رئیس انجمن حرفهایروزنامهنگاران: حمیدرضا عزتی دست مافیا را در ورزش قطع کرده
گفتوگو اعظم چقازردی در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ مدیرحوزه ورزش؛ ورزشی یا غیر ورزشی، باید توانمند باشد و مدیران حوزه ورزش، باید ورزشی باشند؟
اما مدیریت ورزشی (Sport Management) اداره کارا و اثربخش ادارات و سازمانهای ورزش و تربیتبدنی با استفاده بهینه از منابع مالی و انسانی است.
از تعریف عمومی که برای مدیریت وجود دارد، فاصله زیادی نداشته و در واقع بخش تخصصی ورزشی به دنبال این تعریف میآید. سازماندهی، برنامهریزی، کنترل و رهبری در ورزش و تربیتبدنی تعریفی است که برای مدیریت ورزشی میشناسیم.
اما در بحث و موضوع عملکرد مدیران ورزشی یا غیرورزشی در چند ساله اخیر در میزگردی باحضور سوسن امیریپریان نایبرئیس انجمن، طیبه دولتآبادی دبیر انجمن، لیلا امیری خزانهدار، سپیده قهرمانیفرد، آزیتا ابراهیمی، سمانه امیری، مسعود رنجبر و مهدی دبیریان اعضای هیأت رئیسه و بازرسان این انجمن و محسن عباسیفرد رئیس صنفیوحرفهای روزنامهنگاران استان کرمانشاه و تعدادی از کارشناسان در دفتر این انجمن تشکبل شد که مورد بررسی قرار گرفته است.
یکی از مسائلی که روی آن اختلاف نظرهای جدی وجود دارد این است که در حوزه ورزش ما صرفاً مدیر ورزشی داشته باشیم یعنی به معنای این که مدیریت یک فردی باشد که قبلاً درحوزه ورزش کار کرده باشد یا نه اگر یک مدیر کارآمد خوبی بود،
اما ورزشی هم نبود میتواند در آن مسند حضور پیدا کند و کارش را انجام بدهد.

سوال: آقای محسن عباسیفرد باکدام یک از طیفهای نظریه همنظر هستید؟ فکر میکنید باید مدیرانی که درحوزه ورزش میآیند و مدیر میشوند حتماً سابقه ورزشی داشته باشند یا نه اگر صرفاً مدیر خوبی هم بودند و سابقه ورزشی هم نداشتند خوب است که در آن جایگاه مدیریتی قرار بگیرند؟
محسن عباسیفرد: مقوله ورزش یک صنعت اقتصادی است، حجم گردش مالی که در این حوزه دارد کار میکند،
از پتروشیمیها بالاتر است میدانید که پتروشیمیها با هزینههای کلانی دارند کار میکنند،
در رتبههای جهانی اقتصاد هم ورزش رتبه دهم است یعنی از پتروشیمیها بالاتر است، از نفت بالاتر است،
یعنی در این چرخه ما نمیتوانیم بیاییم خطکشی کنیم و بگوییم ورزشی باشد یا مدیر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باشد.
شما در یک دانشگاه که میروید در دانشگاه شما فیزیک دارید، شیمی، ریاضی، نقاشی و هنر دارید، رئیس دانشگاه را نمیتوانید طوری انتخاب کنید که به همه اینها مسلط باشد،
مدیری که شما برای آن دانشگاه انتخاب میکنید باید این توانمندی و قدرت را داشته باشد که ابزار و مدیران و اساتیدی را که در کار خودشان نخبه هستند جمع کند و برای همه اعضای دانشگاه یک خروجی مثبت انجام بدهد،
یک زمان یک مدیر الکی اسمش فقط سیاسی است، نوچه سیاسی است با دو نفر ارتباط پیدا کرده، حزبی بوده.
سوال: شما به کدام معتقد هستید؟
محسن عباسیفرد: اجازه بدهید عرضم را تمام کنم یک موقع است شما شخصیتی مثل آقای حمیدرضا عزتی را در این سطح میبرید به ورزش اضافه میکنید اینها راهگشا هستند،
چون در این مدت 6 ماهه اخیر تحولی ایجاد کرده است که در 12 سال دوران چندین مدیران کل قبلی و اسبق این اداره تحول ایجاد کرده است.
اما یک زمان از دو آدم معمولی گفتم میآورید آنجا هیچ چیز نیستند، ورزشی هم نیستند، من اعتقاد دارم هم ورزشی و هم غیر ورزشی نبود، ولی نمره قبولی خوبی آورد.
سوال: پس میگویید اگر غیر ورزشی هم نبود اشکالی ندارد؟
محسن عباسیفرد: باید توانمند باشد.
سوال: خانم سوسن امیریپریان نظرتان چیست؟ شما فکر میکنید باید صرفاً مدیری که درحوزه ورزش کار میکند سابقه ورزشی داشته باشد یا نه، اگر مدیر کارآمد و توانمندی بود میتواند آن عرصه مدیریتی را به خوبی مدیریت کند؟
سوسن امیریپریان: پدیدهها در دنیا در تعأمل هستند، هر پدیدهای یک اثر روی پدیده دیگر میتواند داشته باشد،
ورزش خدمت بزرگی را در حوزه مدیریت انجام داده است، تولد کلمه منیج انگلیسی از ورزش است.
یعنی همان مانژ، سوارکاری همان مانژ را میگذاشتند برای هدایت سوار و این به تدریج وارد علم مدیریت شد و آن منیج متولد شد. که ما الان داریم درمورد فارسی یا عربی آن که مدیریت باشد، صحبت میکنیم و یک بحث دیگر که در این حوزه مدیریت، ورزش خدمت کرده تئوری بهنام تئوری بازیهاست.
وقتی این تئوری به صنعت آمد، آرایش کارخانهها و ماشینآلات برگرفته از این تئوری است و این هم خدمتی است که ورزش کرده است،
اما این که بگوییم ورزشی و غیر ورزشی، ببینید ما که موحد هستیم چرا همش دنبال ثنویت و دوئیت هستیم،
نیاییم بین دو طبقهای که میتوانند هر دو اثرگذار باشند در بحث ورزش اختلاف ایجاد کنیم، اگر عزیزی وجود داشته باشد
که قهرمان باشد و آینده نگر باشد و تفکر راهبردی داشته باشد، بتواند نظارت و کنترل را در دستور کار خوب انجام بدهد،
مهارتهای خاص ارتباطی را ایجاد کند، پاسخگو باشد، دارای تکنیکهای متقاعدسازی باشد، هوش هیجانی داشته باشد،
خلاق و اثربخش باشد، این خیلی عالی است،
اما ببینید شد چند پارامتر، قهرمانی یک پارامتر است آن هم نه فراگیر، در یک رشته قهرمان بله، وزنهبرداری برای مدیریت وزنهبرداری، کشتی برای مدیریت کشتی، فوتبال برای مدیریت فوتبال.
سوال: این هم خودش میتواند خوب باشد، شاید فردی درحوزه فوتبال، درحوزه کشتی خیلی فرد توانمندی باشد، اما در مدیریت آن حوزه ورزشی شاید اصلاً خوب نباشد؟
طیبه دولتآبادی: ما داریم در دنیایی زندگی میکنیم، در انقلاب چهارم هستیم مباحثی که الان مطرح کردیم
برای دوران اول است، در انقلاب چهارم آن قدر دانش پیشرفت کرده است
که دیگر بحث اینها را بهنظر من خیلی باید به آن دقت خاصی داشته باشیم.
بیاوریم در این بحث، من عذر میخواهم یک مثال بزنم الان مد شده بعضی از عزیزان هستند در فراکسیونهای ورزشی برای این که اسم در کنند و چند رای بیاورند و در حوزهاش برود کارهایی بکند میآید.
این حرف را که الان هست میزند، من میروم حمایت میکنم این ورزشکاران چرا نباید بیایند مدیریت کنند،
اینها بیایند مدیریت را در دست بگیرند، خوب این باعث میشود ما در جامعه مان تفرقه ایجاد کنیم.
مباحثی که الان ما به آن پرداختیم بهنظر من دوئیت است و این دوئیت برای جامعهای که باید به سمت وحدت حرکت کند، حرفهای تکنیکی خوبی نیست.
سوال: آقای محسن عباسیفرد با خانم سوسن امیریپریان همنظر هستید یا فکر میکنید الان شرایط موجود ورزش ماست که به هرحال طیفی هستند که دارند از این که مدیران ورزشی ما حتماً باید سابقه ورزشی داشته باشند دفاع میکنند، اما طیفی هستند که میگویند نه، صرفاً ورزشی بودن، اما اگر شما نتوانید باشگاه را خوب مدیریت کنید درحوزههای مختلف، خودتان هم مبتلا به بودید در موضوعهای مختلف، در صحبتها و مصاحبههای شما هم این بحثها پیش آمده است، نظر شما چیست؟
محسن عباسیفرد: خانم سوسن امیریپریان تقریباً همان صحبتهایی که بنده کردم مفصلتر و تکنیکیتر بیان کردند.
برای اینکه موضوع را کمی روشنتر و سادهتر کنم، مثال میزنم آقای آریگو ساچی تیم ملی ایتالیا را به فینال جام جهانی برد،
ولی ایشان هیچ وقت فوتبالیست نبوده ایشان روزنامه فروش بوده است، یعنی اصلاً فوتبال بازی نکرده است،
ولی یکی از بهترین مربیهای جهان ایشان است، یا مثلاً یکی از بهترین فوتبالیستهای جهان آقای میشل پلاتینی بوده،
ولی در کار مربیگری اصلاً موفق نبوده است، در کشور ما آقای فرهاد کاظمی اصلاً فوتبالیست نبوده،
ولی مربی خوبی بوده میخواهم بگویم نمیتوانیم بگوییم صرفاً اگر شما ورزشی باشید موفق هستید
و باید بیایید در ورزش و غیر ورزشی نباید بیاید، چون ما در ایران امتحان پس دادیم، بعضیها ورزشی بودند آمدند
موفق نبودند و بعضیها غیر ورزشی بودند آمدند موفق بودند.
ما باید از عقلانیت استفاده کنیم، توانمندی افراد را در میدان بسنجیم مثلاً همین 6 ماهه اخیر در استان کرمانشاه در ورزش مشاهد فرمائید که واقعاً انقلابی شده که طی 12 ساله اخیر صورت نگرفته است.
که من این کار آقای حمیدرضا عزتی را میپسندم. مثل این که ما میگوییم حتماً در هیأت مدیره ما باید پیشکسوت باشد،
این که پیشکسوت ورزش آنجا باشد خوب است، ولی ما باید برویم دنبال پیشکسوتی که در آن رشتهای که ما در آن هیأت مدیره میخواهیم بیاوریم،
ما در هیأت مدیره صرفاً خبرنگار نمیخواهیم، ما در هیأت مدیره روزنامهنگار و خبرنگار اقتصاددان و حقوقدان میخواهیم ما باید معجونی داشته باشیم.
که بتواند آن چرخه را بچرخاند، امروزه با وجود آقای حمیدرضا عزتی، انجمن صنفی و حرفهای روزنامهنگاران تعأمل خوبی ایجاد کرده و میشود با همفکری، هماندیشی و مشارکت در آینده نزدیک، کارهای بزرگی انجام داد،
شما مقوله اداره ورزش و جوانان استان کرمانشاه را در این 10 -15 سال اخیر مطالعه کنید، میبینید ما خیلی پس رفتیم،
هرچند برخی هم معتقدند که مدیر باید خودش پول در بیاورد، خوب مدیرهایی که ما الان میگذاریم
نمیتوانستند پول دربیاورند با پیشکسوتان نمیتوانستد پول در بیاورند؛
بنابراین آقای منوچهر حاتمی مدیر سابق اداره ورزش و جوانان زمانی که رفت از این اداره تمامی اعتبار و بوجه و حتی پول یکساله این اداره کل را در فروردین ماه به هیأت ورزشی اختصاص داد تا دست مدیر بعدی یعنی آقای حمیدرضا عزتی خالی گردد.
ولی آقای حمیدرضا عزتی که آمد، وزنه اداره ورزش و جوانان بالا رفت،
هرچند که 12 سال بود که کاری خاصی توسط مدیران قبلی انجام نگرفته بود و اداره کل ورزش و جوانان را به انزوا کشید بودند و رفتند.
و البته بیشتر ویژهخواری در زمان برخی از آنان صورت گرفته تا روند پیشرفت و کار مثبت، همین استادیوم آزادی که امروزه شما مشاهد میکنید به چه روزی افتاده بود تا جایی که انگاری خاک مرده پاشیده بودند،
از این طرف، آدمش آمد و زود اقدام کرد، و امروزه همین استادیوم را مورد ارزیابی قرار بدهید و ببینید در طی 6 ماهه اخیر با مدیریت خوب و درایت آقای حمیدرضا عزتی به کجا رسیده است
و حتی چه شور و شعفی در ورزش به وجود آمد و چه تحولی ایجاد شده است.
و انگیزه ورزشکاران نیز دوچندان شده است و از همه مهمتر یعنی یک همگرایی به وجود آورده تا هر شخص در رشته خودش و سرجایش قرار گیرد، البته همانطور که گفتم استثنا داریم.
الان ممکن است ما یک اقتصاددان برجسته داشتیم که پیشکسوت ورزشی یک رشته ورزشی هم بوده، بله او ارجحیت دارد بیاید در هیأتهای ورزشی از وجودش استفاد نمایند،
ولی ما باید از این زاویه نیز نگاه کنیم که ببینیم داشتههایمان چه بوده، چه میخواهیم و راهبردمان چیست و به کجا میخواهیم برسیم و ابزار چه میخواهیم؛ بنابراین من اعتقاد دارم که اصلاً نمیتوانیم بگوییم ورزشی باشد،
موفق هستیم یا غیر ورزشی باشد، ما عقلانیت و آدمی که تخصص دارد و کار بلد است و تأثیرگذار است.
سوال: بخواهیم دقیقتر بپرسیم مثلاً در برخی از نشریات استانی این انتقاد به آقای حمیدرضا عزتی وارد نمودند که بهعنوان یک مدیر ورزشی که به نحوه مدیریتاش انتقاد وارد کردند، شما این را چگونه ارزیابی میکنید؟ به هر حال اینها هم است؟
محسن عباسیفرد: باید ببینیم که کسی که انتقاد میکند درجه خودش چیست، هیچ وقت یک ستوان نمیآید به یک سرلشگر ایراد بگیرد.
ما اینجاها اشکال میبینم ولی انصافاً که در بارها تکرار کردم و گفتهام و حالا نیز خواهم گفت که آقای حمیدرضا عزتی انسانی عدالتمحور، خداپرست و مدیری توانا و کار بلد، متخصصی که داری توانایی منحصربهفرد خودش است.
هرچند که آقای حمیدرضا عزتی مدیری است پاکدست و کاربلد و شناخت خوبی هم از ورزش و کارکنان اداره کل دارد ولی به برخی از خبرنگار نماها و مطبوعات زرد نیز اهمیت نمیدهد و مثل مدیران اسبق آنان را تحویل نمیگیرد
و آن آقایانی که منافعاشان چون به خطر افتاد است و مثل سابق با هیاهو ترش و ضعف مدیران قبلی تأمین نمیشود، تخریب میکنند.
ما که بهتر میدانیم آنان که تفاوت نقد و تحلیل و سرمقاله با یادداشت را نمیدانند فقط با راههای غیر اخلاقی وارد این عرصه شدهاند و دارند مدیری توانا و موفق را تخریب میکنند و باید با این افراد برخوردی که در شأنشان هست، بشود.
هرچند برخی از آنان کارمند هستند و در دستگاههای دولتی فعالیت دارند و بهعنوان خبرنگار ورزشی و غیر ورزشی با آبروی این صنف شرافتمند روزنامهنگاران و خبرنگاران واقعی را به تمسخر گرفته و در واقعه آبرو را بردهاند.
اما واقعاً آقای حمیدرضا عزتی چون خودش انسانی درستکار و پاکدست است و شناخت دارد به اینها اشخاص بها نمیدهد.
و آنان هم منافعشان به خطر افتاده و به بهانههای مختلف و کذب چیزهای برای خودشان خلاف واقعیت مینویسند
و در این راستا نیز وظیفه انجمن صنفی و حرفهای روزنامهنگاران است که واقعیتها را شقافسازی نماید و انعکاس دهد.
سوال: سرلشکر هم میتواند اشتباه کند؟
محسن عباسیفرد: بله میتواند، ولی ستوان نمیتواند ایراد بگیرد که عمومیت به آن بدهد. اگر شما آخرین تغیرات را میفرمایید، من آنجا را بگویم، اگر قبل را میخواهید که سابقهشان خیلی روشن است،
چون من، همراه آقایان سیدعباس کشمیری، کوروش شاهرخی، نادر دارستانی، ابراهیم بیدوخت و اکبر فتاحی تنها کسانی در کرمانشاه هستم که در ضمینه ورزشینویسی تخصص داریم.
اما شما یک نفر را مثال بزنید که در اندازه ما شناخت داشته باشد با بیشتر مدیران کل از زمان آقای عباس خزایی، داورزنی، مولاهویزه، محسن بیگلری، مهدی گردانی، عباس امانی، مجتبی جوهری، ارسلان حسینی، صابر رحیمی و منوچهر حاتمی تا به امروز در ورزش شناخت دارند و مطلب نوشتهاند و در ورزش اصلاً کار خبری مداوم نکردهاند و نتوانستهاند مثل ما، کار و فعالیت انجام بدهند،
اگر اشخاصی که ادعا دارند، لطفاً سابقهشان را رو نمایند و بغض و کینه را نیز کنار بگذاریم، مدرک جلو بگذاریم و حرف بزنیم،
اما تهمت فرق میکند، شما باید با مدرک صحبت کنید.
یکی از مقولههایی که ما در مسائل اجتماعی ضربه میخوریم این است که اجازه میدهیم هرکسی بیاید هر حرفی را بزند، ببینید ما آمدیم که عملکرد مدیریت را در این میزگرد برسی نماییم،
ولی با این رفتارها آمدیم تا مدیران کاربلد و کارکن و درست را معرفی نماید تا از آنان تجلیلی به عمل آید.
الان همین آقای حمیدرضا عزتی برادر بزرگواری که یکی از افراد فرهیخته و کاربلد است 6 ماه است سکان اداره ورزش و جوانان را بدست گرفته است که آمده جمع کرده،
ولی قبل از آن ما همهاش تنش داشتیم، هرچند اداره ورزش و جوانان در زمان مدیریت برخیشان 70 درصد افت کرده است.
و در زمان همین آقای منوچهر حاتمی و آقای صابر رحیمی مدیران ضعیف که هیأتهای ورزشی عملکرد چندان مثبتی نداشند
و بیشتر کار سیاسی میکردند تا نشاط و شادابی ایجاد نمایند و چندنفرشان در جامعه شناخته شدهاند و حتی در اداره کل با وجود اینکه سمت داشتند ولی غریبه بودند،
بیشتر دنبال منافع شخصی بودند تا مدیریت، کار و توسعه در ورزش استان، ولی کار بجایی کشید که حال روز ورزش ما، واقعاً حال روز خوبی نداشت در واقعه روزگار خوبی سپری نکرد و خدا را شکر خیلی زود زمان مدیریتشان به اتمام رسید.
و امروز در ورزش کرمانشاه شور و حال دیگری ایجاد شده و خود شما در سالنهای امام خمینی(ره)، شهید بهشتی و استادیوم آزادی و سایر اماکن ورزشی بروید تا با مشاهد عینی در این 6 ماهه اخیر این تغییرات را ببینید.
و حتماً این تغییرات را احساس و لمس خواهید کرد و ببینید تفاوت مدیر کاربلدی که در این مدت 6 ماه اخیر توانسته، اندازه 12 سال چهار مدیرکل قبلی فعالیت نماید و انصافاً کار کرده است. به نظرتان این کافی نیست.
سوال: خانم سپیده قهرمانیفرد شما چطور فکر میکنید؟ فکر میکنید این که اگر مثلاً، چون آقای محسن عباسیفرد مدیریت ورزش را مثال زدند، فکر میکنید اگر برخی از باشگاهها و برخی از رشتههای ورزشی ما الان خیلی وضعیت خوبی به لحاظ اقتصادی ندارند و دخل و خرجشان نمیخواند بهخاطر این است که مدیران خوبی نداشتند؟ مثلاً صرفاً به آن وجه ورزشی بودنشان و تخصصی بودنشان در آن حوزه توجه شده یا نه واقعاً باید جور دیگری کار میکردند؟
سپیده قهرمانیفرد: جامعه ما هنوز خیلی در این حوزه اقتصاد ورزش ورود پیدا نکردهاند.
من عذر میخواهم یک جمله بگویم این بحثی که ما امروز به آن میپردازیم این بحث برای جامعه سیاستزده است،
برای جامعه علمی نیست، در جامعه علمی ورزش حوزهای است تحت عنوان حوزه اقتصاد شادی، ببینید مردم ما یکبار در 8 آذر آمدند در خیابان شادی کردند تمام کشور، شما امکان ندارد یک پدیده دیگری بتواند چنین کاری را انجام بدهد.
یکبار دیگر هم سال بعدی همان سال بود وقتی که تیم ما آمریکا را برد، باز مردم درسطح وسیع به خیابانها ریختند و شادی کردند.
جامعه علمی ورزش را به نام دروازه اقتصاد شادی و طراوت و بهرهوری به آن نگاه میکند نه همین بحثهایی که آنجا مثلاً مدیرش چه باشد و مدیرش چطور باشد.
و واقعاً امروز در اداره ورزش کرمانشاه نوید روزهای خوبی در آینده آن میبینم و آقای محسن عباسیفرد به بدرستی دارد از عملکرد آقای حمیدرضا عزتی دفاع مینماید و واقعیت میگوید.
سوال: بالاخره برای اینکه بخواهیم یک اقتصاد خوب داشته باشیم یک مدیر خوب باید بالای سر آن صنعت داشته باشیم؟
آزیتا ابراهیمی: من هم موافق نظر خانم قهرمانیفرد هستم، هر وقت خواستند اقتصاد شادی را در جامعه رشد بدکند و شکل بگیرد، آن موقع ما به ورزش نگاه علمی خواهیم داشت.
این که میفرمایید بله، عرض من هم هست و جامعه ما سیاستزده است، بخاطر این که ما داریم در جامعهای زندگی میکنیم
که متأسفانه به معنای اصلی عدالت که واقع شدن هرچی سر جای خودش است اتفاق نیفتاده است.
ببینید وقتی شما صحبت از مدیریت میکنید و میگویید اگر مدیر خوب بالا سر هر جایی باشد آنجا رشد میکند، ترقی میکند و رونق پیدا میکند.
هرجا دیدیم که ما عقبماندگی و خرابی داریم و نتوانستیم رشد کنیم و رونق داشته باشیم در آن جا آن فردی که عرض میکنم سر جای خودش نبوده است،
وقتی در مورد باشگاه صحبت میکنیم باشگاه یک واحد اقتصادی است جایی است که ما باید آنجا را اقتصادی اداره کنیم وقتی مدیری به راحتی میآید زیان ایجاد میکند، یعنی چه؟
جامعهای که سیاستزده باشد مدیران کاربلد سر جای خودشان نمینشینند و وقتی مدیر کار بلد نباشد همین میشود که الان داریم چه مدیرش ورزشی باشد و چه غیر ورزشی.
سوال: آقای محسن عباسیفرد چقدر هم نظر هستید؟
محسن عباسیفرد: من یک مثال دیگر بزنم شما میخواهید در باشگاه مدیری باشد که درآمدزایی کند، باید ابزارش باشد، اما نیست.
سوال: یعنی شما میگویید اگر باشگاهی وضعش خوب نیست ابزارش نیست و صرفاً نقش مدیر را کم میکنید؟
محسن عباسیفرد: چند جانبه است شما در دنیا جایی را پیدا کنید که یک باشگاه سه بالاسری داشته باشد، پیدا نمیکنید،
الان خصوصیسازی یک بخش از باشگاههاست، وزارت ورزش یک بخش است و یک بخش هم نهادهای امنیتی هستند.
حالا نهادهای امنیتی ورود به اقتصاد نمیکنند و این دو در برابر هم هستند،
الان با آمدن آقای حمیدرضا عزتی بهعنوان مدیرکل اداره ورزش و جوانان استان کرمانشاه که منصوب شده انتظار داریم
که در بخش خصوصسازی خیلی تعأمل ایجاد شود، چون کارش را بلد است و باسواد است و دخالت نمیکند.
من مثالی بزنم در این 6 ماهه که آقای عزتی آمده است کارها دارند روند قانونی طی مینماید و دست مافیا را قطع کرده است و انصافاً کارهای خوبی انجام صورت گرفته،
اما ببینید اگر خصوصیسازی بشود باشگاه خصوصیسازی بشود ما هم پیشکسوت خوب و مدیر داریم و هم بازیکن خوب داریم و مدیران دیگر داریم که ورزشی نیستند، ولی ورزش دوست هستند و کار را انجام میدهند،
من فکر نمیکنم شما هیچ پروژهای پیدا کنید برای یک باشگاه پول بیاورد، خیلی جاها پول هست اما مدیریت نیست،
بعد مسائل فرهنگی، مسائل ورزشی مسائل زمانبر است.
بنده امروز بخواهم اپلیکیشن راه بیندازم و برای خودم کار کنم زمان میبرد، ولی تا من میآیم کارم را بکنم چنان میبندند،
اصلاً نمیتوانم کارم را بکنم، به بدهی اضافه میکنم و میروم.
ببینید در آن گذشته حتی نمایندگان هم رمق نداشتند به اداره ورزش بیایند سر بزنند مگر اندک شماری از آنان،
ولی حالا این هفته مهرماه همهشان به تکاپو افتادهاند و خود من شاهد این هستم،
چون میبینند اداره ورزش حرکت کرده آنان هم گوی سقبت ربودهاند و هر روزه یکی از این نمایندگان محترم از مدیرکل ورزش و جوانان انتظار دارند تا درحوزه انتخاباتیشان رویدای برگزار شود،
چرا که آقای حمیدرضا عزتی پای کار است و حرکت میکند و به قول شهید مطهری همه به قطار درحال حرکت سنگاندازی میکنند ولی به قطار ایستاده، کسی سنگی پرتاپ نمیکنند، این مهم است،
هرچند که قانون بایستی مجلسیان ما ایجاد کنند، مجلسما و الان تیز بعضی از نمایندههای ما برای رای گرفتن دارند به تکاپو افتادند و کارهای انجام میدهند و حرفهایی میزنند که منطقی نیست.
مثلاً میگوید باید فلان بازیکن در مورد فلان باشگاه صحبت کند، فلان بازیکن فقط بازیکن است میخواهد سرمربی بشود، به آن سرمربی باید پول بدهید کار کند یا مجانی کار میکند؟ کدام سرمربی مجانی کار میکند؟
اینها به خاطر اینکه رای آن بازیکن را بگیرند، پشت رای بازیکنان ما میایستند و از آنها استفاده میکنند تا رای بگیرند و تا بخواهید از این نمایندهها وجود دارد.
شما الان بگو که همین برنامه باشگاه داری 20 سال است که به مجلس ارائه شده را چرا تصویب نمیشود؟
چرا کسی نمیآید روی این کارهای ساختاری کار کند؟
و چرا نمایند صنعتکاران را در یکجا جمع نمایند و آنان را مجبور نمایند تا به فرهنگ و ورزش کمک کنند و برایشان معافیت مالیاتی بگیرند؟
و خیلیکارها و تمام وقتشان دنبال این هستند که با هم همچشمی که نسبت به هم دارند فعالیت نمایند.
چرا پارسال و سالهای قبلتر بیخیال ورزش بودند ولی امروز ورزش برای آنان مهم شده با وجود آقای حمیدرضا عزتی بین آنان هم رقابت ایجاد شده و ورزش برایشان اهمیت پیدا کرده و همه از مدیر ورزش انتظار دارند و کار میخواهند کارها و پروندههای که سالیان سال خاک خورده بود امروز و یک شبه انتظار دارند پویا شود.
از دو سه ماه مانده به انتخابات همه ورزشیها، همه بازیکنان گل و بلبل هستند. هر کدام هم از نماینده که از الان شروع کردهاند.
و از مدیرکل دعوت میکنند تا برود در شهرستان حوزه انتخاباتیشان که از غافله جا نمانند، و حتی به ما قول میدهند که ورزش را درست میکنیم.
سوال: الان نکتهای در فرمایش شما مستتر بود در نقض حرف خودتان بود به نوعی، این که فرمودید مثلاً از بازیکن میخواهند راجع به تیم نظر دهد، بازیکن فقط باید بازیاش را کند این در مورد آن مدیر هم شاید یک مقدار صدق کند؟
محسن عباسیفرد: نه نمیگویم بازیکن فقط بازیاش را باید بکند، شرح دادم گفتم ما بازیکنی داریم بازیکن باید بازیاش را بکند، بازی کن با پیشکسوت فرق میکند.
بازیکن که نمیتواند بیاید نظر مدیریتی بدهد باید کارش را بکند استخدام شده که بازی کند وظیفه او بازی کردن است،
ولی میشود پیشکسوت، درس هم خوانده نظر میدهد در مورد باشگاهش باید نظر بدهد اتفاقاً در مورد باشگاه باید پیشکسوتش نظر دهد اینها را با هم قاطی نکنیم.
سوال: منظور این که به مدیریتش بود؟
محسن عباسیفرد: نه به مدیریت که نظر نمیدهد. شما الان بازیکنی دارید در مورد مدیریت نظر دهد، من این را میخواهم یا نمیخواهم. اگر این حرف را بزند از نظر علمی غلط است.
سوال: نه بازیکن داریم که بیاید نسبت به این که مثلاً باشگاه دارد اقتصادش خوب پیش میرود یا بد پیش میرود، پول ما را دادند یا ندادند یا باشگاه پول ندارد؟
محسن عباسیفرد: نه آن نظر نیست، من نظر کلان باشگاهداری را عرض میکنم. شما میگویید میخواهید ساختار درست کنید، باشگاه از نظر من یک هلدینگ است.
شما در هلدینگ باشگاه کارگری که حقوق میگیرد، کارگر آن جاست که نمیآید در مورد برنامهریزی آن هلدینگ نظر دهد و بگوید اجرا کن، نمیایستند جلوی مدیران کارخانه که،
من میخواهم بگویم ما باید جایگاهها را تعریف کنیم منتها، چون بازیکن مشهورتر و محبوبتر است اینها میآیند از این جنبه آن استفاده میکنند.
سوال: خانم سوسن امیریپریان فکر میکنید که همین مشهوریتی که آقای محسن عباسیفرد به آن اشاره کردند، چقدر باعث شده که در مناصب مختلف مدیریتی بیایند دولتهای مختلف یا ادارت مختلف، هیأتهای ورزشی مختلف صرفاً بهخاطر این که فردی مشهورتر است و چهره محبوبتری درحوزه ورزشی دارد، بیایند انتخابش کنند و بر مسند مدیریت بنشانند، ولی مدیریت خوبی بلد نباشد؟ فکر میکنید این موضوع چقدر اثر دارد؟
سوسن امیریپریان: محبوبیت که اثر دارد فرض کنید ما در دوره اول شورای شهر در کرمانشاه چندتا ورزشی داشتیم؟
دوره دوم چند تا ورزشی داشتیم؟ هم مدیر ورزشی داشتیم که بهخاطر محبوبیت و مشهوریت آن جا رفته بودند تخصص که نداشتند، پس این شهرت میتواند عامل انتخاب بشود.
سوال: بله اینکه طبیعی است؟
سوسن امیریپریان: درسته.
سوال: ما میخواهیم ببینیم که آیا این کار، کار درستی است. شما معتقد به این هستید که یک خرده صورتبندی کنیم، مشخصتر کنیم که معتقد به این هستید که به هرحال نظر است دیگر چند نظر وجود دارد. اول بحث هم صحبت کردیم و گفتیم که ما در مناصب مختلف مدیریتی در ورزش خیلیها را داشتهایم که ورزشی بودهاند، اما عملکرد خوبی درحوزه مدیریت ورزش نداشتند. آقای محسن عباسیفرد اشاره کردند که این شهرت شاید باعث شود، در بعضی مواقع این اتفاق بیفتد، میخواستم نظرتان را بدانم، موافق هستید فکر میکنید که نه باید کنار بروند افرادی که صرفاً شهرت ورزشی دارند، اما مدیریت خیلی خوبی نمیتوانند داشته باشند؟
سوسن امیریپریان: من اتفاقاً داشتم عرض میکردم، اینهایی که عرض میکردم هم شهرت ورزشی داشتند، هم اتفاقاً مدیر ورزشی هستند.
یعنی خدماتی که آقای حمیدرضا عزتی در این ایام کوتاه کرده ماندگار است یا در فضای آن روزگار نیز آقای عباس خزایی و محسن بیگلری انجام دادند، ماندگار است.
بعد هم آمده درحوزه ورزش عملکردش، عملکرد مثبتی بوده، ولی خوب الان به دلیل آن جامعه سیاست زده را باز بر میگردم در یک جامعه سیاست زده.
سوال: بالاخره پست مدیریتی را نمیشود غیرسیاسی به آن نحوی که شما مثلاً میخواهید در یک مثلاً شورای شهر به هرحال یک نهاد تخصصی است یا مثلاً ادارهکل ورزش و جونان را اشاره کردید به هرحال اینها به نوعی نمیشود گفت که جدا کنید اینها را از سیاست میشود؟
سوسن امیریپریان: سیاست من جامعه سیاسی نمیگویم میگویم جامعه سیاست زده.
محسن عباسیفرد: آنجا من بحثم این بوده که استفاده از محبوبیت ورزشیها یا هنرمندان برای جذب آراء مردم برای انتخابات به فرد دیگری، یعنی یکی میآید مثلاً میگوید که آقای برادران محبی محبوب است.
آقای ایکس محبوب است. آقای آرین سلیمی محبوب است. میروند با اینها در شهرستانها اینها برایشان تبلیغ میکنند و رای میگیرند خود محبیها رای نمیگیرد،
خود آرین سلیمی رای نمیگیرد برای اینکه برود مجلس، برای دیگری دارد کار میکند ابزاری را دارم من عرض میکنم
من میخواهم بگویم که هم ما هم ورزشی مدیر و مدبر داریم هم ورزشی داریم که لزومی ندارد
الزاماً بیاید اعضای هیأت رئیسه ورزشی، میتواند برود سرمربی خوبی شود، میتواند سرپرست خوبی شود،
میتواند مدیر تیم خوبی شود،میتواند بیاید مدیر آکادمی خوبی شود،
ما ابزار را چرخها را اگر در جای خودش نیندازیم، اینها هم افزایی نمیشود، همسایی میشود.همدیگر را از بین میبرند.
این کار را نباید بکنیم. ما افراد را ببینیم چه داریم و در کجا استفاده کنیم، نشاندن افراد و تخصصها در جایگاه خودش میتواند خروجی مثبت داشته باشد.
سوال: اینکه طبیعی است، ولی ما بعضاً در مناسب مختلف دیدهایم که اولویت با کسی است که عرضم به حضور شما که مثلاً آقای فلانی یا خانم فلانی، چون در این حوزه قهرمان است، چون ورزشکار این حوزه است، میتواند مدیر خوبتری باشد این خودش نقطه مثبتی میشود برای ایشان، ولی خوب بعداً عملکردشان چیز دیگری را شاید نشان بدهد؟
محسن عباسیفرد: ببینید تجربه با تحصیل و تخصص فرق میکند. دیگر شما میبینید یک آدم فوق دکترای تربیتبدنی میآید میگذارید در باشگاه و میبینید به اندازه یک آدمی که تجربه داشته سنتی کار کرده در حد آن هم کار نمیتواند بکند،
ولی اگر این آدم بتواند تجربه را چاشنی آن علمش بکند، یک چیز ویژهتری میشود.
من هم فکر میکنم که علم و تجربه در ورزش به خصوص میتواند به همدیگر کمک بکند، ولی الزاماً نیست.
مثال زدم میشل پلاتینی یک بازیکن افسانهای بوده، ولی هیچ وقت نتوانسته یک مربی خوبی باشد هیچ وقت نتوانسته، ولی مورینیو یک مربی خوبی است، ایشان هم اصلاً فوتبالی نبوده یا زاگالو، پله.
سوسن امیریپریان: بله زاگالو که چند وقت پیش از دنیا رفت، هم مربی بسیار توانمندی بود و هم بازیکن بسیار خوبی بود.
سوال: پس یعنی میفرمایید که خیلی صفر و یکی نمیشود به این قضیه نگاه کرد؟
سوسن امیریپریان: نه اصلاً نمیشود. ببینید این موضوع که زاگالو را گفتیم اتفاقاً جز نوابغ است به خاطر اینکه هم در جام جهانی کاپ جهانی را برده و هم مربی بوده کاپ جهانی را برده یعنی هر دوتا را دارد در دنیا هم الان در هاروارد دوتا واحد درسی وجود دارد.
یکی به عنوان کوچینگ مجیک منت یعنی مربیگری گونه مدیریت کردن یکی هم هست ارکسترا مجیک منت دیدهاید که رهبر ارکستر همه سازهای مختلف را همنوا میکند.
زمانی که آقای امیررضا خادم نماینده یک جناح سیاسی بود، در همین سوابق را بیاورید در انتخابات ریاست جمهوری من برای یک جناح سیاسی دیگر بودم، ولی من الان دارم میگویم که ایشان مدیر توانمندی است.
جناح مقابل هم بودیم. چرا، بهخاطر اینکه شأن بالایی دارد. مدیر است. نگاه سیاسی ندارم به اینکه حالا بگویم جناح سیاسی که من مثلاً طرفدارش هستم،
ما متأسفانه نگاه حذفی ما همین الان در ایامی هستیم که داریم میرویم به سمت انتخابات چقدر آدمها احراز صلاحیت نشدند، چرا باید اینطور جامعهمان بیاییمهایی که میتوانند در جامعه مثبت باشند حذف کنیم.
سوال: این یک بحثی میتواند باشد در یک برنامهای که حالا مثلاً باشیم و راجع به این موضوع صحبت کنیم؟
محسن عباسیفرد: میگویم مدیریت این را حل میکند که حالا ما آن بالا ورزشی باشد یا غیر ورزشی باشد.
وقتی احراز صلاحیتش را زیر سوال میبریم، ورزشی بودن و یا غیر ورزشی بودن این را حل میکند.
سوال: مباحث حالا یک خرده قاطی شد، الان ما داریم صحبت میکنیم راجع به اینکه مدیری که در حوزه ورزشی؟
محسن عباسیفرد: چرا قاطی شد، مدیر ورزشی یا غیر ورزشی این دوتا در یک جامعه سیاسی خیلی میتوانند جای خودشان را داشته باشند. در یک جامعه سیاست زده هر دوتا حذف میشوند.
سوال: ولی داریم جزئی صحبت میکنیم؟
لیلا امیری: میخواهید شما مصداق بگذارید شما دارید مصداقهایش را میگویید.
محسن عباسیفرد: من صادقانه بگویم مشکل ورزش ما این است که ما در ورزش دانشمندان ورزشی داریم،
آدمهای خبره ورزشی داریم، ولی دوستان زیادهخواه وارد اینجا میشوند و نمیخواهند وقت بگذارند.
در جای دیگر 10 تا کار دارد آمده اینجا برای اینکه فقط اسمش بیاید لطمه میزند شما آدمهای کارکشته ورزشی دارید
به سوابقشان نگاه کنید اطمینان کنید این را میخواهم روراست بگویم.
سوال: سوال دقیقاً همین جاست ما وقتی که میخواهیم یک مدیری را انتخاب کنیم صرفاً به سوابق ورزشیاش نگاه کنیم، حالا فارغ از این سیاست زده و سیاست نزده اینها را کاری نداریم، میخواهیم یک مدیری انتخاب کنیم برویم سابقه ورزشیاش را 100 درصد نگاه کنیم؟
محسن عباسیفرد: ببینید اینها مجزاست. ببینید شما اگر میخواهید یک سرپرست تیم انتخاب کنید
قطعاً یک پیشکسوت ورزشی خوب انتخاب میکنید، چون آن قشنگ بلد است که با بازیکنان چه کار کند شما.
سوال: ما داریم راجع به مدیر ورزشی صحبت میکنیم، مدیر باشگاه صحبت میکنیم این را مثال عرض میکنم. حالا این مثال خطرناک نشود، عرض میکنیم و ببینیم به اینها مسلط است یا نه؟
محسن عباسیفرد: ببینیم اگر بخواهیم مدیرعامل استخدام کنیم که مدیرعامل بگذاریم بهتر است که یک شمهای از مسائل ورزشی را داشته باشد.
سوال:، ولی خودتان الان میگویید که به سابقه ورزشیاش نگاه کنیم؟
محسن عباسیفرد: سابقه ورزشی ملی نداشته باشد، مدیرعامل باید یک آدم مدیر و مدبر با سواد اقتصادی باشد
که اقتصادی بیاید کار کند یک مدیر توانمند اقتصادی باید ذهنش اقتصادی کار کند اگر ورزشگار خوبی هم بوده
این شده خیلی بهتر است،
ولی اگر نشد باید یک شمهای از ورزش را بداند و بیاید این کار را بکند، ولی هیأت مدیره چی هیأت مدیره صرفاً اصلاً نمیخواهد ورزشی باشد باید آدمهای متخصص آن رشتهای که باشگاه نیاز دارد در آن تحصیل کرده باشند.
سوال: آقای فائقی شما چقدر فکر میکنید که باید اینطور باشد که مدیرعامل یک باشگاه باید صرفاً ورزشی باشد، شمه ورزشی داشته باشد، اقتصاد را خوب بلد باشد، هیأت مدیریتش این شکلی نباشد، شما چطور فکر میکنید ما بعضاً داشتهایم مدیران ورزشی که؟
لیلا امیری: اتفاقاً این حوزه را که گفتید خود شما در آن خیلی متخصص هستید، باشگاه یک بنگاه اقتصاد شادی است
آیا بنگاه اقتصادی را حتماً باید به یک فردی داد که ورزش باید حتماً بلد باشد یک پارامترش ورزش است بله ورزش را باید بلد باشد.
سوال: آقای محسن عباسیفرد گفتند که اول باید به سابقه ورزشیاش نگاه کنند؟
محسن عباسیفرد: نه نه ببخشید. نگفتم سابقه ورزشی، گفتم سرپرست مدیرعامل. گفتم که یک شمهای باید به ورزش احاطه داشته باشد،
ورزش را در کوچه و بازار یک والیبالی بازی کرده باشد، ولی داریم یک مدیر هلدینگ میدهیم.
اینجا وظیفه مدیرعامل این است که امکانات و زیرساختها را آماده کند دقیقاً باید یک آدم اقتصادی باشد.
طیبه دولتآبادی: ببینید خود شما هم میدانید که باشگاه یا یک منظوره است یا چندمنظوره است.
یک منظوره مثلاً برای فوتبال کسی که در آن راس است فوتبال بلد باشد، اما یک پارامتر فوتبال است.
اول بایستی 10 تا خاصیت یک مدیر ورزشی را یک مدیر خوب یک دهم آن میشود ورزش این باید بنگاهداری بلد باشد
این باید جهانتراز باشد این خیلی مهم است برای من.
سوال: پس شما میفرمایید که نسبتش یک دهم باشد؟
طیبه دولتآبادی: نه حدود یکدهم ببین جهانتراز بودن باشگاههای ما به راحتی از آسیا حذف شدند.
چرا نه به لحاظ مسابقه حذف بشوند در مدیریت حذف شدند همین استقلال ما گفتند که این استقلال شرایط را ندارد چرا،
چون در بالای آن مدیریت جهانتراز نگذاشته بودیم، آن مدیر از مناسبات جهانی خیلی سررشته نداشت.
آنجا دیگر ورزش کاری نمیکند، آنجا باید شما شرایط بینالمللی را بشناسید. خیلی از مدیران ورزشیمان این شرایط را دارند.
من آن را نفی نمیکنم، ولی جهانترازی امروز در ورزشما فراموش شده ما تا توانستهایم این را در کرسیهای ورزشی از دست دادهایم.
سوال: و این را میگویید بهخاطر مدیران که انتخاب کردهاید؟
محسن عباسیفرد: بله بله، چون مدیر جهانتراز نگذاشتهایم بله اگر ما امثال آقای علی مرادی شنا، علی مرادی وزنهبرداری آقای قلمسیاه، ولی وقتی شما اینها را بگذارید کنار، معلوم است که دیگر نمیتوانید در آسیا دبیرکل آسیا داشته باشید.
آن یک بحث فراملی است. ما باید آنها را هم دقت داشته باشیم یک آدم جهانتراز بیاوریم انتخاب کنیم به خود ایشان به لحاظ فرانسوی چی بهش میگویند، بالاخره چه ما بخواهیم و چه نخواهیم ایشان آن نشان را گرفته دیگر پس میشناختنش در دنیا که این نشان را دادند به من چرا ندادند پس.
سوسن امیریپریان: در المپیک سیدنی باور کنید بالاخره آقای هاشمیتبار را میشناختند تمام دنیا به احترامشان رای دادند.
محسن عباسیفرد: ببخشید که در کلام شما میآیم، کرسی گرفت در دنیا به آنجا برسد میلیاردها خرج میکنند، این مرد رفت مردی که در ورزش یادگاری گذاشت این کمیته المپیک را آن ساخته حسودی کردیم آن را انداختیم بیرون آن را هم نتوانستیم بگیریم.
لیلا امیری: ازجمله دیگر، از دنیا هم رفته ازجمله کسینجر به احترامش رای داد چرا، چون جهان تراز بود الان چی الان سالهاست که ما دیگر فاصله گرفتهایم.
سوال: چرا؟
محسن عباسیفرد: چون مدیران جهانتراز انتخاب نمیکنیم.
سوال: چه مدیرانی انتخاب میکنیم؟
محسن عباسیفرد: پس یکی از اینها جهانتراز بودن است، یکی ورزشی بودن است، یکی هوش هیجانی داشتن است،
یکی آیندهنگر بودن است. یکی استراتژیست بودن است. اینها چند تا پارامتر است.
حدود 10 تا 12 تا پارامتر است که امروز ببینید اصلاً اتفاقاً خوب شد که این را عرض کنم که مدیران را بفرستیم ارزیابی بروند
ارزیابی و انتخاب شوند من خواهش میکنم یک مدیر در ورزش بفرمایید که رفته ارزیابی گفتهاند نمرهای آورده نمره بی آورده نمره سی آورد این هم فرم ارزیابی.
سوال: این نمونه فرم است؟
محسن عباسیفرد: یک نمونه فرم ارزیابی است، میروند در سازمان مدیریت صنعتی در سازمانهای مختلف ارزیابی میشوند، فکر میکنم قانون برنامه است ما در ورزشی اینها را رعایت نمیکنیم در این مملکت لااقل در این رابطه.
سوال: این در حوزه ورزش است اینکه آوردهاید؟
محسن عباسیفرد: نه این نمونهای که آوردهام برای حوزه صنعت است. درحوزه ورزش هم هست. اصلاً کلی است.
میگویند که مدیر میخواهید انتخاب کنید، بفرستید ارزیابی، ارزیابی هم اینها را ازشون امتحان میگیرد و اما من یک چیزی را بگویم خدمتتان.
من واقعاً، چون بحث انتخابات هم است این گله را میخواهم بکنم به دوستان نمایندهمان خوب ما 30 درصد حداقل 30 درصد نمایندگان رفقای من هستند.
من با آنها رفت و آمد دارم. مثلاً میآیند دفتر ما، من با آنها صحبت میکنیم، گفتهام و گله کردهام، ولی ما ورزشی کسی که دلسوز ورزش واقعی باشد را کم داریم، نه اینکه نداریم.
شما چانه ورزش را ببینید چطور گرفتهایم در بودجه سال آینده چیزی نیست به اندازه یک بازیکن خارجی نیست کل بودجه ورزش ما این گریه ندارد، بعد شما با این ورزش چه مدیریتی را میتوانید هدایت کنید چه کار میتوانید بکنید.
شما تیم لورکوزن آلمان را بینید و تحقیق نماید و این سوال بپرسید که آقای کالمن و آقای رودی فولر که شما الان 10 ساله اصلاً قهرمان نشدهاید چطوری ادامه میدهید حتماً درجواب پاسخ شما یک چیزی را میگویید که اصلاً ما درک نمیکنیم.
چون روزی که آمدهاند و مدیریت این باشگاه را گرفتهاند و گفتهاند که لورکوزن بین سوم تا پنجم است خود کارخانه اسپانسرشان نیز آن را پذریفته است
و اگر روزی نتیجه بگیرید اگر ششم بشوید، کمی سرزنش میکنند، دوم بشویم جایزه میگیرند، اول بشوند اصلاً ویژه پاداش میگیرند.
و در آتجا به اندازه تیم پنجم و ششم بودجه میدهند دائم میگویند که باید قهرمان شوید اگر قهرمان هم نشود تمام تار و پود باشگاه را میبرند زیر سوال.
ببینید ما باید به این درجه از عقلانیت برسیم و به هوادارمان بگوییم رسانه ملی هم باید کمک کند بگوید که آقا این تیم با زیرساختی که با این بودجهای که گذاشتهاند سوم شود و چهارم شود نتیجه خوبی دارد، داریم همچین چیزی، همچین فرمی داریم، همچین امتیازی داریم، همچین برنامهای داریم نه،
میگوید که آقا نمیفهمم شما باید قهرمان شوید هرچند که نمیتواند قهرمان شوند وقتی رونالدو را به اندازه کل ورزشش پول میدهند و میآورند
و چطوری نماینده فوتبال کشورمان بروند آنجا قهرمان شوند قهرمان اگر بشوند فوتبال و معادلات فوتبال را باید بزنید به هم اصلاً علم دیگر باید فاتحهاش را بخوانید،
شما هر چقدر که هزینه کنید آنقدر هم درآمدزایی میکنید اگر دوستانی که دخالت در امر ورزش میکنند بروند کنار این ورزش را بگذارند خودش هدایت کند من بهت قول میدهم که ورزش ما رو به راه میشود.
سوال: شاید مدیری که در محلات است مدیریت نمیخواسته سابقه داشته باشد باز ورزشی دارید میگویید؟
محسن عباسیفرد: ببینید در ورزش را میگویم در انتخاب ورزشیها را میگویم نمیتوانید بگویید که شما دبستان نرفتهاید بیا برو دبیرستان شروع کن به درس خواندن.
سوال: در پایان جمعبندی آقای محسن عباسیفرد را هم داشته باشیم؟
محسن عباسیفرد: خدمت شما عرض کنم که یک گوشهای هم به مجلس بزنیم این چند دوره گذشته این مجلسیها شاهکارشان این بود که شما صدا و سیما را بیندازند به جان ورزشیها با هم هیچوقت نیامدند.
بحث این پخش بازیها را یک مصووبهای بگذرانند که آقای صدا و سیما این بودجه در اختیار شماست این برای خرید پخش بازیهای فوتبال است بدهد به فدراسیون و باشگاهها این کار انجام شود به همین سادگی بهخاطر اینکه در همان اعتبارات شما گفتهاند که برای خرید پخش بازیهای بینالمللی و قارهای این اعتبار دلاری را داریم بروید انجام بدهید.
دیگر امیدوارم مدیریت به قول شما ورزشی یا غیر ورزشی مدیریت به سطحی از عقلانیت برسد که بتواند این کارهای کوچک را بتواند حل کند حالا کارهای بزرگ پیشکش.
و اما فلسفه وجودی مدیریت در تربیتبدنی بیانگر این حقیقت است که مقوله تربیتبدنی و ورزش بهعنوان یک تشکیلات گسترده و در عین حال پیچیده نیاز به داشتن مدیران ماهر و کارآمد در سطوح مختلف دارد.
پس وجود مدیرانی کارآمد و اثر بخش مثل حمیدرضا عزتیها برای سازمانها و بویژه سازمانهای ورزشی امری بدیهی و اجتناب ناپذیر است.
در نتیجه میتوان گفت آشنایی با فرآیند مدیریت در حیطه تربیتبدنی و ورزش الزامی است.
رئیس انجمن حرفهایروزنامهنگاران: حمیدرضا عزتی دست مافیا را در ورزش قطع کرده است
