بیانیه ۵۸ تشکل فرهنگی کشور درباره هیئتامناییشدن «حافظیه» و «سعدیه»
به گزارش پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ پنجاه و هشت تشکل، مؤسسه و انجمن فعال در عرصه فرهنگ و میراث کشور، با ابراز نگرانی عمیق از واگذاری مدیریت «حافظیه» و «سعدیه» به هیئتامنایی غیرتخصصی و بیارتباط با حوزه فرهنگ و میراثفرهنگی، بیانیهای صادر کردند.
این بیانیه که در ۶ بند تدوین و به امضای جمعی از تشکلهای سراسر کشور رسیده است، از «سیدرضا صالحیامیری»، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، خواستار «تجدیدنظر در واگذاری مدیریت این دو مجموعه به هیئتامنای غیرتخصصی» شده است.
متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر صالحیامیری
وزیر محترم میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی
با سلام و احترام
آثار و مجموعههای تاریخی و فرهنگی ایرانزمین، گنجینههایی گرانسنگ و بخشی از سرمایه هویتی این سرزمین هستند که آوازه بسیاری از آنها فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران گسترده و در مواردی به بخشی از حافظه جمعی جهانیان و میراث مشترک بشری بدل شده است.
ازاینرو، هرگونه مدیریت، حفاظت و بهرهبرداری از چنین آثاری، مستلزم بالاترین سطح دانش تخصصی، دقتنظر، پاسخگویی و رعایت شأن تمدنی ایران است.
در این چارچوب، اظهارات اخیر استاندار فارس درباره بررسی طرح واگذاری مدیریت دو مجموعه بیبدیل حافظیه و سعدیه از ساختار وزارت میراثفرهنگی به هیئتامنا، نگرانیهای جدی را در میان فعالان و تشکلهای مردمنهاد میراثی برانگیخته است.
به نظر میرسد این طرح پایلوت و آزمایشی، الگویی برای مدیریت سایر مجموعههای تاریخی کشور در نظر گرفته شده است؛ ازاینرو، پیش از هرگونه تصمیم نهایی، بررسی همهجانبه ابعاد تخصصی، حقوقی، مدیریتی، حفاظتی و اجتماعی آن ضرورتی انکارناپذیر دارد.
در این خصوص، توجه به نکات زیر شایسته است:
۱. ضرورت حفظ مدیریت تخصصی میراثفرهنگی
وزارت میراثفرهنگی، علیرغم کاستیهای احتمالی، همچنان اصلیترین نهاد تخصصی کشور در سیاستگذاری، حفاظت، مرمت و معرفی میراث تاریخی است.
تجربه انباشته کارشناسان این وزارتخانه، سرمایهای راهبردی است که در هرگونه تغییر ساختار باید حفظ شود.
واگذاری مدیریت بناهای تاریخی به دستگاههای غیرمتخصص در گذشته نشان داده که تفاوت رویکردها، پیامدهای ناگواری برای حفاظت از آثار داشته است.
بنابراین، هرگونه تغییر مدیریتی باید بهگونهای باشد که جایگاه دانش کارشناسی تضعیف نشود و مسئولیت اصلی حفاظت در ساختاری تخصصی و پاسخگو باقی بماند.
۲. رویکرد فرهنگی و عمومی در مدیریت حافظیه و سعدیه
حافظیه و سعدیه، صرفاً دو مجموعه تاریخی در شهر شیراز نیستند؛ بلکه با نام و اندیشه دو ستون فرهنگ و ادب فارسی، یعنی حافظ و سعدی، گره خوردهاند و جایگاهی ویژه در حافظه فرهنگی ایرانیان و دوستداران فرهنگ ایران در سراسر جهان دارند.
مدیریت این دو مجموعه را نمیتوان به ملاحظات صرفاً اداری، اقتصادی یا گردشگری تقلیل داد؛
بلکه ضروری است همزمان با رویکردی عمیقاً فرهنگی، حفاظتی، علمی و عمومی همراه باشد.
نحوه مواجهه با گردشگران، پژوهشگران، هنرمندان و ادبدوستان، بخشی از مأموریت ذاتی این مجموعههاست.
۳. نگرانی از ترکیب، حدود اختیارات و پاسخگویی هیئتامنا
استفاده از ظرفیت هیئتامنا فینفسه مردود نیست و در جهان نمونههایی دارد، اما آنچه نگرانیزا است، ابهام در نحوه شکلگیری، ترکیب اعضا، شیوه انتخاب، حدود اختیارات، جایگاه کارشناسان میراث و مهمتر از همه، سازوکار پاسخگویی آن است.
در صورت واگذاری، شفافیت در پرسشهای زیر الزامی است:
مسئولیت نهایی حفاظت و صیانت از اثر بر عهده کدام نهاد خواهد بود؟
نظر کارشناسان و متخصصان میراثفرهنگی چه جایگاه الزامآوری در تصمیمات هیئتامنا خواهد داشت؟
حدود اختیارات هیئتامنا در حوزه مرمت، تغییرات کالبدی، درآمدزایی و برنامههای فرهنگی چیست؟
سازوکار انتخاب، نظارت و ارزیابی عملکرد اعضای هیئتامنا چگونه تعریف شده است؟
در صورت بروز خسارت یا آسیب، مسئولیت حقوقی و مدیریتی متوجه چه شخص یا نهادی است؟
۴. پرهیز از غلبه ملاحظات غیرکارشناسی بر حفاظت از میراث
آثار تاریخی با اهمیت ملی و جهانی، نیازمند ثبات مدیریتی و استمرار سیاستهای حفاظتی هستند و نباید با تغییرات سیاسی و مدیریتی دچار نوسان شوند.
نگرانی اصلی نه واگذاری به مسئولان استانی، بلکه غلبه احتمالی تغییرات سیاسی بر تصمیمات تخصصی حفاظت، مرمت و بهرهبرداری است.
حافظیه و سعدیه بهدلیل جایگاه بینظیر خود، نمیتوانند محل آزمونوخطای مدیریتی باشند که خسارت آن متوجه سرمایهای غیرقابلجایگزین شود.
۵. نبود تجربه ارزیابیشده در اجرای این الگو در کشور
اگر هدف، آزمودن الگوی جدید مدیریتی است، شایسته است پیش از اجرا در مجموعهای با حساسیت ملی بالا، مطالعات کارشناسی دقیق و ارزیابی تجارب داخلی و بینالمللی انجام شود.
تعیین اهداف، شاخصهای ارزیابی، دوره آزمایشی، سازوکار نظارت و معیارهای موفقیت، پیشنیازهای ضروری این اقدام هستند؛ درغیراینصورت، ریسک پیامدهای غیرقابلجبران افزایش خواهد یافت.
۶. توجه به جایگاه ملی و فرامنطقهای حافظیه و سعدیه
این دو مجموعه، سرمایهای ملی و نمادهای ادبیات، اندیشه و فرهنگ ایرانی هستند که مخاطبانشان تنها محدود به یک استان یا یک کشور نمیشود.
ازاینرو، هرگونه تغییر در شیوه مدیریت آنها باید با مشارکت و نظرخواهی از متخصصان مستقل میراثفرهنگی، دانشگاهیان، صاحبنظران ادبیات و فرهنگ، و تشکلهای مردمنهاد همراه باشد.
با عنایت به مراتب فوق، اگر اصرار بر آزمودن مدل هیئتامنا وجود دارد، شایسته است این اقدام ابتدا در مجموعههایی با حساسیت اجتماعی کمتر و پیچیدگی مدیریتی قابلکنترلتر آغاز شود
تا ضمن ارزیابی نقاط قوت و ضعف، از تبدیل حافظیه و سعدیه به زمین آزمونوخطای مدیریتی جلوگیری شود.
بر این اساس، ما امضاکنندگان این بیانیه، ضمن ارجنهادن به دغدغه وزارت میراثفرهنگی در یافتن شیوههای کارآمدتر، درخواست میکنیم:
۱. تصمیمگیری درباره واگذاری مدیریت حافظیه و سعدیه به هیئتامنا، تا انجام بررسیهای تخصصی همهجانبه، متوقف و بازنگری شود.
۲. پیش از هرگونه اجرای آزمایشی، حدود اختیارات، ترکیب، شیوه انتخاب اعضا، مسئولیتها و سازوکار پاسخگویی هیئتامنا بهصورت شفاف و کارشناسی تعیین گردد.
۳. جایگاه و مسئولیت نهاد تخصصی میراثفرهنگی و کارشناسان آن در هر مدل مدیریتی، بهروشنی تضمین و محفوظ بماند.
۴. در صورت ضرورت اجرای پایلوت، ابتدا مجموعهای با ریسک و حساسیت کمتر برای این منظور انتخاب شود.
۵. در فرایند تصمیمگیری، از ظرفیت کارشناسان مستقل، دانشگاهیان، متخصصان میراثفرهنگی، اهلقلم و تشکلهای مردمنهاد مرتبط بهره گرفته شود.
حافظیه و سعدیه سرمایهای متعلق به یک دستگاه، یک مدیر، یک استان یا حتی یک نسل نیستند؛
آنها بخشی از حافظه فرهنگی و سرمایه تاریخی ایرانزمین و از جمله ارزشمندترین گنجینههای فرهنگ بشری به شمار میروند.
ازاینرو، تصمیمگیری درباره آینده مدیریتی آنها، شایسته نهایت احتیاط، تدبیر و بهرهمندی از خرد جمعی و تخصص کارشناسی است.
