ساغر عزیزی: مادرم فکر می‌کرد من نه مردهستم و نه زنم

کد خبر: 58253

ساغر عزیزی: مادرم فکر می‌کرد من نه مردم نه زنم و مثل پسرها تیپ می‌زدم تا حدی که در سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی، مادرم من را به دکتر نشان داد.

ساغر عزیزی: مادرم فکر می‌کرد من نه مردهستم و نه زنم
به گزارش پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ مثل پسرها تیپ می‌زدم تا حدی که در سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی،

مادرم من را به دکتر نشان داد.

 

دختری که درس بخواند شوهر نخواهد کرد

ساغر عزیزی بازیگر شناخته شده

کشورمان مهمان برنامه «رک شو»

و مجید واشقانی بوده است.

او در مورد عدم موافقت مادرش با

ادامه تحصیلش به نکته تلخی اشاره کرده است:

مادرم فکر می‌کرد دختری که

درس بخواند شوهر نخواهد کرد.

ساغر عزیزی: مادرم فکر می‌کرد من نه مردهستم و نه زنم

باعث ازدواج زود هنگامش شد

خواهر بزرگتر من هم شیطنت کرده بود و

یک کارت پستال به یک پسری داده بود

که همین باعث ازدواج زود هنگامش شد.

من چون دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم

سعی کردم زن بودن خودم را انکار کنم.

 

من دختر هستم ولی تمایلی به زن بودن ندارم

مثل پسرها تیپ می‌زدم تا حدی که در سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی،

مادرم من را به دکتر نشان داد،

چون فکر می‌کرد من نه مرد هستم و نه زن. ولی دکتر گفت:

من دختر هستم ولی تمایلی به زن بودن ندارم.

واقعاً از زن بودن می‌ترسیدم و وحشت داشتم.

 

روایت تلخی از زندگی مشترک

ساغر عزیزی بازیگر زن ایرانی:

همسرم شب عروسی سر من را کوبید به تخت
ساغر عزیزی بازیگر زن سینما و تلویزیون

روایت تلخی از زندگی مشترک خود را بازگو کرد.

 

وقتی هنوز ازدواج نکرده بودم

ساغر عزیزی به تازگی مهمان

مجید واشقانی در برنامه «رک شو» بوده است.

او در قسمتی از برنامه به تجربه تلخ و

دردناک خشونت همسرش اشاره می‌کند:

من در دوره‌ای از نوجوانی خودم

وقتی هنوز ازدواج نکرده بودم

به علت آن که خانواده بر خلاف میل من

می‌خواستند من را شوهر بدهند،

از خانه پدریم به خانه مادر بزرگم و

بعد خانه مدیر مدرسه‌ام پناه بردم.

 

همسرم شب عروسی‌مان و در حجله سر من را کوبید به تخت

بعد‌ها که ازدواج کردم همسرم شب عروسی‌مان و

در حجله سر من را کوبید به تخت.

چون من وحشت کرده بودم.

یک روز خاله‌ام هم دور از چشم من به شوهرم می‌گوید:

من آن روز‌ها که در خانه مادر بزرگ و

بعد مدیر مدرسه‌ام بودم یک ماتیک داشتم.

 

یک سیلی زد توی صورتم

یک روز شوهرم وقتی به خانه آمد

بلافاصله یک سیلی زد توی صورتم.

من تا جیغ زدم او جوراب‌هایش را درآورد و کرد

در دهان من و دست‌های من را از پشت بست و

من مجبور شدم روی زمین بنشینم

و او می‌خواست از من اعتراف بگیرد.

ساغر عزیزی: مادرم فکر می‌کرد من نه مردهستم و نه زنم

 

 

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *