راز «روشنکوه» و «باغ شادی» فاش شد: مهمانان ویژهای در راهند!
محسن عباسیفرد عضو فدراسیونهای بینالمللی و جهانی IFJ)، AIPS، FISU) سردبیر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ «نه، آن گوزن اربعین نبود!» ؛ این جملهای بود که یک سال پیش، بعد از موج عجیب یک ویدئوی جعلی در شبکههای اجتماعی، از زبان کارشناسان حیاتوحش شنیده شد.
بازگشت یک شاهزاده محتاط به تاجوتخت طبیعت ایران
اما این بار، خبر از جنس دیگری است؛ خبری واقعی، نفسگیر و امیدوارکننده: «روشنکوه» در فارس و «باغ شادی» در یزد، بهتازگی میزبانانی رازآلود و کمیاب شدهاند که قرار است داستان بقا را بازنویسی کنند.
گوزنی که از انقراض گریخت و به قلب کویر رسید
گوزن زرد ایرانی، این موجود خجالتی، شبرو و مرموز، بعد از سالها زندگی در پناه مراکز تکثیر، حالا با یک مأموریت بزرگ روبرو شده: فتح دوباره طبیعت.
پروژهای که میتواند صفحه تازهای از حفاظت از گونههای در معرض خطر را در ایران ورق بزند.
«فرشاد اسکندری»، مدیرعامل مؤسسه «حافظان حیاتوحش شیردال» و مغز متفکر این پروژهها، در گفتوگویی اختصاصی با درسانیوز پرده از جزئیاتی برداشت که تا امروز ناگفته مانده بود.
از یک شایعه تا یک واقعیت؛ ققنوس در آتش شایعات سوخت؟
سال گذشته، کلیپی منتشر شد که ادعا میکرد گوزن زرد ایرانی در مراسم اربعین به نمایش درآمده!
موجی از خشم و تعجب، اما خیلی زود، کارشناسان با ۶ دلیل محکم ثابت کردند که این فیلم نه در ایران است و نه آن گوزن، گوزن زرد ایرانی.
اسکندری با نیشخندی تلخ میگوید: «علت این شایعهسازی گسترده؟
یک کلمه: ناآگاهی.
ما برای یوزپلنگ کلی فیلم و پوستر ساختیم، اما گوزن زرد را به حاشیه راندیم.
وقتی گونهای ناشناخته باشد، هر ادعای واهی میتواند روی آن سوار شود.» و حالا، قرار است
این ناشناختهگی با دو پروژه بزرگ در فارس و یزد، برای همیشه از بین برود.
«روشنکوه» و «باغ شادی»؛ نقطههای عطف یک نقشه بزرگ
چرا این دو منطقه خاص انتخاب شدهاند؟
اسکندری پاسخ میدهد: «منطقه شکارممنوع روشنکوه در فارس و منطقه حفاظتشده باغ شادی در یزد، پس از ماهها مطالعهی اکولوژیک، به عنوان بهترین گزینهها برای معرفی مجدد این گونه انتخاب شدند.
زیستگاههایی که میتوانند میزبان خوبی برای این شاهزادههای محتاط باشند.»
اما نگران نباشید؛ این انتخاب اتفاقی نیست. سالها تجربه در پارک ملی دز (که از سال ۱۳۹۸ میزبان این گونه بوده)
نشان داده که با مشارکت مردم محلی، میتوان گوزن را به خانههای قدیمیاش برگرداند.
حالا نوبت به زاگرس و کویر مرکزی رسیده است.
معمای پایش؛ شکارچیان نامرئی در کمین گوزنهای شبرو
اینجا جذابترین بخش ماجراست: گوزن زرد ایرانی، یک جاسوس حرفهای در عالم حیاتوحش است!
محتاط، مخفیکار و عمدتاً شبفعال. دیدنش با چشم غیرمسلح تقریباً غیرممکن است.
اسکندری با لحنی اسرارآمیز توضیح میدهد:
«برای فهمیدن رازهای این گوزن، به ابزارهایی فراتر از دوربینهای معمولی نیاز داریم. گردنبندهای ماهوارهای، چشمهای بینای ما در دل طبیعت خواهند بود.
اما افسوس که دریافت مجوز برای نصب این گردنبندها، خود به یک چالش بزرگ تبدیل شده است!
نمونههای داخلی با شبکه همراه کار میکنند، اما در دل کوهها و کویرها، آنتنها هیچکس را نمیشنوند!»
این یعنی برای نجات یک گونه، باید از موانع بروکراتیک عبور کرد؛ موضوعی که اسکندری آن را «درد مشترک همه پروژههای نوین حفاظت» مینامد.
نه به شکار، نه به گوشت؛ بله به بقا!
آیا میتوان از این گوزنها برای سود اقتصادی استفاده کرد؟
پاسخ اسکندری قاطع است:
«گوزن زرد ایرانی، یک کالای تجاری نیست!»
برخلاف برخی کشورها که با صدور مجوز شکار تروفه هزینههای حفاظت را تأمین میکنند، در ایران فعلاً چنین بحثی کاملاً منتفی است.
هدف، صرفاً احیای نسل و بازگرداندن تعادل به اکوسیستم است؛ نه تولید گوشت و نه هیچ بهرهبرداری تجاری دیگر.
آیندهای که در دستان ماست
پروژههای روشنکوه و باغ شادی، فقط دو نقطه روی نقشه نیستند؛ آنها نماد عزم ملی برای جبران سالها غفلت هستند.
اسکندری در پایان، با چشمانی امیدوار به آینده میگوید:
«اگر میخواهیم این گونه برای فرزندانمان بماند، راهی جز همکاری جمعی نداریم. از دانش روز و فناوری گرفته تا همراهی جوامع محلی و مسئولیت اجتماعی شرکتها.
حفاظت، یک بازی تیمی است؛ و همه ما در این تیم، یک پیراهن به تن داریم.»
حرف آخر:
امسال، وقتی صحبت از گوزن زرد ایرانی میشود، دیگر خبری از شایعه نیست.
خبر از «روشنکوه» و «باغ شادی» میآید؛ جایی که قدمهای لرزان ولی محکم یک گونه در حال بازگشت،
امید را در دل کویر و کوه زنده میکند. این بار، گوشهایتان را برای شنیدن صدای واقعی طبیعت تیز کنید…