چگونه یک دامداری روستایی، انحصار علمی ایتالیا را به چالش کشید؟

کد خبر: 66156

کتاب «زنی در فدراسیون گاومیش‌ها» نوشته نرجس توکلی مسیر تبدیل یک دامداری روستایی در گیلان به مرکزی برای تولید جنین منجمد گاومیش را روایت می‌کند.

“`html

داستان پیشرفت از کلبه‌ای ساده

به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، پیشرفت‌های علمی و اقتصادی همیشه از آزمایشگاه‌های پیشرفته و مراکز تحقیقاتی آغاز نمی‌شود؛ گاهی این مسیر از یک کلبه ساده در دشت‌های سرسبز شروع می‌شود. این داستان درباره فاطمه دریساوی و همسرش محمد در روستای هاشم‌آباد هفت‌دغنان گیلان است که با سرمایه‌ای اندک و تجربیاتی محدود تصمیم به ایجاد تغییراتی در زندگی و کار خود گرفتند. آن‌ها از جمع‌آوری گاوهای رهاشده در جنگل آغاز کردند و به اصلاح نژاد گاومیش و تولید جنین منجمد گاومیش اصلاح‌نژادشده در ایران و حضور در عرصه‌های بین‌المللی رسیدند. کتاب «زنی در فدراسیون گاومیش‌ها» داستان دستیابی به یک موفقیت علمی از دل تجربیات روزمره را روایت می‌کند؛ مسیری که در آن، عشق به حیوانات به موضوعی برای مطالعه تبدیل می‌شود و شکست‌های اقتصادی به ایده‌های نوین منجر می‌گردد.

رؤیای بازگشت به روستا

فاطمه دریساوی در دانشگاه ارسنجان رشته آموزش معلمی را می‌خواند که در اینجا با محمد، هم‌کلاسی‌اش آشنا شد. محمد از کودکی به حیوانات علاقه‌مند بود و آرزوی زندگی در روستا و راه‌اندازی دام‌داری را در سر می‌پروراند. او به دنبال زنی تحصیل‌کرده بود که بتواند در این مسیر همراهش باشد؛ رؤیایی که با وجود مخالفت خانواده‌ها، به ازدواج آن‌ها انجامید. زندگی مشترکشان با امکانات محدود در شیراز آغاز شد و کمک مالی پدر محمد بخش زیادی از هزینه اجاره خانه را تأمین می‌کرد. با تولد فرزندشان، فاطمه مجبور شد تحصیلش را نیمه‌تمام بگذارد و به همراه همسرش به روستا برود؛ جایی که می‌توانستند سرپناهی داشته باشند و به فکر ساختن آینده اقتصادی خود باشند.

سرمایه‌گذاری در گاوهای رهاشده

آن‌ها در کلبه‌ای ساده و مخروبه زندگی می‌کردند که به دام‌ها نزدیک بود. با وجود عدم سرمایه قابل توجه و امکانات یک دام‌داری مجهز، محمد تصمیم به آغاز کاری گرفت که از کودکی به آن علاقه داشت. نخستین چالش، تأمین سرمایه بود. او متوجه شد گاوهای رهاشده در جنگل‌های اطراف می‌توانند نقطه شروعی برای فعالیت اقتصادی‌اش باشند. این حیوانات به‌سختی به دام می‌افتادند، اما اگر می‌توانست آن‌ها را زنده‌گیری کند و بفروشد، امکان خرید گاومیش‌های بهتر را پیدا می‌کرد.

چهار سال تعقیب گاوهای وحشی

محمد برای جمع‌آوری گاوهای جنگلی، اسبی سفید به نام نیلی و یک سگ خرید. او به اسب آموزش داد تا گاوها را دنبال کند و آن‌قدر بدواند تا خسته شوند؛ سگ نیز در این فرایند به مهار دام‌ها کمک می‌کرد. این روش، نتیجه شناخت تدریجی رفتار حیوانات و آزمودن راهی برای زنده‌گیری آن‌ها بود. جنگل، با درختان انبوه و زمین ناهموار، محیطی خطرناک به شمار می‌رفت و گاوهای وحشی نیز هنگام احساس خطر با شاخ‌هایشان دفاع می‌کردند. محمد بارها زخمی به خانه بازگشت و فاطمه شب‌ها تیغ‌ها را از سر و صورت او بیرون می‌آورد. حدود چهار سال طول کشید تا محمد گاوهای رهاشده را یکی‌یکی جمع‌آوری کند و با فروش آن‌ها، گاومیش‌های درشت‌تر و شیرده‌تری خرید.

توسعه دام‌داری با رویکرد علمی

تا سال ۱۳۸۳، تعداد گاومیش‌های آن‌ها به حدود ۵۰ تا ۶۰ رأس رسیده بود؛ اما افزایش تعداد دام‌ها به‌تنهایی آینده مطمئنی برایشان نمی‌ساخت. محمد به این نتیجه رسید که اگر می‌خواهند دام‌داری را توسعه دهند، باید کیفیت گله را نیز تغییر دهند. او گاومیش‌داری را صرفاً شغلی موروثی نمی‌دید و می‌خواست بداند چرا برخی دام‌ها شیر بیشتری تولید می‌کنند. به همین دلیل، درباره اصلاح نژاد از افراد آشنا با امور دام در جهاد کشاورزی سؤال می‌کرد و به دنبال یادگیری روش‌های علمی‌تر بود. او تصمیم گرفت گاومیش‌های کم‌شیر را از گله خارج کند و دام‌های پربازده‌تری بخرد.

تغییر در مدیریت گله

در این مرحله، مسیر کار آن‌ها از افزایش تعداد دام‌ها به سمت مدیریت علمی گله تغییر کرد. دیگر فقط تعداد گاومیش‌ها اهمیت نداشت؛ میزان تولید شیر، کیفیت دام و شیوه نگهداری نیز به موضوعاتی تعیین‌کننده تبدیل شده بودند. مشکلات طویله، ضرورت این تغییر را بیشتر آشکار کرد. آخورهای کوتاه و غیراستاندارد، ازدحام هنگام غذاخوردن و کف نامناسب محل نگهداری، به آسیب‌دیدگی و حتی تلف‌شدن بعضی دام‌ها منجر می‌شد. محمد و فاطمه ناچار شدند ارتفاع آخورها و شرایط نگهداری را اصلاح کنند.

از کشاورزی تا پرورش اردک

فشار اقتصادی و مشکلات دام‌داری باعث شد فاطمه و محمد مدتی به کشاورزی روی بیاورند. آن‌ها امیدوار بودند با کشت برنج، منبع درآمد دیگری ایجاد کنند؛ اما خشکسالی و کمبود سرمایه، این مسیر را نیز دشوار کرد. محمد به‌جای متوقف‌شدن در این شکست، به ظرفیت‌های منطقه فکر کرد و با مطالعه روش‌های پرورش توأمان اردک و برنج در کشورهای آسیایی، تصمیم به آزمودن این ایده در روستای خود گرفت. او حدود هزار و پانصد جوجه اردک گوشتی خرید و با وجود مشکلات اولیه، توانست از این طریق درآمدزایی کند.

تبدیل ایده به عمل

آشنایی محمد با نادر فرد و دسترسی به کتابی تخصصی درباره گاومیش‌داری، افق تازه‌ای پیش روی او و فاطمه گشود. آن‌ها دریافتند که دام‌داری می‌تواند فراتر از نگهداری سنتی دام‌ها باشد و به دانش تخصصی و برنامه‌ریزی برای اصلاح نژاد نیاز دارد. محمد درباره انواع اسپرم و روش‌های بهبود گله سؤال می‌کرد و اطلاعات خود را افزایش می‌داد. او حتی بر اساس تصاویر کتاب، فضای نگهداری دام‌ها را تغییر داد و سازه‌ای ساخت که آن را «مدل ایتالیایی» می‌نامید.

تولید جنین منجمد گاومیش در ایران

آشنایی با روش‌های اصلاح نژاد، محمد و فاطمه را به سمت استفاده از فناوری‌های تخصصی تولیدمثل دام سوق داد. آن‌ها با طرح‌هایی مانند تلقیح مصنوعی آشنا شدند و برای استفاده از این روش اعلام آمادگی کردند. این تصمیم، ادامه همان رویکردی بود که از سال‌ها پیش در زندگی‌شان شکل گرفته بود: به‌جای پذیرفتن محدودیت‌های موجود، باید راهی برای افزایش کیفیت گله پیدا می‌کردند. دستاورد شاخص این مسیر، تولید جنین منجمد گاومیش اصلاح‌نژادشده در ایران بود؛ موفقیتی که در کتاب به‌عنوان نقطه اوج تلاش‌های این خانواده معرفی می‌شود.

تأثیر بر جامعه و آینده روستا

فعالیت فاطمه دریساوی و همسرش به گله خودشان محدود نماند. آن‌ها در تأسیس اتحادیه گاومیش‌داران گیلان نقش داشتند و تجربه‌های خود را در مجامع و فدراسیون‌های بین‌المللی مطرح کردند. بهبود شیوه دام‌داری و توجه به اصلاح نژاد، نگاه برخی جوانان روستا را به این حرفه تغییر داد و شمار گاومیش‌های این روستا به حدود ۷۰۰ رأس رسیده است. این روایت نشان می‌دهد که پیشرفت تنها با تولید جنین منجمد یا حضور در مجامع بین‌المللی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه اثر آن بر جامعه نیز اهمیت دارد.

“`

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *