از خاک تا کاغذ: مروری بر کتاب‌ها و اندیشه‌های اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس نامدار ایران

کد خبر: 63549

اسماعیل یغمایی با ده‌ها سال کاوش، پژوهش و نگارش، یکی از ستون‌های باستان‌شناسی ایران بود. او با کشف کاخ بردک سیاه، فرضیه‌های تازه‌ای درباره‌ی خاستگاه هخامنشیان مطرح کرد و با روایت خاطرات و کاوش‌هایش، پیوندی ناگسستنی بین خاک و کاغذ برقرار نمود.

از خاک تا کاغذ: مروری بر کتاب‌ها و اندیشه‌های اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس نامدار ایرانی

گزارش اختصاصی پایگاه تحلیلی-خبری درسانیوز- نویسنده: محسن عباسی‌فرد، سردبیر-  اسماعیل یغمایی، چهره‌ی ماندگار باستان‌شناسی ایران، سال‌های پایانی عمر را چنان که شایسته‌ی یک عمر تلاش بی‌وقفه بود، نگذراند.

مردی که بیش از شش دهه از زندگی خود را وقف کاوش، پژوهش و حراست از میراث کهن این سرزمین کرده بود،

سرانجام در خانه‌نشینی به سر برد و از میدانی که عاشقانه دوستش داشت، دور ماند.

با این حال، میراث گران‌بهای او – شامل ده‌ها کاوش میدانی، روایت‌های ماندگار از محوطه‌های تاریخی، خاطراتِ شنیدنی

و هشدارهای دلسوزانه‌اش – در کتاب‌هایش به یادگار مانده است.

ایران امروز یکی از دلسوزترین فرزندان خود را از دست داده؛ مردی که در زمان حیات آن‌چنان که باید قدر ندید،

اما مجموعه‌ی پُربار کتاب‌هایش، همچنان از او و تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین سخن می‌گوید.

فرضیه‌ای نو درباره خاستگاه هخامنشیان

یغمایی حاصل بیش از شش دهه تجربه‌ی کاوش و پژوهش را در قالب کتاب‌ها، مقاله‌های تخصصی و خاطرات به آیندگان سپرده است.

از مهم‌ترین آثار او می‌توان به کتاب «کاخ بردک سیاه» اشاره کرد که بر اساس کاوش‌ها و تحقیقات میدانی اش به نگارش درآمده.

او در این کاوش‌ها به اطلاعاتی متفاوت و تازه درباره‌ی دوره‌ی هخامنشی دست یافت.

یکی از پرسش‌های بنیادینی که در این کتاب به آن پاسخ داده، این است که خاستگاه هخامنشیان کجا بوده است؟

یغمایی در این اثر، با تکیه بر یافته‌های باستان‌شناختی، فرضیه‌ای تازه مطرح می‌کند.

او برای نخستین بار در سال ۱۳۵۵ محوطه‌ای تاریخی را در دل نخلستان‌های دشتستان کشف کرد؛

محوطه‌ای که به باور او، رازهای ناگفته‌ای از دوران هخامنشی را آشکار می‌ساخت.

بر پایه‌ی این یافته‌ها، هخامنشیان بومی ایران بودند و نه مهاجرانی از نواحی پیرامون دریای اورال.

 

بقایای سه کاخ هخامنشی با نام‌های «کاخ چرخاب»، «کاخ سنگ سیاه» و «کاخ بردک سیاه»

در شهرستان برازجان، آثار و بقایای سه کاخ هخامنشی با نام‌های «کاخ چرخاب»، «کاخ سنگ سیاه» (معروف به کاخ نظرآقا) و «کاخ بردک سیاه» وجود دارد.

کاخ بردک سیاه که پس از کاخ چرخاب ساخته شده، فاقد ظرافت‌ها و ترکیب ویژه‌ی رنگ‌های سیاه و سفید کاخ‌های برازجان و پاسارگاد است. در ساخت این کاخ از دو نوع سنگ سیاه و روشن استفاده شده که جنس و رنگ آن، در نوع خود بی‌نظیر است.

این کاخ که تالار مرکزی آن مشابه کاخ آپادانا و دارای ۳۶ ستون بوده، یکی از بناهای مهم تاریخی استان بوشهر و شهرستان برازجان

به شمار می‌رود و در میان نخلستان‌های روستای درودگاه، در محل تلاقی دو رودخانه‌ی شاپور و دالکی قرار گرفته است.

کاخ بردک سیاه که به گفته‌ی کارشناسان، کاخ زمستانی داریوش اول هخامنشی بوده و به عقیده‌ی برخی موقعیتی راهبردی داشته،

در نزدیکی خلیج فارس واقع شده و در سال ۱۳۵۴ در کاوش‌های باستان‌شناسی گروهی از باستان‌شناسان ایرانی به سرپرستی یغمایی، از زیر خاک بیرون آورده شد.

امروزه بقایای به‌جامانده از این کاخ – شامل پایه‌ستون‌ها و دیوارنگاره‌ای سیاه‌رنگ – به دلیل حفاظت‌نشدن و سهل‌انگاری، به‌تدریج در حال نابودی است و بخش عمده‌ی آن همچنان زیر نخلستان‌ها مدفون مانده است.

کشف قطعات طلا در کاخ بردک سیاه

اکتشافات باستان‌شناسی کاخ بردک سیاه نیز سیر تاریخی ویژه‌ای دارد.

گروهی از کاوشگران در اوایل دهه‌ی ۸۰، در یکی از آخرین مراحل کاوش این کاخ هخامنشی،

چهار قطعه سنگین طلا با وزن مجموع ۳ کیلوگرم و ۲۰۰ گرم کشف کردند.

کاربرد دقیق سه قطعه از این طلاها مشخص نیست، اما برخی بر این باورند که

احتمالاً روکش زرین درهای چوبی تالار یا سنگ بنای کاخ بوده‌اند.
این کتاب سال ۱۳۹۷ از سوی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری منتشر شده است.

واکاوی کاوش‌های باستان‌شناسی در شهر پانزدهم شوش

یکی دیگر از پژوهش‌های برجسته‌ی یغمایی، کتاب «شوش؛ کاوش‌های باستان‌شناسی در شهر پانزدهم» است

که به کاوش‌های این محوطه در دوره‌ی عیلام میانی می‌پردازد.

شهر پانزدهم پس از یک کاوش بلندمدت اما بی‌نتیجه، با گزارش‌هایی پراکنده و ناهمخوان، یک‌باره رها شد.

چند سال بعد، «میرعابدین کابلی» سرپرستی پروژه‌ی ملی پژوهش شوش را بر عهده گرفت.

سرانجام، پس از ۳۶ سال، نخستین گروه ایرانی برای تجربه‌ی کاوش دوباره به شوش و شهر پانزدهم بازگشت.

این اثر، یکی از نخستین تجربه‌های باستان‌شناسان ایرانی در کاوش دوباره‌ی یک محوطه‌ی باستانی را روایت می‌کند.

این کاوش از ۲۵ دی ۱۳۷۹ آغاز شد و پنج هفته به طول انجامید.
کتاب پیش‌تر توسط نشر کارنامک و شرکت سهامی انتشار منتشر شده بود و آخرین بار انتشارات دنیای اقتصاد آن را روانه‌ی بازار کرده است.

«گیسوان هزارساله»؛ روایتی از خاطرات یک باستان‌شناس

کتاب «گیسوان هزارساله» (گوشه‌هایی از خاطرات یک باستان‌شناس)، روایتِ مستندگونه‌ی اسماعیل یغمایی

از کاوش‌های دهه‌ی ۴۰ در محوطه‌های تاریخی است که نشر نو آن را منتشر کرده است.

یغمایی در این کتاب می‌نویسد که هنوز همان دانشجوی ۶۰ یا ۷۰ سال پیش است و همچنان دلبسته‌ی خاک.

عنوان کتاب از یکی از خاطرات او گرفته شده؛ خاطره‌ای درباره‌ی رشته‌موهایی متعلق به قرن‌ها پیش.

 

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«… دست بردم و از جیب کاپشنم موها را بیرون آوردم و گذاشتم روی میز. همه بهت‌زده شدند. هیچ‌کس هیچ چیز نمی‌گفت.

تردید ندارم در این لحظه‌های کشدار، با آن هوای سنگین و سکوت سنگین‌تر، روح زن، این گیسوان آنجا حضور داشت.

بچه‌ها، مات و مبهوت، مثل برق‌گرفته‌ها به موهای روی میز خیره شده بودند… به چه فکر می‌کردند؟ نمی‌دانم.

در آن لحظات خودم در این فکر بودم که چقدر این گیسوان زیر نور چراغ زیباترند؛ شفاف، سیاه و صاف. به‌راستی زیبا بودند.

من هرگز در زندگی‌ام گیسوانی به این زیبایی و این‌قدر زنده ندیده بودم. بالاخره محبوبه سکوت را شکست.

انگشت‌های بلند و سپیدش را دراز کرد، با آرامی و شاید کمی ترس، دستی روی آن‌ها کشید و آهسته گفت:

«چقدر قشنگه! واقعاً قشنگه… این موها تو قبر بود؟ جدی؟…»»

 

«وقتی که بچه بودم…»؛ نگاهی به کودکی در بستر تاریخ

کتاب «وقتی که بچه بودم…»، خاطرات کودکی یغمایی است.

او در این اثر، نقبی به رویدادهای تاریخی دهه‌ی ۳۰ ایران می‌زند؛ حوادثی که با زندگی‌اش گره خورده‌اند.

او خواننده را به روزهای سخت دکتر مصدق، اعتراض‌های مردمی در بلوای نان دوران حکیم‌الملک، زندگی در عزلت ملک‌الشعرا بهار و روزهای پرشکوه انتشارات امیرکبیر می‌برد.

یغمایی در این کتاب، نگاهی صادقانه و صمیمی به مردانی چون صادق هدایت دارد و از نخستین و آخرین دیدار کوتاهش با این نویسنده و تأثیر آن بر زندگی‌اش می‌نویسد.

 

او در این کتاب آورده است:

«همان روزها، بی‌آن‌که بخواهم، توانستم ببینم استاد بهار را که برای کبوترهایش دانه می‌ریخت، دکتر مصدق را که سرم داد می‌زد؛

“بچه برو کنار، برو گمشو!” و کف دست‌های زرد و بی‌روح صادق هدایت را با آن خط‌های صاف؛

و از ترس این‌که باغبان حکیم‌الملک مرا به کلانتری نبرد، ساعت‌ها یک گوشه قایم شدم. شاید…»

این کتاب توسط نشر دادکین منتشر شده است.

از خاک تا کاغذ: مروری بر کتاب‌ها و اندیشه‌های اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس نامدار ایران

بی‌مهری به آخرین مدافع تپه‌حصار

از خاک تا کاغذ: مروری بر کتاب‌ها و اندیشه‌های اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس نامدار ایران

کاوش‌های باستان‌شناسی قلعه پرتغالی‌ها در جزیره قشم

کتاب «دژ استعمار» بر پایه‌ی دو فصل کاوش باستان‌شناسی در دژ پرتغالی‌های جزیره قشم گردآوری شده است.

یغمایی در این اثر، لایه‌به‌لایه قلعه‌ی پرتغالی‌ها را بررسی کرده و از رازهای این بنای تاریخی سخن می‌گوید؛

یافته‌هایی که امروز بخش زیادی از آن‌ها به دلیل نبود حفاظت کافی از میان رفته‌اند.

او زمانی سرپرستی کاوش این دژ را بر عهده گرفت که تقریباً تنها بود.

او در گرمای طاقت‌فرسا و شرجی نفس‌گیر قشم، توانست از دل این دژ ویران، داده‌هایی به دست آورد

که بخشی از دوره‌ی غبارآلود آغاز استعمار جهانی را روشن می‌کند.

یغمایی در معرفی این کتاب نوشته است:

«از هزاره‌های دور، جایگاه راهبردی تنگه هرمز مورد توجه بسیاری از شاهان، حکمرانان و امرای محلی بوده است.

دریانوردان کارآزموده و توانای اسپانیایی و پرتغالی نیز از دیرباز به آن چشم طمع داشتند و گاه‌وبیگاه به آن دست‌اندازی می‌کردند.
سرانجام، در نخستین سال‌های سده شانزدهم میلادی، پرتغالی‌ها بر این تنگه چیره شدند و چند دژ در کناره‌های دریای پارس بنا کردند

که یکی از آن‌ها دژ یکپارچه سنگ و ساروج قشم است.
آنان با زیرکی دریافته بودند که کلید دستیابی به هندوستانِ ثروتمند و تاراج این نیم‌قاره زرخیز، تنگه هرمز است

و اگر دهانه دریای پارس را در اختیار داشته باشند، از آنجا بر سراسر آب‌های مدیترانه تا اقیانوس هند چیره خواهند شد.

ماندگاری پرتغالی‌ها بیش از یک سده به درازا انجامید و این جز به دلیل درگیری شاهان صفوی با ترکان عثمانی نبود.
سرانجام، در دهه‌های آغازین سده هفدهم، ایرانیان با یاری انگلیسی‌ها به دست‌اندازی پرتغالی‌ها بر تنگه هرمز و سراسر کناره‌های دریای پارس پایان دادند.»

«دژ استعمار» که یغمایی حدود ۲۰ سال برای گردآوری و نگارش آن زمان صرف کرد، از سوی انتشارات دادکین منتشر شده است.
سایر آثار و میراث مکتوب

از خاک تا کاغذ: مروری بر کتاب‌ها و اندیشه‌های اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس نامدار ایران

کتاب‌های یغمایی به این چند اثر محدود نمی‌شود. در فهرست پُربار او، آثاری چون:

«قصص‌الانبیاء؛ داستان‌های پیامبران»

«بررسی‌های باستان‌شناسی در منطقه ایوه؛ با پروفسور هنری رایت»

«اشاراتی به امامزاده‌های تهران، ری و شمیران»

«آرایه‌های زینتی در ایران باستان»

نیز دیده می‌شوند؛ آثاری که هر یک، گوشه‌ای از نگاه و اندیشه‌ی مردی را بازتاب می‌دهند که

عمر خود را صرف کاوش‌های ماندگار کرد و حاصل آن را در نوشته‌هایش به یادگار نهاد.

جمع‌بندی:

اسماعیل یغمایی با ده‌ها سال کاوش، پژوهش و نگارش، یکی از ستون‌های باستان‌شناسی ایران بود.

او با کشف کاخ بردک سیاه، فرضیه‌های تازه‌ای درباره‌ی خاستگاه هخامنشیان مطرح کرد و با روایت خاطرات و کاوش‌هایش،

پیوندی ناگسستنی بین خاک و کاغذ برقرار نمود.

هرچند در سال‌های پایانی از میدان عمل دور ماند، اما کتاب‌هایش چراغی فرا راه پژوهشگران و دوستداران تاریخ این سرزمین خواهد بود.

از خاک تا کاغذ: مروری بر کتاب‌ها و اندیشه‌های اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس نامدار ایران

از خاک تا کاغذ: مروری بر کتاب‌ها و اندیشه‌های اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس نامدار ایران

از خاک تا کاغذ: مروری بر کتاب‌ها و اندیشه‌های اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس نامدار ایران

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *