آفتاب مهمان خانه مهتاب شد و اما تلاشی برای زندگی دوباره؛
سوسن امیریپریان گزارشگر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ عصر یک روز بهشتی در دامنه کوههای سر به فلک کشیده در باشگاه سواریکاری، کودکانی از جنس آفتاب مهمان خانه مهتاب میشوند.
خوشحالی در صورت قشنگشان موج میزد. انگار به سرزمین افسانه ها قدم نهادهاند.
دختران نوجوان، یکی یکی از مینیبوس پیاده میشوند و در کنار مربی خود قرار میگیرند.
بچههای خانه MS زودتر رسیدهاند.
آفتاب مهمان خانه مهتاب
مهتاب، دختران آفتاب را به دیدار اسبها دعوت میکند.
اسبها خسته از مسابقه برگشتهاند و
دخترها چه با ذوق اطراف اسبهای مهتاب حلقه میزنند.
کلاس مهتاب شروع میشود: میدانید بهترین سوارکاران دنیا خانم هستند.
مثل پهلوان و شاهزاده سوار بر اسب شوید. کلاه، فراموش نشود. شانهها باز و سینه سپر میشود.
خط کمر صاف و ساق پا محکم و استوار و لگام اسب در دستان قوی تو قرار گرفته است و راه نزدیک شدن به اسب از سمت گردن و کنار اسب است، اعتمادش را جلب کنید، حالا آرام آرام سوار میشوید.
و دختران گوش جان سپردهاند به درسهای مهتاب.
اسبها موجودات اجتماعی هستند
مهتاب باباحیدر، مربی سوارکار کرمانشاهی میگوید:
به عنوان یک ورزشکار؛ وسیله ورزش من اسب است همانطور که وسیله ورزش فوتبال توپ است.
اسبها موجودات اجتماعی هستند چرا که همیشه در طبیعت سرسبز یا در میان کوه و کویر به دنبال شکار رفتهاند.
اسبها آنقدر به صدا حساس هستند که حتی افتادن سوزن در انبار کاه را هم متوجه میشوند.
به گفته بابا حیدر که دوبار سرطان را شکست داده است و به شکرانهاش؛ زکات زندگی خود را در راه خدمت به بیماران خاص و کودکان کار سپری میکند و با همسر مربیاش، باشگاه سوارکاری را اداره میکنند.
باشگاه سوارکاری مهتاب با شعار «تلاش برای حیات دوباره»
باشگاه سوارکاری مهتاب، در دل دهکده المپیک کرمانشاه، در ایام خاص پذیرای افراد ویژه میشود.
امروز هم به مناسبت روز جهانی بیماریهای خاص؛ باشگاه سوارکاری مهتاب با شعار «تلاش برای حیات دوباره»، پذیرای بیماران مبتلا به MS هم هست.
مهتاب باباحیدر، علاوه بر آموزش اسب سواری به همراه همسر ورزشکارش؛ در رشتههای اصیل ایرانی هم مثل کمانگیری، شمشیرزنی روی اسب، نیزهزنی روی اسب، گردشگری با اسب استقامت؛ نیز به امر آموزش و یادگیری برای سنین مختلف در سطح ملی و بینالملل مبادرت میورزند.
حالا میدان اسب سواری آماده میشود و ۳ اسب به رنگهای سیاه و سفید و ابلق پذیرای کودکان ذوق زده هستند.
مهتاب و همکاران سوارکارش، چه با حوصله بچهها را سوار اسب میکنند و دور مانژ میچرخند.
رؤیای اسبسواری
خانم امجدیان مربی کاراته است و بچههای کمبرخوردار و حاشیه شهر محلههای نقلیه، درهدراز، دولتآباد، آقاجان و چمن را اینجا گرد هم آورده است و درباره این دختران میگوید:
تمام این بچهها، مقام کشوری در رشته کاراته آوردهاند و رؤیای اسبسواری را هم دارند و به دعوت مهتاب، اینجا آمدهاند.
این مربی که برای آوردن دخترها به باشگاه سوارکاری زحمات بسیار را متقبل شده است، میافزاید:
این دختران از خانوادههای سطح پایین جامعه هستند و گاهی برای امرار معاش و کمک به خانواده کار میکنند.
کودکان کار هم اسبسواری را تجربه کردند
امجدیان ادامه میدهد:
مدیریت خوب باشگاه فرصتی را فراهم کرده است تا این کودکان کار هم اسبسواری را تجربه کردند.
هر لبخندی قصهای دارد. دختران آفتاب؛ موقع خداحافظی تمام لبخند و هیجانشان را جا گذاشتند و با یک رؤیای شیرین به جنگ قصههای زندگیشان رفتند.