توسعه پایدار گردشگری روستایی؛ چالش درآمد، هویت و نظارت در ایران

کد خبر: 64308

طبیعت روستاهای ایران، سال‌هاست که بدون دفاع، پذیرای گردشگرانی است که برای آرامش به دامنش پناه می‌آورند؛ اما این مهمان‌نوازیِ بی‌حدومرز، حالا به بهای نابودی تدریجی مراتع، آلودگی منابع آب و انباشت زباله در دل بکرترین مناطق تمام شده است. گزارش پیشِ رو، تصویری شفاف از دوگانه‌ی «درآمد یا حفاظت» در گردشگری روستایی ایران ارائه می‌دهد و به دنبال پاسخ به این پرسش است: آیا توسعه‌ای که محیط‌زیست را قربانی کند، می‌تواند پایدار باشد؟

توسعه پایدار گردشگری روستایی؛ چالش درآمد، هویت و نظارت در ایران

محسن عباسی‌فرد عضو فدراسیون‌های بین‌المللی و جهانی IFJ)، AIPS، FISU) سردبیر پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ از بن‌بست بانکی تا کیف پول دیجیتال؛ تتر و آینده‌ی سرمایه‌گذاری روستایی.

گردشگری روستایی در ایران؛ میان درآمدزایی، استانداردسازی و حفظ هویت محلی گرفتار شده است

آیا روستا باید برای گردشگر تغییر کند یا گردشگر باید روستا را همان‌گونه که هست بپذیرد؟

چالش‌های توسعه بوم‌گردی در ایران

بررسی چالش‌های گردشگری روستایی در ایران؛ از تحمیل استانداردهای شهری و نقش کمرنگ جامعهٔ محلی تا نبود هماهنگی بین نهادهای متولی.

آیا بوم‌گردی به توسعهٔ پایدار کمک می‌کند یا هویت روستاها را تهدید می‌کند؟

بهای توسعهٔ گردشگری برای روستا؛ وقتی مهمان ناخوانده می‌شود

یک خانهٔ روستایی با دیوار‌های کاهگلی، حیاطی که هنوز بوی نان تنوری می‌دهد و اتاق‌هایی که بخشی از خاطرهٔ یک خانواده‌اند، برای بسیاری از گردشگران امروز فقط یک محل اقامت نیست؛

بلکه تجربه‌ای از یک سبک زندگی است که در شهرها کمتر پیدا می‌شود.

اما همین خانه وقتی وارد مسیر دریافت مجوز، تسهیلات و استانداردهای رسمی گردشگری می‌شود، گاهی با الزام‌هایی روبه‌رو می‌شود که می‌تواند آن را از همان چیزی که برای گردشگر جذاب کرده است، دور کند.

گردشگری روستایی در ایران میان دو خواسته گرفتار شده است: از یک سو نیاز به ایجاد درآمد و اشتغال و از سوی دیگر حفظ هویت و سبک زندگی محلی. این گزارش به بررسی ابعاد این معضل و راهکارهای برون‌رفت از آن می‌پردازد.

بوم‌گردی؛ فرصتی برای احیای روستاها یا تهدیدی برای فرهنگ بومی؟

در سال‌های گذشته، گردشگری روستایی به‌عنوان یکی از مسیرهای توسعهٔ مناطق کم‌برخوردار مطرح شده است؛ راهی برای ایجاد اشتغال، جلوگیری از مهاجرت، احیای خانه‌های قدیمی و معرفی فرهنگ‌های محلی. توسعهٔ اقامتگاه‌های بوم‌گردی نیز با همین هدف آغاز شد؛ اینکه گردشگر به جای اقامت در فضایی مشابه هتل‌های شهری، تجربه‌ای نزدیک به زندگی واقعی یک منطقه داشته باشد.

اما در مسیر گسترش این نوع گردشگری، یک پرسش مهم شکل گرفته است:

آیا روستا قرار است برای گردشگر تغییر کند یا گردشگر باید روستا را همان‌گونه که هست بشناسد؟

نظر پژوهشگر اکوتوریسم: بوم‌گردی نسخهٔ کوچک هتل نیست

«افسانه احسانی»، پژوهشگر حوزهٔ اکوتوریسم، در پاسخ به این سؤال می‌گوید بخشی از مشکلات امروز گردشگری روستایی از جایی آغاز می‌شود که تلاش می‌کنیم روستا را با معیارهایی بسنجیم که برای محیط‌های شهری طراحی شده‌اند:

«بوم‌گردی قرار نیست نسخهٔ کوچک‌شدهٔ یک هتل باشد. ارزش بوم‌گردی در این است که یک تجربهٔ متفاوت از زندگی، فرهنگ و محیط به گردشگر ارائه کند.

اگر قرار باشد همهٔ چیز را شبیه هتل کنیم، دیگر تفاوتی میان یک اقامتگاه بوم‌گردی و یک واحد اقامتی معمولی باقی نمی‌ماند.»

به گفتهٔ او، بسیاری از خانه‌هایی که امروز به‌عنوان اقامتگاه بوم‌گردی فعالیت می‌کنند، پیش از آن‌که یک فضای اقامتی باشند، بخشی از تاریخ و زندگی یک خانواده بوده‌اند.

همین ویژگی است که می‌تواند برای گردشگر جذاب باشد؛ نه اینکه این خانه‌ها با تغییرات گسترده به فضایی شبیه ساختمان‌های شهری تبدیل شوند.

جاذبه همیشه کوه و جنگل نیست؛ ظرفیت‌های ناملموس گردشگری روستایی

یکی از چالش‌های مهم در توسعهٔ گردشگری روستایی، تعریف محدود از مفهوم جاذبه است. سال‌هاست وقتی از ظرفیت گردشگری یک منطقه سخن گفته می‌شود، بیشتر توجه‌ها به سمت طبیعت، چشم‌انداز‌های بکر، جنگل، کوهستان یا کویر می‌رود.

در حالی که بسیاری از روستاها ممکن است فاقد چنین ویژگی‌هایی باشند، اما همچنان ظرفیت‌های مهمی برای جذب گردشگر دارند.

احسانی معتقد است نگاه صرف به طبیعت باعث شده بخش زیادی از ظرفیت‌های روستایی نادیده گرفته شود:

«جاذبه فقط یک منظرهٔ طبیعی نیست. یک روستا می‌تواند به واسطهٔ معماری، غذا، صنایع دستی، آداب و رسوم، شیوهٔ زندگی مردم و حتی روابط اجتماعی خود جذاب باشد.»

به گفتهٔ او، گردشگری امروز در بسیاری از نقاط جهان از دیدن صرف یک مکان عبور کرده و به سمت تجربه کردن رفته است:

«گردشگر به دنبال این است که بداند مردم یک منطقه چگونه زندگی می‌کنند، چه داستانی پشت یک خانهٔ قدیمی وجود دارد، یک غذای محلی چگونه آماده می‌شود یا یک هنر سنتی چگونه نسل به نسل منتقل شده است.

گاهی خود روستا مهم‌ترین جاذبه است. اما مشکل اینجاست که ما هنوز بسیاری از این جاذبه‌ها را به رسمیت نمی‌شناسیم، چون قابل اندازه‌گیری با معیارهای معمول نیستند.»

به باور او، بخشی از میراث گردشگری روستاها ناملموس است؛ چیزی که نمی‌توان آن را مانند یک بنای تاریخی ثبت کرد، اما ارزش آن کمتر از یک اثر معماری نیست.

وقتی گردشگر مهمان ناخوانده می‌شود؛ نقش جامعهٔ محلی در توسعهٔ گردشگری

با وجود همهٔ ظرفیت‌هایی که گردشگری می‌تواند برای روستاها ایجاد کند، یک واقعیت مهم وجود دارد: همهٔ روستاها الزاماً آمادهٔ پذیرش گردشگر نیستند و همهٔ جوامع محلی هم چنین مسیری را انتخاب نمی‌کنند.

در بسیاری از برنامه‌های توسعهٔ گردشگری، توجه اصلی به ظرفیت‌های اقتصادی معطوف می‌شود؛ اینکه یک منطقه چقدر می‌تواند گردشگر جذب کند و چه میزان درآمد ایجاد شود. اما کمتر دربارهٔ این پرسش سخن گفته می‌شود که مردم آن منطقه تا چه اندازه خواهان این تغییر هستند.

احسانی تأکید می‌کند که جامعهٔ محلی باید در مرکز تصمیم‌گیری قرار داشته باشد:

«گاهی تصور می‌کنیم چون یک روستا ظرفیت گردشگری دارد، پس باید حتماً مقصد گردشگری شود.

در حالی که این تصمیم باید با مشارکت مردم همان منطقه گرفته شود.»

به گفتهٔ او، تغییر سبک زندگی، نگرانی از آسیب دیدن فرهنگ محلی یا تجربه‌های ناموفق گذشته می‌تواند باعث شود برخی جوامع نسبت به ورود گردشگر مقاومت داشته باشند:

«اگر مردم احساس کنند گردشگری چیزی است که از بیرون به آن‌ها تحمیل شده، این روند پایدار نخواهد بود. جامعهٔ محلی باید بداند چه چیزی را می‌خواهد حفظ کند، چه چیزی را می‌خواهد تغییر دهد و چه سهمی از منافع گردشگری خواهد داشت.»

چند متولی برای یک مسیر؛ از محیط‌زیست تا بانک‌ها

توسعهٔ گردشگری روستایی در ایران با مجموعه‌ای از نهادها و دستگاه‌های مختلف ارتباط دارد؛ نهادهایی که هر کدام از زاویه‌ای متفاوت به این حوزه نگاه می‌کنند.

وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، سازمان حفاظت محیط‌زیست، نهادهای مالی و بانکی و مدیریت‌های محلی، هر یک بخشی از این مسیر را در اختیار دارند،

اما نبود هماهنگی میان آن‌ها گاهی باعث می‌شود توسعهٔ گردشگری به جای حرکت در یک مسیر مشخص، میان تصمیم‌ها و دستورالعمل‌های متفاوت گرفتار شود.

احسانی به همین مسئله اشاره می‌کند:

«مشکل اصلی، حضور چند نهاد در این حوزه نیست، بلکه نبود یک نگاه هماهنگ میان آن‌هاست. طبیعی است که هر دستگاه وظیفهٔ خودش را داشته باشد. محیط‌زیست باید از طبیعت حفاظت کند، میراث فرهنگی باید به توسعهٔ گردشگری بیندیشد و نظام بانکی هم نگاه اقتصادی خودش را دارد.

اما این بخش‌ها باید بتوانند در یک چارچوب مشترک حرکت کنند.»

به گفتهٔ او، در شرایط فعلی، گاهی یک فعال محلی یا سرمایه‌گذار روستایی میان خواسته‌های متفاوت دستگاه‌ها قرار می‌گیرد؛ دستگاه‌هایی که هر کدام معیارهای خود را دارند و الزاماً تصویر مشترکی از توسعهٔ پایدار ارائه نمی‌کنند.

نظارت باید راهگشا باشد، نه بازدارنده

موضوع نظارت در گردشگری روستایی یکی دیگر از نقاط اختلاف میان سیاست‌گذاران و فعالان این حوزه است.

از یک طرف، نبود نظارت می‌تواند باعث کاهش کیفیت خدمات، آسیب به محیط‌زیست و بی‌اعتمادی گردشگران شود؛ از طرف دیگر، نظارت‌های غیرکارشناسی و صرفاً اداری می‌تواند فعالیت‌های کوچک و بومی را با مشکل مواجه کند.

احسانی تأکید می‌کند که مسئله، حذف نظارت نیست؛ بلکه تغییر نگاه به مفهوم نظارت است:

«نظارت باید برای بهتر شدن باشد، نه اینکه فقط یک مرحلهٔ اداری دیگر ایجاد کند.

اگر ارزیابی‌ها به جای توجه به کیفیت واقعی، صرفاً روی چند شاخص ظاهری متمرکز شوند، ممکن است نتیجه‌ای که می‌گیریم برخلاف هدف اولیه باشد.»

به باور او، نظام ارزیابی گردشگری روستایی باید بتواند تفاوت میان یک اقامتگاه بومی موفق و یک مجموعهٔ صرفاً ساخته‌شده برای کسب درآمد را تشخیص دهد.

گردشگری روستایی؛ فرصتی که نباید از دست برود

با وجود همهٔ چالش‌ها، توسعهٔ گردشگری روستایی همچنان یکی از فرصت‌های مهم برای بسیاری از مناطق ایران است.

روستاهایی که با مسئلهٔ مهاجرت، کاهش جمعیت و فراموش شدن بخشی از میراث فرهنگی خود مواجه‌اند، می‌توانند از گردشگری به‌عنوان یکی از مسیرهای حفظ زندگی و اقتصاد محلی استفاده کنند.

اقامتگاه‌های بوم‌گردی در سال‌های گذشته توانسته‌اند در برخی مناطق، خانه‌های قدیمی را دوباره فعال کنند، برای خانواده‌ها درآمد ایجاد کنند و توجه گردشگران را به بخش‌هایی از کشور جلب کنند که پیش از این کمتر دیده می‌شدند.

به باور احسانی، نقد مشکلات موجود نباید به معنای نادیده گرفتن دستاوردهای این حوزه باشد:

«ما نباید تصور کنیم چون مشکلاتی وجود دارد، پس اصل گردشگری روستایی اشتباه است.

همین که یک خانهٔ قدیمی دوباره مورد استفاده قرار می‌گیرد یا یک خانواده می‌تواند از محل زندگی خودش درآمد داشته باشد، اتفاق مثبتی است.

حتی یک اقامتگاه کوچک با کاستی‌هایی محدود، می‌تواند ارزشمندتر از نبود هیچ فعالیتی در یک روستا باشد؛ زیرا می‌تواند زمینه‌ای برای ماندگاری مردم و حفظ بخشی از هویت منطقه ایجاد کند.

مسئله این است که باید کمک کنیم این مسیر درست‌تر شود، نه اینکه آن را متوقف کنیم.»

 

توسعهٔ گردشگری روستایی باید از مردم شروع شود

برای رسیدن به یک الگوی پایدار در گردشگری روستایی، به گفتهٔ احسانی، مهم‌ترین تغییر باید در نگاه مدیریتی اتفاق بیفتد؛ تغییر از یک مدل دستوری و متمرکز به مدلی مشارکتی که جامعهٔ محلی را در مرکز تصمیم‌گیری قرار دهد.

او معتقد است دولت باید به جای تعیین همهٔ جزئیات، نقش خود را در آموزش، تسهیل‌گری و حمایت تعریف کند:

«دولت باید مسیر را هموار کند؛ اطلاعات بدهد، آموزش ارائه کند، موانع اداری را کاهش دهد و شرایط سرمایه‌گذاری درست را فراهم کند.

اما دربارهٔ اینکه یک روستا چگونه توسعه پیدا کند، باید به مردم همان منطقه اعتماد کرد.»

به گفتهٔ او، شاخص‌های ارزیابی، نحوهٔ اعطای تسهیلات و برنامه‌های توسعه باید بر اساس ویژگی‌های هر منطقه طراحی شوند:

«نمی‌توان برای همهٔ روستاهای ایران یک نسخه نوشت. هر منطقه ارزش‌ها، محدودیت‌ها و ظرفیت‌های خودش را دارد. توسعهٔ گردشگری نباید به قیمت از بین رفتن هویت روستا تمام شود.

اگر گردشگری باعث شود روستاها شبیه شهر شوند، در واقع بخشی از دلیل سفر به آنجا را از بین برده‌ایم.

گردشگر برای دیدن تفاوت‌ها می‌آید، نه برای دیدن چیزی که در همه جا وجود دارد.»

 

روستا مقصد نیست؛ یک زندگی است

گردشگری روستایی در ایران هنوز با فاصله‌ای جدی میان ظرفیت‌های موجود و وضعیت مطلوب روبه‌روست.

کشوری با تنوع گستردهٔ فرهنگی، طبیعی و تاریخی که بسیاری از روستاهای آن می‌توانند مقصد گردشگری باشند، همچنان با چالش‌هایی مانند نبود سیاست‌گذاری یکپارچه، استانداردهای نامتناسب، بوروکراسی و کمرنگ بودن نقش جوامع محلی مواجه است.

اما شاید مهم‌ترین مسئله این باشد که روستا نباید فقط به‌عنوان یک محصول گردشگری دیده شود. روستا پیش از آن‌که مقصد سفر باشد، محل زندگی انسان‌هاست؛ جایی که فرهنگ، خاطره و طبیعت در کنار هم شکل گرفته‌اند.

احسانی می‌گوید آیندهٔ گردشگری روستایی به توانایی ایجاد تعادل میان توسعهٔ اقتصادی و حفظ هویت وابسته است:

«ما باید یاد بگیریم روستا را همان‌طور که هست بشناسیم.

قرار نیست روستا را برای گردشگر تغییر دهیم؛ باید کمک کنیم ارزش‌های واقعی آن دیده شود.»

به باور او، گردشگری روستایی زمانی می‌تواند به توسعهٔ پایدار منجر شود که مردم محلی، طبیعت و فرهنگ، نه در حاشیه، بلکه در مرکز تصمیم‌گیری قرار بگیرند.

توسعه پایدار گردشگری روستایی؛ چالش درآمد، هویت و نظارت در ایران

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *