اثر تغییر اقلیم بر رخداد بلایای طبیعی.
یادداشتی از محسن عباسیفرد درپایگاه تحلیلی- خبری «درسانیوز»؛ امروزه تغییر اقلیم که از انتشار گازهای گلخانهای ناشی میشود، یکی از بزرگترین چالشهای سیاستگذاری محیطزیستی، بینالمللی را به منصه ظهور میرساند. بهرغم تلاش دانشمندان، دوستداران محیطزیست، دلسوزان و حتی دولتها و سازمانهای بینالمللی تاکنون نتوانستهایم به توافق و تفاهم قابلقبولی برای این موضوع برسیم.
سیل، خشکسالی، تغییر در مناطق آبوهوایی و وارد آمدن خسارات مکرر و گسترده، تغییرات شدید آبوهوا، تبعات و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی جدی و قابلملاحظهای برای تمامی مناطق به ارمغان خواهد آورد. این حوادث و رخدادهای شدید آبوهوایی امروزه خسارات و لطمات بسیار زیادی وارد میکنند.
سیلابها بهکرات و بیش از سایر بلایای طبیعی خسارت وارد میکنند، موجب وارد آمدن بیشترین لطمات اقتصادی میشوند و جان عده بیشتری از انسانها و دیگر موجودات زنده را میگیرند.
از سال ۲۰۱۰ تا۲۰۲۰ بیش از یکهزار و ۴۰۰ مورد سیلاب در سراسر جهان به وقوع پیوسته است، که در این میان قاره آسیا بیش از مکانهای دیگر تحتتأثیر اثرات مخرب این سیلابها قرار گرفته است.
افزایش مداوم و روزافزون سطح آب دریاها، تغییر در میزان بارندگی یا وقوع طوفانهای مکرر بهعنوان نتیجه گرمشدن کرهزمین بر ابعاد اقتصادی و اجتماعی خسارات ناشی از جاری شدن سیلابها دامن خواهد زد.
ظهور پدیدههایی مانند النینو و وقوع سونامی نیز ازایندست به شمار میروند. خشکسالیها در مقایسه با روند تدریجی بیابانزایی، بلایایی هستند که بهطور ناگهانی و بهعلت فقدان طولانیمدت بارش به وقوع میپیوندند.
از سال ۲۰۰۰ تاکنون بیش از ۵۰۰ مورد خشکسالی در سراسر جهان رخ داده است که اغلب با کاهش قابلتوجه تولید محصولات کشاورزی و باغی همراه بوده و در برخی مناطق موجب کمبود مواد غذایی و بالا رفتن قیمت اقلام کشاورزی و میوهجات شده است، بهطوریکه در سالهای اخیر قیمت محصولاتی مانند گندم، جو و ذرت در بازارهای جهانی بهشدت افزایش یافته است. درصورتیکه ناحیه تحتتأثیر خشکسالی، ذخیره کافی مواد غذایی و کشاورزی نداشته باشد و تلاش کافی برای رهایی از بحران نکند، این خشکسالی میتواند به قحطی و گرسنگی فاجعهآمیزی منجر شود.
طوفانها مطابق با شرایط هر منطقه شکلهای مختلفی به خود میگیرند. آنها ممکن است بهصورت «تورنادو»، طوفانهای زمستانی یا تندبادهای مناطق گرم و حارهای بروز کنند.
طوفانها همراه با بادهای با سرعت بیش از ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت میتوانند بهصورت نیرویی فوقالعاده مخرب و ویرانگر درآیند و همهچیز را نابود کنند.
از سال ۲۰۰۰ تاکنون حدود ۹۰۰ طوفان رخ داده است که اغلب آنها در قارههای آمریکا و آسیا بوده است و موجب خسارات مالی و تلفات جانی بسیاری شده، شهرها و روستاهای زیادی را نابود کرده و ساکنان آنها را بیخانمان و آواره کرده است.
بهعنوان نتیجه، فرسایش خاک، بیابانزایی یا کمبود آب میتواند به وخامت بیشتر شرایط زندگی و تشدید تنشهای اجتماعی و سیاسی یا حتی تعارض و منازعه، از جمله گسترش قابلتوجه آوارگان محیطزیستی منجر شود.
این عوامل ممکن است تبعات و نتایج شرایط بحرانی و تعارضاتی باشند که از قبل وجود داشته و حلوفصل نشدهاند. بنابراین، سیاستگذاری اقلیمی بینالمللی به نقش پیشگیری از بحران که تاکنون بهطور گستردهای اعمال نشده است، تداوم میبخشد.
مسئله اقلیم بهطور مستقیم با موضوع تولید انرژی در آینده مرتبط است. این ارتباط نهتنها به این علت است که عمده گازهای گلخانهای درنتیجه احتراق سوختهای فسیلی است، بلکه همچنین بهعلت این است که این سوختها محدوداند و دسترسی به آنها -بهویژه در آینده- بهطور چشمگیری در مناطقی که از لحاظ سیاسی بیثباتاند، محدودتر خواهد بود.
بنابراین، امنیت ذخیره انرژی و دوری جستن از تعارض بر سر توزیع، مبین یک چالش سیاسی است که برحسب تقاضای عظیم رو به رشد، تداوم و گسترش خواهد یافت.
تاکنون صرفاً فرایندهای ناقص و کماهمیتی برای شکلدادن به وضعیت اقلیم و امنیت انرژی به شیوهای پایدار وجود داشته است و درعینحال، ارتباط درونی اینها بهطور مناسب و کافی مورد شناسایی قرار نگرفته است.
ترکیب و اجزای راهبردی که میتواند به کاهش آسیبپذیریهای مربوط به اقلیم و انرژی یاری رساند، شامل نقش گستردهتر انرژیهای تجدیدشونده، بهبود اثربخشی انرژی در بخشهای مختلف یا تمرکززدایی بیشتر در حوزه ذخیرهسازی انرژی است.
