ایجاد دلبستگی رشد هیجانها مؤلفهها و هیجانهای اصلی
یادداشتی از حیدر عظمایی در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ تعریف دلبستگی و مهمترین عامل در ایجاد دلبستگی تدوین نظریه دلبستگی کار مشترک جان باولبی و مری این ورث است.
دلبستگی، احساسی است که کودک و فرد دیگری را به یکدیگر پیوند میزند
دلبستگی پیوندی هیجانی بین این دو است که در میل به حفظ تماس از طریق نزدیکی فیزیکی،
لمس کردن نگاه کردن، لبخند زدن، گوش کردن یا صحبت کردن تجلی می یابد.
مهمترین عامل در ایجاد دلبستگی میزان کلی گفتوگویی است که بین والد و کودک جریان مییابد
برخی از والدین نسبت به نیازهای فرزند خود حساسیت مفرط دارند و به نظر می رسد
که با علایمی که از فرزندشان صادر می شود میزان شدهاند و تقریباً بلافاصله به گریه او دلبستگی – احساسی که کودک را به والد یا مراقب پیوند میزند پاسخی متناسب میدهند.
انگیختگی فیزیولوژیایی که از ترشح هورمونها توسط غدد داخلی
مؤلفه اساسی هیجانها و هیجانهای اصلی چهار مؤلفه اساسی هیجان را در بر دارند.
محرکهایی که به بروز واکنش منجر میشوند
احساسات – تجارب آگاهانه مثبت یا منفیای که از آنها اطلاع مییابیم
انگیختگی فیزیولوژیایی که از ترشح هورمونها توسط غدد داخلی حاصل میشود
پاسخ رفتاری به هیجانها
برای مرور این زنجیره فرض کنید که کودکی با سگی غران مواجه می شود و این مشاهده را خطر تفسیر میکند.
واكنش ترس نشان می دهد.
انگیختگی فیزیولوژیایی ناشی از ترشح هورمون ادرنال اپی نفرین را که سبب افزایش تعداد ضربانهای قلب،
فشار خون و جریان خون قند و تغییرات دیگر میشود تجربه میکند میلرزد و فرار میکند،
روان شناسان در موارد زیر به توافق کامل نرسیدهاند که کودک میلرزد و فرار میکند چون ترسیده است
یا (ب) فقط پس از تجربه واکنشهای بدنی به ترس دچار میشود
یا (پ) ترس و انگیختگی فیزیولوژیایی را همزمان تجربه می کنید.
هیجانات اصلی شامل شادی، اندوه، خشم، حیرت، نفرت و ترس، است اکمن معتقد است
که هر یک از هیجانها بیان چهره ای خاص خودش را دارد.
خودمختاری و خود ارجاعی و خودکارآیی
اریکسون عقیده داشت که تکلیف روانی – اجتماعی اصلی کودک در فاصله ۱ تا ۲ سالگی رشد خودمختاری است.
این میل به خود مختاری فشار زیادی بر والدین تحمیل میکند با پدیدار شدن خود کودکان خواهان درجاتی از استقلال نیز می شوند
شخصاً غذا بخورند دنیا را بکاوند و کاری را که میخواهند بدون آن که مراقبان محدودیت زیادی برای آنان ایجاد کنند انجام دهند
اگر به آنها اجازه انجام کار داده نشود در محدوده منطقی به احساس شرم و شک درباره توانایی های خود دچار میشوند.
خودکارآیی به مهارت و کارآمدی واقعی ما
خود ارجاعی: به خودمان بر آوردمان از تواناییهایمان و میزان توانمندی و کارآمدیمان در کنار آمدن با دیگران و با جهان مربوط میشود
برآورد ما از کارآمدی مان خود – کارآیی خوانده شده است خودکارآیی به مهارت و کارآمدی واقعی ما در کنار آمدن با موقعیتها و دیگران چندان ربط ندارد بلکه بیشتر به تلقی ما از آنها مربوط میشود.
خودکارآیی چون بر روابط کودک، تمایل او به قبول تکلیفهای دشوار و احساس او به خودش یا به عبارت دیگر بر خود ارزشمندی و خود – توانش او تأثیر میگذارد
حایز اهمیت است برخی از کودکان حتی در مواردی که دیگران نظر مخالف دارند توانمندیهای خود را
بالا ارزیابی میکنند موضوع مهم نحوۀ تلقی آنان از خودشان است افرادی که خود را دست کم میگیرند،
به آسانی به احساس طرد شدگی دچار می شوند چون عقیده دارند که دیگران از آنها خوششان نمیآید یا آنها را تأیید نمی کنند.
درک کودک از خودش تأثیر عمیقی بر نحوه کنار آمدن او با دیگران دارد.
عزت نفس و منابع عزت نفس
عزت نفس با خودپنداره و خودکارآیی ارتباط نزدیک دارد عزت نفس یعنی وقتی کودکان از ارزش توانایی ها و دستاوردهای خود آگاه شدند به خود مثبت نگاه میکنند یا منفی؟
همه کس نیاز دارد خود را مورد عشق و محبت و پذیرش ارزشمند توانمند و شایسته بداند تصور کودکان دربارۀ خودشان عزت نفس آنهاست عزت نفس علاقه و احترام آنان به خودشان است.
عزت نفس چهار منبع اصلی دارد: روابط هیجانی کودکان با والدین، توانمندی اجتماعی آنان در ارتباط با همتایان، هوشمندی آنان در مدرسه و نگرش اجتماع و جامعه نسبت به آنان، کودکانی که خواسته شده و مورد محبتاند، والدینی گرم، حمایتگر، علاقهمند، متوجه و رهنمودگر دارند.
