گردشگری دوباره زمینگیر شد و اما نگاهی به آثار قطعی اینترنت و سیاستگذاریهای غلط بر بازار سفر کشور
یادداشتی از محمدصالح قنبری در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ وقتی در جریان اعتراضات آبان ۹۸ اینترنت بهمدت ۱۰ روز قطع شد، بسیاری از فعالان گردشگری این اتفاق را ضربهای مهلک بر پیکره این صنعت دانستند.
آن روزها کسی خبر از طوفان حوادثی که در راه بود، نداشت. حالا پس از گذشت شش سال، دوباره قطعی اینترنت و بیسابقهترین قطعی ارتباطی کشور بر گردشگری سایه انداخته است؛ صنعتی که بهگفته وزیر گردشگری در حال بیرون آمدن از شرایط رکود بود.
اما شرایط امروز گردشگری ایران که در مقاطع مختلف شش سال گذشته بارها آسیب دیده، با سال ۹۸ تفاوت اساسی دارد و این بخش در آسیبپذیرترین وضعیت خود در سالهای اخیر قرار دارد.
هرچند نمایندگان مجلس و مسئولان وعده برقراری ارتباط دوباره با اینترنت را در روزهای آینده میدهند، اما آسیبی که متوجه بخش گردشگری است، تنها با اتصال اینترنت جبران نمیشود.
از رشد تا رکود؛ سقوط آزاد گردشگری در بحرانهای متوالی
دو هفته بعد از آنکه «سیدرضا صالحی امیری»، وزیر گردشگری، در اظهاراتی با استناد به آمارهای رسمی اعلام کرد:
«پس از کاهش سفرها در مقطعی از سال [روزهای جنگ ایران و اسرائیل] در مهر، آبان و آذر شاهد رشد مثبت بودیم؛ بهگونهایکه میزان اقامت و ضریب اشغال تخت در کشور افزایش داشته و این روند، پیام روشنی از بازگشت تدریجی گردشگری به شرایط عادی و پایدار دارد.» دسترسی ایرانیان به اینترنت محدود شد و بسیاری از فعالان گردشگری امکان ارتباط با شرکای خود را از دست دادند.
اعتراضات سراسری در کشور در کنار قطعی اینترنت و قرار گرفتن چندباره ایران در فهرست قرمز کشورهای مختلف،
تهمانده امید جذب گردشگر را به ناامیدی نزدیک کرده است. این بخش که در سالهای اخیر بارها رکود، آسیب،
تعطیلی و لغو سفرها را تجربه کرده، حالا در ضعیفترین وضعیت خود در چند سال اخیر، دوباره شاهد تحمیل آسیبهای جدید از سوی تصمیمات کلان است.
مهمترین مؤلفه در بازار سفر، ثبات و امنیت است و هر دو مؤلفه در بازار سفر ایران شرایط مساعدی ندارند.
همین موضوع باعث شده است آینده این بخش بیش از همیشه مبهم و غیر قابل برنامهریزی باشد.
هشدار منع سفر؛ زنگ خطری برای وجهه بینالمللی ایران
در سالهای اخیر بارها کشورهای مختلف شهروندان خود را از سفر به ایران منع کردهاند.
این مسئله در صنعت گردشگری دنیا بهمرور منجر به منزوی شدن کشورها میشود.
اتفاقی که عراق، سوریه و افغانستان در چند دهه اخیر آن را تجربه کردهاند و حالا سیاستهایی برای بازگشت به بازار گردشگری دنیا در پیش گرفتهاند؛ اقدامی که نیاز به برنامهریزی بلندمدت برای حصول نتیجه دارد.
ایران نیز در شش سال گذشته بارها در این فهرست قرار گرفته است. با آغاز اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ایران، آمریکا، بریتانیا، کانادا، هند و استرالیا کشورهایی بودند که به شهروندانشان هشدار دادند از سفر به ایران پرهیز کنند.
هرچند بسیاری از این کشورها جزو کشورهای مبدأ در گردشگری ایران محسوب نمیشوند، اما این هشدارها تأثیر قابلتوجهی بر وجهه بینالمللی ایران دارد.
نمایش بهجای برنامهریزی؛ بودجهای برای جذب ۱۵ میلیون گردشگر وجود ندارد
آنچه امروز گردشگری ایران را در وضعیتی آسیبپذیر و شکننده قرار داده است، تنها اتفاقات و حوادث سالهای اخیر نیست. در شرایط نسبتاً آرام هم سیاستگذاریها چندان قابلتوجه و اصولی نبوده و نیست.
چنین به نظر میرسد که رویکرد متولیان به این بخش بیشتر آمارسازی و بیان اظهارات انتزاعی و وعدههای دلچسب است تا اقدامی اثرگذار و نتیجهبخش در جهت بیرون آوردن گردشگری از بحران مزمنی که دچارش شده است.
شاهد این امر اظهارات «مسلم شجاعی»، مدیرکل بازاریابی و توسعه گردشگری خارجی، است که چندی پیش در گفتوگو با درسانیوز درباره اینکه با توجه به هدفگذاری برنامه هفتم توسعه برای جذب ۱۵ میلیون گردشگر چه میزان بودجه مشخص شده، گفته بود:
«برآورد ما ۲۰۰ میلیارد تومان بودجه برای معرفی و جذب گردشگر تا پایان سال ۱۴۰۴ بود.
اما ازآنجاکه بودجه وزارت گردشگری جاری است و برای تبلیغ و جذب گردشگر ردیف مستقل تعریف نشده است،
هیچ برنامهای به آن معنا که به هدف برسد، نمیتوان درنظر گرفت و اگر از سازمان برنامهوبودجه هم بپرسید برای جذب ۱۵ میلیون نفر چقدر پول در نظر گرفته است، فکر نمیکنم پاسخ مشخصی داشته باشد؛ چون ردیف بودجه آن معلوم نیست.»
بهگفته شجاعی، اگر فقط معرفی و جذب در کشورهای منطقه را درنظر بگیریم، دستکم به ۱۵ تا ۳۰ میلیارد دلار بودجه نیاز داریم.
وقتی دولت برای تکالیف و اهداف تعیینشده در برنامه هفتم توسعه چنین بیبرنامه عمل میکند و
بیش از هر چیز بر ارائه اعداد رؤیایی تأکید دارد تا برنامه عملی و قابلاجرا، چطور میتوان انتظار داشت
در شرایط بحرانی برای تابآور کردن بخش گردشگری برنامه داشته باشد و برای جبران آسیبهای واردشده
به این بخش اقدامی انجام دهد؟
اقتصاد گردشگری؛ بخش مغفولمانده در بحران اقتصادی
دیماه امسال با افزایش بیسابقه قیمت دلار، بسیاری از کسبوکارها و بازاریان دست به اعتصاب و اعتراض زدند.
توجه مسئولان به بازارها جلب شد و وعدههایی برای رفع مشکلات دادند و معترضان را به صبوری دعوت کردند.
در این میان اما بخشی از فعالان بازار ایران نادیده گرفته شدند؛ فعالان بخش گردشگری از پلتفرمها تا اقامتگاههای بومگردی و از دفاتر خدمات مسافرتی تا راهنمایان گردشگری و توراپراتورها که بخشی از چرخ اقتصاد آسیبدیده ایران
را به حرکت درمیآوردند، نادیده گرفته شدند.
آنها سالهاست که سهم کوچکشان در اقتصاد ایران را با چنگ و دندان حفظ کردهاند و در تمام حوادث سعی کردهاند چراغ این بخش را روشن نگهدارند.
حالا اما افزایش هزینهها و تمام آسیبی که به اجزای این بازار ولو کوچک وارد میشود، گویی از نگاه ناظران دور مانده است.
اقامتگاههای بومگردی نمیدانند با وضعیت معیشتی پیشآمده برای مردم میتوانند روی بازار نوروزی سفر حساب باز کنند یا نه.
بسیاری از توراپراتورها و دفاتر خدمات مسافرتی در پی بحران اقتصادی سالهای اخیر هر بار کوچکتر شدند و در هر حادثه بیش از قبل دست به تعدیل نیرو زدند.
نیروهای متخصص که سرمایه انسانی بخش گردشگری محسوب میشدند و سالها برای آموزش آنها سرمایهگذاری شده بود، بهمرور و در مقاطع مختلف این بخش را ترک کردند.
خسارت لغو پروازها پرداخت میشود؟ اما واقعیت چیز دیگری است
با بالاگرفتن اعتراضات در ایران در روزهای گذشته، برخی ایرلاینهای خارجی پروازهای خود به مقصد ایران را لغو کردند. پلتفرمهای آنلاین در روزهای اخیر از توقف فروش بلیت ایرلاینهای خارجی خبر دادند، هرچند در زمان تنظیم این گزارش خرید بلیت ترکیش ایرلاین در برخی از این پلتفرمها امکانپذیر شده بود.
«مجید اخوان»، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری، درباره آسیبهای واردشده به مسافران در زمان قطعی اینترنت و ارتباط در کشور با تأکید بر اینکه مسافران قبل از عزیمت به فرودگاه با شماره ۱۹۹ تماس بگیرند و سایت فرودگاه امام به آدرس IKAC.ir را چک کنند، درباره پروازهای لغوشده، گفت:
«طبق قانون تمام خسارت به مسافران پرداخت میشود و درباره پروازهای خارجی هم مسافران میتوانند بهای بلیت را از آژانسهای مسافرتی دریافت کنند و الزامی به ثبت شکایت نیست.
سازمان هواپیمایی با ایرلاینهای خارجی و داخلی و همچنین شرکتهای فروش بلیت هماهنگ است و مسافران نسبت به بازپرداخت پول بلیتهای لغوشده نگران نباشند.»
اما بسیاری از مسافران در روزهای جنگ ایران و اسرائیل برای جبران خسارت پروازها و تورهای خارجی خود با مشکلات عدیدهای روبهرو شدند و برخی هنوز هم موفق به دریافت خسارت خود از دفاتر مسافرتی و ایرلاینها نشدهاند.
هنوز گزارشی درباره میزان خسارت لغو پرواز ایرلاینهای خارجی و اثرات قطعی اینترنت بر سفرهای خروجی منتشر نشده است.
اینترنت قطع است، ارتباطات بینالمللی مختل، و مسئولان سکوت کردهاند
نزدیک به یک هفته است که دسترسی به اینترنت امکانپذیر نیست.
بسیاری از ایرانیان بهاجبار برای برقراری ارتباطات داخلی خود به استفاده از ابزارهای ارتباطی داخلی رو آوردهاند.
اما برای مبادلات بینالمللی این اجبار راهگشا نیست و طرفهای خارجی کسبوکارها حاضر به استفاده از ابزارهای داخلی ایران برای ارتباط با شرکای تجاری خود نیستند.
بخش گردشگری در حوزه توراپراتورها و دفاتر خدمات مسافرتی و ایرلاینها بهطور جدی با این چالش روبهرو است؛
چالشی که به نظر میرسد حتی در نگاه متولیان و سیاستگذاران بخش گردشگری هم چندان اهمیتی ندارد.
در این بازه زمانی یکهفتهای و بهرغم آسیبی که قطعی اینترنت و شرایط کلی کشور به بخش گردشگری وارد کرده است، هنوز اظهارنظر و واکنش رسمی از سوی وزیر و معاون گردشگری منتشر نشده است.
هنوز برآوردی از میزان خسارات در دست نیست و همچنان مسئله حمایت از زیاندیدگان این بخش در ابهام است.
مشخص نیست این وزارتخانه قرار است برای شرایط مشابه که بارها در سالهای اخیر تکرار شده،
چه سیاستی اتخاذ کند تا گردشگری ایران در بحرانها تابآور شود و یا راهی برای جبران خسارت داشته باشد.
جمعبندی؛ گردشگری در انتظار یک سیاست پایدار
صنعت گردشگری ایران سالهاست که از نبود ثبات، سیاستگذاریهای غیرکارشناسی، قطعیهای مکرر اینترنت، تحریمهای بینالمللی، هشدارهای سفر و بحرانهای اقتصادی متوالی آسیب دیده است.
آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، عزتبخشی به جایگاه گردشگری در اقتصاد کشور،
تدوین برنامههای عملیاتی با بودجه مشخص، و ایجاد ثبات در ارتباطات و سیاستهای کلان است.
تا زمانی که نگاه به گردشگری صرفاً بهعنوان یک بخش حاشیهای و بدون پشتوانه مالی و برنامهریزی جدی ادامه یابد،
نه تنها رشد ۱۵ میلیون گردشگر غیرممکن خواهد بود، بلکه همین ظرفیت موجود نیز بهتدریج از دست خواهد رفت.
وقت آن رسیده که گردشگری را نه بهعنوان یک ویترین نمایشی، بلکه بهعنوان یک صنعت راهبردی و اشتغالزا جدی بگیریم.
گردشگری دوباره زمینگیر شد
