انحلال انجمن ورزشنویسی کرمانشاه؛ افشای تخلفات و باندبازی در رسانههای ورزشی استان
به گزارش پایگاه تحلیلی-خبری درسا نیوز؛ محسن عباسیفرد، رئیس انجمن صنفی و حرفهای روزنامهنگاران در یادداشتی تکاندهنده، عملکرد انجمن ورزشنویسی کرمانشاه را به چالش کشیده و آن را «تشکلی بیریشه» خوانده است که به جای حمایت از ورزش استان، با باندبازی و کارتهای عضویت پلاستیکی، اعتبار رسانه را میسوزاند.
آفت عنوانپرستی در ورزش کرمانشاه
ورزش کرمانشاه سالهاست که زخمهای کهنهای بر تن دارد؛ از کمبود اعتبار گرفته تا بیتوجهی مدیران.
با این حال، این روزها زخمی تازه و عمیقتر بر پیکره این دیار ورزشخیز نشسته است.
بهعبارت بهتر، این زخم، انجمنهای خودساختهای هستند که با عنوانهای فریبنده و کارتهای عضویت پلاستیکی،
خود را به جای رسانهی متخصص جا میزنند.
بهگفته محسن عباسیفرد – رئیس انجمن صنفی و حرفهای روزنامهنگاران- این تشکلها به جای قلم،
بلدند چطور از خود تعریف کنند.
همچنین، به جای تحلیل، حاشیهسازی را بلدند و به جای نقد منصفانه، اختلافافکنی میکنند.
این یادداشت، نه از روی کینه، که از روی دلسوختگی برای ورزشی نوشته شده که شایستهی بهترینهاست.
مگر با چند پست اینستاگرامی میشود ورزشنویس شد؟
سؤال اساسی اینجاست که مگر با چند خط تویتر و چند پست اینستاگرامی میتوان ورزشنویس شد؟
از سوی دیگر، آیا با پخش کارتهای عضویت بیپایه، میتوان به جامعه ورزش فهماند که این تشکل،
نمایندهی واقعی اهالی رسانه است؟
ورزش کرمانشاه امروز بیش از هر زمان دیگری به شفافیت، نقد مستند و افرادی نیاز دارد که سالها پای قلم
و گزارش نشستهاند.
در مقابل، کسانی که فقط بلدند از خودشان چهرهسازی کنند، نه تنها کمکی نمیکنند، بلکه ضربه میزنند.
بنابراین، وقت آن رسیده که جامعه ورزش و افکار عمومی، به جای دلخوش کردن به عناوین پرطمطراق،
پکارنامهها را ورق بزنند.
انجمنهای مرتبط با حوزه ورزش و رسانه در کرمانشاه با انتقادهایی روبهرو شده
ورزش کرمانشاه بیش از آنکه به عنوانهای پرطمطراق نیاز داشته باشد، به خبرنگار و تحلیلگری نیاز دارد
که ورزش استان را بشناسد.
در سالهای اخیر، فعالیت برخی تشکلها و انجمنهای مرتبط با حوزه ورزش و رسانه در کرمانشاه با
انتقادهایی روبهرو شده است.
برای مثال، این پرسش جدی مطرح است که آیا عضویت در یک انجمن یا داشتن عنوان «ورزشنویس»
بهتنهایی میتواند نشاندهنده تخصص، سابقه و شناخت واقعی از ورزش استان باشد؟
نقد اصلی متوجه اشخاص نیست؛ بلکه متوجه فرهنگ عنوانزدگی است
نقد اصلی متوجه اشخاص نیست؛ بلکه متوجه فرهنگی است که در آن عنوان، جای کارنامه را میگیرد.
بهعبارت دیگر، ورزشنویس واقعی کسی است که سالها مسابقات، تیمها، مربیان، ورزشکاران
و تحولات ورزش استان را دنبال کرده باشد.
همچنین، او باید بتواند نقاط ضعف و قوت را تحلیل کند و در برابر عملکرد مسئولان، پرسش حرفهای مطرح کند.
مشکل از جایی آغاز میشود که به جای گزارش و تحلیل مستند، خودمعرفی و بزرگنمایی پررنگ شود.
در نتیجه، تشکل رسانهای به جای آنکه صدای ورزشکاران باشد، به محلی برای ایجاد حاشیه و چالش تبدیل میشود.
البته نمیتوان بدون بررسی مستند درباره همه اعضای یک انجمن حکم کلی صادر کرد.
با این حال، این پرسش کاملاً قابل طرح است که معیار واقعی ورزشنویس بودن چیست؟
آیا سابقه قلم و شناخت ورزش ملاک است، یا صرفاً عضویت و عنوان؟
انجمن حرفهای باید پاسخگوی این پرسشها باشد
یک انجمن حرفهای باید بتواند برای این پرسشها پاسخ روشنی ارائه کند که چه تعداد از اعضا
سابقه مستمر روزنامهنگاری ورزشی دارند؟
همچنین، چه میزان تولید محتوای ورزشی مستند داشتهاند؟
بعلاوه، چند نفر سابقه پوشش میدانی مسابقات و رویدادهای ورزشی استان را دارند؟
و در نهایت، چه اندازه با تاریخ، ظرفیتها، مشکلات و قهرمانان ورزش کرمانشاه آشنا هستند؟
از سوی دیگر، ایجاد اختلاف و چالش میان اهالی ورزش، اگر بدون سند و هدف اصلاحی باشد،
نهتنها کمکی نمیکند، بلکه اعتماد جامعه ورزشی به رسانه را کاهش میدهد.
روپرتاژان بیریشه؛ از دکهٔ روزنامهفروشی تا صندلی انجمن!
بیایید دیگر پردهپوشی نکنیم و اسم واقعی ماجرا را بگذاریم.
امروز در ورزش کرمانشاه، کسانی مدعی «ورزشنویسی» و «پیشکسوتی رسانه» شدهاند
که تا دیروز نه قلمی در دست داشتند، نه گزارشی نوشته بودند و نه حتی یک مسابقه را از نزدیک دیده بودند.
این افراد از کجا آمدهاند؟ یکی از پشت دکهٔ روزنامهفروشی، آن هم نه برای خواندن روزنامه که برای کاسبی و فروش پفک و چیپس!
دیگری از پشت میز اداره، که هیچگاه حتی یک خط گزارش ورزشی ننوشته، اما حالا با چند قبضه کارت عضویت پلاستیکی، خود را «پیشکسوت رسانه» معرفی میکند.
واقعیت تلخ این است که برخی کارمندان بازنشسته و حتی شاغل اداره ورزش و جوانان، با همین افراد تبانی کردهاند. بهعبارت بهتر، با باندبازی و رانتخواری، جای خبرنگاران واقعی را گرفتهاند.
قرار بود انجمن ورزشنویسی، محل گردهمایی اهل قلم باشد، اما تبدیل شد به پاتوق چند نفر که
با هم «ه زد و بند» میکنند تا از دل این تشکل بیپایه، برای خودشان برند شخصی و کرسی درست کنند.
مردم کرمانشاه، این دروغگویان را میشناسند
اینها با شعارهای دروغین و دروغپردازیهای عجیب، خودشان را به خورد جامعه ورزش دادهاند.
با کمال تأسف، برخی مدیران سادهلوح هم پای این بازی نشستهاند.
اما مردم کرمانشاه، ورزشکاران، مربیان و پیشکسوتان واقعی، همه این دروغگویان را میشناسند.
آنهایی که سالها پای قلم نشستهاند و برای ورزش این استان خون دل خوردهاند، خوب میدانند
که این مدعیان تازهبهرسیده، هیچگاه حتی یک گزارش میدانی از دل مسابقات استان ننوشتهاند.
امروز ادعای نقد تخصصی میکند
وقتی کسی که تا دیروز برای فروش یک بسته پفک، مشتریاش را به خنده میانداخت، امروز ادعای نقد تخصصی میکند، این دیگر نه یک شوخی، که یک فاجعه است.
همچنین، وقتی یک کارمند عادی، بدون کوچکترین سابقهای در رسانه، خود را «پیشکسوت ورزشنویسی» مینامد، این فاجعهای بزرگتر است.
این فاجعه با حمایت بعضی از مدیران بیغیرت در اداره ورزش و جوانان، به جایی رسیده
که حتی خبرنگاران واقعی را هم از میدان به در کردهاند.
تکلیف ما با این دروغگویان روشن است: کارنامه، نه کارت عضویت؛ گزارش میدانی، نه شعار؛
و نقد مستند، نه دروغپردازی.
فرجام سخن: بس است این خودنماییهای بیپایه
جامعه ورزش کرمانشاه امروز به خوبی میداند که چه کسی سالها برای این دیار قلم زده و
چه کسی فقط با یک کارت پلاستیکی خود را به صف پیشکسوتان چسبانده است.
عنوانها میآیند و میروند، اما کارنامه، تنها سندی است که ماندگار میماند.
به جای دلخوش کردن به تشکلهای بیپایه، بیایید کارنامهها را ورق بزنیم؛ آنجا که نه ادعا،
که گزارشهای میدانی و تحلیلهای مستند حرف میزنند، نه کارت عضویت. انجمن بیپایه و
اساس ورزش کرمانشاه، دیگر نمیتواند پشت عناوین پرطمطراق پنهان شود.
وقتش رسیده که مدعیانِ بدون کارنامه، یا قلم به دست بگیرند و کار کنند، یا کنار بروند.
ورزش کرمانشاه جای «برند شخصی» نیست؛ جای کارنامه و تخصص است.
بس است این خودنماییهای بیپایه. تعارف نداریم؛ این انجمن به اسم ورزش، دارد اعتبار رسانه را میسوزاند.
