اگر همینگوی خبرنگار نبود، «وداع با اسلحه» خلق نمی‌شد

کد خبر: 48827

در دنیای ادبیات، بسیاری از نویسندگان پیش از آن‌که به رمان‌نویسی یا داستان‌کوتاه‌نویسی روی بیاورند، سال‌ها در میدان روزنامه‌نگاری قلم زده‌اند. تجربه‌ای که تنها پیش‌زمینه‌ای شغلی نبوده، بلکه به بخش جدایی‌ناپذیری از هویت آن‌ها تبدیل شده است.
خبرنگاری، برای برخی فقط یک شغل موقتی نبود؛ آغاز مسیری بود که به شاهکارهای ادبی ختم شد. آن‌ها که از دل واقعیت نوشتند، داستان‌هایی ساختند که از خیال باورپذیرتر بود.
در دنیای ادبیات، بسیاری از نویسندگان پیش از آن‌که به رمان‌نویسی یا داستان‌کوتاه‌نویسی روی بیاورند، سال‌ها در میدان روزنامه‌نگاری قلم زده‌اند. تجربه‌ای که تنها پیش‌زمینه‌ای شغلی نبوده، بلکه به بخش جدایی‌ناپذیری از هویت آن‌ها تبدیل شده است. روزنامه‌نگاری برای این نویسندگان نه‌فقط تمرینی برای نوشتن، بلکه مدرسه‌ای برای دیدن، تحلیل‌کردن و ساختن زبان بوده است؛ زبانی که از دل واقعیت می‌آید و می‌تواند تخیل را هم ملموس و باورپذیر کند. این پیوند میان دو جهان، هم به ادبیات عمق می‌دهد و هم به روزنامه‌نگاری رنگ خلاقیت می‌زند. در ادامه ابتدا به برخی از این نویسندگان اشاره می‌کنیم و همچنین به این می‌پردازیم که خبرنگاری چه کمکی به خلق داستان می‌کند:

نویسندگانی که از خبر آغاز کردند

ارنست همینگویهمینگوی، پیش از آن‌که برنده نوبل ادبیات شود، به‌عنوان خبرنگار جنگی فعالیت می‌کرد و کارش را در روزنامه کانزاس سیتی استار آغاز کرد. سبک نثر کوتاه، دقیق و صریح او (معروف به سبک «کوه یخی») بی‌تردید حاصل سال‌های فعالیتش در تحریریه‌هاست؛ جایی که باید با کمترین کلمات، بیشترین معنا را منتقل می‌کرد. گابریل گارسیا مارکز، خالق «صد سال تنهایی»، روزنامه‌نگاری را «بهترین حرفه دنیا» می‌دانست. او معتقد بود که روزنامه‌نگاری ارتباط او را با جهان واقعی حفظ می‌کند و از این رو، تا آخر عمر به این حرفه ادامه داد. او روایت‌های جادویی‌اش را بر پایه مشاهدات دقیق از جهان واقعی می‌نوشت. رئالیسم جادویی او، با پای در واقعیت و سری در خیال، حاصل سال‌ها تجربه در مطبوعات بود. آلبر کامو نویسنده و فیلسوف فرانسوی، در الجزایر روزنامه‌نگار بود. نوشتن درباره فقر، استعمار و تبعیض، نگاه فلسفی و انسانی او را شکل داد. آثار بزرگی چون «بیگانه» و «طاعون» بازتاب همان تجربه‌هاست. اوریانا فالاچی خبرنگار ایتالیایی، با نگاهی تیز و زبانی روایت‌محور، گزارش‌های خود را تا مرز ادبیات پیش می‌برد. او راوی جنگ‌ها، مصاحبه‌گر سیاستمداران و زنی جسور در قلب واقعیت‌های خشن جهان بود. فالاچی حتی مصاحبه‌ای با امام خمینی (ره) داشت.

نویسندگانی در ایران؛ از مطبوعات تا داستان

در ادبیات ایران نیز، روزنامه‌نگاری نقش مهمی در شکل‌گیری سبک و نگاه نویسندگان ایفا کرده است. جلال آل‌احمد از مطبوعات آغاز کرد و به نثر پرریتم و گزنده‌ای رسید که امروز در ادبیات معاصر فارسی شناخته‌شده است. او با زبان صریح و نگاه اجتماعی‌اش، ادبیات را به عرصه نقد جامعه کشاند. غلامحسین ساعدی نویسنده «عزاداران بیل»، از فضای گزارش‌نویسی بیرون آمد؛ با روایت‌هایی ریشه‌دار در درد مردم. سبک واقع‌گرایانه و گاه کابوس‌وار او، تلفیقی از ژورنالیسم و ادبیات بود. احمد محمود با تجربه زیسته در طبقات پایین جامعه و فعالیت در مطبوعات، توانست در رمان‌هایی چون «همسایه‌ها» و «زمین سوخته» زبان مردم را وارد ادبیات کند. نثر او، حاصل شنیدن صدای کوچه‌ها و کارگران بود.

روزنامه‌نگاری چه چیزی به نویسنده می‌دهد؟

نویسندگی و روزنامه‌نگاری، هر دو از نوشتن می‌آیند، اما تفاوت‌شان در نسبت با واقعیت است. نویسنده، خیال را با واقعیت درمی‌آمیزد؛ اما روزنامه‌نگار، باید بی‌واسطه و بی‌رحم به سراغ واقعیت برود. با این حال، میان این دو قلم، پلی پنهان وجود دارد. اما خبرنگاری دقیقاً چه چیزی به نویسنده می‌دهد؟پیش از هر چیز، روزنامه‌نگاری نویسنده را «مجبور به دیدن دقیق» می‌کند. خبرنگار نمی‌تواند چیزی را نادیده بگیرد؛ او با چشم تربیت‌یافته، جزئیاتی را شکار می‌کند که دیگران از آن می‌گذرند. همین دقت در مشاهده، بعدها در داستان‌نویسی بدل به خلق صحنه‌ها و شخصیت‌هایی زنده و ملموس می‌شود. از سوی دیگر، کار در رسانه، نویسنده را به «زبان موجز و موثر» عادت می‌دهد. در فضای محدود ستون‌های روزنامه یا گزارش‌های خبری، جایی برای پرگویی یا ابهام نیست. نوشتن در چنین چارچوبی، به او یاد می‌دهد که چطور ساده، شفاف و دقیق بنویسد؛ مهارتی که بسیاری از نویسندگان فاقد آن‌اند.روزنامه‌نگاری همچنین نویسنده را با «ضرباهنگ زندگی واقعی» آشنا می‌کند؛ از کف خیابان تا عمق بحران‌ها. خبرنگار در معرض طبقات گوناگون، فرهنگ‌های مختلف و حوادث گاه تلخ و تکان‌دهنده‌ای قرار می‌گیرد که در هیچ کتابی نوشته نشده‌اند. این مواجهه مستقیم با جامعه، بعدها در داستان‌ها به صورت لحن‌ و شخصیت‌های اصیل و باورپذیر بازتاب پیدا می‌کند.
همچنین کار در تحریریه، نوعی «نظم و انضباط حرفه‌ای» به نویسنده می‌دهد؛ او می‌آموزد که نوشتن منتظر حال خوب و الهام نمی‌ماند. باید هر روز نوشت و مطلب را به موقع تحویل داد. این انضباط، به نویسنده امکان تداوم می‌دهد.اما شاید مهم‌تر از همه این باشد که روزنامه‌نگاری، به نویسنده «احساس مسئولیت اجتماعی» می‌بخشد. او درمی‌یابد که نوشتن فقط برای سرگرمی نیست؛ او می‌تواند صدایی باشد برای بی‌صدایان. همین نگاه است که آثار بسیاری از نویسندگان از مارکز تا آل‌احمد را از حد روایت فراتر برده و به متونی تأثیرگذار بدل کرده است.در نهایت، تجربه روزنامه‌نگاری، پر است از سوژه، شخصیت و موقعیت. هر گفت‌وگو، هر مصاحبه، هر گزارش می‌تواند بذر یک داستان تازه باشد. نویسنده‌ای که از دل روزنامه‌نگاری برآمده، به جای نشستن در اتاق خیال، از دل واقعیت می‌نویسد؛ و شاید همین، راز ماندگاری روایت‌های او باشد.
“هانیه علی نژاد”
 منبع: https://farsnews.ir/Haniehalinejad

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *