در دیپلماسی بینالمللی است و در مراحل بعد اجرا نشدن قوانین داخلی که حاصل ماهها کارشناسی و ارائه راهکار و البته تامین بودجه است. در این بین دو بحث مطرح میشود که یا قوانین مشکل دارند یا واقعاً اجرا نمیشوند.
در این ارتباط میتوان گفت صدها پژوهش علمی توسط محققان داخلی نتایجی را ارئه دادهاند که به طور قطع در زمینه شناسایی عوامل و به کارگیری راهکارهای اصولی، فنی و علمی می تواند در حل این بحران تا حد زیادی کمک کننده باشد.
سئوال اینجاست که تا چه اندازه نتایج تحقیقات دانشگاهی توسط مسئولان به کار گرفته میشود یا اصلاً پل ارتباطی بین محققان دانشگاهی با مسئولان و متولیان در چنین بحرانهایی وجود دارد یا صرفاً رسالهها و پایان نامهها با این موضوع نهایتاً در کتابخانههای دانشگاهها در حال خاک خوردن هستند؟
اما در زمینه دیپلماسی و ارتباط با کشورهای درگیر با پدیده اقلیمی مشابه هم ضعفهایی دیده میشود.
در نشست بینالمللی مقابله با توفانهای گرد و غباری که تابستان ۲۰۲۳ در تهران تشکیل شد راهکارها و برنامههایی ارائه شده است، از قبیل: تأسیس صندوق و سازمان منطقهای زیستمحیطی، پشتیبانی فنی، علمی و تبادل تجربه با تشکیل گروههای فنی مشترک بین کشورها برای توسعه ظرفیتها، انتقال فناوری، پایش علمی، احیا و حفاظت از پوششگیاهی، اجرای پروژههای مدیریت آب و خاک، دیپلماسی و همکاری بینالمللی گسترده و امضای توافقنامه توسط کشورهای درگیر این پدیده و البته کشورهایی که سرزمین آنها چشمههای اصلی خیزش توفان گرد و غبار هستند و ارتقای آگاهی عمومی و هشدار زودهنگام.
مجموعهای از اقدامات مذکور هم در سطوح داخلی و هم در سطوح بینالمللی میتواند به کاهش چشمگیر این پدیده که مستقیماً سلامت مردم را نشانه رفته است؛ بسیار مؤثر باشد، اما همانطور که پیشتر اشاره شد، قدم اول، رسیدن به فهم و درک مشترک در حوزه دیپلماسی با کشورهای همسایه، ارتباط مستمر و همچنین اقداماتی در سطوح فرا سرزمینی است.
در این بین فراموش نکنیم که درطول این سالها، سدسازیهای غیر اصولی در بالادست حوزه آبریز، جنگلزدایی، نبود الگوی کشت مناسب و کشاورزی غیر اصولی بدون توجه به پتانسیل سرزمینی، نبود سیستم اصولی مدیریت منابع آب و در نهایت افزایش سطوح بیابان(بیابانزایی) در داخل درکنار تغییرات آب و هوایی و گرمتر شدن زمین، بر شدت و گسترش وقوع سرزمینی این پدیده مؤثر بوده است.
تصمیم برای مقابله با رخدادهای حدی نظیر توفان گرد و غباری نیازمند اقدامی فوری و عمل به قوانینی است که ازمدتها پیش وضع شده است و اجرا نمیشود؛ چه بسا که ابلاغ و دستور برای اجرای آنها در پیچ و خمهای اداری ارگانها گرفتار شده است و گرنه به قول مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران: «مردم باید به گرد و غبار عادت کنند؛ از سالهای آینده در کشور تدام خواهد داشت!» غافل از اینکه عادت کردن به چنین پدیدهای چیزی جز از دست رفتن جان مردم به سادگی تمام نیست.