به گزارش پایگاه تحلیلی-خبری درسا نیوز به قلم پریا قامشلو، توانمندسازی کارکنان به یکی از کلیدیترین استراتژیهای مدیریتی در سازمانهای نوین تبدیل شده است. این فرآیند که از دموکراسی اداری و مشارکت کارکنان در تصمیمگیریها سرچشمه میگیرد، امروزه به عنوان موتور محرکه توسعه و موفقیت پایدار سازمانها شناخته میشود.
توانمندسازی منابع انسانی چیست؟
توانمندسازی در مدیریت به فرآیند دخیل نمودن کارکنان در تصمیمگیریهای سازمانی و تقویت نقش آنان اشاره دارد. این مفهوم با عناوینی مانند تیمسازی، مشارکت و مدیریت کیفیت جامع گره خورده است.
رویکردهای مختلف به توانمندسازی
برای درک عمیقتر مفهوم توانمندسازی، باید آن را از منظر سه رویکرد اصلی بررسی کرد:
رویکرد ارتباطی
در این نگاه، توانمندسازی فرآیند تقسیم قدرت مدیر با زیردستان است. به بیان سادهتر، توانمندسازی در این رویکرد معادل تفویض اختیار به کارکنان محسوب میشود.
رویکرد انگیزشی
براساس این دیدگاه، هر راهبردی که به افزایش حق تعیین فعالیت کاری و خودتصمیمگیری کارکنان بینجامد، توانمندسازی آنان را در پی دارد. هدف این رویکرد، تقویت شایستگی افراد از طریق حذف شرایطی است که احساس بیقدرتی ایجاد میکند.
رویکرد شناختی
این رویکرد، توانمندسازی را فرآیند افزایش انگیزش درونی برای انجام وظایف میداند. تجارب مثبت حاصل از انجام کار، انگیزش درونی را تقویت کرده و در نهایت رضایتمندی شغلی را افزایش میدهد.
مراحل و الزامات توانمندسازی موفق
برنامه توانمندسازی یک طرح ساده نیست و نیازمند تعهد کامل مدیران در تمام سطوح سازمانی است. بدون این تعهد، تلاشها ممکن است نه تنها بهبودی ایجاد نکند، بلکه نتایج معکوسی نیز به همراه داشته باشد.
سه رکن اصلی توانمندسازی
فرآیند ایجاد محیط کاری توانمند بر سه پایه اساسی استوار است:
فعالیتهای سازمانی
این بخش شامل اقداماتی مانند تیمسازی، غنیسازی شغلی و مدیریت بر مبنای هدف است که بستر لازم برای رشد کارکنان را فراهم میآورد.
محیط سازمانی
کارکنان در خلاء عمل نمیکنند. دستیابی به توانمندی مستلزم تأمین نیازهای اساسی در محیط کار است. یک محیط توانمند، فرصتهایی برای اعمال اختیار، قدرت و انگیزش درونی ایجاد میکند، در حالی که محیط غیرتوانمند محدودیتآفرین است.
سبک مدیریت
مدیریت کارآمد مکمل ایجاد محیط مناسب است. مدیران با سبک آمرانه و تحکمی قادر به توانمندسازی کارکنان نخواهند بود. در مقابل، مدیران توانمند به عنوان هادی، تسهیلگر و مربی عمل میکنند. تغییر نگرش مدیران به اعضای سازمان، اولین گام در این مسیر است.
دو جنبه مکمل توانمندسازی
برای دستیابی به نتایج ایدهآل، سازمانها باید به هر دو جنبه سلبی و ایجابی توانمندسازی توجه کنند. نگاه تکبعدی، سازمان را از مزایای کامل این فرآیند محروم میسازد.
جنبه سلبی: برداشتن موانع
این جنبه شامل حداقلسازی مقررات سختگیرانه و برداشتن محدودیتهای دسترسی به ابزار و اطلاعات است. محور اصلی این بخش، اعتماد به کارکنان و آزادی عمل نسبی آنان در انتخاب مسیرهای بهینه است.
جنبه ایجابی: فراهمآوری بستر رشد
برداشتن موانع به تنهایی کافی نیست. این امر باید با افزودن ابزارها و اطلاعات جدید به ذخیره دانایی سازمان همراه باشد. آموزش و توسعه مهارتها، هسته اصلی جنبه ایجابی را تشکیل میدهند.
این دو جنبه همچون دو بال یک پرنده هستند که غفلت از هر یک، پرواز سازمان به سوی موفقیت را ناممکن میسازد.
ده اصل کلیدی توانمندسازی کارکنان
اجرای موفقیتآمیز توانمندسازی مستلزم رعایت اصولی است که مثلث توانمندی، موفقیت و مشارکت را تقویت میکنند:
-
نشان دادن ارزشمندی کارکنان
-
مشارکت دادن آنان در چشماندازهای مدیریتی
-
مشارکت در تعیین اهداف کوتاهمدت
-
اعتماد به کارکنان
-
فراهمآوری اطلاعات لازم برای تصمیمگیری
-
تفویض اختیار و اعتبار
-
ارائه بازخورد مستمر
-
تمرکز بر مشکل، نه فرد مشکلآفرین
-
جایگزینی دستور با گفتگو و پرسش
-
تطابق مسئولیتها با نظام پاداش و تقدیر
جمعبندی: پلی به سوی توسعه پایدار
توانمندسازی منابع انسانی پلی است که رشد فردی کارکنان را به توسعه پایدار سازمان پیوند میزند. این فرآیند، مجموعهای از اقدامات نظاممند است که با هدف افزایش مهارتها، دانش و خودباوری کارکنان طراحی شده و در نهایت به بهبود عملکرد و ارتقای جایگاه رقابتی سازمان منجر میشود.