پاسخی به نقد اصلاحطلبان بر یادداشتام : «آقای مسعود پزشکیان! استعفا میکنید یا توضیح میدهید؟»
محسن عباسیفرد – یادداشت اخیر من با عنوان “آقای مسعود پزشکیان! استعفا میکنید یا توضیح میدهید؟” گویا به مذاق اصلاحطلبان خوش نیامده است؛ از جمله در یکی از رسانههایشان پس از تعریضی به من مرقوم فرمودهاند:
«نوشته است مسعود پزشکیان اگر نمیتواند وعدههایش را محقق کند، یا به مردم توضیح دهد که چرا نمیتواند وعدههایش را محقق کند یا از سمت ریاست جمهوری استعفا کند!
پیشنهادم در ظاهر نشانهای از مطالبهگری رسانهای است، اما در بطن خود خطی است که کشور را وارد بحران میکند و اشکال تحلیلی هم دارد.
تقلیل ناکامی به کنش فردی، سادهسازی مسئلهای پیچیده است. ناکامی در تحقق وعدهها، بیش از آنکه ناشی از ضعف اراده باشد، محصول محدودیتهای ساختاری، فشارهای خارجی و بحرانهای مزمن اقتصادی است.
تقلیل سیاست به کنش فردی استعفا، زمانی معنا دارد که ناکامی ناشی از فساد، بیکفایتی یا خیانت به اصول باشد اما مسعود پزشکیان تمام تلاش خود را برای عدم بازگشت تحریمها، رفع فیلترینگ، برچیدن گشت ارشاد و بازگشت دانشجویان اخراجی انجام داد. در برخی موفق شد در برخی نه.
در این باره ابتداً از نگارنده نقد فوق، سپاسگزارم و سپس نکات زیر را معروض میدارم:
1 – به استناد حرفهای خود آقای مسعود پزشکیان که فیلمش را هم ضمیمه یادداشتم کرده بودم، از ایشان خواسته بودم به وعدهاش عمل کند. وعده ایشان هم این بود “اگر به هر علتی نتوانم وعدههایم را محقق کنم، کنار میروم”.
نکته این جاست که اگر یادآوری وعده یک کاندیدای ریاست جمهوری، کشور را وارد “بحران” میکند، اساساً آن کاندیدا اشتباه کرده که وعدهای داده که یادآوریاش به بحران میانجامد!
بنابراین، این گزاره، از بن نادرست است. آنچه کشور را وارد بحران میکند، عدم تحقق وعدههایی است که در مردم امید آفرید و اگر محقق نشوند، فراتر از هر چیزی، امید یک ملت را بر باد میدهند و ملت بیامید یعنی فروپاشی جامعه ؛ بحران این است، نه آن.
2 – پیشنهاد من به مسعود پزشکیان این بود که اگر برای انجام وعدههایش وقت بیشتری نیاز دارد، به مردم توضیح دهد و زمان مشخص کند. اگر هم واقعاً به این جمعبندی رسیده که نمیشود یا نمیگذارند، کنار برود.
بهنظر نمیرسد اجرای هر کدام از این دو، کشور را وارد بحران کند. اگر مسعد پزشکیان بگوید برای تحقق فلان کار، این مسیر را طی کردهام، این موانع وجود دارد و میکوشم تا مثلاً یک سال آینده محققاش کنم، آیا کشور بحرانی میشود؟!
حتی اگر استعفا هم کند، هیچ اتفاقی نمیافتد. مگر وقتی هلیکوپتر رئیس جمهور وقت سقوط کرد و رئیسی به رحمت خدا رفت، کشور بحرانی شد که با استعفای احتمالی مسعود پزشکیان وارد خط بحران شود؟!
البته کشور نه، ولی کسانی که از رهگذر شکلگیری دولت اصلاحطلبان به نان و نوایی رسیدهاند، حتما دچار بحران میشوند، همانطور که حال و روز منتفعان دولت رئیسی نیز بعد از سقوط هلیکوپتر و برهم خوردن برنامههایشان، بدجوری وخیم شد.
3 – نوشتهاند: “تقلیل ناکامی به کنش فردی، سادهسازی مسئلهای پیچیده است.”
این حرف درستی است اما چه دردی از کشور دوا میکند؟ همانطور که در یادداشتم نوشته بودم، این که ضعفهای مسعود پزشکیان یا دولتش مانع تحقق وعدههاست یا عوامل فرادولتی عامل این امرند، در خروجی کار تفاوتی ایجاد نمیکند. من هم مانند بقیه مردم ایران میدانم که ساختارهای برون دولتی، در بسیاری از حوزهها، نقش قویتر از دولت دارند ولی حرفم این است که حتی اگر هیج قصور و تقصیری متوجه مسعود پزشکیان و دولتش نباشد ولی این دولت بیعیب و نقص، نتواند به دلایل بیرونی کار کند، چرا باید ادامه دهد؟
ما رئیس جمهور انتخاب نمیکنیم که فقط رئیس جمهور انتخاب کرده باشیم و باری به هر جهت چهار سال ریاست کند، بلکه برای این به او رأی میدهیم که چهار سال کار کند و کشور را پیش ببرد. حال اگر نتوانست (ولو بر اثر مانع تراشیهای خارج از دولت) چرا باید وقت خود و مردم و کشور را چهار سال هدر دهد؟
البته من نمیگویم رئیس جمهور در برابر کارشکنیها جا بزند و صحنه را خالی کند. او مستظهر به رأی ملت است و باید با اقتدار و صراحت با کسانی که چوب لای چرخ دولت میگذارند برخورد کند و اگر لازم شد، با اسم و رسم موضوع را با مردم در میان بگذارد.
اگر رئیس جمهور چنین عُرضه و اقتداری از خود نشان دهد، حتماً بسیاری از سنگاندازان و جرینهای ضدمردمی عقب خواهند نشست و کار ملک و ملت پیش خواهد رفت و نیازی هم به استعفا نخواهد بود.
اما اگر رئیس جمهور نتواند به وعدههایش عمل کند، اراده، جرأت یا توان مقابله با مانعتراشان را نداشته باشد و به مردم هم توضیح ندهد و از آنها کمک نخواهد و وعدههایی که ملتی بدانها رأی داده اند یکی یکی زیر آوار ناامیدی دفن شوند، چرا باید بماند و همچنان راه بی ثمر را بپیماید؟
واقعاً چرا؟ فقط برای پر شدن پیمانه چهار ساله؟!
در همین باره:
خداحافظ آقای مسعود پزشکیان!
آقای مسعود پزشکیان! استعفا میکنید یا توضیح میدهید؟
4 – نوشتهاند: “تقلیل سیاست به کنش فردی استعفا، زمانی معنا دارد که ناکامی ناشی از فساد، بیکفایتی یا خیانت به اصول باشد.”
کسی که فاسد، بیکفایت یا خائن است، هرگز به استعفا فکر هم نخواهد کرد؛ چنان شخصی باید برکنار، محاکمه و مجازات شود.
استفعا امری است شرافتمندانه که طی آن، فرد از کارش کناره میگیرد چون نمیتواند آن را به نحو احسن انجام دهد. بنابراین، اگر خدای ناکرده، مسعود پزشکیان فاسد و بیکفایت و خائن بود، پیشنهادم حتماً استعفا نبود.
5 – مرقوم کردهاند”مسعود پزشکیان تمام تلاش خود را برای عدم بازگشت تحریمها، رفع فیلترینگ، برچیدن گشت ارشاد و بازگشت دانشجویان اخراجی انجام داد. در برخی موفق شد در برخی نه.”
خب! من هم که همینها را نوشتهام: او برخی وعدهها را عملی کرده که دستمریزاد و برخی را نه. درباره محقق نشدهها هم پیشنهادم همان هست که نوشتهام: توضیح یا کنارهگیری تا به قول خودش، عمر را تلف نکند.
6 – این که چنان پیشنهادی به مسعود پزشکیان دادهام به معنای رویگردانی یا ناامیدی از او – تاکنون – نیست. من همچنان مسعود پرشکیان را صادقترین و بیشیله پیلهترین سیاستمدار ایران میدانم (و امیدارم کاری نکند که این تصویر که هنوز در ذهن بسیاری از او نقش بسته است، مخدوش شود).
اگر انتخابات 1403 با همان کاندیداها و در همان فضا، 10 بار هم تکرار شود، من باز هم به مسعود پزشکیان رأی خواهم داد چرا که معتقدم برخی نامزدها، حتی توانایی مدیریت یک گله کوچک بز یا اداره یک نانوایی را هم ندارد چه برسد به این که دولتی را تحویل شان بدهیم. البته مسعود پزشکیان هم، قله آمال ما نبود و نیست ولی “خیر الموجودین” بود.
اما این دلیل نمیشود که به عنوان یک فعال رسانهای که ادعای مستقل و مردمی بودن دارم، چشم بر روی کاستیهای او و دولتش ببندم و از او و دولت او برای خودم بت بسازم.
از نظر من، شأن رسانه، نقد قدرت است در غیر این صورت، رسانه، بولتنی مشمئز کننده بیش نخواهد بود. پایبندی به این شأنعظیم هم میسر نیست جز با دوری رسانه از قدرت و سهیم نشدن در کیک آن. دقیقاً به همین دلیل است که ساعاتی بعداز اعلام پیروزی مسعود پزشکیان در انتخابات و در حالی که سیل افراد به سمت ستادهایش روان بود تا بلکه سهمی از دولتش بگیرند و به نان و نامی برسند، یادداشتی با عنوان “خداحافظ آقای مسعود پزشکیان” نوشتم و تأکید کردم که اگر در دوران رقابتهای انتخاباتی برای رأی آوردن او تلاش کردیم، برای این بود که صلاح کشور را در آن میدیدیم ولی از این لحظه به بعد، رابطه ما با او و دولتش، مبتنی بر نقد رسانهای خواهد بود و الا ما هم میتوانستیم مانند خیلی، دور شیرینی قدرت پر بزنیم و چند روزی را متنعم شویم ولی نعمت حریت و عزت نفس را فراتر از این چیزها میدانم و از خدا میخواهم که همواره نصیبم گرداند هر چند که من نیز مانند همه ابنای بشر، آکنده از ضعف و قصور و تقصیرم و بر همهشان معترف.
پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز، نه اصولگراست و نه اصلاحطلب؛ بنابراین طبیعی است که از نقدی، اصولگرایان برنجد و از انتقادی دیگر اصلاحطلبان. چنین حیاتی برای رسانه، در ایران امروز هر چند سخت است ولی ارزشش را دارد.
بنابراین، چه اصولگرایان را خوش نیاید و چه موجب پریشان خاطری اصلاحطلبان باشد، “در حد وسع” خود، هر دو جریان را نقد خواهیم کرد و امیدمان نه به این دولت و آن نهاد و فلان بنیاد که به خدا و مردمی است که تاکنون هوای ما را داشتهاند.