تعویق انتخابات شوراها و هزینههای پنهان برای مدیریت شهری
محسن عباسیفرد، سردبیر پایگاه تحلیلی-خبری درسانیوز؛ از زمانی که گمانهزنیها درباره برگزاری انتخابات شوراها در ۲۴ مهرماه قوت گرفت، پرسشهای اساسی بسیاری درباره ابعاد حقوقی، سیاسی و اجتماعی این تعویق مطرح شده است.
بلاتکلیفی انتخابات، چالشی فراتر از یک تاریخ
در شرایطی که کشور دوران پساجنگ را تجربه میکند، تعویق انتخابات شوراها تنها یک تصمیم تقویمی نیست؛
بلکه پیامدهای عمیقی برای جایگاه مردمسالاری محلی و کارآمدی مدیریت شهری به همراه دارد.
این یادداشت به بررسی ابعاد مختلف این تأخیر و هزینههایی که متوجه نهاد شوراها و شهرداریها میشود، میپردازد.
ابعاد قانونی تعویق انتخابات؛ ابهامات حلنشده
نخستین و مهمترین مسئله، تعارض مصوبات جدید با قوانین موجود است.
اگرچه تعویق انتخابات در شرایط جنگی با مصوبه مجلس و تأیید شورای عالی امنیت ملی توجیه شد،
اما همچنان ابهامات حقوقی درباره موارد زیر پابرجاست:
مدت اعتبار شورای فعلی و تاریخ پایان مسئولیت آن
نحوه برگزاری انتخابات آینده و زمان دقیق آن
چگونگی انتقال قدرت میان شورای فعلی و شورای جدید
وظایف هیئت نظارت بر انتخابات شوراها در این فاصله زمانی
این بلاتکلیفی، نهتنها مدیریت شهری را با چالش مواجه کرده، بلکه اعتماد عمومی به ثبات تصمیمگیری
در نظام سیاسی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
انتخابات شوراها؛ نماد مردمسالاری محلی
شوراهای اسلامی شهر و روستا، مردمیترین رکن حکومتی در جمهوری اسلامی ایران هستند
که بهطور مستقیم با مسائل روزمره جامعه سروکار دارند.
در شرایط کنونی، اگر مدیریت شهری صرفاً به نهادی اجرایی برای آواربرداری، خدمات شهری و رسیدگی
به خسارتها تقلیل یابد و نقش سیاستگذاری و تصمیمسازی آن نادیده گرفته شود،
این پیام به افکار عمومی مخابره میشود که نقش رأی مردم در اداره امور محلی کمرنگ شده است.
نکته کلیدی: برگزاری بهموقع انتخابات، فراتر از نتیجه آن، نماد بازگشت به شرایط عادی و پایبندی
به تعهدات قانونی نظام نسبت به آرای عمومی است.
تیغ دولبه برگزاری یا تعویق
برگزاری انتخابات در ماههای آینده میتواند پیام امیدبخشی برای جامعه داشته باشد و نشان دهد کشور
از شرایط اضطراری خارج شده است.
اما در مقابل، تعویق مجدد یا انتشار اخبار ضدونقیض درباره زمان آن، تصویری از بیثباتی و ناتوانی در بازگشت
به روال عادی اداره کشور ارائه میدهد که آثار منفی بر سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی خواهد داشت.
انتشار روزانه اظهارنظرهای متفاوت از سوی نمایندگان مجلس و مسئولان، بدون یک نظام اطلاعرسانی منسجم،
خود به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شده است.
این وضعیت نیازمند شفافسازی و تصمیمگیری قطعی در بالاترین سطوح حاکمیتی است.
تأثیر تعویق بر کارکرد مدیریت شهری
در سالهای گذشته، حتی اختلافنظرهای جدی میان جریانهای سیاسی در شورای شهر تهران،
به پویایی و بحثهای سازنده درباره مدیریت شهری دامن میزد.
اما در ماههای اخیر، این پویایی جای خود را به رکود و سکون داده است:
منتقدان احساس میکنند امکان اثرگذاری بر تصمیمات شهری کاهش یافته است.
حامیان مدیریت شهری نیز دیگر اهمیتی برای اقلیت منتقد قائل نیستند.
در بسیاری از کلانشهرها، شوراها به نهادی تشریفاتی و صرفاً اجرایی تبدیل شدهاند.
این روند، بهتدریج جایگاه راهبردی شوراها را تضعیف میکند و مدیریت شهری را از متن مباحث سیاسی
و اجتماعی خارج میسازد.
اگر این روند ادامه یابد، حتی با برگزاری انتخابات آینده و تشکیل شورای جدید، بازگرداندن اعتبار ازدسترفته
به این نهاد بسیار دشوار خواهد بود.
هزینهای که مدیریت شهری میپردازد
تعویق انتخابات شوراها، فراتر از یک مسئله تقویمی، به هزینههای سنگین برای مشروعیت مشارکتی،
کارآمدی مدیریت شهری و اعتماد عمومی دامن زده است.
آنچه در این میان اهمیت حیاتی دارد، نه صرفاً ترکیب شورای آینده، بلکه پیام ثبات، انسجام و قطعیت است
که از سوی حاکمیت به جامعه مخابره میشود.
مدیریت شهری در ایران نیازمند بازتعریف نقش خود بهعنوان نهادی سیاستگذار و نه صرفاً مجری خدمات است.
هرگونه بلاتکلیفی در این حوزه، هزینههای جبرانناپذیری بر پیکره اداره محلی و مشارکت مردمی وارد میکند
که جبران آن در آینده نزدیک ممکن نخواهد بود.
تعویق انتخابات شوراها و هزینههای پنهان برای مدیریت شهری
