پول، وطن‌پرستی را نمی‌سازد

کد خبر: 65753

کارخانه، دانش فنی، نیروی کار، زنجیره تولید و توان تصمیم‌گیری مستقل را نمی‌شود فقط با عدد آخر یک صورت حساب سنجید. بخشی از تاب‌آوری امروزمان را با پذیرفتن همین هزینه‌ها ساخته‌ایم.

تحلیل سفر وزیر کشور پاکستان به ایران

کورش علیانی، فعال فرهنگی، در یادداشتی به بررسی اظهارات وزیر کشور پاکستان پس از سفرش به ایران پرداخته است. این مقام پاکستانی اعلام کرده که آنچه را در ایران مشاهده کرده، با انتظاراتش مغایرت داشته است. به جای دیدن کشوری تحت تحریم و فرسوده، او با کشوری مواجه شده که هنوز در حال تولید و توسعه است و بخش زیادی از نیازهای خود را به صورت داخلی تأمین می‌کند. وی همچنین تأکید کرده که پاکستان باید از این تجربه بهره‌برداری کند و به سمت خودکفایی حرکت کند.

این سخنان وزیر کشور پاکستان باید برای ما فراتر از یک تعریف ساده از سوی یک مقام خارجی تلقی شود. در واقع، این اظهارات حاوی درس‌های تاریخی مهمی است. ما در گذشته نیز مواردی را تولید کرده‌ایم و نگه داشته‌ایم که اگر تنها قیمت ملاک بود، باید آنها را رها کرده و از خارج خریداری می‌کردیم. تولید داخلی همیشه به معنای ارزان‌ترین گزینه نبوده و گاهی حتی هزینه بیشتری نیز به همراه داشته است. اما رهبر شهید در مقام سیاست‌گذار، به ابعاد مختلف موضوع توجه می‌کرد و مسائل را تنها از منظر مالی نمی‌سنجید. او می‌دانست که کشوری که قادر به تولید کالاهای مورد نیاز خود نیست، ممکن است در آینده با وجود پول کافی، نتواند کالا را خریداری کند. تحریم‌ها این واقعیت را به ما نشان دادند.

چیزی که در روزهای عادی ممکن است هزینه اضافی به نظر برسد، در زمان فشار به «عامل بقا» تبدیل می‌شود. کارخانه‌ها، دانش فنی، نیروی کار، زنجیره تولید و توان تصمیم‌گیری مستقل را نمی‌توان تنها با یک عدد در صورت‌حساب ارزیابی کرد. بخشی از تاب‌آوری امروز ما به پذیرش همین هزینه‌ها مربوط می‌شود؛ گاهی لازم است که یک روز بیشتر هزینه کنیم تا در آینده تواناتر باشیم. حال وزیر کشور پاکستان این نکته را درک کرده و می‌گوید باید از آن درس گرفت. اما در داخل کشور، ما در مواردی کاملاً برعکس این درس عمل می‌کنیم.

در آیین‌نامه جدید مصوب حمایت از بازگشت نخبگان خارج از کشور، پیشنهاداتی همچون خودرو، مسکن، تسهیلات و حمایت مالی ارائه شده است. اما مشکل تنها در امتیازاتی که اعطا می‌شود نیست؛ مشکل از همان ابتدا با نام‌گذاری آغاز می‌شود. چرا کسی که در رشته‌های پزشکی، مهندسی یا فیزیک تحصیل کرده، به جای «تحصیل‌کرده» به عنوان «نخبه» معرفی می‌شود؟ نیلز بور و رومن یاکوبسن دانشمندان بزرگی بودند، اما نخبه (elite) به معنای دیگری است. نخبه کسی است که در لایه ممتاز ثروت، قدرت، نفوذ و دسترسی قرار دارد.

ما ابتدا به یک متخصص می‌گوییم نخبه و سپس برای او امتیاز ویژه‌ای ایجاد می‌کنیم. این بدان معناست که تنها یک واژه را اشتباه به کار نمی‌بریم، بلکه به او یاد می‌دهیم که خود را از مردم جدا ببیند و این جدایی باید برایش منفعت داشته باشد. سپس رابطه‌اش با کشور را نیز بر اساس همین منفعت تنظیم می‌کنیم و انتظار داریم در روزهای دشواری با منطق دیگری رفتار کند. ما به تحصیل‌کرده می‌گوییم برگرد، زیرا پول می‌دهیم. سود واردات خودرو، امتیاز مسکن و مسیرهای ویژه را فراهم می‌کنیم. اما از همین افراد انتظار داریم که وقتی دفاع از مردم هزینه‌بر می‌شود، به منافع و زیان‌ها توجه نکنند. چرا باید چنین کنند؟ خود ما به آنها آموخته‌ایم که رابطه‌شان با کشور را بر اساس پول تنظیم کنند. فردی که برای سود واردات خودرو به کشور بازگشته، وقتی نرخ دلار افزایش می‌یابد، طبیعی است که سودش را محاسبه کند. این واقعیت ترسناک است که یک فرد خارجی پیروزی ما را ببیند، منطق آن را درک کند و ما خودمان همان پیروزی را نادیده بگیریم و در تصمیمات آینده‌مان به طور معکوس عمل کنیم.

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *