تاریخ‌نگاری برای نوجوانان؛ فراتر از سخنرانی‌های آموزشی

کد خبر: 67358

نویسنده مجموعه «بابامهرداد و مانی»، با تأکید بر ضرورت پرهیز از تبدیل روایت تاریخ به سخنرانی آموزشی گفت: تلاش کردیم برای نوجوانان دستاوردهای تاریخی را جدا از مسیر رسیدن به آن‌ها روایت نکنیم.

“`html

نوجوانان و تاریخ ایران

به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، چگونه می‌توان تاریخ ایران را به نوجوانانی معرفی کرد که دنیای آن‌ها به شدت تحت تأثیر بازی‌های ویدئویی، فضای مجازی و روایت‌های کوتاه است؟ چگونه می‌توان از گذشته سخن گفت بدون آنکه مخاطب احساس کند با فهرستی از تاریخ‌ها و شخصیت‌ها مواجه است یا پیشرفت‌های نسل‌های گذشته را دور از دسترس ببیند؟ پاسخ «بابا مهرداد و مانی» به این سؤالات، نه در بازگویی مستقیم تاریخ، بلکه در خلق یک موقعیت داستانی شکل می‌گیرد؛ جایی که کنجکاوی نوجوان، خاطرات پدربزرگش را به روایت‌هایی از گذشته ایران پیوند می‌زند.

در این مجموعه، تاریخ از دل زندگی روزمره بیرون می‌آید؛ گاهی یک بازی ویدئویی آغازگر ورود به یک واقعه تاریخی می‌شود و گاهی پرسشی درباره یک نماد ملی، راه را به سوی اسطوره‌ها و روایت‌های کهن باز می‌کند. این شیوه، علاوه بر فراهم کردن فرصتی برای آشنایی مخاطب با تاریخ و هویت ایرانی، امکان پرداختن به تجربه‌هایی را فراهم می‌کند که در آن‌ها ابتکار، همکاری، تصمیم‌گیری و پشتکار نقش مهمی در عبور از دشواری‌ها داشته‌اند. به این ترتیب، گذشته صرفاً موضوعی برای افتخار نیست، بلکه می‌تواند به بستری برای فهم مسائل امروز و اندیشیدن به آینده تبدیل شود.

پخش مجموعه تلویزیونی

مجموعه تلویزیونی «بابا مهرداد و مانی» به کارگردانی محمد اعلمی و تهیه‌کنندگی استودیو بادبان، از 27 مهرماه بر روی آنتن شبکه نهال رفته است. در این راستا، گفت‌وگویی با حمید جهانی، نویسنده این مجموعه، درباره چگونگی تبدیل موضوعات تاریخی به موقعیت‌های داستانی، استفاده از طنز برای جذب مخاطب نوجوان و ظرفیت روایت‌های تاریخی برای انتقال تجربه‌های پیشرفت به نسل جدید انجام شده است.

نگارش دیالوگ‌ها

در چنین مجموعه‌ای، مانی احتمالاً نماینده بخشی از پرسش‌ها و ابهام‌های نسل امروز است و بابا مهرداد نقش پاسخ‌گو و روایتگر را دارد. هنگام نگارش دیالوگ‌ها، سعی کردیم از تبدیل پاسخ‌های پدر به سخنرانی آموزشی جلوگیری کنیم و کنجکاوی و منطق ذهنی کودک را در داستان حفظ کنیم. یکی از نکات مهم، استفاده از طنز در خلال صحبت‌های پدربزرگ و افزودن تکیه‌کلام‌های خاص به شخصیت بابا مهرداد بود تا داستان از حالت سخنرانی خارج شود.

همچنین با گنجاندن پرسش‌های مکرر مانی از پدربزرگ و بابا مهرداد، فضای گفت‌وگو را حفظ کردیم و اجازه ندادیم روایت به انتقال یک‌طرفه اطلاعات تبدیل شود. برای ما مهم بود که جنبه دراماتیک و نمایشی داستان، به‌ویژه در دیالوگ‌ها، حفظ شود. با توجه به اینکه شخصیت اصلی، یعنی بابا مهرداد، داستان‌های تاریخی را در همین گفت‌وگوها بیان می‌کند، باید این ویژگی را نیز در نظر می‌گرفتیم.

انتخاب رویدادها

هنگامی که تاریخ ایران در قالب یک مجموعه داستانی روایت می‌شود، انتخاب اینکه چه چیزی گفته شود و چه چیزی کنار گذاشته شود، اهمیت زیادی دارد. در روایت‌های تاریخی بابا مهرداد، تلاش کردیم تا حد امکان زبان ساده و قابل‌فهمی داشته باشیم تا مخاطب نوجوان بتواند با روایت ارتباط برقرار کند. پیچیدگی‌های تاریخی چندان مدنظر ما نبود، اما در عین حال نمی‌خواستیم به کلی‌گویی هم دچار شویم.

به همین دلیل، هرجا جزئیات مهمی وجود داشت که به فهم بهتر موضوع کمک می‌کرد، آن‌ها را تا حد لازم مطرح می‌کردیم. همچنین هر حادثه تاریخی باید به مخاطب کمک کند تا گره‌ای ذهنی درباره مسائل روز را نیز باز کند. بنابراین، تلاش کردیم میان اتفاقات تاریخی که مانی درباره آن‌ها سؤال می‌پرسد و بابا مهرداد توضیح می‌دهد، با شرایط امروز تناسبی برقرار کنیم تا نوجوان بتواند ارتباط میان گذشته و حال را درک کند.

روایت پیشرفت

در روایت پیشرفت، گاهی دستاوردها به‌گونه‌ای بیان می‌شوند که مخاطب فقط با نتیجه نهایی مواجه می‌شود؛ در این حالت، موفقیت ممکن است به‌عنوان یک اتفاق استثنایی و دور از دسترس به نظر برسد. هنگام نوشتن «بابا مهرداد و مانی»، به‌جای روایت صرفِ دستاوردها، تلاش کردیم مسیر رسیدن به آن‌ها، دشواری‌ها، شکست‌ها و تجربه‌های انسانی پشت آن‌ها را نشان دهیم تا کودک و نوجوان بتوانند خود را در این مسیر تصور کنند.

این مسئله برای ما اهمیت زیادی داشت. برای مثال، در قسمتی که پل نادری در دوران دفاع مقدس مطرح می‌شود یا در روایت اتفاقات تاریخی دیگری که پیشینه آن‌ها به دوران باستان، زمان هخامنشیان، یا تاریخ معاصر و دوره قاجار برمی‌گردد، تلاش کردیم دستاوردها را در بستر تاریخی خودشان روایت کنیم. چه در پیروزی‌ها و چه در شکست‌ها، برای ما مهم بود که جنبه انسانی ماجرا را پررنگ‌تر کنیم و نشان دهیم که هر دستاورد یا نتیجه‌ای، زمینه‌ها و مقدماتی داشته است.

حفظ هویت ایرانی

در نهایت، برای ما مهم بود که حس هویت ایرانی در تمام قسمت‌ها از طریق بابا مهرداد و مانی به نوجوانان منتقل شود؛ البته نه صرفاً هویت ایرانی در گذشته، بلکه هویت ایرانیِ امروز. تمام تلاشمان این بود که بتوانیم این پیوند را میان تاریخ، اتفاقات روز و تجربه زیسته نوجوانان برقرار کنیم. پررنگ‌ترین مسئله برای ما این بود که نوجوان در پایان هر قسمت، چه با یک روایت پیروزی مواجه شده باشد و چه با روایت شکست، به ایرانی بودن خودش افتخار کند.

“`

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *