رقص سامبا با ریتم آرامش و اما کارلتو و پایان کابوسهای زرد در جامجهانی ۲۰۲۶
یادداشتی از سحر کرمیخجسته درپایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ برزیل در یک طلسم ۲۴ساله اسیر شده بود؛ طلسمی که با هر شکست در مراحل حذفی، قطورتر و سیاهتر میشد.
برزیل و جام جهانی؛ فراتر از یک تورنمنت
جام جهانی برای هر ملتی معنای خاص خود را دارد، اما برای برزیل این مسابقات چیزی فراتر از یک رویداد ورزشی است.
سلسائو، فوتبال را نه یک بازی، که یک آیین مذهبی، یک هویت ملی و معیاری برای سنجش خوشبختی یک ملت میداند.
وقتی پیراهن زرد قناری بر تن بازیکنان مینشیند، آنها تنها نماینده یک تیم نیستند؛
بلکه حامل آرزوها، رویاها و بغضهای فروخورده میلیونها برزیلی در سراسر جهاناند.
سالهاست که آن بغض، جای خود را به لبخند نداده است.
از شب درخشان یوکوهاما در سال ۲۰۰۲، که رونالدوی نازاریو با مدل موی عجیبش جام را بالای سر برد،
برزیل در یک طلسم ۲۴ساله اسیر شده بود؛ طلسمی که با هر شکست در مراحل حذفی، قطورتر و سیاهتر میشد.
اما حالا در جامجهانی ۲۰۲۶، به نظر میرسد پیرمردی از دیار ایتالیا، با همان آرامش همیشگی و ابروی گرهخوردهاش،
آمده تا پایان این کابوس طولانی را رقم بزند.
شوک تاریخی؛ گل سانو و بیداری ارواح شوم
شکست مقابل ژاپن در مرحله یکهشتم نهایی، میتوانست به معنای تکرار همان تراژدیهای همیشگی باشد.
اما تیمی که کارلو آنچلوتی ساخته، دیگر آن برزیل احساساتی و شکننده سالهای گذشته نیست.
پیروزی دو بر یک مقابل ساموراییها، تنها یک صعود ساده نبود؛ این بازی، یک نقطهعطف تاریخی،
یک رنسانس تاکتیکی و یک دگردیسی روانشناختی برای یکی از بزرگترین تیمهای تاریخ فوتبال بود.
وقتی ساکا سانو، بازیکن تیم ملی ژاپن، در نیمه اول با یک حرکت انفرادی تماشایی دروازه سلسائو را باز کرد،
سکوتی مرگبار سکوهای هواداران برزیل را فرا گرفت.
در آن لحظه، انگار تمام ارواح شوم گذشته دوباره بیدار شده بودند.
برزیلیها با این سناریو به خوبی آشنا بودند:
۲۰۰۶: اسیری جادوی زینالدین زیدان و حذف از جام
۲۰۱۴: شکست تحقیرآمیز خانگی مقابل آلمان و سپس هلند
۲۰۱۸: ناکامی تلخ برابر بلژیک
۲۰۲۲: حذف توسط کرواسی در ضربات پنالتی
آمارها بیرحم بودند: از زمان پیروزی مقابل انگلیس در یکچهارم نهایی جامجهانی ۲۰۰۲، برزیل هرگز
نتوانسته بود در یک مسابقه حذفی که در آن عقب افتاده است، به بازی برگردد و پیروز شود.
این یعنی ۲۴ سال ناتوانی در تغییر سرنوشت.
نیمه دوم؛ شطرنج ایتالیایی با مهرههای برزیلی
اگر در گذشته مربیانی مانند تیته یا اسکولاری روی نیمکت بودند، شاید در رختکن شاهد فریادهای بلند،
سخنرانیهای حماسی و تزریق هیجان کاذب بودیم.
برزیلیها ذاتاً مردمی احساساتی هستند و فوتبال را با قلبشان بازی میکنند.
اما در مراحل حذفی جامجهانی، قلب به تنهایی کافی نیست؛ شما به یک مغز سرد و محاسبهگر نیاز دارید.
و این دقیقاً همان چیزی است که کارلو آنچلوتی به برزیل هدیه داده است.
آنچلوتی، اولین سرمربی غیربرزیلی تاریخ سلسائو در ادوار جامجهانی، کسی نیست
که با یک گل عقبافتادن دستپاچه شود.
مردی که روی نیمکت تیمهایی چون میلان، چلسی، بایرن مونیخ و رئال مادرید هزاران نبرد بزرگ را تجربه کرده
و بارها از لبه پرتگاه بازگشته است، به خوبی میدانست که مشکل تیمش تکنیک یا استعداد نیست؛
مشکل نگرش است.
در نیمه دوم، شاهد یک تغییر فاز تاکتیکی هوشمندانه بودیم:
افزایش عرض بازی به جای هجوم بیبرنامه و استفاده از ارسالهای اولیه (Early Crosses) برای باز کردن لایههای دفاعی فشرده ژاپن و در نهایت کشیدن بازی به کنارهها و نفوذ از جناحین که مالکیت توپ برزیل در نیمه دوم به ۶۲ درصد رسید و آنها ۱۸ بار دروازه حریف آسیایی خود را تهدید کردند.
این دیگر یک فوتبال احساسی نبود؛ این یک شطرنج ایتالیایی بود که با مهرههای برزیلی بازی میشد.
گلهایی که تاریخ را بازنویسی کردند
نتیجه این تغییر نگرش و تنظیمات تاکتیکی، خیلی زود خود را نشان داد.
کاسمیرو، هافبک باتجربه و جنگنده برزیل که در این تورنمنت به عنوان لنگرگاه و نقطه تعادل تیم کارلتو عمل میکند،
در دقیقه ۵۶ با یک ضربه سر دقیق، قفل دروازه ژاپن را شکست.
این گل، آبی بود بر آتش اضطراب سلسائو. اما ژاپن همچنان سرسختانه مقاومت میکرد.
دقایق پایانی بازی، تجلی کامل شخصیتی بود که آنچلوتی به این تیم تزریق کرده است.
در گذشته، بازیکنان برزیل در دقایق پایانی مسابقات گرهخورده، رو به حرکات انفرادی میآوردند و
منتظر جادوی ستارههایی چون نیمار میماندند. اما این برزیل بدون نیمار، تیمی متکی به سیستم، صبر و استمرار بود.
ترکیب سرعت و خلاقیت بازیکنانی چون وینیسیوس جونیور، رایان و گابریل مارتینلی، مدام خط دفاعی خسته ژاپن را آزار میداد.
سرانجام در دقیقه ۹۶، زمانی که داور آماده دمیدن در سوت پایان و بردن بازی به وقتهای اضافه بود، گابریل مارتینلی زهر خود را ریخت.
دیرترین گل برنده تاریخ بازیهای حذفی جامجهانی (بدون احتساب وقتهای اضافه از جام ۱۹۶۶)، تور دروازه ساموراییها را به لرزه درآورد.
استادیوم منفجر شد. بازیکنان برزیل روی سر و کول هم پریدند و نیمکتنشینان با چشمانی اشکبار به زمین دویدند.
اما در کنار خط طولی، کارلتو با همان کت و شلوار مرتب، دست در جیب، تنها به یک تکان دادن ساده سر و بالا انداختن ابرو بسنده کرد.
او به زحمت واکنش نشان داد، گویی از ابتدا میدانست که این سناریو چگونه به پایان میرسد.
آنچلوتی؛ معمار رنسانس سلسائو
پیروزی برزیل مقابل ژاپن، تنها یک برد در مرحله یکهشتم نهایی نبود؛ این بازی اثبات کرد که برزیل آنچلوتی طلسمشکن است.
برای اولینبار پس از ۲۴ سال و از زمان پیروزی تاریخی مقابل انگلیس با گل استثنایی رونالدینیو، برزیل در یک بازی حذفی جامجهانی بازگشت را تجربه کرد.
از بازی افتتاحیه جام ۲۰۱۴ مقابل کرواسی، این اولینبار بود که آنها یک مسابقه باخته را در جامجهانی با برد عوض میکردند.
آنچلوتی توانسته است یک تعادل بینظیر ایجاد کند؛ تعادلی میان ژوگا بونیتو (بازی زیبای برزیلی)
و ساختار دفاعی و پراگماتیسم مدرن اروپایی.
او از می ۲۰۲۵ که هدایت این تیم را بر عهده گرفت، زیر فشار خردکنندهای قرار داشت.
انتقادات در ابتدا زیاد بود و عملکرد تیم نوسان داشت، اما در این تورنمنت،
مدیریت روانی او برزیل را به یک ماشین غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده است.
او وابستگی روانی تیم به یک یا دو فوقستاره را از بین برده و به آنها یاد داده است که چگونه در لحظات سخت،
به عنوان یک واحد منسجم رنج بکشند و پیروز شوند.
مسیر پیش رو؛ رویای هکسا در افق
یازدهمین صعود متوالی برزیل به مرحله یکچهارم نهایی جامجهانی، با طعمی کاملاً متفاوت به دست آمد.
آنها تیمی شایسته و قابل احترام چون ژاپن را کنار زدند که تا لبه پرتگاه پیش رفتند و نشان دادند
که فوتبال در قاره کهن تا چه حد پوست انداخته است.
این آزمون سخت، دقیقاً همان چیزی بود که برزیل ۲۰۲۶ برای اثبات شخصیت قهرمانی خود به آن نیاز داشت.
اما سوالی که اکنون ذهن تمام فوتبالدوستان را درگیر کرده، این است:
آیا این موفقیت ادامه خواهد داشت؟ آیا کارلو آنچلوتی میتواند رویای «هکسا» (ششمین قهرمانی) را پس از دو دهه ناکامی مطلق، برای سرزمین قهوه و سامبا به حقیقت تبدیل کند؟
مسیر پیش رو بدون شک پر از موانع سهمگینتر خواهد بود. تیمهای قدرتمند اروپایی با سازماندهیهای پیچیدهتر در انتظار آنها نشستهاند و هر بازی، یک نبرد مرگ و زندگی است.
اما آنچه در بازی مقابل ژاپن دیدیم، نویدبخش تولد یک مدعی واقعی است.
سمفونی آرام یک پیرمرد ایتالیایی
برزیل کارلتو دیگر تیمی نیست که با یک نسیم ناموافق فرو بریزد. آنها یاد گرفتهاند که چگونه در طوفانها دوام بیاورند، کشتی را در تلاطم امواج کنترل کنند و در آخرین لحظات، ضربه نهایی را وارد سازند.
اگر کسی در دنیای فوتبال وجود داشته باشد که بداند چگونه باید از دل سختترین بحرانها، جامهای طلایی را بیرون کشید، آن شخص بدون شک کارلو آنچلوتی است.
پیرمرد آرام ایتالیایی، تا همین جای کار هم تاریخسازی کرده و ذهنیت یک ملت را تغییر داده است.
حالا همه نگاهها به اوست تا ببینند آیا میتواند این سمفونی باشکوه را با بالا بردن جام در فینال، به باشکوهترین شکل ممکن به پایان برساند یا خیر.
برزیل بیدار شده است، اینبار نه با صدای بلند طبلها و هیجان، بلکه با قدمهای آرام و استوار مربیای که فوتبال را به خوبیِ زبان مادریاش میفهمد.
