یادداشتی از محسن عباسیفرد در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ بدونشک یکی از پیش نیازهای برعهده گرفتن یک مسئولیت کلان در کشور، داشتن تخصص و دانش لازم در حوزه پیشنهادی به فرد است؛ نداشتن تخصص و دانش لازم سبب میشود که قدرت تصمیمگیری از فرد گرفته شود و یا اینکه تصمیمات اشتباه درسطح کلان اتخاذ شود که آسیب این امر به کل جامعه برمیگردد.
بعضی ها اعتقاد دارند که تجربه و تخصص خیلی مهم نیست و به عنوان مثال انتصابات اوایل انقلاب را نام می برند، اما درجواب باید گفت در اوایل هر انقلاب و همچنین انقلاب ما، به کم بود افرادی که متعهد به آرمان های انقلاب بوده و هم تخصص لازم را داشته باشند برمیخورند؛ از این رو سران انقلاب ما در آن برهه تاریخی مجبور بودند بسیاری از کارها را به کسانی بسپارند که به واسطه تقوا و تعهدشان میشد به آنان اعتماد کرد که تمام توانشان را برای فائق آمدن به مشکلات به کار می برند؛ هرچند در آن زمان مشکلاتی هم رخ داد امما ناگزیر از این انتخاب بودند؛ اما امروز این امر دیگر قابل پذیرش نیست با توجه به اینکه متخصص متعهد در کشور وجود دارد؛ پس چه دلیلی دارد که برخی اصرار دارند افرادی را بر مناصبی بگمارند که کوچکترین سابقه عملی با آن ندارند.؟
تخصص، لازمه پذیرش منصب، اما در وزارت گردشگری به بیراهه رفته
در منابع دینی و فقهی احادیثی داریم که انسان را از پذیرش مناصبی که در آنها علم و دانش لازم را ندارد بر حذر میدارند. شاید ویژگیهای خاص یک برهه زمانی سبب میشد که عدهای که تخصص کافی را ندارند مجبور به پذیرفتن مسئولیتهایی میشدند که علم کافی را درباره آن نداشتند؛ اما تقوا و تعهد آنان سبب میشد که از هرگونه اقدام غیرعقلایی و افراط و تفریط پرهیز کنند.
امروزه اما با گذشت ۴۶ سال از انقلاب اسلامی و پرورش متخصصان فراوان در زمینههای مختلف در دامان انقلاب اسلامی که بسیاری از آنان دارای تعهد و شایستگی فراوانی نیز هستند، نمیتوان با این نکته کنار آمد که هنوز هم قرار است عدهای که علم و سواد کافی در یک مسئولیت را ندارند، سکاندار آن نهاد گردند.
کامبیز قلیزاده سلطانی مدیرعامل امداد خودرو؛ از سایپا تا شرکت توسعه گردشگری
گذشت زمان نشان داد که کامبیز قلیزادهسلطانی به هر طریقی میبایست مسئولیتی در این دولت برعهده میگرفت و در وزارتخانهای حضور میداشت.
اما جالب این جاست که قلیزادهسلطانی، بهعنوان معاون وزیر و مدیرعامل شرکت توسعه گردشگری کشور منصوب شد؛ انتصاب کامبیز قلیزاده سلطانی مدیرعامل امداد خودرو؛ از سایپا تا شرکت توسعه گردشگری و معاونت وزارتخانه میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، یکی از مصادیق بحثبرانگیز این رویه مدیر بودن در هر شرایطی محسوب میشود
بر اساس سوابق کاری منتشرشدهٔ آقای قلیزاده سلطانی، پیشینهٔ مدیریتی ایشان عمدتاً در صنعت خودرو (سایپا و امداد خودرو) بوده است. آیا این سابقه برای مدیریت شرکت توسعهٔ گردشگری کافی است؟ اگر مدرک یا تجربهٔ مرتبطی وجود دارد، چه بوده است؟
با این اوصاف چگونه شد که به یکباره مسئولیت این شرکت مهم و معاونت وزارتخانه میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری را عهدهدار شد؟
هرچند که حوزه گردشگری یکی از حوزههای پولساز، درآمدزا و اشتغالزا در اقتصاد دنیاست؛ اما به دلیل نبود زیرساختهای لازم در این بخش، هنوز نتوانستهایم از ظرفیتهای مختلف گردشگری کشورمان بهرهبرداری کافی را داشته باشیم، بسیاری از کارشناسان معتقدند ادامهٔ این رویه در انتصابات، میتواند یکی از موانع جدی پیشرفت صنعت گردشگری و دلایل عقبافتادگی این صنعت نسبت به سایر کشورها در جهان باشد.
تاریخچه شرکت توسعه گردشگری ایران
شرکت توسعه گردشگری ایران در فروردین سال ۱۳۴۷ به صورت سهامی خاص تاسیس شده است. در حال حاضر سهام این شرکت در حال حاضر ۷۳ درصد دولتی و ۲۷ درصد متعلق به بخش خصوصی است.
اعضای مجمع عمومی این شرکت را در حال حاضر وزیر اقتصاد و دارایی، وزیر وزارت میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، وزیر دادگستری و همچنین نماینده بخش خصوصی تشکیل میدهند.
شرکت توسعه گردشگری ایران از سال ۱۳۴۹ تاکنون ۲۵ مدیرعامل به خود دیده و اکنون دارای ۱۴ شرکت استانی نیز می باشد.
تاجایی که سوابق مدیران قبلی نشان می دهد، سابقهٔ انتقال مستقیم مدیران صنعت خودرو به گردشگری دیده نشده بود. این رویکرد جدید، پرسشهایی را دربارهٔ تناسب تجربه با حوزهٔ مأموریت شرکت ایجاد میکند.
تاکنون چند نفر از همکاران سابق ایشان در سایپا به این شرکت منتقل شدهاند. جای نگرانی وجود دارد که مبادا اولویت جذب نیرو بر اساس روابط پیشین باشد نه تخصص گردشگری. آیا این روند ادامه خواهد یافت؟
هرچند که شرکت توسعه گردشگری ایران میتواند موتور محرک رشد گردشگری در کشور باشد. این امر با بهرهگیری از ظرفیتهای انسانی، توسعه زیرساختها و نوسازی هتلها که باید اولویتهای اصلی این شرکت باشد محقق میگردد، که با برنامهریزی دقیق و سیاستهای راهبردی قابل تحقق است.
اما مدیر جدید و حتی قبلاز آن هم بعضی از مدیران نیز درباره نقش محوری این شرکت در اقتصاد و صنعت گردشگری کشور شاید بتوان گفت که اطلاع چندانی نداشتهاند و متأسفانه به این سمت منصوب شدند و نتیجهٔ عملکرد آنها، چنان که خواهیم دید، وضعیت مطلوبی برای صنعت گردشگری رقم نزده است.
از این درآمد و صنعت مهم ایران آنچنان سهمی نداشته باشد و درصورتی که زمینههای خوب و مستعد برای سرمایهگذاری برای حوزههای گردشگری داریم که قابل توجه است اما متأسفانه هنوز نتوانستهایم بسیاری از این ظرفیتها را حتی برای مردم کشور خودمان معرفی کنیم، چه برسد به مردم دنیا.
این پرسش مطرح است که آقای قلیزاده سلطانی با توجه به سوابق کاری منتشرشده که عمدتاً در صنعت خودرو خلاصه میشود، چه برنامه و توانمندیهایی را به اعضای مجمع عمومی ارائه دادهاند که موجب پذیرش ایشان برای این مسئولیت شده است؟
سوال اصلی اینجاست تخصص کامبیز قلیزادهسلطانی چه کاربردی برای شرکت توسعه گردشگری کشور و معاونت وزارتخانه میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری دارد؟
اینگونه به نظر میرسید که این دولت میخواهد فراتر از هرگونه جناح و حزببازی، بهدنبال تخصص و تعهد در اعطای مسئولیتها گام برخواهد داشت؛ اما با معرفی وزرای دولت و مشخص شدن دیگر اعضای کابینه، این هم در حد یک آرزو باقی ماند؛ دولت در مواردی چنان بیتوجهی به تخصص در اعطای مسئولیتها داشت که در نوبه خود قابل تأمل است.
قلیزادهسلطانی مدیرعامل اسبق امداد خودرو سایپا مسعود رحمانزاده را از سایپا بهعنوان مشاور یا معاون همراه خود آورده است، براساس سوابق منتشره آقای مسعود رحمانزاده نیز پیشینهٔ کاری در حوزهٔ گردشگری ندارند. پرسش این است: چه معیارهایی برای انتخاب این پست در شرکت توسعهٔ گردشگری به کار رفته است؟
هرچند که کامبیز قلیزادهسلطانی مدیرعامل امداد خودرو سایپا به این نفر هم بسنده نکرده و سایر همکاران خود از شرکت امداد خودرو سایپا را وارد صنعت گردشگری نماید، همچون خانم کرمی به عنوان روابط عمومی، خانم رجبزاده و حتی آقای علی کربلایی مدیر تدارکات سایپا را همراهش به شرکت توسعه گردشگری ایران آورده است.
البته باید نظارهگر باشیم ببینم به این لیست باید در آینده کسان دیگری نیز اضافه نماید، اما به همین تعداد به عنوان نمونه بسنده میشود.
بدونشک دور بودن از عرصه گردشگری و دانش روز این صنعت، در حالی که دنیای گردشگری جزء مهمترین ارکان اقتصاد در دنیاست و روز به روز با پیشرفت و تحول روبرو است، این انتصاب، پرسشهایی را دربارهٔ میزان توجه وزارتخانه و دولت به شایستهسالاری در حوزهٔ گردشگری ایجاد کرده است.
هرچند که از نقد سیدرضا صالحیامیری که دانش آموخته علوم سیاسی و مدیریت دولتی است و فعلاً به عنوان وزیر میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری فعالیت میکند، بگذریم.
البته، من هم معتقدم هر کسی که مدیر میشود، باید تعهد و نظام اخلاقی درستی داشته باشد تا کاری را که پذیرفته، بهدرستی انجام دهد، نقش خود را در اجتماع بپذیرد و سلامت کاری داشته باشد. اینها که روشن است.
اما مطالبه جدی جمعبت مطالبهگران درباره انتصاب کامبیز قلیزادهسلطانی و همراهانش در شرکت توسعه گردشگری مسئله دیگری است که
آیا ایشان که به این عنوان منصوب شدهاند سابقه مدیریتی در این حوزه داشتهاند و اصلاً تخصص مرتبط دارند؟
آیا کامبیز قلیزادهسلطانی مدرک تحصیلی که به این حوزه مرتبط بشود دارند؟ اگر دارند لطفا ارائه دهند؟
آیا در این انتصاب این فرد چه کسی دخالت داشته است؟ ما میگذریم.
اما این مطالبهگران حوزه گردشگری که درخواست از دکتر مسعود پزشکیان رئیس جمهور محترم دارند و با توجه به اهمیت شرکت توسعه گردشگری که باید حساسیت بیشتر و بسیار زیادی در انتخاب مدیرعامل این شرکت و معاونت وزارت گردشگری صورت بگیرد. این خواسته مطالبهگران اجتماعی که بایستی با دقت و بر اساس اصول شایستهسالاری اینگونه انتصابات در این وزارتخانه انجام شود موضوع بعدی یادداشت ما خواهد بود که در آیندهی نزدیگ به آن خواهیم پرداخت.



5 پاسخ
تعهدی هم در کار نیست، اون شخصی که بعنوان فرمانده پایگاه بسیج با خودش برده اونجا، تمام پرونده های قلی زاده رو پاک کرده. دزدی، فساد، کارهای غیر اخلاقی از ویژگیهای قلی زاده هست. خاک بر سر این این مسئولین با این انتخابشون
خانم رجب زاده تنخواه های آقای کربلایی رو داخل شرکت ایدکوپرس میزد، کجا مدیربودن …
خانم رجب زاده تنخواه های آقای کربلایی رو داخل شرکت ایدکوپرس میزد، کجا مدیربودن …
خانم رجب زاده تنخواه های آقای کربلایی رو داخل شرکت ایدکوپرس میزد، کجا مدیربودن …
خانم رجب زاده تنخواه های آقای کربلایی رو تو شرکت ایدکوپرس میزدش، کجا مدیر تدارکات سایپا بودش…