گفتوگو؛ راهی برای ارتقای شناخت و تصمیمگیری
به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، علینقی مشایخی در یادداشتی با عنوان «گفتوگو کنیم» به اهمیت گفتوگو به عنوان ابزاری برای ارتباط و شناخت بهتر افراد از دنیای واقعی پرداخته است. وی بیان میکند که گفتوگو میتواند خطاهای شناختی را کاهش دهد و به افراد کمک کند تا شناختی جامعتر از واقعیتها به دست آورند. در این فرآیند، عقل و خرد جمعی به مراتب از عقل فردی فراتر میرود.
مشایخی تأکید میکند که در گفتوگو، برخلاف جدل، افراد به دنبال غلبه بر یکدیگر نیستند. در جدل، هر طرف به جای گوش دادن به دیگری، در فکر آمادهسازی پاسخ خود است و این امر مانع از درک صحیح میشود. نتیجه جدل معمولاً پیروزی یک طرف بر طرف دیگر است، بدون آنکه طرف مغلوب بهطور واقعی قانع شده باشد. بدتر از این، حالتی است که فردی بدون ورود به بحث، تصمیمات نهایی را صادر کند که به آن گفتار یکطرفه یا مونولوگ گفته میشود.
در گفتوگو، افراد به این آگاهی میرسند که شناخت آنها ممکن است ناقص باشد و از نظرات دیگران برای بهبود تصمیمگیریهای خود استفاده میکنند. آنها مشتاق شنیدن نظرات یکدیگر هستند و تمایل دارند که افکار و دلایل خود را بهطور شفاف بیان کنند. در این فرآیند، اگر ابهام یا اشتباهی در نظرات یک طرف وجود داشته باشد، طرف دیگر باید آن را مطرح کند و شواهدی در حمایت از نظرات خود ارائه دهد.
در گفتوگو، طرفین با دقت به یکدیگر گوش میدهند و در صورت نیاز، نظرات خود را اصلاح میکنند. این تعامل دوطرفه به جریان آزاد مفاهیم بین طرفین کمک میکند و به حذف ابهامات و اشتباهات میانجامد. در نهایت، نتیجه گفتوگو ایجاد یک ذهن مشترک است که از ذهنهای قبلی هر یک از طرفین برتر و کاملتر است.
شرایط لازم برای گفتوگو
برای اینکه گفتوگو بهخوبی جریان یابد و ذهن مشترک به وجود آید، شرایط خاصی باید برقرار باشد. اولین شرط این است که طرفین هدف مشترکی داشته باشند و به دنبال درک بهتر از جهان و تصمیمگیری در راستای آن هدف باشند. بدون هدف مشترک، گفتوگو نمیتواند به نتیجه مطلوبی برسد.
شرط دوم این است که طرفین به یکدیگر به عنوان دوستان نگاه کنند و هدفشان ایجاد تفکر کاملتر برای یکدیگر باشد. این نگاه دوستانه به شفافیت در بیان افکار کمک میکند. شرط سوم، گوش دادن دقیق به صحبتهای یکدیگر است که نقش مهمی در موفقیت گفتوگو دارد. همچنین، طرفین باید آماده باشند تا در مقابل ابهامات و اشکالات مطرح شده، دلایل و شواهد خود را ارائه دهند.
شرط چهارم این است که هر یک از طرفین باید بدون خودسانسوری، اشکالات منطقی یا مغایرتهای موجود در نظرات طرف مقابل را مطرح کنند. ترس از طرح این اشکالات میتواند مانع شکلگیری گفتوگو شود.
موضوع مهم دیگری که در گفتوگو باید مد نظر قرار گیرد، فرضیات پایهای است که هر یک از طرفین در ذهن خود دارند. این فرضیات به مرور زمان شکل گرفته و بر مبنای تجربیات و تربیت فرد قرار دارد. افراد معمولاً در برابر تغییر این فرضیات مقاومت میکنند، چرا که این فرضیات بخشی از هویت و شخصیت آنها شدهاند.
اهمیت یادگیری و اصلاح فرضیات پایه
آمادگی برای اصلاح فرضیات پایه در گفتوگو بسیار حائز اهمیت است. به گفته یکی از صاحبنظران، باید فرضیات پایه را شناسایی و اجازه داد تا مورد نقد قرار گیرند. اگر افراد اراده و آمادگی برای اصلاح فرضیات پایه خود را داشته باشند، میتوانند در جریان گفتوگو یادگیری عمیقتری را تجربه کنند.
در ادبیات یادگیری، اشاره شده است که اصلاح فرضیات پایه میتواند منجر به شکلگیری یادگیری عمیقتری شود. در گفتوگو، طرفین باید فرصت روشنسازی و آزمون فرضیات پایه را فراهم کنند.
گفتوگو باید به عنوان یک مهارت تمرین شود. در جامعه، معمولاً بحث و جدل یا صدور فرمان یکطرفه رواج دارد و نه گفتوگو. این مهارت باید در خانواده، مدارس و محیطهای کاری آموزش داده شود. در سطح کلان، گفتوگو میتواند به بهبود تصمیمگیریهای مدیریتی و سیاسی کمک کند.
در گفتوگوهای گروهی، هر یک از اعضا باید فرصت بیان نظرات و سوالات خود را داشته باشند و به دقت به سخنان یکدیگر گوش دهند. وجود یک تسهیلگر در گفتوگو میتواند به حفظ جریان گفتوگو و جلوگیری از تبدیل آن به جدل کمک کند.