یادداشتی از دکتر حیدر عظمایی؛ ناکارآمدی یک سیستم

کد خبر: 47707

هرچه گردش نخبگان روان، سریع و مناسب اتفاق بیفتد می‌تواند هم انتظار مدنی شدن جامعه و سلامت‌های چهارگانه فرهنگ، اقتصاد، اجتماع، هنر و سیاست باشد.

چگونه یک سیستم ناکارآمد می‌گردد!

یادداشتی از دکتر حیدر عظمایی در پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ در این روزهای غم‌انگیز، دل‌های ما با خانواده‌های داغدار بندرعباس هم‌درد است. آنچه در تحولات اجتماعی مهم است‌ بقول ماکیاولی شهریار عصر رنسانس، مدیریت شهریاران است.

شهریاران، مدیران شهرها و امور اجتماعی باید از شخصیت کاریزماتیک و مشروعیت عقلایی برخوردار باشند این نکته را جامعه‌شناسان از جمله ماکس وبر نیز تأکید کرده‌اند.

مدیریت اگر در سلسله مراتب اجتماعی به اندازه طبقات، به اندازه شخصيت‌ها اداره شوند باعث روانی و تسهیل جریان سایبرنتیک قدرت می‌شود. وقتی قدرت در جامعه روان باشد تحرک اجتماعی افقی و عمودی متوازن و مثبت است.

اما درجوامع آنارشیستی که باعث و علت این بی‌نظمی است، بقولی بی‌نظمی خود نظم است. این عدم توازن قدرت و نبود تحرک عمودی، افقی و ایستاتیک بودن تحرک اجتماعی است. تحرک اجتماعی در قدرت سالم باعثگردش نخبگان(به قول ویلفردو پاره‌تو جامعه‌شناس) می‌شود.

هرچه گردش نخبگان روان، سریع و مناسب اتفاق بیفتد می‌تواند هم انتظار مدنی شدن جامعه و سلامت‌های چهارگانه فرهنگ، اقتصاد، اجتماع، هنر و سیاست باشد.

روانی قدرت نهادهای اجتماعی هم با قدرت باعث استحکام سازی و بنیان‌بخشی نهادهای دولت، خانواده و آموزش شده که این سه نهاد به بالندگی خواهند رسید.
پس در جامعه‌ای که شایستگان نخبه‌ها نیستند و درحاشیه‌اند، قدرت متمرکز شده متقاطع است و منافع را تقسیم می‌کند. در این شرایط عدالت اجتماعی در باد فراموشی است.

بنابراین درجامعه ای که جریان قدرت و تحرک اجتماعی مثبت اتفاق نیفتاده باشد،یعنی شایستگان الگوهای قدرت جامعه نیستند، بلکه طیفی از افراد هستند که فقط با زور قدرت قانون پیش می‌روند.
بقول اریک فروم در جامعه جهان سومی که هرآنچه که مدرن و مدنی درست است بعید می‌شود، مردم‌ها پیتاس‌هایشان بر آنارشیستی بر بی‌نظمی و بر ناشایستگی محکم می‌شود.

وقتی قدرت از حد خود عدول کند شایستگان را خواهد کشت، این نخبه کشی یعنی مرگ اجتماع سالم. نخبه‌کشی، عدم جریان قدرت، عدم تحرک اجتماعی مناسب و انزوای قانون، از مشخصه‌هایی است که از دیدجامعه شناسی، جامعه درگیر پوپولیسم سیستماتیک شده، توده گان رشد نموده ملت توده هم که فقط منتظر امر هستند و از عقلانیت به دور، باعث تشتت اجتماعی، بستر جریان انحرافی، آنارشیسم، شارلاتانیزم و بدقوارگی جامعه می‌شود. آنچه تحلیل می شود در جامعه غیرسالم است.

پس برای مدیریت یک سیستم منتظر جادو ،سحر، شانس نباشید. چرا که در مدیریت ژاپنی مدیر عامل افرادی را درتیم خود برمی گزیند که صاحب تجربه و سواد بیشتری از خود مدیر باشند تا بتواند خوب سازمان سیستم را پیش ببرد.

درجامعه‌ی ما برعکس است اکثر مدیران افراد زیر دست را به هیچ مشخصه‌ای جز رابطه انتخاب نمی‌کنند یا سفارشی‌اند، در نهایت به نابودی سیستم منجر به ازهم پاشیده شدن اهداف و بنیه و خاصیت کارآمدی سیستم می‌شود.

 

 

 

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *