فیلمنامه سریال مشروطه و سردار یارمحمدخان؛ ثبت خانه سینما شد

کد خبر: 50919

فیلمنامه سریال مشروطه و سردار یارمحمدخان نوشته محمود رضاخانی قرار است محمدمهدی شریفی آن را کارگردانی کند امروز ثبت بخش فرهنگی خانه سینما شد.

فیلمنامه سریال مشروطه و سردار یارمحمدخان نوشته محمود رضاخانی، داستان بزرگمردی که در مقابل بیگانگان سر خم نکرد، قرار است که محمدمهدی شریفی آن را کارگردانی کند امروز ثبت بخش فرهنگی خانه سینما شد و اما چکیده این فیلنامه سریال مشروطه و سردار یار محمدخان: با چهره‌پردازی حقیقی از یارمحمدخان کرمانشاهی، به معرفی جامع از شخصیت واقعی و تمام ویژگی‌های فداکارانه او می‌پردازد.

محسن عباسی‌فرد گزارشگر  پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛  -محمود رضاخانی‌کرمانشاهی، محقق، نویسنده، پژوهشگر و فارغ‌التحصیل رشته سینما که یک رمان تاریخی مستند به نام «تگرگ» نوشته، درباره سابقه حضور خود در حوزه فرهنگ و هنر، است که «سال ۵۳ سینما را در فرهنگ و هنر تمام کردم و بعد از آن با تسلط در رشته کارگردانی، قصد داشته که کار سینما را دنبال نماید که به انقلاب برخورد و مشکلاتی که پیش آمد وقفه ایجاد کرد.»

اما در این فیلمنامه و کتاب یار محمدخان سردار مشروطه، نشان داده شده است که سردار یارمحمدخان، قهرمانی است از جنس آریو برزن که در برابر حمله‌ی اسکندر مقدونی ایستاد، یا ابومسلم خراسانی که بر خلیفگان جابر اموی و مروانی خروج کرد و بر مروان حمار چیره شد یا یعقوب لیث صفاری و بابک خرمدین که برای آزادسازی ایران از چنگ اعراب در برابر خلیفگان ستمگر عباسی مبارزه کردند یا سرداران باشتین و بیهق که به سلطه مغولان بر ایران پایان دادند یا امامقلی خان که در عصر صفوی پرتغالی‌ها را از خلیج فارس بیرون راند یا نادرشاه افشار که فتنه‌ی افغان‌ها را فرو نشاند و هند را گشود، یا ستارخان که با دفاع از مشروطیت، سردار ملی لقب گرفت یا رییس‌علی دلواری که در جنگ جهانی اول با قوای متجاوز انگلیسی‌ها مقابله کرد.

آری یارمحمدخان کرمانشاهی هم رادمردی دلیر و دلاور و سرداری وطن‌دوست و مشروطه‌طلب از جنس و سنخ قهرمانان ملی بود که با پژوهش و تحقیق سخت کوشانه و ارزنده نویسنده دانا و توانا؛ استاد محمود رضاخانی برای نخستین‌بار به‌طور جامع و کامل تاریخچه حیات و خدمات او را محققانه از لابه‌لای منابع بیشمار مکتوب و شفاهی استخراج کرده و یاد و خاطره‌اش را از فراموشی نجات بخشیده و جاودانه ساخته است و…

امروزه که کتاب «یار محمدخان، سردار مشروطه» که داستان بزرگمردی که در مقابل بیگانگان سر خم نکرد که به صورت فیلنامه درآمده است و سالیان سال است که محمود رضاخانی مشغول رمان تاریخی- فرهنگی است و حکایت غرب کشور به ویژه استان کرمانشاه در 100 ساله اخیر است و محمود رضاخانی بارها و بارها تلاش کرده که سلحشوری مردم غرب کشور  و استان کرمانشاه و تاریخی واقعی و فراموش را به مه نشان دهد و اما «یار محمدخان، سردار مشروطه»  یکی از کتاب‌های ارزشمند و اثر تاریخی به صورت کتابی است که در ژانر رمان تاریخی و به قلم محمود رضاخانی کرمانشاهی منتشر شده است و داستان واقعی بزرگمردی که در مقابل بیگانگان سر خم نکرد و تاریخ هم تکرار نخواهد کرد ولی گمنام مانده است.
یارمحمدخان، از سرداران فداکار دوران مشروطه است که متأسفانه زندگی او و نقشی که در آن دوران داشته مغفول مانده و کتاب‌های تاریخ از کنار نام وی گذشته‌اند، و همین موضوع، ارزش و اهمیت کتاب رضاخانی را نشان مي‌دهد.
از این نویسنده تا به حال چند کار قابل توجه تحقیقی و تاریخی منتشر شده است؛ ازجمله «آخرین شمشیرزن ایرانی» که مبارزات لطفعلی‌خان زند، آخرین پادشاه سلسله زندیه را در فضای تغییر حکومت از زندیه به قاجار (آغامحمدخان) در قابل فیلمنامه روایت مي‌کند.

همچنین رمان تاریخی – اجتماعی «تگرگ» کتاب دیگری از محمود رضاخانی است که داستانی پرکشش را بر زمینه اوضاع و شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران در دوران حکومت قاجار تا پایان حکومت پهلوی اول روایت مي‌کند.

این رمان با گوشزدهای مستند تاریخ که موجب ناهنجاری و نابودی بسیاری از بی‌گناهان ملت ایران شد نشان مي‌دهد که عناصری خائن برای خوش خدمتی به حرم سراداران و بر باد دهندگان کشور، و نوکری اجانب (روس و انگلیس) از هیچ جنایت و خیانتی ابا نداشتند و علاوه بر کشتار بی‌گناهان، باعث تسلط غارتگران خارجی بر منابع عظیم نفت ایران شدند.

در این رمان نویسنده با چیره‌دستی به رخدادهایی اشاره کرده که کمتر مورد توجه تاریخ‌نگاران قرار گرفته است، رخدادهایی که در موقعیت و ساختار زندگی نسل‌های بعد این سرزمین مؤثر بوده و خواهد بود.
اکنون با انتشار کتاب «یارمحمد خان، سردار مشروطه» به نوع رسالتی که نویسنده در کتاب تگرگ به عهده گرفته بود، ادامه یافته است.

محمود رضاخانی با افشای حقایقی کتمان شده در تاریخ معاصر ایران و نقل مبارزات دلاورانه و مخلصانه این سردار بزرگ، داستان به کرسی نشاندن قوانین حق ملت ایران و در مقابل کارشکنی مزدوران بیگانه پرستی را بازگو کرده که تأمل و تفکر در آن مي‌تواند باعث شناختی دقیق از روند مقابله وطن‌پرستان و خائنان را در طول تاریخ و حتی امروز و آینده این مرز و بوم شود.
از نظر تاریخی، این کتاب مبارزات واپسین جنگجویان مشروطه‌خواه جانبدار ملت از سال 1275 تا مهر 1291 خورشیدی(روز ترور سردار یارمحمدخان) را بازگو مي‌کند.

نویسنده در این کتاب چرایی کتمان مبارزات این دلاورمرد مشروطه در تاریخ معاصر را بازگو مي‌کند و برای رفع این نقص تاریخی، مبارزات مشروطه‌ خواهانه سردار یارمحمدخان کرمانشاهی و همرزمانش را با جزئیات بازگو مي‌کند که با تمام وجود به کمک مردم تبریز گرفتار در محاصره شتافتند و پس از آزادسازی آن شهر با دعوتی برنامه ریزی شده و با هدف پایان دادن به مشروطه‌خواهی راستین راهی تهران مي‌شوند.

پیش از حرکت به سمت تهران، اعتراض یارمحمدخان و تصمیم به نرفتن به تهران موثر واقع نمی‌شود و در واقع طراحان طرح از میان برداشتن سرداران دلاور، با ترفندهای مختلف ستارخان و یارانش را به سمت تهران هدایت کردند تا طرح کشتار او و یارانش را اجرا کنند.

نویسنده کتاب گام به گام این رخدادها را بازگو مي‌کند و به لطف قلم شیوای خود، خواننده را با این اتفافات تاریخی به پیش مي‌برد.
روایت فضای سیاست تحمیل شده، طراحی قحطی و گرسنگی برای مردم ایران به همراه شیوع بیماری‌های لاعلاج در سراسر کشور، برای خوانندگان آشکار مي‌کند که خیانت کارانی چاپلوس که گرد پادشاه را گرفته بودند به همراه وطن فروشان خدمتگزار به روس و انگلیس، چگونه راه غارت کردن نفت برای دشمنان ملت را هموار کردند.

فعالیت این خیانت کاران جیره خوار تشویق و دلگرمی بزرگی برای استثمارگرانی بود که سیاست نابودی غیرتمندان ایران دوست را بدون هیچ مانعی ادامه دهند و این درست در زمانی به اوج رسید که قزاق‌های روس به علت انقلاب بلشویک‌ها(انقلاب کمونیستی در روسیه) ایران را ترک کردند و انگلیس دیگر نیازی به تقسیم خاک ایران نداشت و به آسانی یکه تاز در سراسر خاک ایران شد.

در این روزها بسیاری از مردان لایق و مبارز این مرز و بوم کشته شده بودند و وطن‌فروشان مانعی برای خوش خدمتی به انگلیس‌ها و آسان‌تر کردن راه غارت نفت کشور نداشتند.
آگاهی‌رسانی درکتاب یارمحمدخان برای نسل امروز به ویژه پژوهشگران تاریخ معاصر مي‌تواند قابل توجه باشد. در روزهای پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی، یعنی هفت سال پس از قراداد دارسی با مظفرالدین شاه و وزیرانش چاه نفت تینه‌مو(نفت شهر) در غرب ایران به نفت نرسید و روس‌های ناامید که دستشان از همه جا کوتاه شده بود، دیدند که چاه مسجد سلیمان به نفت رسید و این انگلیسی‌ها هستند که از حاصل یکه تازی روس‌ها در کشتار مردم ایران، استفاده بردند!

هنوز کفن مظفرالدین شاه خشک نشده بود که فرزندش محمدعلی شاه دستور به توپ بستن مجلس شورای ملی را صادر کرد. همزمان با کودتا در تهران، به خواست و طرخ انگلیسی‌ها تبریز هم محاصره شد و قحطی و گرسنگی سراسر کشور را فرا گرفت.
نویسنده با اشاره به این زمینه تاریخی به توصیف چگونگی برنامه‌ریزی برای کشتار مردان مبارز ایران بر اساس طرح حساب شده‌ای از سوی انگلیسی‌ها و با همکاری دولت‌های وقت و رای سی‌وشش عضو شورای سلطنت و دستور رئیس مجلس شورای ملی نموده است.

در این بین تفسیر دیدگاه سردار یارمحمدخان و تغییر روش مبارزه او باعث جلب توجه خواننده و همراهی با این دلاور مرد ایرانی مي‌شود؛ مردی که جدا از شجاعتش، با فهم و درک سیاسی، همچنان منافع مردم را در نظر داشت و هرگز تن به اجرای خواست دشمنان ایران نداد تا اینکه در محاصره دسته خیانت کاران اعم از فرمانفرما، امیراحمدی، سیدکاظم همدانی، وکیل‌باشی و رضا ماکسیم(رضاشاه بعدی) قرار گرفت و درست در روزهایی که با سیاست ویژه‌ای گام در راه نابودی قطعی دشمنان ایران گذاشت، ترور شد.

پس از شهادت این رادمرد، رئیس‌علی دلواری هم با دسیسه‌چینی انگلیسی‌ها و همکاری خیانت پیشگان داخلی به شهادت رسید؛ و این‌گونه راه برای غارت نفت و تسلط بیشتر انگلیسی‌ها بر کشور هموار شد.
کتاب «یارمحمدخان، سردار مشروطه» در 542 صفحه و به همت انتشارات جدی کار منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد اما این سریال یارمحمدخان از تلخی‌ها و رنج‌ها بسیار در کرمانشاه و غرب کشور و استان تهران و آذربایجان‌شرقی و معاصره تبریز حکایت‌ها را دارد و روشنگری خواهد کرد تا آن روزگاران را به تصویر بکشند.

محمود رضاخانی کرمانشاهی نویسنده این اثر در مورد این کتاب گفت: پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و متفرق‌شدن نمایندگان مجلس و کشته‌شدن و اعدام روزنامه‌نگاران و مشروطه‌خواهان و ترور افراد به‌نام و مبارز، فریاد دادخواهی و نجات محاصره شهر تبریز به سراسر ایران منتشر شد که دیدیم هیچ‌کس غیر از یارمحمدخان کرمانشاهی به این فریاد پاسخ نداد؛ و تنها مبارزی بود که برای نجات محاصره شهر تبریز به پا خاست و پس از آزادی شهر از محاصره، فداکارانه در آذربایجان، تهران و کرمانشاه علیه ستمگران جانانه جنگید و برای به‌ کرسی نشاندن قوانین مشروطه و اجرای مفاد آن از پای ننشست. او به‌راستی تمام‌عیار، خواهان رفاه ملت ایران بود تا آنجا که روس، انگلیس و درباریان و اعضای شورای سلطنت خواستار نابودی‌اش شدند.

وی تأکید کرد: یارمحمدخان در صدد نابودی باند و گروه ایجاد قحطی و گرسنگی -که در راس همه اینها انگلیسی‌ها بودند- می‌شود که بر سر راه مبارزاتش مشکلاتی پدیدار می‌کنند. آگاهی از ایجاد این مشکلات برای نسل امروز می‌تواند بسیار جالب توجه باشد. اقدامات یارمحمدخان برای از میان برداشتن اوباشان درباریان دودوزه‌باز و وطن‌فروشان بی‌اصالت در اوج قحطی و گرسنگی حاکم بر کشور، بسیار جالب توجه است.

نویسنده که قبلاً در کتاب دوجلدی «تگرگ» به زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ملت ایران از ورود ژان ماری دو مورگان(باستان‌شناس فرانسوی) به ایران و شناسایی خط سیر نفت از فارس تا خانقین عراق پرداخته، اکنون به نحوه مبارزات مشروطه‌خواهان و پیشگیری از تسلط انگلیس‌ها و روس‌ها می‌پردازد؛ و چه هوشمندانه ویژگی خیانت‌کاران و خدمتگزاران به انگلیس و روس و تلاش جانبازان و مبارزان ایران‌دوست را به رشته تحریر در آورده است؛ و راز بر سر کار آمدن عناصر بی‌لیاقت بر پست‌های مهم را به خواننده انتقال می‌دهد.

وی با اشاره به سخنان هربرت چیک ویس معاون سفیر انگلیس در بوشهر گفت: راه مهار ایرانی‌ها و مشغول‌کردن آن به فقر و گرسنگی و بی‌کاری و تسلط‌دادن اوباش به این گرسنگان و کل جامعه به همراه انتشار و رایج دروغگویی به میان مردم است که به‌سرعت سبب گسترش و ایجاد فساد همگانی می‌‌شود.

این نویسنده بیان کرد: تاریخ نشان داده است که این شگرد در کشور ما بارها پیاده شده و ماحصل آن برای هر دشمنی نتیجه‌بخش بوده است. بسیار جالب توجه است که هربرت چیک پس از بررسی در رفتار و تلاش عناصر دربار شاه قاجار و استفاده از تصمیم‌گیری‌های اعضای دولت و اعضای ۳۶‌نفره شورای سلطنت بر رئیس مجلس خودفروخته به انگلیسی‌ها -که در این موقعیت احمدشاه کودک‌سال را بر تخت سلطنت نشانده بودند- پیشنهادی به انگلیسی‌ها دارد. او بر آن است که در مملکت پرآشوب از هر رخداد و در دوران از راه رسیدن این دودوزه‌بازان حیله‌گر و سودجو و تصمیم‌گیر برای مملکت، به روش تحمیل دروغگویی و گرسنگی و ایجاد بی‌کاری و حاکمیت اوباش و نوکران سرسپرده به انگلیسی‌ها روی آورند.

در آغاز این کتاب روزشمار وقایع مشروطه -جدا از ارتباط با داستان کتاب «یارمحمدخان، سردار مشروطه»- بسیار قابل توجه است؛ روزشمار سال‌های ۱۲۵۴ خورشیدی تا مهرماه ۱۲۹۱ که با ترور یارمحمدخان پایان می‌پذیرد.

شخصیت یارمحمدخان در پشت جلد این کتاب این‌گونه نوشته شده است: کینه مخبرالسلطنه به سردار یارمحمدخان کرمانشاهی به‌علت همان درهم‌شکستن محاصره شهر تبریز و نجات رزمندگان در جنگ اردبیل بود. آنچه سبب شد نفرت از او هم به کینه‌اش افزوده شود، شنیدن تفسیر و نوع نگاه یارمحمدخان به اوضاع مملکت و آگاهی‌هایی بود که با سیاست روز از آن سخن گفت.

مخبر سلطنت به‌خوبی دریافت که یارمحمدخان عنصری است هوشمند، شجاع و دانا و بیشتر مخاطره‌آمیز برای همه هم‌پالکی‌های هم‌اندیش عناصر فعال در دستگاه دولت؛ لذا در انظار، نگاه کینه‌توزانه‌اش به او را از همه پنهان کرد؛ اما در مخابره‌اش به تهران، یارمحمدخان را عنصری خطرناک معرفی و تاکید کرد او کسی است که به‌آسانی فریب نمی‌خورد و به‌سادگی دست از مشروطه‌خواهی برنمی‌دارد.

 

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *