رودخانه خشکیده، گواهی بر هشدار طبیعت و اما وقتی سرزمینها میبارند، تهران فقط نگاه میکند
یادداشتی از محسن عباسیفرد در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ تهران، شهری که در دامنههای جنوبیالبرز نفس میکشد، این روزها بیش از همیشه تشنه است.
امید هنوز به تهران نرسیده
رودها و قنواتش، که روزگاری چون رگهای زندگی، آب را به قلب شهر میرساندند،
اکنون به سکوت و خلوت خود پناه بردهاند.
هر قطره باران که در دل کوههای البرز فرو میافتد،
انگار خبری از امید است؛ اما این امید هنوز به تهران نرسیده است.
تهران کاهش قابلتوجه بارش دارد
از ابتدای سال آبیجاری، بارشها در کشور نامتقارن و پراکنده بودهاند؛
بهگونهایکه بسیاری از استانها نسبت به میانگین بلندمدت زیر نرمال قرار دارند،
اما در برخی مناطقجنوبی در مقطع زمانی اخیر افزایش نسبی بارش نسبت به دوره بلندمدت ثبت شده است.
برای مثال، دادههای رسمی تا اواخر آذر نشان میدهد
در استانهای هرمزگان، کرمان و خراسانجنوبی افزایش بارش نسبت به دوره بلندمدت دیده شده است،
درحالیکه استان تهران کاهش قابلتوجه بارش دارد
و یکی از کمبارشترین استانها نسبت به نرمال بوده است.
فاصله عمیق میان منابع آب موجود و نیازهای زیستمحیطی و انسانی
این کمبارشی در تهران و دیگر مناطق خشک کشور، یک اختلاف عددی ساده نیست
بلکه نشاندهنده فاصله عمیق میان منابع آب موجود و نیازهای زیستمحیطی و انسانی است.
سدهای پایتخت، ستونهای نگهدارنده زندگی شهری، حالا به تصاویری از تهی بودن بدل شدهاند.
سد امیرکبیر با تنها سه درصد، سد لار با یک درصد و سد لتیان با هست درصد،
روایتگر کمبود آب و نگرانیهای انسانی هستند.
سد طالقان با ۲۶ درصد پرشدگی، تنها لکهای کوچک از امید باقی گذاشته است.
این سدها، که روزگاری دریاچههای آرامی بودند، اکنون خشکی و بیحالی زمین را بازتاب میدهند.
از نگاه زمینشناسی، تهران در لبهشمالی فلات ایران، میان البرز و دشتهای مرکزی قرار دارد
و همیشه با بارشهای ناپایدار و پراکنده روبهرو بوده؛
اما در سالهای اخیر، افزایش جمعیت، مصرف بیرویه و تغییراقلیم،
این شرایط طبیعی را به بحرانی انسانی بدل کرده است.
رودخانه خشکیده، گواهی بر هشدار طبیعت
هر قطره باران نیامده، هر رودخانه خشکیده، گواهی بر هشدار طبیعت است
که انسان نمیتواند بیملاحظه با منابع حیاتی خود رفتار کند.
درحالیکه بارش و منابع آب در برخی مناطق کشور امیدوارکننده است،
تهران هنوز با خشکی و کمآبی روبهرو است.
سکوت سدها و خشکیدن رودخانهها، زمزمهای از زمین است که میگوید:
اگر تغییر نکنید، آینده همینگونه خشک و بیآب خواهد بود.
تهران نیازمند بازخوانی رابطه خود با آب
تهران نیازمند بازخوانی رابطه خود با آب است.
هر قطره باران که بر دامنههای البرز فرو میریزد، خاک را مرطوب و قلب شهر را تازه میکند.
اگر بخواهیم شهری زنده، سرسبز و پایدار داشته باشیم، باید گوش کنیم
به زمزمه زمین، سدها و رودخانهها و با احترام به طبیعت زندگی کنیم.
بحران آب تهران، فراتر از مشکل مهندسی، داستانی زمینشناسی و انسانی است.
خشکی سدها و کمبارشی، هشدار میدهد زمان تغییر رفتار با منابع آب فرا رسیده است.
تهران تشنه است و هر لحظه تأخیر در پاسخ به این نیاز،
ممکن است این تشنگی را به نقطه بیبازگشت ببرد.
