“`html
اقتصاددانانی که شایسته دریافت نوبل بودند
به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، آرت کاردن، اقتصاددان، در مقالهای با عنوان «کدام اقتصاددانان باید پیش از مرگشان جایزه نوبل دریافت میکردند؟» در دیلی اکونومی به بررسی اقتصاددانانی پرداخته است که شایستگی دریافت این جایزه را داشتند اما هرگز موفق به کسب آن نشدند. او در این مقاله به بررسی افرادی میپردازد که پیش از سال ۱۹۶۹ درگذشتند، سالی که نخستین نوبل اقتصاد به رگنار فریش و یان تینبرگن اعطا شد. این موضوع بسیاری از نامهای سرشناس را از فهرست خارج میکند، افرادی چون یوزف شومپیتر، کارل منگر و اویگن فون بومـباورک. همچنین اقتصاددانان زندهای مانند آرنولد هاربرگر، توماس سول و اسرائیل کرزنر نیز از این فهرست کنار گذاشته میشوند.
۱. لودویگ فون میزس (1973 – 1881)
میزس چهار کتاب برجسته به نگارش درآورده است: نظریه پول و اعتبار، سوسیالیسم: تحلیلی اقتصادی و جامعهشناختی، کنش انسانی و نظریه و تاریخ. مهمترین دستاورد او تبیین چرایی «ناممکن بودن» سوسیالیسم بهعنوان نظامی اقتصادی است. نثر انگلیسی او بهخاطر وضوح و دقتش شگفتانگیز است. فریدریش هایک در سال ۱۹۷۴، یک سال پس از درگذشت میزس، جایزۀ نوبل را دریافت کرد و این موضوع به گمانهزنیهایی درباره تصمیم کمیته نوبل دامن زد.
۲. فرانک اچ. نایت (1972 – 1885)
نایت بهعنوان پدر جریانی شناخته میشود که دیردره مککلاسکی آن را «مکتب شیکاگوی خوب قدیمی» مینامد. او برای کتابش با عنوان «ریسک، عدمقطعیت و سود» مشهور است که تمایز میان «ریسک» و «عدمقطعیت» را تبیین میکند. نایت همچنین در حوزۀ اخلاق و کنش دموکراتیک نیز آثار زیادی دارد.
۳. گوردون تالاک (2014 – 1922)
تالاک باید در سال ۱۹۸۶ بههمراه بیوکنن بهخاطر پژوهشهایش در زمینه «انتخاب عمومی» برندۀ نوبل میشد. او همچنین بهخاطر تحلیل مفهوم رانتجویی شایستۀ نوبل بود و بهعنوان سردبیر مؤسس مجلۀ Public Choice شناخته میشود.
۴. آرمن آلچیان (2013 – 1914) و هارولد دمسِتز (2019 – 1930)
آلچیان و دمستز بهعنوان دو چهرۀ برجسته «مکتب اقتصاد UCLA» شناخته میشوند. مقالۀ مشترک آنها در سال ۱۹۷۲ در نشریۀ American Economic Review بیش از ۲۱ هزار بار ارجاع داده شده است. آلچیان نشان داد که بنگاهها در اقتصادی رقابتی باید به حداکثرسازی سود توجه کنند.
۵. ویلیام بامول (2017 – 1922)
بامول یکی از نخستین اقتصاددانانی بود که با نظریۀ کارآفرینیاش شناخته شد. او بهخاطر نظریه «بیماری هزینۀ بامول» که توضیح میدهد چرا هزینههای نیروی کار در بخشهای راکد افزایش مییابد، مشهور است.
۶. جولیان سایمون (1998 – 1932)
سایمون بهخاطر تبیین اینکه چگونه ذهن انسان «منبع نهایی» است و تحلیلهایش در برابر پیشبینیهای بدبینانه، شایستۀ نوبل بود. او بر این باور بود که افزایش جمعیت بهعنوان منبعی برای نوآوری و خلاقیت عمل میکند.
۷. ویلیام اچ. هات (1988 – 1899)
هات بهخاطر نقدهایش بر اقتصاد کلان کینزی و طرح مفهوم حاکمیت مصرفکننده شناخته میشود. او در آثارش به تحلیل اتحادیههای کارگری و محدودیتهای بازار کار پرداخته است.
۸. آرون دیرکتور (2004 – 1901)
دیرکتور با تأسیس رشتۀ حقوق و اقتصاد و بنیانگذاری نشریۀ Journal of Law and Economics تأثیر عمیقی بر همکارانش در دانشگاه شیکاگو گذاشت. او بهعنوان یکی از پیشگامان این رشته شناخته میشود.
“`