حفاری غیرمجاز و قاچاق میراث فرهنگی؛ وقتی گنج‌یابان تاریخ ایران را می‌بلعند

کد خبر: 67298

حفاری غیرمجاز و قاچاق آثار تاریخی در ایران در غیاب نظارت مؤثر و مدیریت تخصصی ادامه دارد؛ قاچاقچیان علنی در اینستاگرام ابزار حفاری می‌فروشند و مردم را به گنج‌یابی در محوطه‌های باستانی تشویق می‌کنند. کارشناسان در گفت‌وگو با «پیام ما» هشدار می‌دهند که بدون پایش فضای مجازی، برخورد قانونی، فرهنگ‌سازی و اصلاح ساختار مدیریت میراث فرهنگی، تخریب تپه‌های باستانی و خروج اشیای تاریخی از کشور ادامه خواهد یافت.

حفاری غیرمجاز و قاچاق میراث فرهنگی؛ وقتی گنج‌یابان تاریخ ایران را می‌بلعند

گزارش پایگاه تحلیلی‌- خبری«درسانیوز»؛ از وضعیتی نگران‌کننده در حوزهٔ میراث فرهنگی ایران خبر می‌دهد:

قاچاقچیان اشیای تاریخی نه‌تنها دستگیر نمی‌شوند، بلکه به‌راحتی در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند،

ابزار حفاری و گنج‌یابی می‌فروشند و مردم را به کندن زمین و آسیب‌زدن به محوطه‌های باستانی تشویق می‌کنند.

در این گزارش تأکید شده است که مشکل اصلی، نبود اطلاعات کافی در میان مردم است؛ بسیاری همچنان در جست‌وجوی گنج‌اند

و تصور می‌کنند با حفاری در محوطه‌های باستانی می‌توانند گنج پیدا کنند.

گنج‌یابان در اینستاگرام، تیشه به ریشهٔ تاریخ ایران می‌زنند

پرسش اصلی این است: چرا با قاچاقچیان اشیای تاریخی و حفاران غیرمجازی که به‌طور علنی در «اینستاگرام» فعالیت می‌کنند، برخورد نمی‌شود؟

به نوشتهٔ گزارش، میراث تاریخی ایران در غیاب نظارت مؤثر و مدیریت تخصصی، آماج حفاران غیرمجاز و شبکه‌های قاچاق قرار گرفته است؛

تپه‌های باستانی بی‌دفاع تخریب می‌شوند، اشیای تاریخی از کشور خارج می‌شوند و متولیان میراث فرهنگی در برابر تاراج هویت ملی سکوت کرده‌اند.

آنچه امروز در محوطه‌های باستانی ایران جریان دارد، فقط قاچاق چند شیء عتیقه نیست؛ حراج تاریخ و حافظهٔ یک ملت است.

چرا با قاچاق آثار تاریخی برخورد نمی‌شود؟

پایش‌نشدن شبکه‌های اجتماعی و نبود اطلاعات کافی موجب شده است سودجویان به‌راحتی از بی‌اطلاعی مردم سوءاستفاده کنند.

 

«مهرداد ملک‌زاده»، پژوهشگر باستان‌شناسی، به خبرنگار «درسانیوز» می‌گوید:

«مسئلهٔ اصلی، مطالبه‌گری است. باستان‌شناسی که در سرمای زمستان به یک محوطهٔ دشوار می‌رود،

در گرمای تابستان در دشت و بیابان کار می‌کند، زیر آفتاب می‌ماند، کلنگ و بیل می‌زند، با کمچه و فرغون کار می‌کند،

پژوهش می‌نویسد و آن را منتشر می‌کند، وظیفهٔ خود را انجام می‌دهد.

اما کسانی که امکان تصمیم‌گیری و اجرای قانون را دارند نیز باید وظایف خود را انجام دهند.

من در حد وظایف خودم تلاش کرده‌ام، اما نهادهای قانونی هم مسئولیت‌هایی دارند که باید به آن‌ها عمل کنند.

متأسفانه این نهادها آن‌طور که باید و شاید در زمینهٔ حفاظت از میراث تاریخی و فرهنگی عمل نمی‌کنند.»

 

او با اشاره به فعالیت‌های مرتبط با گنج‌یابی در فضای مجازی تأکید می‌کند:

«ما باید فضای مجازی را پایش کنیم. اگر مسئله‌ای اخلاقی، امنیتی یا اطلاعاتی در فضای مجازی مطرح شود،

معمولاً واکنش‌هایی سریع و جدی صورت می‌گیرد.

پرسش این است که چرا در برابر قاچاقچیان آثار تاریخی و فرهنگی، فروش ابزار حفاری غیرمجاز و تبلیغ گنج‌یابی، همان حساسیت و واکنش را نمی‌بینیم؟»

 

او می‌گوید:

«نهادهای اطلاعاتی و امنیتی روش‌ها و وظایف خاص خود را دارند و طبیعتاً باید دربارهٔ عملکردشان پاسخ‌گو باشند.

اما در این میان، سرنوشت فرهنگ و تاریخ چه می‌شود؟

چرا در برابر فعالیت‌هایی که به بنیان‌های فرهنگی، تاریخی و ملی ما آسیب می‌زنند، واکنشی متناسب با اهمیت موضوع نشان داده نمی‌شود؟

نمی‌خواهم نتیجه بگیرم که تاریخ و فرهنگ برای مسئولان اهمیتی ندارد.

ترجیح می‌دهم امیدوار باشم که شاید این مسئله هنوز در اولویت قرار نگرفته است.

اما انتظار دارم مسئولان به ما نشان دهند که میراث فرهنگی نیز برای آن‌ها اهمیت دارد و حاضرند برای حفاظت از آن اقدام کنند.»

 

این باستان‌شناس می‌افزاید:

«ما عمر و جوانی خود را در این راه گذاشته‌ایم و انتظار داریم کسانی که مسئولیت دارند، در برابر تخریب میراث تاریخی بی‌تفاوت نباشند.

امروز فضای مجازی مملو از مطالبی دربارهٔ گنج‌یابی و فعالیت‌های مرتبط با حفاری‌های غیرمجاز است.

چه نهادی باید با این وضعیت مقابله کند؟ چرا امکان فعالیت و تبلیغ برای کسانی فراهم است که به محوطه‌های باستانی آسیب می‌زنند؟»

وزارت میراث فرهنگی به‌تنهایی نمی‌تواند با قاچاق مقابله کند

ملک‌زاده با اشاره به جایگاه «وزارت میراث فرهنگی» در مقابله با قاچاق آثار تاریخی می‌گوید:

«وزارت میراث فرهنگی نهاد قانون‌گذار نیست و در بسیاری از این موارد نیز اختیار مستقیم اجرای قانون را ندارد.

این وزارتخانه می‌تواند در حوزهٔ تخصصی خود مشاوره بدهد، به‌ویژه زمانی که نهادهای قانون‌گذار و مجری از آن درخواست نظر کارشناسی کنند.

البته در موارد زیادی نیز بدون آنکه از ما درخواست شود، پیش‌قدم شده‌ایم و برای حل مسائل اقدام کرده‌ایم.»

 

او می‌افزاید:

«با این حال، مشخص نیست چرا در این زمینه گاهی مماشات می‌شود و برخورد لازم صورت نمی‌گیرد.

نتیجهٔ این وضعیت آن است که فعالان و پژوهشگران میراث فرهنگی ناچارند شاهد تخریب محوطه‌ها و آسیب‌دیدن آثار تاریخی باشند و از این بابت رنج بکشند.»

فقر فرهنگی چگونه بنیان‌های جامعه را از بین می‌برد؟

این باستان‌شناس با اشاره به تصور وجود گنج در محوطه‌های باستانی می‌گوید:

«باید پرسید چرا بخشی از جامعه همچنان تصور می‌کند که در محوطه‌های باستانی گنجی پنهان شده است

و می‌توان با تخریب این محوطه‌ها به ثروت رسید.

این مسئله را نمی‌توان فقط با فقر اقتصادی توضیح داد؛ فقر فرهنگی نیز در این میان نقش مهمی دارد و حتی می‌تواند بنیان‌های جامعه را از بین ببرد.

ممکن است در نگاه نخست تصور کنیم فقر اقتصادی به فقر فرهنگی منجر می‌شود،

اما فقر فرهنگی نیز به سهم خود می‌تواند زمینه‌ساز نابودی بسیاری از ارزش‌ها و بنیان‌های اجتماعی باشد.»

 

او با اشاره به دشواری‌های اقتصادی و کاهش امکان خرید کتاب در خانواده‌ها تأکید می‌کند:

«ما امروز با مشکلات پیچیدهٔ اقتصادی روبه‌رو هستیم. بی‌تعارف باید پرسید کتاب در سبد خرید کدام خانوادهٔ ایرانی همچنان جایگاه دارد؟

وقتی قیمت گوشت، برنج، روغن و دارو سرسام‌آور است، طبیعی است که خانواده‌ها برای تأمین نیازهای ضروری خود با دشواری روبه‌رو شوند.

انسان برای ادامهٔ زندگی به غذا نیاز دارد و برای درمان بیماری نیز باید دارو تهیه کند؛ اما بسیاری تصور می‌کنند اگر کتاب نخوانند، اتفاقی برایشان نمی‌افتد.»

 

او می‌گوید:

«جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند، به‌تدریج با فقر فرهنگی مواجه می‌شود.

ما در وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای قرار داریم و امیدوارم کسانی که مسئولیت دارند، برای بهبود این شرایط اقدام کنند.»

وضعیت نگران‌کنندهٔ قاچاق اشیا

برخی قاچاقچیان غیرمجاز به‌راحتی ابزار حفاری می‌فروشند و حتی با تبلیغ وجود گنج در مناطق مختلف، دیگران را به حفاری ترغیب می‌کنند.

آن‌ها می‌گویند:

در فلان منطقه گنج وجود دارد یا اشیایی پیدا می‌شود و مردم را به کندوکاو تشویق می‌کنند، اما عملاً برخورد مؤثری با این جریان صورت نمی‌گیرد.

این فعالیت‌ها خسارت‌های زیادی به محوطه‌های باستانی وارد می‌کند.

 

«محمدرضا چیت‌ساز»، مدرس باستان‌شناسی، به خبرنگار «درسانیوز» می‌گوید:

«مسئله فقط حفاری غیرمجاز نیست؛ قاچاق آثار تاریخی نیز ابعاد بسیار نگران‌کننده‌ای دارد.

بیش از ۹۰ درصد از اشیای قاچاق‌شده، بنا بر برآورد من، از کشور خارج می‌شوند. علت هم روشن است؛

خریدوفروش این آثار در ایران غیرقانونی است و مبالغی که در داخل کشور برای آن‌ها پرداخت می‌شود،

در مقایسه با بازارهای آن سوی مرزها بسیار پایین‌تر است. در خارج از کشور رقم‌های بسیار بالاتری برای این اشیا می‌پردازند.

به این ترتیب، بخشی از هویت و میراث تاریخی کشورمان را به‌سادگی به فروش می‌رسانیم.»

 

او تأکید می‌کند:

«باید بپرسیم چه کسی این آثار را می‌فروشد؟ من و شما؛ یعنی همان افرادی که در این جامعه زندگی می‌کنیم.

قاچاقچی هم یک ایرانی است؛ گاهی انسانی فقیر و محروم که ممکن است از پیامدهای کاری که انجام می‌دهد آگاهی نداشته باشد.

مسئولیت مدیران میراث فرهنگی فقط دستگیری این افراد نیست.

پیش از هر اقدامی باید فرهنگ‌سازی کرد و به مردم توضیح داد که تپهٔ باستانی کنار محل زندگی‌شان بخشی از هویت آن‌هاست و می‌تواند

در بلندمدت برایشان ثروت و فرصت اقتصادی ایجاد کند؛ می‌تواند گردشگر جذب کند و زمینهٔ توسعهٔ منطقه را فراهم آورد. ما این کار را انجام نداده‌ایم.»

 

چیت‌ساز با اشاره به اتفاقات جیرفت در سال‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ می‌گوید:

«در آن سال‌ها، شمار زیادی از مردم محروم منطقه به محوطه‌های باستانی رفتند و حفاری کردند و حجم عظیمی از آثار تاریخی از دست رفت.

تا زمانی که نظام مدیریتی ما بر مبنای تخصص، تعهد و شایستگی مدیران را انتخاب نکند، همین آسیب‌ها در سطوح مختلف ادامه خواهد داشت.

حوزهٔ میراث فرهنگی و قاچاق اشیای تاریخی نیز از این قاعده مستثنا نیست.»

 

او در ادامه، با اشاره به تخریب آثار تاریخی در شهرهای مختلف می‌افزاید:

«در رشت، سبزوار، سیرجان و مشهد شاهد تخریب بناها و بافت‌های تاریخی بوده‌ایم.

در مشهد، بخش‌هایی از بافت تاریخی و کاروانسراها عملاً از بین رفته‌اند. این اتفاق‌ها دوباره به همان مسئلهٔ مدیریت بازمی‌گردد.

ما گاهی اختیار و مسئولیت را به کسی می‌سپاریم که صلاحیت لازم را ندارد و بعد از تخریب‌ها تعجب می‌کنیم.»

 

او تأکید می‌کند:

«شرط نخست مدیریت میراث فرهنگی، برخورداری از تخصص مرتبط است.

از گذشته این تصور وجود داشته که مدیریت به‌تنهایی کافی است و مدیر می‌تواند با به‌کارگیری چند کارشناس، امور را پیش ببرد.

اما سؤال اینجاست که این کارشناسان کجا هستند و چه زمانی نظر کارشناسی آن‌ها مبنای تصمیم‌گیری قرار گرفته است؟

وقتی مدیر شناختی از میراث فرهنگی ندارد، چگونه می‌تواند از نظرات کارشناسان استفاده کند و در برابر تخریب‌ها بایستد؟»

 

چیت‌ساز با اشاره به انتقال بخشی از سازمان میراث فرهنگی در دورهٔ مدیریت «حمید بقایی» می‌گوید:

«آقای بقایی چند سال پیش تصمیم گرفت بخش‌هایی از سازمان میراث فرهنگی را به شهرهای مختلف منتقل کند.

امروز چه کسی باید دربارهٔ پیامدهای آن تصمیم و آسیب‌هایی که به آثار تاریخی وارد شد، پاسخ‌گو باشد؟

در مواردی نیز مجوزهایی برای ساخت‌وساز در عرصهٔ محوطه‌های تاریخی صادر شد؛ از جمله ماجرای ساخت هتل در عرصهٔ شوش،

جایی که آثار دوره‌های ایلامی، اشکانی و ساسانی وجود داشت.»

 

او ادامه می‌دهد:

«ما شبانه‌روز در آن محوطه تلاش کردیم تا جلوی ساخت هتل را بگیریم. حتی خود من به همین دلیل بازداشت شدم.

مدیر پایگاه شوش و دیگر همکاران نیز برای جلوگیری از این اتفاق تلاش می‌کردند.

این‌ها نمونه‌هایی از پیامدهای حضور مدیرانی است که با نگاه سیاسی وارد حوزهٔ فرهنگ و میراث فرهنگی شده‌اند،

بی‌آنکه شناخت و تخصص لازم را داشته باشند.»

 

این باستان‌شناس در پایان تأکید می‌کند:

«مسئلهٔ اصلی، ساختار نادرست مدیریت است. تا زمانی که این ساختار اصلاح نشود و تخصص و شایستگی مبنای انتخاب مدیران قرار نگیرد،

نمی‌توان انتظار داشت وضعیت میراث فرهنگی تغییر کند. با تغییر افراد بدون اصلاح ساختار، مشکلات همچنان تکرار خواهند شد.»

فعالیت علنی قاچاقچیان در شبکه‌های اجتماعی

در بخشی از این گزارش، به فعالیت علنی قاچاقچیان اشیای تاریخی در شبکه‌های اجتماعی اشاره شده است.

به گفتهٔ نویسنده، «پوآرو» از مشهورترین قاچاقچیان اشیای تاریخی است که همواره مردم را به حفاری تشویق می‌کند؛

با این حال، دستگیر نشده و صفحهٔ او در اینستاگرام نیز مسدود نشده است.

فرجام پایانی؛ اصلاح ساختار، پایش فضای مجازی و فرهنگ‌سازی

آنچه در این گزارش بر آن تأکید می‌شود، یک مسئلهٔ تک‌بعدی نیست.

حفاری غیرمجاز و قاچاق آثار تاریخی حاصل هم‌زمانی چند خلأ است:

نبود پایش مؤثر شبکه‌های اجتماعی، ضعف در برخورد قانونی با فعالیت‌های علنی قاچاقچیان، نبود اطلاعات و فرهنگ‌سازی کافی در میان مردم،

فقر فرهنگی و از همه مهم‌تر، ساختار مدیریتی‌ای که در آن تخصص و شایستگی همیشه مبنای انتخاب مدیران نیست.

به باور کارشناسان نقل‌شده در گزارش، تا زمانی که این ساختار اصلاح نشود،

تغییر افراد به‌تنهایی نمی‌تواند میراث فرهنگی را از تخریب و تاراج نجات دهد.

حفاظت از محوطه‌های باستانی، مقابله با قاچاق اشیای تاریخی و جلوگیری از فعالیت علنی گنج‌یابان در فضای مجازی، نیازمند ارادهٔ نهادی،

پاسخ‌گویی قانونی، پایش جدی شبکه‌های اجتماعی و فرهنگ‌سازی عمومی است.

در غیر این صورت، آنچه از دست می‌رود فقط چند شیء تاریخی نیست؛ بخشی از حافظه و هویت ملی ایران است.

حفاری غیرمجاز و قاچاق میراث فرهنگی؛ وقتی گنج‌یابان تاریخ ایران را می‌بلعند

حفاری غیرمجاز و قاچاق میراث فرهنگی؛ وقتی گنج‌یابان تاریخ ایران را می‌بلعند
حفاری غیرمجاز و قاچاق میراث فرهنگی؛ وقتی گنج‌یابان تاریخ ایران را می‌بلعند

 

 

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *