تأمین واکسنهای مورد نیاز کشور تا پایان سال ۱۴۰۶
کورش علیانی، فعال فرهنگی، به نقل از معاون وزیر بهداشت اعلام کرده است که واکسنهای لازم برای کشور تا پایان سال ۱۴۰۶ تأمین و برنامهریزی برای توزیع آنها در سراسر ایران انجام شده است. این خبر باید در زمینه شرایط کنونی ایران که شامل جنگ، تحریم و محاصره دریایی است، مورد توجه قرار گیرد. تأمین چیزی که به طور مستقیم با سلامت عمومی مرتبط است، در چنین شرایطی، یک موفقیت ملی به شمار میرود. افتخار به این موفقیت حق مسلم ماست.
احساس افتخار و شادی جمعی به عنوان یک واکنش طبیعی به موفقیتهای جمعی، برای پایداری یک جامعه ضروری است. آیا عجیب نیست که در برابر اخبار مثبت ایرانی، اغلب واکنشهای متفاوتی مشاهده میشود؟ اقشار فعال جامعه معمولاً به محض شنیدن یک خبر خوب، به جای ابراز شادی، به ردیف کردن تبصرهها و انتقادات میپردازند. آیا آنها کار مهمی انجام دادهاند؟ آیا وظیفهشان نبوده است؟ از کجا میتوان مطمئن بود؟ چرا در مورد کمبودهای خاص صحبت نمیکنند؟ بسیاری از این پرسشها نه ممنوع و نه بیارزش هستند. اما چرا همین ذهن پرسشگر در برابر موفقیت دیگران به سکوت میافتد و سؤالی نمیپرسد؟ چرا آنچه برای دیگری دستاورد است، برای ما به معنای آغاز یک بازجویی است؟ این رفتار نامی دارد؛ خودتحقیری.
خودتحقیری نقد نیست. منتقد موفقیت را میبیند و کاستیها را نیز شناسایی میکند؛ اما خودتحقیرگر به موفقیت چشم میبندد و از پیش پذیرفته است که از ما کار ارزشمندی برنمیآید. تکرار این رفتار در نوشتهها و گفتوگوهای فارسی ممکن است آن را عادی جلوه دهد، اما فراوانی این رفتار دلیل طبیعی بودن آن نیست. در کنار خودتحقیری، عادت دیگری نیز وجود دارد؛ خودمقصرانگاری. در حالی که دشمن تحریم میکند، آنها به جای انتقاد از مسئولیت تحریمکننده، خود را محاکمه میکنند. در شرایطی که دشمن محاصره میکند، بحث به این سمت میرود که چرا راههای تأمین ما آسیبپذیر بودهاند. انگار کسی چاقویی در شکم ما فرو کرده باشد و ما به جای محکوم کردن ضارب، بگوییم عیب از شکم نرم ما است.
شناسایی آسیبپذیری و تلاش برای رفع آن ضروری است؛ اما آسیبپذیری، مسئولیت مهاجم را از بین نمیبرد. این دو عادت، ویژگی ذاتی ایرانیان نیست و باید پرسید که از کجا آمدهاند. دشمنی که برای فشار اقتصادی، نظامی و سیاسی برنامهریزی میکند، چرا برای تأثیرگذاری بر داوری ذهنی ما برنامهریزی نکند؟ برنامهریزی دقیق و بلندمدت میتواند با انتخاب خبرها، تکرار ماجراها، اعتبار دادن به صداهای خاص و بیاعتبار کردن صداهای دیگر پیش برود. موفقیت نهایی چنین برنامهای این است که صداداران جامعه بدون نیاز به دستور مستقیم، معیارهای مطلوب دشمن را به عنوان معیار سنجش مستقل خود بپذیرند.
تغییر وظیفه واژهها؛ احتیاط به عنوان یک نام محترمانه برای انکار موفقیت، واقعبینی به عنوان پوششی برای سرزنش خود و انصاف به عنوان بهانهای برای سبک کردن مسئولیت مهاجم تبدیل میشود. نتیجه این میشود که جامعه از افتخار به خود و مطالبه از دشمن دست میکشد. در این شرایط، خودتحقیری مانع از آن میشود که از موفقیتهای خود نیرو بگیریم و خودمقصرانگاری اجازه نمیدهد که مسئولیت تعرض را بر دوش عامل آن بگذاریم. در حالی که دشمن در بیرون فشار میآورد، در درون، معیارهای داوری ما به نفع دشمن تغییر میکند.
خبر تأمین واکسن تنها درباره واکسن نیست. این یک فرصت است برای مشاهده توانایی کشوری که تحت فشار ایستاده است. باید مطالبهگر باشیم، کاستیها را بشناسیم و همزمان به خود افتخار کنیم. باید برای اصلاح ضعفها تلاش کنیم، نه این که فقط گلایه کنیم و مهاجم را تبرئه کنیم. نخستین شرط داوری درست این است که عامل را بشناسیم، چه در موفقیت و چه در تعرض.