تهران و شهر دوستدار کودک؛ چرا پایتخت هنوز کودکان را دوست ندارد؟
محسن عباسیفرد عضو فدراسیونهای بینالمللی و جهانی IFJ، AIPS، FISU)) سردبیر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ نگاهی به چالشهای کلانشهر تهران در مسیر تحقق شهر دوستدار کودک، از ترافیک و پارکهای بیروح تا ضعف هماهنگی نهادی.
یکونیم میلیون کودکِ نامرئی در شهرِ خودروها
با وجود گذشت سه دهه از طرح مفهوم «شهرهای دوستدار کودک» توسط یونیسف و تصویب اسناد بالادستی در ایران، تهران هنوز نتوانسته است
به شهری مناسب برای زندگی یکونیم میلیون کودک و نوجوان زیر ۱۵ سال تبدیل شود.
گزارش تازه مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران نشان میدهد که کالبد پایتخت برای خودرو طراحی شده و کودکان را به «شهروندان نامرئی» تبدیل کرده است.
کارشناسان معتقدند نبود باور نهادی، فردمحوری در اجرا و ضعف هماهنگی میان دستگاهها، مهمترین موانع تحقق شهر دوستدار کودک در تهران هستند.
مفهوم شهر دوستدار کودک و سابقه آن در ایران
مفهوم شهر دوستدار کودک نخستین بار توسط یونیسف مطرح شد و اکنون ۳۰ سال قدمت دارد.
این ابتکار بر اصولی چون عدم تبعیض میان کودکان، حق حیات و رشد، حق مشارکت و قرار دادن منافع کودکان در تصمیمگیریهای شهری استوار است.
در ایران، نخستین تلاشها در دهه ۸۰ خورشیدی و به صورت خودجوش در شهر اوز (استان فارس) شکل گرفت.
سپس در سال ۱۳۹۷، آییننامه اجرایی شهرهای دوستدار کودک توسط سازمان دهیاریها و شهرداریهای وزارت کشور ابلاغ شد.
نقطه عطف بعدی، تصویب «الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک» در سال ۱۴۰۰ توسط شورای عالی شهرسازی و معماری بود که بر حضور همه کودکان در فضاهای عمومی و ایجاد زیرساختهای مناسب تأکید داشت.
اما سؤال اینجاست: این اسناد تا چه اندازه توانستهاند تهران را به شهری دوستدار یکونیم میلیون کودک تبدیل کنند؟
تهران؛ شهری که خودرو را به کودک ترجیح میدهد
بر اساس پژوهش جدید مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران با عنوان
«بهسوی تهران دوستدار کودک؛ تحلیل جامعهشناختی، تجارب جهانی و نقشه راه سیاستی»، پایتخت ایران برای یک شهروند بزرگسال، مذکر، دارای خودروی شخصی طراحی شده است.
این رویکرد به طور سیستماتیک نیازهای کودکان را نادیده میگیرد.
معابر شهری: قلمروی خودروها
پیادهروها که باید امنترین مسیر حرکت کودک باشند، ناپیوسته، باریک و پر از موانع هستند.
کفسازی نامناسب حرکت کالسکه را دشوار میکند.
خانوادهها حتی برای مسیرهای کوتاه به استفاده از خودرو ترغیب میشوند.
تهران فاقد شبکه گسترده و ایمن دوچرخهسواری و آرامسازی ترافیک در مقیاس محله است.
پارکهای بیروح و زمینهای بازی استاندارد اما بیخلاقیت
سرانه فضای سبز قابلقبول، کیفیت پایین
پژوهش مرکز مطالعات تهران نشان میدهد که
اگرچه سرانه فضای سبز پایتخت قابل قبول است،
اما کیفیت این فضاها برای کودکان ناامیدکننده است.
پارکهای تهران:
الگویی تکراری و صرفاً تزئینی دارند.
زمینهای بازی را از بطن پارک جدا کردهاند.
فاقد خلاقیت، تنوع و عناصر طبیعی مانند تپههای کوچک، مسیرهای آبی کمعمق و فضاهای دنج هستند.
زمینهای بازی: ایمنی افراطی به بهای رشد
نویسندگان پژوهش معتقدند که زمینهای بازی کودکان در تهران دچار دو آسیب جدی هستند:
۱. تجهیزات استاندارد و پلاستیکی تکراری که فاقد ارزشهای رشدی و خلاقانه هستند.
۲. تمرکز افراطی بر ایمنی (مثل کفپوشهای پلاستیکی) که مفهوم «ریسک مفید» را نادیده میگیرد و کودک را در محیطی استریل قرار میدهد.
پژوهشهای پیشین بر روی پارکهای لاله، گفتوگو، قیطریه، نیاوران، ملت و ساعی نیز کمبود تنوع، ضعف ارتباط با طبیعت و کیفیت پایین طراحی را تأیید کردهاند.
فاصله گفتار و عمل؛ از مصوبه تا اجرا
چرا با وجود قوانین بالادستی، تهران همچنان با کودکان خصمانه برخورد میکند؟
ضعف در طرحهای جامع و تفصیلی
طبق این پژوهش، در طرح جامع و تفصیلی تهران، کودکان بهعنوان «گروهی با نیازهای خاص» دیده نشدهاند.
ضوابط بیشتر بر سرانههای کمی تأکید دارند تا کیفیت محیط از منظر کودک.
برای مثال، الزامی برای فضای بازی ایمن و خلاق در مجتمعهای مسکونی یا معیارهای کودکمحور برای پیادهروها و تقاطعها وجود ندارد.
جزیرهای عمل کردن نهادها
سازمان بوستانها زمین بازی میسازد، اما معاونت حملونقل مسیر ایمن به آن را فراهم نمیکند.
معاونت اجتماعی برنامه فرهنگی اجرا میکند، اما نیاز کودک در مبلمان شهری لحاظ نمیشود.
در شهرهای موفق جهان، حملونقل، فضای سبز، آموزش، پلیس و جامعه مدنی در قالب یک استراتژی واحد عمل میکنند، اما تهران این هماهنگی نهادی را ندارد.
نگاه کارشناسان: باور نداریم، اجرا نمیشود
مهرناز عطاران، عضو تیم تدوین سند الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک:
«ماهیت توسعه افسارگسیخته تهران و نبود باور به اولویتداشتن کودک،
اجرای این رویکرد را در پایتخت دشوار کرده است.
در شهرهای کوچک، این مصوبه بهتر اجرا شده، اما آنجا هم وجود یک فرد دغدغهمند،
عامل اصلی بوده است.
متأسفانه هیچ سیستم نظارتی و الزامی برای اجرا وجود ندارد.
دوستدار کودک شدن به بودجه نیاز ندارد، بلکه به باور نیاز دارد.»
کریم آسایش، کنشگر شهری و عضو دیگر تیم تدوین سند:
«موضوع کودک به رویداد بازی تقلیل یافته است.
بر اساس ماده ۹ سند، همه طرحهای شهری باید از سوی انجمنهای مربوط تأیید بگیرند، اما هیچ نمونهای از اجرای این ماده نداریم.
ما نهتنها با کودک و از طریق کودک نیستیم، بلکه حتی برای کودک هم نیستیم و شهر دوستدار کودک به فعالیتهای دکوری تنزل یافته است.»
آسایش تأکید میکند که دلیل اصلی، نبود اعتقاد به شهر انسانمحور است که در حوزه کودک تشدید شده، زیرا کودکان صدا و قدرت کمتری نسبت به سایر گروههای اجتماعی دارند.
راهکارها: تغییر پارادایم از تأمین خدمات به توانمندسازی
پژوهش مرکز مطالعات تهران در بخش نقشه راه، پیشنهاد میکند که موفقیت بلندمدت طرح شهر دوستدار کودک در تهران نیازمند
«گذار پارادایمی از رویکرد تأمین خدمات به رویکرد توانمندسازی» است.
در این مدل جدید، شهرداری باید از یک مجری مستقیم به تسهیلگر و حامی تبدیل شود که:
منابع و دانش فنی را در اختیار جامعه محلی قرار دهد.
امکان خلق راهحلهای خلاقانه محلی را فراهم کند.
مشارکت واقعی کودکان و نوجوانان را در شکلدهی به شهر بپذیرد.
در غیر این صورت، احتمالاً دستور و ابلاغ نمیتواند تهران را مجبور کند
که کودکانش را از خودروهایش بیشتر دوست داشته باشد.
نتیجهگیری و پیشنهادها
گزارش ۱۰۹ صفحهای مرکز مطالعات تهران و اظهارات کارشناسان نشان میدهد
که تهران هنوز با استانداردهای شهر دوستدار کودک فاصله زیادی دارد و
حتی در سطح «مناسبسازی» نیز موفق نبوده است. برای تغییر این وضعیت، لازم است:
۱. باور نهادی به اولویت کودک در سیاستگذاری شهری ایجاد شود.
۲. هماهنگی بیننهادی میان دستگاههای مختلف (حملونقل، فضای سبز، زیباسازی، آموزش و غیره) شکل گیرد.
۳. سیستم نظارت و پاسخگویی برای اجرای الزامات سند شهر دوستدار کودک طراحی شود.
۴. مشارکت کودکان و نوجوانان در فرآیندهای تصمیمسازی و برنامهریزی شهری نهادینه شود.
۵. طرحهای جامع و تفصیلی با رویکرد کودکمحور بازنگری شوند.
فرجام سخن
تهران، با یکونیم میلیون شهروند کوچک خود، در تنگنای میان «وعده» و
«عمل» گرفتار آمده است.
اسناد بالادستی و مصوبات شورای عالی شهرسازی، اگرچه گامی بلند در جهت بهرسمیتشناختن حقوق کودکان در فضای شهری بود، اما در عمل به نوشتههایی
بر کاغذ تبدیل شدهاند که نه ضمانت اجرایی دارند و نه باوری نهادی پشت آنها
ایستاده است.
آسیبشناسی پژوهش مرکز مطالعات تهران نشان میدهد که ریشه اصلی ناکامی،
نه در کمبود بودجه که در نبود اراده جمعی و ساختاری برای خروج از رویکرد
«خودرو محور» و ورود به پارادایم «انسان محور» است.
تا وقتی که هماهنگی میان دستگاهها به «همکاریهای سلیقهای» و اجرای مصوبات
به «اقدامات فردمحور» وابسته باشد، تهران همچنان به نقطهای نخواهد رسید
که کودکانش را از خودروهایش بیشتر دوست داشته باشد.
با این حال، فرجام این مسیر از پیش تعیینشده نیست.
گزارش مذکور، چراغ راهی است که نشان میدهد:
گذار از «تأمین خدمات» به «توانمندسازی» نهتنها ممکن، که ضروری است.
چرا با وجود قوانین بالادستی، تهران هنوز شهر دوستدار کودک نشده است؟
تحقق شهر دوستدار کودک، نیازمند تغییری بنیادین در نگرش است:
کودکی که امروز «شهروند نامرئی» پایتخت محسوب میشود،
باید به شاخصی کلیدی برای سنجش عدالت و پایداری شهری تبدیل شود.
این تغییر، باور میخواهد، مشارکت میطلبد و مهمتر از همه، پاسخگویی را
به عنوان رکنی غیرقابلحذف در نظام برنامهریزی شهری تثبیت میکند.
فرجام سخن آنکه؛ تا زمانی که کودکان نتوانند بهآسانی در پیادهروها قدم بزنند،
در پارکها کشف کنند و در خیابانها امن باشند، تهران به وعدههای خود وفا نکرده است. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسش از «بودجه»، از «باور» بپرسیم؛
چراکه شهری که کودک را نبینَد، آینده را هم نخواهد دید.
تهران و شهر دوستدار کودک؛ چرا پایتخت هنوز کودکان را دوست ندارد؟
