پیچوخم راه در ۱۶۳ شهر.
یادداشتی از دکتر حیدر عظمایی در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ اعتراضات در گام نخست، به کاهش سهمیهی ماهیانه گازوئیل از ۲ هزار به ۱۰۰ بود. متأسفانه و طبق معمولِ روزگار تلخی که سوء مدیریتها برای مردم فراهم کرده، بهاین مطالبه نیز پاسخی در خور داده نشد.
بدین ترتیب از اول خردادماه اعتصابی گسترده شکل گرفت. در پی آن دوباره تضاد_مثبتی که هربرت بلومر شرح میدهد و به اعتبار آن اعتصاب را حق کارکن- کارگر میداند، و ح_ا_تنهایی با اصطلاح و مطالبهگری شرح و بسط داده، به تضاد_منفی و اعتصاب از طرف کامیونداران بدل گشت.
دوباره بازداشت، دوباره تهدید، دوباره حمله به مطالبهگران با اسپری فلفل همچنان که در پایانه سنندج رخ داد… البته برخی هم وعده سوخت مازاد دادند که اطلاعی از تحقق این وعده در دست نیست.
کامیونداران از یکم تا نهم خرداد، در دستکم ۱۶۳ شهر به اعتصاب سراسری فراگستری تا تحقق مطالبات معیشتی خود شکل دادند.
نکته حائز اهمیتی که مغفول مانده و حاکمیت چشم خود را بر آن بسته، آنست که اینها از اول که اعتصابگر نبودند مطالبهگربودند، اینها “مردم” هستند، “زحمتکش” هستند و ” کم آوردهاند”.
کامیونداران اجنبی نیستند؛ الزاما زیر چانه یک دشمن خارجی هم نیستند؛ چنین اتحادی الزاما نشانهی توطئه خارجی نیست بلکه بیش و پیش از هر چیز نشانهی همپایه بودن مطلبات معیشتی زحمتکشان جادهها از یک سو و بیتوجهی و بیعرضهگی مدیرانی است که اینقدر دست و پا چلفتی شدهاند که اتفاقا خود سرچشمه و عامل تقویت تضاد منفی و دامن زدن به اعتصابات هستند.
نکته مهم دیگر اینکه حاکمیت باید دقت کند اعتصابات در شرایط تنگنای شدید اقتصادی و اوضاع بد معیشتی در سایر اقشار و طبقات اجتماعی مزدبگیر مانند کارگر، معلم، کارمند، پرستار، بازنشسته و… هم رخ داده است. پس باید عزمی جدی برای مدیریت بحران باشد، دست از وقاحت و طلبکاری، بازی نقش، بیکفایتی و سوء مدیریت بردارند.
مسئله صرفا افزایش تعداد مطالبهگران از طبقات اجتماعی هم نیست بلکه درگیر مطالبات معوق درهمتنیده هستیم: افزایش قیمت اقلام سبد معیشتی، سوخت و انرژی در کنار جدولهای قطعی برق و آب، سقوط اسفبار عناصر سبک زندگی، اخراج نیروی کار از محیط کار و واحدهای تولیدی بهدلیل قطعی برق و…که کمر مردم را زیر بار سنگین -فقر و تبعیض شکسته است.
پس منشاء این اعتصاب سراسری ناشی از کاهش سهمیه گازوئیل بوده اما تأخیر در تخصیص سوخت، اختلال در سامانهی توزیع، افزایش هزینه بیمه تأمین اجتماعی کامیونداران، کم بودن نرخ کرایه نسبت به هزینهها بهخصوص عوارض سنگین جادهای، نبود نظارت بر قیمت قطعات و تعمیرات و همچنین گرانی لاستیک و روغن، افزایش هزینهها، وضعیت معیشتی نامناسب و بیتوجهی نهادهای ذیربط به مطالبات صنفی رانندگان، به آتش اعتراضات سوخت میرساند.
از سوی دیگر طی هفته اخیر، رانندگان از طریق شبکههای اجتماعی، رنج بیپایان خود و تلاش حاکمیت جهت ایجاد تفرقه میان رانندگان، کشاورزان و کارگران را بیان کردهاند. آنها میگویند که بیشک در شرایط اعتصاب، بار به کشاورز نمیرسد، اما کشاورزان و کارگران به فهم مشترکی رسیدهاند و میدانند که اعتراض، اعتراض آنها نیز هست.
دستکم ۲۰ راننده در جریان این اعتصابها در شهرهای سنندج، اسلامآباد غرب، کرمانشاه، رشت، بندر امام خمینی، بندرلنگه و شیراز بازداشت شدهاند. صدیق_محمدی و شهاب_دارابی دو کامیونداری هستند که در سنندج و اسلامآباد غرب بازداشت شدهاند و هنوز از محل نگهداری صدیق محمدی اطلاعی در دست نیست.
نکته دیگر اینکه هر قدر حاکمیت مسئله معیشتی را مسئله امنیتی تلقی کند و بهجای گفتگو برای حل مسئله در توافق با نمایندگان راستین(نه فرمایشی یا نفوذی) کامیونداران، کشاورزان و کارگران و گروههای_ذینفع، درصدد پروندهسازی و بازداشت برآید، با اسپری فلفل به صف رانندگان حمله کند، یا هرقدر پلیس فتا در پی مسدودسازی صفحات رانندگانی برآید که در اعتصاب هستند، در واقع صورت مسئله را پاک میکند. ادامه چنین وضعیتی مَآلا به وخامت اوضاع خواهد انجامید.
واقعیت امر آنست که رانندگان، کشاورزان، کارگران، صاحبان مشاغل و صنوف مختلف زیر بار سنگین معیشت برای #زندگی_معمولی هستند اما درعین حال از اهمیت اعتصاب سراسریشان هم آگاهند. پتانسیل مهم اعتصاب، قابلیت سرایت آن به سایر گروههای اجتماعی مطالبهگر و ناراضی است. بازداشت و سرکوب به این امید که قدرت زنجیر وار #کنش_پیوسته اعتصاب به سایر اقشار سرایت نکند، امیدی پوچ و واهی است و صرفاً آتش را به زیر خاکستر میبرد. آتشی که با ادامه این شیوه برخورد، شعلهورتر میشود.