تحلیل ابعاد تاریخی و فرهنگی راه ابریشم
به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، در دنیای مسکونی انسان، «راه ابریشم» تنها یک مسیر تجاری برای تبادل کالا نبود؛ بلکه شریانی حیاتی بود که قارههای آسیا، اروپا و آفریقا را به یکدیگر متصل میکرد و زمینهساز انتقال دانش، مذهب، هنر و تکنولوژی میان تمدنهای باستانی بود. در این گفتگو، با پویان تطهیریمقدم، پژوهشگر و گردشگر در حوزه راه ابریشم، به بررسی ابعاد تمدنی، تاریخی و کارکردی این شبکه ارتباطی پرداختهایم:
تاثیرات راه ابریشم بر دنیای امروز
اگر به این سوال فکر کنیم که اگر راه ابریشم وجود نداشت، امروز چه تفاوتی میکردیم، پاسخها بسیار متنوع و گسترده است. در واقع، راههای ابریشم شبکهای از مسیرها بودند که در طول تاریخ قارههای آسیا، اروپا و آفریقا را به هم متصل کردند و محملی برای جابهجایی کالا، معنا، مذاهب، هنر و تکنولوژی شدند. به عنوان مثال، کاغذ چینی در اوج این مسیر جابهجا و در سراسر جهان پخش شد، یا ایده «قنات» که یکی از عوامل مهم تمدنی ایران به شمار میرود. همچنین، غذاهایی که در خمیر قرار میگیرند، مانند دامپلینگ چینی، خینکالی گرجی، جوشپره در مرکز ایران، چوشپارا در بخارا و راویولی در ایتالیا، همگی نشاندهنده انتقال ایدههای پختوپز هستند. اگر این شبکه شکل نمیگرفت، با دنیای بسیار متفاوتی روبرو میشدیم. حتی ماده اولیه غذایی مانند «فسنجان» که گردو است، نتیجه جابهجایی این دانه از جنگلهای «ارسلانباب» در غرب قرقیزستان توسط قبایل مختلف در طول تاریخ است.
تاثیرات تاریخی و تعاملات ایران
در مورد تاثیرات تاریخی این راه، باید گفت که از حدود سال ۱۳۸۸ در بخش خارج از ایران این شبکه را سفر کردهام. آنچه که دریافتم این است که راههای ابریشم، استخوانبندی تمدنی ایران به شمار میروند و نمیتوان تاثیرات آنها بر ایران و بالعکس را به صورت جداگانه بررسی کرد. این راهها بسیار قدیمی هستند و حتی پیش از شکلگیری دولتهای متمرکز مانند هخامنشی وجود داشتهاند. این مسیرها محملی برای جابهجایی کالاهای قیمتی و تکنولوژی، به ویژه تکنولوژی نظامی بودند که در صنایع نظامی شکل گرفته و پخش میشدند. در کنار آن، داستان تجارت و تولید کالا در یک نقطه و فروش آن در جای دیگر، تاثیر غیرقابلانکاری بر تمدن ایرانی داشت.
مسیرهای راه ابریشم و اهمیت آنها
در مورد سر و ته راه ابریشم، باید گفت که این موضوع مورد بحث و جدل است، زیرا «راه ابریشم» یک برند است و کشورهای مختلف از چین تا اروپا مدعی قرارگیری بر روی این مسیر هستند. این تصور که فقط یک راه وجود داشته که شهرها را به هم متصل میکرده، ایدهای جدید است که از اواخر قرن نوزدهم مطرح شده است. ریشه این راهها به حدود ۵۳۰۰-۵۴۰۰ سال پیش و شکلگیری اولین شهرها در حوضه رودخانههای دجله و فرات، سیحون و جیحون (آمدریا)، حوزه رود سند و منطقه سیستان ایران برمیگردد. با شکلگیری اولین شهرها و توانایی آنها در عبور از عوارض طبیعی، این شبکه آغاز شد، هرچند در آن زمان نه ابریشمی جابهجا میشد و نه کسی از آن خبر داشت.
جابهجایی کالاها و انسانها
اسم «راه ابریشم» چندان گویا نیست؛ زیرا این یک شبکه است نه یک راه، و الزاماً شرقی-غربی نیست. این شبکه حتی نقاط مختلفی مانند بنادری در هند یا پاکستان را به شمال دریای خزر و روسیه متصل میکرد. در مورد محصولات، صرفاً کالا نبود؛ بلکه کالاها (سنگهای قیمتی، ابریشم، کاغذ، ادویه) ارزش داشتند، اما مهمتر از آن جابهجایی انسانها بود که با خود هنر، تکنولوژی، آیینهای فلسفی و مذهبی، خط (نوشتن) و آیین تجارت (صرافی و پول) را میبردند. اگر این راهها وجود نداشت، شاید تمدن بشری به شکل کنونی نبود. ما در ایران به آن «شاهراه خراسان» هم میگوییم، اما این نامها جامع نیستند.
کارکردهای کاروانسراها و رباطها
کاروانسراها و رباطها به عنوان منزلگاههای عبوری عمل میکردند که مسافران در آنها استراحت میکردند. این نقاط نه تنها محل استراحت، بلکه مکانهای تبادل کالا و ایده بودند. در طول زمان، کارکردهای دیگری نیز به آنها افزوده شد؛ تاریخ تصوف نشان میدهد که بسیاری از بزرگان عرفان در این کاروانسراها به عنوان خانقاه اقامت داشتند و مریدان را پرورش میدادند. همچنین در دورههای جنگ، رباطها به عنوان سنگر و لبه جنگ توسط قشون نظامی مورد استفاده قرار میگرفتند. امروزه با تغییر نحوه سفر و سرعت ماشین، ما معنای «سفر آهسته» را از دست دادهایم، اما بازخوانی آن دوران برای درک معنای راه و منزلگاه ضروری است.
تغییرات راهها در طول تاریخ
راهها همواره دستخوش تغییر بودهاند؛ چه به دلایل طبیعی (سیل، زلزله) و چه انسانی. ما دو نوع راه داشتیم: راههای تجاری که مردمی بودند و بودجهشان از خود مردم تامین میشد و نیازی به همواری و عرض زیاد نداشتند، و راههای نظامی که بودجه دولتی داشتند و برای عبور ارابههای جنگی ساخته میشدند. جنگهای بزرگ تمدنی میتوانستند بخشهایی از راههای تجاری را برای قرنها مسدود کنند. به عنوان مثال، پس از حمله مغول به ایران، بخشهایی از خراسان و ابرشهرهایی مانند نیشابور و بخارا خالی از سکنه شدند و تجارت در آن مسیرها متوقف گردید.
جهانگردان و سفرهای تاریخی
جهانگردان قدیمی به این مسیر به عنوان «راه ابریشم» اشاره نمیکردند، بلکه آن را به نام مقصد میشناختند (مانند راه قزوین یا راه تهران). با این حال، دادههای ارزشمندی از آنها به جا مانده است. از چینیها میتوان به «ژانگ چیان» (افسر نظامی قرن دوم پیش از میلاد که اسب را به چین معرفی کرد) و «شوانزانگ» (راهب بودایی) اشاره کرد. در میان تمدن ایرانی، «ابنفضلان» (که به شمال دریای خزر رفت)، «ناصرخسرو قبادیانی» (که برای آیین اسماعیلی به مصر سفر کرد)، «ابنبطوطه» و «مارکوپولو» از دیگر مسافران برجسته بودند. همچنین تجار یهودی در اروپا سفرنامههایی از خود به جا گذاشتند که باید دوباره مورد بررسی قرار گیرند.
جهانگردی در روزگار قدیم
در گذشته، مفهوم شغل به معنای امروزی برای سفر وجود نداشت، مگر برای کاروانسالاران. اما مسافرانی که سفرنامههایشان باقی مانده، طیف خاصی بودند. دلایل سفرها ترکیبی از مذهب، خودشناسی و جستجوی انسانها برای کشف دنیای جدید بود. ناصرخسرو برای رسیدن به مرکز اسماعیلیه سفر کرد و دانش زیادی اندوخت. سعدی برای تحصیل سفر کرد. ایده «زیارت» نیز تنها به دیدن مقبره محدود نمیشد؛ بلکه دیدار با انسانهای زنده (عالمان و قطبهای صوفیه) بسیار اهمیت داشت. تجارت نیز بخش جداییناپذیر سفر بود و تنوع دلایل سفر در آن زمان به مراتب بیشتر از امروز بود.