نظریه رشد زبان؛ رویکردهای مطالعه شناخت، دیدگاه هوش

کد خبر: 63013

مرحله عملیات عینی (۷) تا ۱۱سالگی) در طی مرحله عملیات عینی کودکان برای استدلال منطقی هر چند در سطحی بسیار عینی ظرفیت بیشتری نشان می‌دهند تفکر کودکان هنوز هم با واقعیت تجربی پیوند محکمی دارد.

نظریه رشد زبان؛ رویکردهای مطالعه شناخت، دیدگاه هوش

یادداشتی از دکتر حیدر عظمایی در پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ نظریه رشد زبان؛ نظریه زیست شناختی نظریه یادگیری، شناختی و تعأملی
نظریه زیست شناختی: رشد زبان به موازات تغییرات عصب شناختی حاصل از رسش رخ می‌دهد به معنای دیگر این دیدگاه زیست شناختی خاستگاه زبان را توجیه نمی‌کند کل مطلبی که می‌گوید:

این است که کودکان زبان یاد می‌گیرند چون دارای ساختار عصب شناختی و ابزار زیست شناختی یادگیری زبان هستند.

اگر کودکان با زبان خاصی مواجه نشوند آن را یاد نخواهند گرفت.
عامل موثر بر رشد زبان رسش زیست شناختی و عوامل محیطی می‌باشد.

نظریه یادگیری، شناختی و تعأملی

نظریه یادگیری: بر آن است که زبان نیز مانند رفتارهای دیگر آموخته می‌شود از طریق تقلید شرطی سازی، تداعی و تقویت؛
کودکان گفته های دیگران را می شنوند و سپس از اصواتی که شنیده‌اند تقلید می‌کنند

والدین به اشیای مختلف اشاره می‌کنند و آنها را نام می‌برند سپس کودکان این واژه‌ها را تکرار می‌کنند.

مثلاً در موقع پوشیدن هر تکه از لباس نام آن را می‌گویند:

«کفش» ، «پیراهن)»، «(شلوار))) و جوراب و وقتی کودکان این واژه‌ها را تکرار می کنند رفتار آنان را با پاسخ مثبت خود تقویت می کنند.

نظریه شناختی: بر این تاکید دارد که زبان از تصاویر ذهنی نشات می گیرد که خود نتیجه مستقیم رشد شناختی است.

پیاژه (۱۹۲۶) معتقد بود که کودکان طرحی ذهنی را می پرورانند و سپس نامی زبان شناختی بر آن می نهند.

نظریه تعأملی: در رشد زبان برای رسش زیست شناختی و عوامل و تجارب مؤثر محیطی اهمیتی برابر قایل است. تردیدی نیست که زیست شناسی اهمیتی انکار ناپذیر دارد اما ساختارهای در حال رشد نیز باید محیط مناسبی برای بیان خود داشته باشند.

نظریه رشد زبان؛ رویکردهای مطالعه شناخت، دیدگاه هوش

نظریه رشد زبان؛ رویکردهای مطالعه شناخت، دیدگاه هوش

رویکردهای مطالعه شناخت؛ چشم انداز پیاژه‌ای

مرحله حسی – حرکتی تولد تا دو سالگی: مفهوم پایداری شی.

آگاهی به ادامه هستی شی مستقل از دیدن، شنیدن، لمس کردن، چشیدن یا بوییدن آن توسط ماست.

و تقلید یا نسخه برداری از رفتار دیگران در این مرحله بروز می‌کند.
نخستین مرحلۀ رشد شناختی را دورۀ حسی حرکتی نامید،

زیرا در این دوره کودک یاد می‌گیرد از طریق فعالیت حرکتی به محرک‌های مختلفی که به حواس او عرضه می‌شوند.

پاسخ گوید: کودک نه تنها جغجغه‌ای را می بیند و صدای آن را می‌شنود بلکه یاد می‌گیرد چگونه آن را در چنگ بگیرد تکان بدهد یا به دهان ببرد.

پایداری شیئی

یکی از دستاوردهای کودک در مرحلۀ حسی حرکتی رشد مفهوم پایداری شیئی – آگاهی به ادامۀ هستی

شیئی مستقل از دیدن شنیدن لمس، کردن چشیدن یا بوییدن آن به توسط ما – است

طبق نظر پیاژه در طی مرحله سه (۴) تا ۸ ماهگی شیر خوار شیئی نیمه پنهان شدۀ حاضر را جستجو می‌کند

پایداری شیئی – این شیئی مستقل از درک ما در طی مرحله چهار (۸) تا ۱۲) ماهگی شیرخوار اشیایی را که ناپدید شده اند را جستجو می‌کنند.

تقليد

ویژگی دیگر مرحلۀ حسی حرکتی، تقلید یا نسخه برداری از رفتار دیگری است.

رایسلند در آزمایشی بر روی ۱۲ نوزاد در نخستین ساعت تولدشان دریافت که وقتی بزرگسالان روی شیر خوار خم می‌شدند و لب های خود را باز یا جمع می کردند

نوزادان نیز حرکت مشابهی به لب های خود می دادند کیتز مسکولاک – سرفتی، ایورباک، و ایدلمن نشان دادند

که شیر خواران ۱۰ تا ۵۱ ساعته نه از بیان چهره‌ای، ولی از بیرون آوردن زبان الگوبرداری می‌کردند پیاژه معتقد بود

که احتمال تقلید قبل از ۹ تا ۱۲ ماهگی منتفی است،

ولی البته اشاره او به تقلید معوق – یعنی تقلید از کسی یا چیزی که دیگر حضور ندارد – بود.

کودک ۲ ساله ای که در غیاب مادر به عروسک خود پوشک می پوشاند تقلید معوق انجام می دهد.

 

بازی نمادی، جادو و ماوراالطبیعه، استدلال تبدیلی

مرحله پیش عملیاتی دو تا هفت سالگی: بازی نمادی، جادو و ماوراالطبیعه، استدلال تبدیلی، همادینی، خودمحوری، جاندارپنداری، موجودات زنده میان گرایی، نگهداری طبقه بندی، بازگشت ناپذیری
پیاژه مرحله دوم را تفکر پیش عملیاتی خواند زیرا عملیات ذهنی شامل فکر منطقی است،

در حالی که کودکان در این مرحله هنوز واجد توانایی تفکر منطقی نیستند

در عوض کودکان توانایی بده بستان نمادی یا بازنمودی با جهان را پیدا می‌کنند،

به عبارت دیگر آنها به جای انجام واقعی کار توانایی تصوّر انجام آن کار را پیدا می‌کنند.

برای مثال کودک در مرحلۀ حسی – حرکتی رشد یاد می‌گیرد که چطور بازیچه ای را بر روی زمین بکشد.

کودکی که به مرحله پیش عملیاتی رشد رسیده است به بازنمودی ذهنی از بازیچه و تصویری ذهنی از کشیدن بازیچه بر روی زمین دست می یابد.

اگر کودک قادر به کاربرد واژه ها برای توصیف عمل خود باشد این عمل با کاربرد واژه‌ها ذهنی و نمادی به انجام می‌رسد،

یکی از دستاوردهای عمده در این دوره رشد زبان یعنی توانایی اندیشیدن و برقراری ارتباط با استفاده از واژه‌هایی است که معرف اشیا و رویدادها هستند.

نظریه رشد زبان؛ رویکردهای مطالعه شناخت، دیدگاه هوش

همادبینی شامل نوعی خطای استدلالی

همادبینی: همادبینی شامل نوعی خطای استدلالی است که از مربوط کردن افکاری که همیشه با هم مرتبط نیستند، حاصل می‌شود بار آخری که مادر به بیمارستان رفت بچه‌ای آورد پس دفعه بعدی که به بیمارستان می‌رود به خطا انتظار می رود که بچه دیگری را به خانه بیاورد.

از این عروسک احساس امنیت می‌گیرند

خود محوری: نقطه خود محوری به عدم توانایی اتخاذ دیدگاه دیگری یا تجسم نظرهای فردی دیگر اطلاق می‌شود.

برای مثال کودکان وقتی نمی‌توانند مادر خود را قانع کنند که عروسک پارچه‌ای کثیف آنها را نشوید عصبانی می‌شوند آنها از این عروسک احساس امنیت می‌گیرند

و همین برای آنها مهم است در حالی که برای مادرشان مساله مهم کثیف بودن عروسک است

کودکان در مورد نگرش خود به چیزهای دیگر نیز خود محورند مکان و زمان بر روی آنها متمرکز است.

جاندارپنداری: جاندارپنداری نسبت دادن کیفیتهای جاندار گونه به جمادات است.

کودکان معمولاً به اشیایی که در زندگی واقعی معرف شمایلهای زنده هستند حیات نسبت می‌دهند.

جانوران پر شده بازیچه های عروسکی و… ممکن است درباره آنچه در طبیعت دیده می‌شود گل‌ها، درختان باد یا ماه – سردرگم باشند

و با آنها یا درباره آنها طوری صحبت کنند گویی می‌توانند بشنوند

جاندار پنداری احتمالاً بیانگر آگاهی و درک ناکامل کودک از جهان است،

ولی از سوی دیگر، می توان آن را بازتابی از قدرت تجسم زنده کودکان نیز به شمار می‌رود.
عملیات عینی هفت تا یازده سالگی نگهداری ماده، تلفیق، برگشت‌پذیری،

شرکت پذیری این همانی یا ابطال
مرحله عملیات عینی (۷) تا ۱۱سالگی) در طی مرحله عملیات عینی کودکان برای استدلال منطقی

هرچند در سطحی بسیار عینی ظرفیت بیشتری نشان می‌دهند تفکر کودکان هنوز هم با واقعیت تجربی پیوند محکمی دارد.

نظریه رشد زبان؛ رویکردهای مطالعه شناخت، دیدگاه هوش

میوس چهار مورد عملیات عینی را که کودکان به اجرای آن قادرند را خلاصه کرده است.

تلفیق‌پذیری – توانایی ترکیب دو یا چند طبقه در قالب طبقه ای وسیع‌تر
برگشت‌پذیری – مفهومی مبنی بر آن که هر عملیاتی عملیات متضادی دارد که آن را معکوس می‌کند.
شرکت‌پذیری – آگاهی از آن که عملیات ریاضی می‌تواند از طرق مختلف به نتیجه واحد برسد.
این همانی یا ابطال‌پذیری – آگاهی بر این که اگر عملی با ضد خود ترکیب شود خنثی می‌شود.

نظریه ویگوتسکی درباره رشد شناختی زبان

از دیدگاه ویگوتسکی کارکردهای ذهنی در درجه اول از رسش نشات نمی‌گیرد بلکه منشا آن عوامل مؤثر اجتماعی و فرهنگی هست.

در نتیجه نفوذ ویگوتسکی، روانشناسان امروز از شناخت اجتماعی مشترک و شناخت اجتماعی توزیع شده

و حافظه جمعی سخن می‌گویند و کارکردهای ذهنی نوعی کشش تلقی می‌شود که توسط گروهای دوتای یا بزرگتر تحقق می‌یابد.

چیرگی بر آن برای کودک به تنهایی دشوار

مفهوم منطقه رشد همجوار: مفهوم «منطقه رشدی همجوار زد پی دی در نظریه ویگوتسکی جنبه بنیادی دارد اصطلاح ویگوتسکی برای تکالیفی است که چیرگی بر آن برای کودک به تنهایی دشوار است و لاجرم باید با راهنمایی دیگران بر آن چیره شود.

منطقه، یعنی فاصله سطح حقیقی رشد کودک که دستیابی به آن از طریق مساله گشایی فردی کودک حاصل شده،

و سطح رشدی بالقوه بالاتر او، که از طریق مساله گشایی تحت راهنمایی بزرگسالان یا با همکاری همتایان توانمندتر حاصل شده است.

ویگوتسکی معتقد بود که اندازه‌گیری سطح رشد بالقوه کودک به همان اندازه رشد حقیقی او اهمیت دارد،

چون آموزش باید با سطح رشد بالقوه پیوند بسیار نزدیکی داشته باشد.
نقطه نظرات ویگوتسکی درباره رشد زبان نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است ویگوتسکی معتقد بود

که زبان و تفکر در ابتدا مستقل از یکدیگر رشد می کنند ولی سرانجام با یکدیگر می‌آمیزند.

کودکان صحبت کردن را یاد می‌گیرند چون به برقراری ارتباط با دیگران تماس، اجتماعی و تأثیرگذاری بر دیگران نیاز دارند. رفته رفته، با آغاز سال‌های پیش دبستانی کودکان از گفتار بیرونی به سوی گفتار درونی کشیده می‌شوند.

گفتار درونی گفت‌و‌گوی کودک با خودش است که سرانجام به افکار او تبدیل می‌شود.

ظاهراً کودکان از گفتار درونی خود دانش و آگاهی کسب می‌کنند.

 

هوش طیف وسیعی از استعدادها و مهارت‌ها

تعریف هوش: هوش یک توانایی کلی و واحد است و برخی دیگر معتقدند که هوش طیف وسیعی از استعدادها و مهارت‌ها را در بر می‌گیرد.

به‌طور خلاصه، هوش برخی توانایی‌های ذهنی مختلف(منطق، استدلال، حل مسئله و برنامه‌ریزی) را شامل می‌شود.

دیدگاه هوش نظریه هوش هشتگانه گاردنر

نظریه هوش هشتگانه گاردنر: و تعریف هوش از نظر گاردنر، استفاده از مهارت‌های حل مسئله است.

که برای حل یک به یک مسائل یا چالش های زندگی واقعی، تولید محصولات مفید و یافتن یا ایجاد مشکلات جدید ضروری است.

به عقیده گاردنر هوش یک پتانسیل زیست روانشناختی و عمیقاً تحت تأثیر ارزش‌های فرهنگی است.

 

دیدگاه هوش از نظر گاردنر: حوزه اطلاعاتی ارائه شده توسط گاردنر را می‌توان به شرح زیر در مشاوره تحصیلی فهرست کرد:

موسیقی و ریتم)
دیداری – فضایی)
کلامی – زبانی)
منطقی – ریاضی)
بدنی – جنبشی)
درون فردی)
بین فردی)
طبیعت‌گرایی و درک طبیعت

نظریه رشد زبان؛ رویکردهای مطالعه شناخت، دیدگاه هوش

نظریه رشد زبان؛ رویکردهای مطالعه شناخت، دیدگاه هوش

 

 

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *