تالاب زیر فـــــرش سبز مرگ و اما سنبل آبی؛ چگونه یک گل زینتی به بحرانی پایدار در تالابهای گیلان و مازندران تبدیل شد؟
آرین عباسیفرد گزارشگر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ سنبل آبی که روزی بهعنوان گیاه زینتی به ایران آمد، اکنون به بزرگترین تهدید تالابهای شمال کشور تبدیل شده است.
سرعت تکثیر خیره کننده، نبود دشمن طبیعی، ساختار نامناسب بودجهریزی و روشهای ناقص پاکسازی، مهار این گونه مهاجم را به چالشی ۳۰ ساله بدل کرده است.
در این گزارش، ابعاد بحران در تالاب انزلی و مازندران، تجربه ناکام پاکسازیهای مقطعی و راهکارهای زیستمحیطی برای نجات این اکوسیستمهای حیاتی بررسی میشود.
سنبل آبی؛ چگونه یک گل زینتی به بحرانی پایدار در تالابهای گیلان و مازندران تبدیل شد؟
تالاب زیر فرش سبز مرگ و اما مهمان خوشچهرهای که میزبان را میبلعد
گیاهی جهانگیر است و جز در زیستگاه اصلیاش (رودخانه آمازون)، بسیار خطرناک.
گلهای بنفشش بر برگهای سبز و براق، چنان جلوهگری میکند که نگاه هر بینندهای را میرباید.
سنبل آبی (Eichhornia crassipes) بیشتر به یک تابلوی نقاشی شبیه است تا یک بحران محیط زیستی.
اما این مسافرِ فریبنده که روزی قرار بود زینتبخش حوضچه باغهای شخصی باشد،
راه خود را به تالابها و رودخانههای جهان باز کرد؛
آب برای او جادهای شد تا بیوقفه پیشروی کند و اندکاندک جای ساکنان قدیمی را تنگتر سازد.
سنبل آبی آزادانه روی آب شناور میماند، برگهای ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتریاش سطح را فرا میگیرند و
گلهایش تا یک متر بالاتر از سطح آب رشد میکنند.
خطر اصلی اما در سرعت تکثیر آن است؛ هر بوته سالانه هزاران دانه تولید میکند که میتواند تا ۲۸ سال در محیط دوام بیاورد. همین جانسختی باعث میشود که جمعیت این گیاه در برخی مناطق، تنها ظرف دو هفته دو برابر شود.
امروز سنبل آبی در بیش از ۸۰ کشور دنیا، از شرق آسیا تا ایالات متحده، پراکنده شده است و ایران نیز از این معضل جهانی در امان نمانده است.
بحران در گیلان: وقتی نفس تالاب انزلی گرفت و اما نخستین نشانهها در تالاب عینک رشت
سنبل آبی اولین بار ابتدای دهه ۹۰ در تالاب عینک شهر رشت دیده شد.
از سال ۱۳۹۴ با یک هماهنگی بینبخشی، برنامه پاکسازی شروع شد.
متولی تالاب عینک سازمان آب منطقههای و مسئولیت زمینهای اطراف با جهاد کشاورزی بود.
از طرفی چون سنبل آبی یک گونه مهاجم و غیربومی محسوب میشد، مرجع تشخیص آن، اداره محیط زیست بود.
با پاکسازی سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، سنبل آبی تقریباً از تالاب عینک جمعآوری شد.
دو سازمان مردمنهاد به نامهای «سبزکاران» و «سرزمین ایدهآل ما» و دستگاههای دولتی زیر چتر پدافند غیرعامل استانداری، محیط زیست، منابع طبیعی، آب منطقهای، شیلات و شهرداری رشت گرد هم آمدند.
حتی از اداره زندانها نیز کمک گرفتند و زندانیان را برای این کار آوردند.
شیلات قایق در اختیار گذاشت، شهرداری امکانات لجستیکی آورد و فعالان محیط زیست نیز مشغول شدند.
اما سنبل آبی گیاهی نبود که با چند بار پاکسازی از بین برود.
این گیاه با بذرها یا حتی تکه کوچکی از ساقه روندهاش که در آب باقی بماند، دوباره خودش را تکثیر میکند؛
برای همین هر سال مثل یک مهمان ناخوانده بر میگردد.
امروز شهرداری رشت روال همیشگیاش را دارد؛ هر سال قایق میاندازد و دو پاکبان را مأمور میکند تا سنبل آبی را جمع کنند. بعضی سالها نیز که حجم رشد آن خیلی بالا میرود، باز هم سمنها وارد میدان میشوند.
چگونگی ورود به تالاب انزلی
«همان سال ۱۳۹۴ بود که سنبل آبی راهش را کج کرد و از طریق کانالهای مسیر قایقرانی که از روستاهای جنوب تالاب به خودِ انزلی میرسند، وارد تالاب انزلی شد.»
این را ماهان مهرو، کارشناس ارشد تنوع زیستی، در گفتوگو با «درسانیوز» میگوید:
مهرو خود از همراهان در پاکسازی تالاب عینک رشت در آن سالها بود و در دیماه سال ۱۳۹۴ نیز در قالب جمعی بزرگ و با همکاری سازمان محیط زیست، برای پاکسازی تالاب انزلی اقدام کردند.
به گفته این فعال محیط زیست، در آن سال، مدیریت خوبی با مشارکت جوامع محلی برای کنترل این گیاه شکل گرفت،
اما متأسفانه پس از مدتی این استمرار قطع شد و در نتیجه، امروز تقریباً کل تالاب انزلی درگیر شده است؛
به طوری که در زمان پرآبی تالاب، شاید بیش از دوسوم آن درگیر سنبل آبی است.
«هر زمان که بارندگی و سیلاب رخ میدهد و تالاب پرآب میشود، این سنبلها اگر به نیها نچسبیده باشند،
همراه با جریان آب حرکت میکنند و زیر پل شنبهبازار انزلی جمع میشوند.
بخشی از آنها به سمت دریا میروند و در آنجا به دلیل شوری آب میپوسند و از بین میروند،
اما حجم عظیمی از آنها در همان کانالهای قایقرانی تالاب انزلی باقی میمانند.
به همین دلیل، محیط زیست هر سال بودجهای را به این کار اختصاص میدهد و پیمانکاری را استخدام میکند
تا در حدی که راه قایقرانی باز شود، عملیات پاکسازی را انجام دهد.»
نقاط آلوده دیگر در گیلان
جدا از انزلی، در حال حاضر چند نقطه دیگر نیز در گیلان آلوده است که هر سال پاکسازی میشود:
آببندان لیلاکوه در لنگرود، تالاب شهری کیاکلایه (پاکسازی شده)، رودخانه حفاظتشده چمخاله (کانون اصلی آلودگی)،
کانال مزارع کشاورزی روستای رادارکومه، کانالهای کشاورزی شفت و سیاهکل
به گفته مهرو، در چمخاله نیز از سال ۱۳۹۴ برای اولین بار سنبل آبی مشاهده شد.
در ابتدا حجم آن بسیار محدود بود، اما کمکم به دلیل گرم شدن هوا تکثیر شد.
«کنترل این وضعیت بودجه کلانی میطلبد و نیازمند استمرار است؛
چراکه این گیاه با یک بار پاکسازی حذف نمیشود و ریشهکنی کامل آن بین ۲۰ تا ۳۰ سال طول میکشد.»
تأثیرات زیستمحیطی: فرشی سبز بر روی خفقان آب
سنبل آبی با پوشش کامل سطح آب، سه بحران اساسی ایجاد میکند:
نوع تهدید توضیح کاهش نور و اکسیژن مانع رسیدن نور خورشید به عمق تالاب شده و فرایند فتوسنتز گیاهان آبزی را متوقف میکند.
افزایش تبخیر آب دوسوم بافت سنبل آبی از آب تشکیل شده و نرخ تبخیر را ۱.۵ تا ۲ برابر افزایش میدهد.
نابودی زیستبوم ماهیها، دوزیستان (قورباغه) و پرندگان بومی به دلیل کاهش غذا و اکسیژن تلف میشوند.
به گفته کارشناسان، با توجه به بحران آب در کشور، ما عملاً با یک بحران زیستی بسیار جدی مواجه هستیم که فراتر از یک معضل محلی است.
موانع ساختاری: چرا بودجهها به موقع به بحران نمیرسند؟
مهرو به مشکل بودجههای دولتی در مقابله با سنبل آبی اشاره میکند:
«ساختار نظام بودجهریزی ما به این شکل است که اگر مثلاً برای سال ۱۴۰۵، فرضاً ۲۰ میلیارد تومان بودجه برای سنبل آبی تالاب انزلی تصویب شود، این پول در طول سال تخصیص نمییابد،
بلکه در پایان سال مالی، یعنی خرداد یا تیرماه سال بعد، و آن هم معمولاً در حد ۵۰ درصد، بسته به میزان تحقق بودجه، واریز میشود.
در نتیجه، این بودجه در بدترین و کوتاهترین زمان ممکن هزینه میشود.»
زمان طلایی پاکسازی، اسفندماه است که تالاب کاملاً پرآب است و گیاه هنوز به مرحله گلدهی و بذرپاشی نرسیده است.
اما وقتی بودجه در خرداد یا تیر میرسد، نه تنها زمان طلایی از دست رفته، بلکه به دلیل کمآبی تابستان،
دسترسی به حجم اصلی گیاه با قایق امکانپذیر نیست.
راهکار پیشنهادی از سوی فعالان:
تغییر نظام بودجهریزی بهگونهای که پیمانکار بتواند در طول سال کار کند و پول خود را پس از تخصیص پایان سال دریافت نماید.
واگذاری جمعآوری به جوامع محلی با مشوقهایی مانند خرید کیلویی سنبل آبی یا ارائه سوخت رایگان به قایقرانان بومی.
مهرو تأکید میکند:
«دستگاههای اجرایی کشور نهایتاً میتوانند دو تا پنج برنامه پاکسازی مقطعی در سال برگزار کنند، اما ریشهکنی سنبل آبی پروسهای مستمر است که دو تا سه دهه طول میکشد.
باید شیوه کارمان را تغییر دهیم؛ هم مدل بودجهریزی و هم مدل جمعآوری فیزیکی با محوریت مردم.»
گسترش به مازندران: تالاب آغوزبن در محاصره
در چهار، پنج سال گذشته پای این مهاجم به مازندران و برخی تالابها و آببندانهای آن نیز رسیده است.
بیشترین آلودگی مربوط به تالاب آغوزبن در شهرستان بابل است؛
تالابی ۴۰ هکتاری که حدود ۴۰۰ هکتار از اراضی شالیزاری را آبیاری میکند.
اما سنبل آبی به این آببندان قناعت نکرده و قلمرو خود را به رودخانههای تغذیهکننده آن نیز کشیده است.
بابل ۲۰۷ آببندان دارد و اگر پای این مهاجم به آببندانهای بزرگتر (با وسعت بیش از ۱۰۰ هکتار) باز شود، بحرانی بزرگتر رقم خواهد خورد.
هشدار یک فعال محیط زیست مازندرانی
محمد نجاتی، فعال محیط زیست، در گفتوگو با «درسانیوز» بزرگترین نگرانی را به خطر افتادن حیات دیگر زیستمندان بومی میداند:
«این گیاه با سایهاندازی روی آب و جلوگیری از اکسیژنرسانی به لایههای زیرین، باعث نابودی دیگر موجودات زنده،
از انواع میکرو ارگانیسمها گرفته تا دوزیستانی مثل قورباغه و ماهیهای کوچک میشود.»
به گفته نجاتی، ظاهر بسیار فریبنده و زیبای سنبل آبی خود به چالشی بزرگ تبدیل شده است:
«مردم برای تماشای آن به تالاب آغوزبن میروند و دستههایی از آن را میکنند.
همین جذابیت ظاهری، سد راه پاکسازی تالابها شده است.»
در جریان پایشهای میدانی، این گیاه در تالابهای سمت فریدونکنار، پشت خزرشهر جنوبی و دیگر آببندانهای مازندران نیز مشاهده شده است.
راهکارهای مقابله با سنبل آبی (تجربه جهانی)
نجاتی سه روش اصلی برای کنترل سنبل آبی پیشنهاد میدهد که در نقاط مختلف دنیا آزموده شدهاند:
۱. مبارزه مکانیکی (جمعآوری فیزیکی)
استفاده از قایق و ماشینآلات شناور برای جمعآوری گیاه از سطح آب.
مزیت: بدون آسیب شیمیایی به محیط.
عیب: باقی ماندن ریشهها در آب باعث بازگشت مجدد گیاه میشود؛ بنابراین نیاز به تکرار مستمر و مداوم دارد.
۲. مبارزه شیمیایی (سمپاشی هدفمند)
محلولپاشی با سموم کمریسک برای محیط زیست.
نیازمند تخصص بالا و نظارت دقیق برای جلوگیری از آسیب به سایر گونهها.
۳. مبارزه بیولوژیک (استفاده از دشمن طبیعی)
رهاسازی گونهای سوسک که از برگهای سنبل آبی تغذیه میکند.
هشدار: این سوسکها نیز به شدت تکثیر میشوند و ممکن است خود به معضلی جدید تبدیل گردند(تجربه کشورهای دیگر).
متأسفانه نجاتی میگوید که پیشنهاد فعالان برای استفاده از روش شیمیایی توسط شرکتهای متخصص، پذیرفته نشد و مسئولان سراغ همان روش مکانیکی ناقص رفتند:
«سال گذشته پاکسازی را شروع کردند، ولی چون ناقص انجام شد،
حالا شاهد هستیم که این گونه مهاجم به شکل بسیار گستردهای برگشته و تقریباً ۸۰ تا ۹۰ درصد سطح مرداب را پوشانده است. »
نتیجهگیری: برای نجات تالابها به یک عزم ملی نیاز داریم
سنبل آبی دیگر یک مهمان ساده نیست؛ یک بحران راهبردی است که با بیتوجهی، بودجههای دیررس و روشهای مقطعی، روزبهروز ریشهدارتر میشود.
تجربه تالاب انزلی و آغوزبن نشان میدهد که بدون مشارکت جوامع محلی، اصلاح نظام مالی و استفاده
از ترکیب روشهای مکانیکی، شیمیایی و بیولوژیک، این گیاه تا دههها مهمان ناخوانده تالابهای شمال ایران باقی خواهد ماند.
دعوت به اقدام:
اگر فعال محیط زیست هستید، پیشنهادات خود را به سازمان حفاظت محیط زیست و نمایندگان مجلس ارائه دهید.
و اگر ساکن منطقه هستید، با گزارش نقاط آلوده جدید و همراهی در پاکسازیهای مردمی، به نجات تالابها کمک کنید.
اگر مسئول هستید، نظام بودجهریزی را اصلاح کنید و پاکسازی را به مردم بسپارید.
پرسشهای متداول (FAQ) درباره سنبل آبی
۱. چرا سنبل آبی به سرعت تکثیر میشود؟
هر بوته سالانه هزاران دانه تولید میکند و حتی یک تکه کوچک از ساقه آن در آب، گیاه جدیدی ایجاد میکند.
۲. آیا سنبل آبی دشمن طبیعی در ایران دارد؟
خیر؛ چون بومی آمازون است و در ایران هیچ گونه شکارچی طبیعی ندارد.
۳. بهترین زمان برای پاکسازی سنبل آبی چه وقتی است؟
اسفند و اوایل فروردین، پیش از گلدهی و بذرپاشی و زمانی که تالاب پرآب است.
۴. چرا پاکسازیهای قبلی موفق نبودهاند؟
به دلیل نبود استمرار، بودجه دیررس و روشهای ناقص که ریشهها را در آب باقی میگذارند.
۵. آیا استفاده از سوسک برای مبارزه بیولوژیک خطری ندارد؟
بله؛ در صورت اجرا، باید کاملاً کنترل شود تا خود سوسکها به آفت جدید تبدیل نشوند.
«پوشش انبوه سنبل آبی با گلهای بنفش روی سطح تالاب انزلی – بحران گونه مهاجم در تالابهای شمال ایران»
تالاب زیر فـــــرش سبز مرگ و اما سنبل آبی؛ چگونه یک گل زینتی به بحرانی پایدار در تالابهای گیلان و مازندران تبدیل شد؟
تالاب زیر فـــــرش سبز مرگ
